توسعه شهرنشینی با افزایش سطوح نفوذناپذیر و به طور هم زمان با تغییرات چرخه هیدرولوژیکی همراه است. این امر باعث می شود تا حجم رواناب حاصل از بارندگی زیاد شده و درنتیجه رژیم رواناب تندتر بازمان تأخیر کوتاه تر و دبی های اوج بالاتر، حاصل شود. بنابراین، خطر ایجاد سیل که یکی از پرمخاطره ترین بلایای طبیعی است افزایش می یابد. منطقه مورد مطالعه بخشی از شهر بندرعباس انتخاب شده است که به شدت در معرض رشد و توسعه یافتگی قرار دارد. سیستم زهکشی نامناسب و توسعه ناهمگون شهر بدون توجه به معیارهای جامع شهرسازی در دهه های گذشته باعث شده که حتی در اثر بارندگی با دوره بازگشت های کوچک نیز شاهد آب گرفتگی در محدوده شهری باشیم. بنابراین در این پژوهش سعی شده است تا با شبیه سازی نحوه عملکرد سیستم زهکشی رواناب سطحی، نقاط حساس به آب گرفتگی بررسی گردد و بهترین گزینه های عملیاتی جهت کنترل سیلاب و تأثیر آن ها بر کاهش حجم سیل مورد ارزیابی قرار گیرد. بدین منظور با استفاده از نرم افزار EPA-SWMM سه راهکار مدیریتی سیستم ماند بیولوژیکی، پشت بام سبز و جوی-باغچه در کنترل دبی جریان بررسی شد. نتایج نشان داد که راهکار مدیریتی پشت بام سبز، نسبت به بقیه راهکارها، با متوسط کاهش 8/18درصدی دبی پیک و کاهش 5/12 درصدی حداکثر سرعت از عملکرد بهتری برخوردار است. از دیگر نتایج این تحقیق این است که شبکه در حالت بدون گزینه عملیاتی برای دوره بازگشت 10 ساله دارای 18 درصد پس زدگی بود که این مقدار با اجرای سناریو پشت بام سبز پس زدگی جریان به 1 درصد شبکه کاهش یافت. بنابراین راهکار مدیریتی پشت بام سبز به عنوان بهترین راهکار در کاهش پیک و سرعت جریان در محدوده مورد مطالعه انتخاب گردید.
شناخت سبک های یادگیری آموزش گیرندگان عاملی مهم در افزایش یادگیری و جلوگیری از هدررفتن استعداد ها و امکانات است. پژوهش حاضر باهدف شناخت و مقایسه سبک های یادگیری دو گروه کارشناسی پیوسته و کارشناسی نا پیوسته معماری دانشگاه های مختلف استان همدان، کارکرد تحصیلی و ارتباط آن با جنسیت دانشجویان انجام گرفته است. پژوهش از کلیه دانشجویان معماری استان همدان که در سال تحصیلی 97-1396 مشغول به تحصیل بودند انجام شده است. روش پژوهش پیمایشی و به لحاظ نتایج، توصیفی - تحلیلی است و معدل دروس تخصصی دانشجویان به عنوان شاخص کارکرد تحصیلی در نظر گرفته شده است. در گردآوری داده های پژوهش از پرسش نامه کلب و جهت تحلیل داده های پژوهش از آزمون مجذور کای دو بهره گرفته شده است. نتایج نشان می دهد بین سبک های یادگیری دانشجویان کارشناسی پیوسته و ناپیوسته و همین طور بین سبک های یادگیری دانشگاه های مختلف تفاوت معنا داری وجود دارد. در خصوص پاسخ به پرسش های دیگر پژوهش تفاوت معناداری بین دانشجویان با جنسیت متفاوت و میانگین نمرات دروس تخصصی دیده نشد.
Aim of this paper is to search and find ways and methods of constructivism teaching and learning ideas in teaching the architectural design studio. The objective is to extract all the positive things constructivism has to offer the architectural design studio for efficient teaching and effective learning. Although there are similarities in the curricula of training architects all over the world, but educators go about it in their own convenient and suitable ways and styles. And this is leading to inadequacy in the standards of teaching the arch-design studios in the contemporary world. The topic has become very relevant and timely as arch-educators and other stakeholders are of the opinion that something has to be done to improve the ways and methods of training architects, especially the teaching of the arch-design studio. Through exploration of critical analytical review of literatures and interviews, this paper finds ways and methods of constructivism in teaching the arch-design studio. These ways and methods are critically explored through the research themes of collaboration, integration, adaptability and motivation. By teaching and learning with constructivism ideas in the arch-design studio the students would be grounded in designing with creativity ideas and therefore we can have professionals that design and build creatively, functionally, satisfactorily and safely. It means we can have real buildings and places that satisfy our clients, the society and in harmony with the environment.
برای مدل سازی و نمایش شبکه فضایی، رویکردهای متعددی وجود دارد اما فقدان بررسی و مطالعه ارتباط میان رویکردها به چشم می خورد. بنابراین در مرحله مدل سازی شبکه، محققان غالبا بی اطلاع از تنوع رویکردهای موجود در سایر زمینه های تحقیقات شهری، پژوهش های پیشین صورت گرفته در رشته خویش را در پی می گیرند. بافت های مسئله دار به دلیل اتصال پذیری پایین و دسترسی دشوار، در برابر سوانح طبیعی آسیب پذیر می باشند. در این خصوص اصلاح هندسی شبکه معابر نیز، بدون اولویت بندی مشخص، سبب افزایش هزینه های مدیریت شهری و بازدهی کم در حوزه مدیریت ریسک خواهد شد. پژوهش حاضر سعی بر آن دارد تا پس از بررسی زمینه های نظری مدلسازی و نمایش شبکه فضایی، از طریق اولویت بندی مداخلات در خصوص بازگشایی و اصلاح هندسی، منجر به کاهش فاصله ی سفر، افزایش دسترسی و اتصال پذیری شود. جهت روشن شدن نقش و کاربرد نظریه گراف در مدل سازی شبکه، از تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته شد و سپس مدل بلوک بندی مجدد، در یکی از بافت های شهر رشت، مورد آزمون قرار گرفت. در این خصوص شاخص پیچیدگی (گراف دوگان)، بهینه سازی توپولوژیکی (الگوریتم مربوطه)، بهینه سازی هندسی (الگوریتم مربوطه و برنامه نویسی در نرم افزار MATLAB)، مرکزیت و اتصال پذیری (SPACE SYNTAX) مورد سنجش قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیل محتوای کیفی بیان می دارند که جهت تعیین ویژگی های مورفولوژیکی طرح شهری، مناسب خواهد بود تا از گراف دوگان استفاده شود. شاخض پیچیدگی در بلوک مورد مطالعه 8 به دست آمد که از طریق بهینه سازی توپولوژیکی، این عدد به 2 کاهش یافت. با به کارگیری بهینه سازی هندسی نیز میانگین فاصله سفر از 17.4 به 10.68 تقلیل پیدا کرد. یافته های پژوهش حاضر می توانند در طرح های بازآفرینی مورد توجه قرار گیرند تا نواحی تاب آور را پدید آورند.
فضاهای ورودی شهرها علاوه بر معرفی یک شهر و ایجاد اولین تصویر ذهنی مخاطبان از آن، به دلیل داشتن پتانسیل های مختلفی که باعث بروز فعالیت های متنوعی می شود، از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند؛ به همین جهت یافتن مهمترین مؤلفه های تأثیرگذار در الگوهای رفتاری کاربران و همچنین راه حلی مناسب جهت معیارهای تأثیرگذار در طراحی فضاهای ورودی شهرها، یکی از مهمترین مسائلی است که امروزه طراحان شهری به دنبال آن هستند. درواقع سؤال اصلی پژوهش، درباره نحوه و نوع ارتباط ابعاد مختلف ادراکی، کالبدی، اجتماعی و غیره در فضاهای ورودی شهر با شکل گیری الگوهای رفتاری است. در همین راستا دروازه قرآن شیراز به عنوان یکی از نمونه های شاخص که دارای مؤلفه های مختلف فضایی و ادراکی در ابعاد گوناگون و همچنین یک فضای شهری با سطح کنش گری بالا و فعالیت های متنوع است، انتخاب و مورد تحلیل جامع الگوهای رفتاری قرار گرفته است. روش تحقیق پیشِ رو از نوع ترکیبی کمی و کیفی است و براساس هدف از نوع ارزیابی خصوصیات فیزیکی، فرهنگی، هویتی و ادراکی است. مشاهده و تحلیل کیفی با استفاده از تکنیک های نقشه برداری رفتاری، پرسش نامه، مصاحبه و تحلیل عکس است. مهمترین مؤلفه های محیطی تأثیرگذار بر رفتار کاربران در فضاهای ورودی شهرها، براساس دیدگاه های نظریه پردازانی نظیر لنگ، بارکر و کانتر در سه دسته عوامل فیزیکی و کالبدی محیط، عوامل فرهنگی، هویتی، اجتماعی و عوامل روانی و ادراکی محیط تقسیم بندی شده است. نتایج نشان می دهد که مؤلفه های هویتی و کیفیت مطلوب بصری بیشترین نقش را در جذب کاربران به فضای ورودی شهرها داشته و کیفیت بصری مناظر و چشم اندازهای اطراف ارتباط مستقیمی با میزان حضورپذیری و آرامش فضایی دارد و میزان تأثیرگذاری این مؤلفه بیشتر از مؤلفه هایی نظیر حریم خصوصی و چیدمان فضایی است.
محیط طبیعی و عناصر آن همواره عامل تعیین کننده محل استقرار و پراکنش سکونتگاه ها، احداث تأسیسات انسانی و ساماندهی فضاها بوده است. پایداری این بستر رابطه ای مستقیم با ویژگی های پهنه های قابل زیست، تهدیدات طبیعی و نحوه مدیریت و برنامه ریزی محیطی داشته و بنابراین یافتن بهینه ترین مکان استقرار، وابسته به پارامترهایی همچون ژئومورفولوژی بستر، منابع آب، خاک و از این دست بوده که معیشت، فرهنگ و اجتماع روستاها را نیز تحت تأثیر قرار می داده است. در روستای کامو، نقش عناصر طبیعی در شکل گیری روستا و توافق بستر آن با طبیعت در لایه های کالبدی، کارکردی و معنایی حائز اهمیت است؛ بنابراین، طبیعت و نوع فعالیت های انسانی مرتبط با محیط، در نحوه قرائت تجلیات این سیستم فرهنگی اثرگذار خواهند بود. این نوشتار با تحلیل ساختار روستای کامو برمبنای عوامل اکولوژیک، ضمن بازخوانی نقش این عوامل، به بررسی میزان توافق و پیوستگی زیستگاه سکونتی موردمطالعه و چگونگی مدیریت و برنامه ریزی ساکنان آن درارتباط با هریک از عناصر طبیعی نیز می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد ساختار کامو برمبنای دانش بومی، بهره گیری هوشمندانه از عناصر اکولوژیک و الهام از بستر طبیعی آن شکل گرفته و نحوه مدیریت این بستر مبتنی بر راه حل های طبیعت بنیان بوده که نشان از خِرد محیطی ساکنان آن دارد.
در گذشته شکل گیری بافت های شهری با توجه به نیازهای زمانی- مکانی و شاخصه های فرهنگی- هویتی دوره خود بوده و طبعاً این شکل گیری در زمان خود هویت مشخصی داشته است، ولی با گذشت زمان و به وجود آمدن تکنولوژی های نوین و پیشرفت انسان به سوی زندگی ماشینی، این بافت ها که زمانی خود زیستگاه های بافت شهری بوده اند مبدل به بافت های فرسوده گردیده اند، بافت های فرسوده به قسمتی از شهر اطلاق می گردد که ارزش های زندگی شهروندی آن کاهش یافته و ساکنین آن از شرایط زندگی در محل خود رضایت نداشته و نیازهای اساسی آنان (نیازهای خدماتی و فرهنگی) برآورده نمی گردد. این فرسودگی های طبیعی عناصر و اجزای شهری در صورت عدم بهسازی به موقع، در اوقات بحران اثرات مخرب شدیدی بر انسان و محیط در پی خواهد داشت و آنجا که تحقق عدالت اجتماعی، ایجاد و شکل گیری محیط زیست امن و مطلوب از اهداف کلان چشم انداز کشور است، می طلبد با نگاهی ویژه به بهسازی و نوسازی این بافت ها توجه نمائیم؛ اما پیشینه توجه به بافت های قدیمی شهرها در سطح جهانی طی دهه های اخیر اشکال مختلفی به خود گرفته است، ظهور و بروز نظریات توسعه کالبدی و احیاء بافت های فرسوده غالباً از سوی اندیشمندان به نامی مطرح گردیده است، شایسته است این نظریات ارزشمند در روند اجرایی این کار (بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده) منعکس گردد. پژوهش حاضر در نظر دارد که با بررسی آراء و نظریات مختلف محققین بنام در این عرصه، روند اجرایی این نظریات را در عمل نیز مورد بررسی قرار دهد و همچنین با تطبیق دو نمونه موردی از مداخله در بافت های فرسوده در تهران و مادرید، روشی مؤثر در انتخاب شیوه مداخله مناسب در بافت های مسکونی کم برخوردار داخل شهر ارائه شود.
پارچه طراز، از منسوجات نفیس و باارزش در دربار بسیاری از حکمرانان مسلمان مصر بود. بر روی این پارچه، نام ها و نشان های خلفا از طریق سوزن دوزی یا شیوه تاپستری نقش می شد. این پارچه به صاحب منصبان، ماموران دولتی و بعضاً فرمانروایان کشورهای خارجی اعطا می شد و نشان دهنده رضایت و اعتماد فرمانروا به فرد گیرنده آن بود. هدف از این پژوهش، بررسی طراز، مضامین و کارکردهای آن در دربار خلفای فاطمی می باشد. این پژوهش از نوع توصیفی بوده و با رویکرد بررسی عناصر طراحی و نقوش طرازهای فاطمی به انجام رسیده است. یافته ها نشان می دهد که طرازها کارکردهای گوناگونی داشتند. برخی طرازها با کارکرد مذهبی برای کفن تدفین به کار می رفتند. طراز در ساختار سیاسی و حکومتی خلفا اهمیت داشت و ابزاری در راستای تأیید حامیان حکومتی بود. هم چنین، مضامین موجود در طراز همچون رسانه ای، قدرت و اقتدار حاکم را پیام رسانی می کرد. با توجه به نوع کاربرد، طرازها نوشته ها و تزیینات متفاوتی داشتند و غالباً حاوی نام و علامات شاهانه، نام وزیر، نام کارخانه، شهر و بافنده آن نیز بودند. در دوره فاطمی، از خط کوفی در ایجاد نوشته ها استفاده می شد، هم چنین هنرمندان در تزیین و زیباترکردن طرازها با استفاده از نقوش حیوانی و گیاهی اهتمام نموده و نمونه های نفیسی ایجاد نموده اند
قابلیت های ویژه گچ باعث گردیده تا در معماری ایران در دوره های مختلف تاریخی به عنوان یکی از مصالح پرکاربرد مورداستفاده قرار گیرد. ویژگی هایی همچون قیمت پایین نسبت به سایر مصالح، مقاومت مطلوب در برابر عوامل محیطی، زودگیر بودن و شکل پذیری و رنگ پذیری عالی را می توان از دلایل اصلی به کارگیری گچ در سطح گسترده در معماری ایران دانست. این قابلیت ها باعث گردیده تا در اکثر دوره های تاریخی، گچ به عنوان ماده اصلی تزیینات داخلی بناها مورداستفاده قرار گیرد، از طرفی شکل پذیری آسان و زودگیر بودن باعث گردیده تا معماران ایرانی در تزیینات مختلف نمای بیرونی بناها نیز از گچ بهره گیرند. اما آسیب پذیری گچ در مقابل رطوبت و تغییرات سریع آب و هوایی در مناطق کوهستانی باعث کاهش عمر مفید و آسیب پذیری آن در تزیینات بیرونی بناها می شود لذا مرمت و بازسازی تزیینات بیرونی بناهای تاریخی در دوره های زمانی کوتاه مدت لازم و ضروری است. مجموعه خانه صدقیانی تبریز یکی از بناهای ثبت شده در فهرست آثار ملی به شماره 7498 در تاریخ 12/11/1381 است که در تزیین نمای بیرونی بنا و سرستون ها از گچ استفاده شده است. این مجموعه در اواسط دوره قاجار ساخته شده که بخش اعظم آن در اثر عوامل مختلف تخریب شده بود که سرستون های گچی مجموعه نیز به صورت کامل آسیب دیده بودند. مرمت این مجموعه پس از تغییر کاربری و واگذاری آن به دانشگاه هنر اسلامی تبریز از سال 91 آغاز گردید. پس از بازسازی بخش های مختلف بنا معدود نمونه های باقیمانده سرستون ها مرمت و بازسازی گردید. ساخت مجدد سرستون های تخریب شده دارای عناصر فرمی پیچیده و جزئیات زیاد، مستلزم صرف هزینه و زمان زیادی بود. ازاین رو به کارگیری روش های جایگزین و استفاده از پتانسیل شیوه های مورداستفاده در حوزه های مرتبط ضروری می نمود. به همین منظور جهت تکثیر سرستون های مرمت شده با حفظ ویژگی های فرمی و جزئیات ساختاری نمونه از روش قالب گیری Hard-Shell Molding استفاده گردید که برای قالب گیری قطعات و آثار هنری و صنعتی که دارای عناصر فرمی پیچیده و فضاهای منفی در ساختار آن است، مناسب است. این روش به دلیل دارا بودن پوسته سخت که معمولاً از مواد کامپوزیت پایه پلیمری FRP استفاده می شود دارای استحکام خوبی بوده در قالب ریزی، مونتاژ و نصب قالب بر روی موقعیت تعیین شده و همچنین استفاده از هسته منعطف که عموماً با رزین سیلیکون ساخته می شود، تعداد بخش ها یا لته های قالب را کم کرده و جزییات فرمی و فضاهای منفی را با کیفیت مطلوب ایجاد می نماید. بر همین اساس یکی سرستون های باقیمانده با جزییات فرمی کامل تر انتخاب و مراحل مرمت و تکمیلی بر روی آن اجرا و سپس مراحل قالب گیری و تکثیر نمونه اصلی انجام گردید. استفاده از این روش در قالب گیری و بازسازی نمونه های تخریب شده باعث ارتقاء کیفیت، استحکام و تسریع فرآیند مرمت و بازسازی بنا گردید که در یادداشت فعلی به صورت خلاصه مراحل کار گزارش شده است.
بلوچستان، منطقه ی وسیعی در جنوب شرقی ایران و بخشی از استان پهناور سیستان و بلوچستان است که دارای تنوع آب و هوایی، جغرافیایی، گویش، پوشش و حتی تنوع مسکن می باشد. در بلوچستان، گونه های مختلف مسکن متحرک؛ مثل سیاه چادر و کپر تا خانه های ثابت؛ مثل توپ، کاش، اتاق(کوتی یا بان)دیده می شود. این گونه های مختلف، در جوابگویی به نیازهای مردم بومی با توجه به شرایط و امکانات گوناگون زیست بوم، با مصالح بومی متنوع در طول زمان و با تجربه ی مردم بومی شکل گرفته است. که ضمن داشتن نقاط ضعف و کمبودهایی، دارای قابلیت های زیادی می باشند. یکی از این قابلیت ها که در مسکن این خطه دیده می شود، انعطاف پذیری آن است. انعطاف پذیری در انتخاب مصالح و فن آوری ساخت تا جوابگوی به نیازهای متنوع زیستی از جمله: انطباق با شرایط محیطی و اقلیمی، چرخه مداوم حیات، امکان زیست نسل های متعدد در این خانه ها امکان تغییر، رشد و استفاده از فضا در طول زمان و غیره دیده می شود. چنین قابلیت هایی در مسکن تیپ و بسته ی امروزی، کمتر به چشم می آید یا طراحان کمتر به چنین مواردی توجه دارند. چند عملکردی بودن فضاها، وجود فضاهای منعطف و برنامه پذیر با توجه به نیاز ساکنین و فضاهایی با کیفیت های متنوع؛ اعم از باز، بسته و نیمه باز در مسکن روستایی این خطه حکایت از انعطاف پدیری آن دارد. این مقاله در پی جواب دادن به این سوالات است که آیا مسکن بومی روستایی بلوچستان انعطاف پذیر است و معیارهای انعطاف پذیری مسکن بومی آن چه می باشند. جهت انجام این تحقیق از روش کیفی و مبتنی بر مطالعات میدانی و کتابخانه ایی استفاده شده ست. انعطاف پذیری در مسکن این منطقه، حاصل رابطه قوی بین انسان و طبیعت است. با الهام از قابلیت انعطاف پذیری مسکن بومی روستایی بلوچستان می توان مسکن حداقل با کارایی حداکثری را برای مردم این منطقه در نظر گرفت.
معماران و محققان حوزه معماری همواره کوشیده اند نحوه حرکت افراد در فضا، آن چیز که می بیند و آنچه درک می کند را بدانند. پیش بینی شیوه و مسیر حرکت در بنا همواره چالشی برای طراحان بوده است. دانستن چگونگی حرکت افراد، این توانایی را در اختیار طراح قرار می دهد که در راستای اهداف طرح، درک فرد از فضا و به تبع آن عملکرد او را شکل دهد. پس از ورود به فضا این کالبد فضایی و جاذبه های محیطی هستند که به شیوه حرکت افراد و درنتیجه وضعیت پراکندگی آنان شکل می دهند. چیدمان فضا و نحوه ورود به این چیدمان، حرکت کاربر را تحت تأثیر خود قرار می دهد. نظریه نحو فضا مجموعه ای از تئوری ها، روش ها و نرم افزارها است که به منظور شناسایی ساختار پیکره بندی فضاها به کار برده می شود. این نظریه بستر مناسبی برای پیش بینی و مطالعه رفتار انسان در فضاهای معماری و شهری را برای طراحان و برنامه ریزان فراهم آورده است. پژوهش حاضر تلاشی است با هدف بررسی حرکت در مجتمع های تجاری با توجه به چیدمان فضایی آن که بر پایه نظریه نحو فضا و با استفاده از نرم افزار DepthmapX شکل گرفته است. در این پژوهش با استفاده از مؤلفه های نحو فضا، چگونگی حرکت افراد در مجتمع تجاری کیان سنتر 2 مشهد با توجه به نحوه ورود به فضا مورد مطالعه قرار می گیرد. نتایج تحلیل های نرم افزاری تفاوت های شیوه حرکت افراد بر اساس دسترسی به فضا از واسط های ورود به فضا، ورودی ها و دسترسی های عمودی، را در اختیار قرار می دهد و نشان می دهد پیکره بندی فضایی و نحوه مواجهه با بنا چگونه بر دسترسی به واحدهای تجاری تأثیرگذار است.
هنر عمومی هنری مبتنی بر رویدادها و زیست مشترک است. جهان زیست مشترک مبتنی بر توافق ها، آرزوها و خواسته های مشترک است که در متن سیاست شکل می گیرد. از همین رو هنر عمومی همواره در پیوند با سیاست است. هم چون هنر عمومی در ایران؛ به ویژه در مقطع انقلاب اسلامی که هنر با وفاق انقلابی هم سو شد. نقاشی دیواری بر آمده از شرایط انقلاب و زبان بصری انقلاب بود که در دهه های بعد نیز تداوم یافت. البته با تحولات سیاسی دهه های بعد نقاشی دیواری نیز تغییر فرم و مضمون داشت. در پژوهش حاضر به این تغییرات و تحولات پرداخته شده تا این هدف دنبال گردد که چگونه نقاشی دیواری به جلوه بصری گفتمان های سیاسی و نظام قدرت تبدیل شد. به ویژه بر نقاشی دیواری دهه 1360 تمرکز خواهد شد، چرا که میراث آن در دهه های بعد مورد تأکید سیاستگذاران فرهنگی کشور قرار گرفت. لذا پرسش مرکزی پژوهش این است که زمینه، علت و بستر شکل گیری نقاشی دیواری در این دهه چه بود؟ روش شناسی مقاله حاضر برای پاسخ به این پرسش کیفی و برپایه رویکرد زمینه ای (گراندد تئوری) است. روند پژوهش حاضر بر اساس مستندات، گفتگوها و مشاهدات برای شرح مدل پارادایمی (شرایط علّی، مداخله گر، راهبرد، پیامد و زمینه ) ظهور پدیده نقاشی دیواری است. نتایج نشان داد که چگونه گفتمان منزه سازی دهه 1360 تولیدکننده نوعی از هنر عمومی با نشانه های پایداری ارزش ها، وحدت بخشی سیاسی و انسجام اخلاق جمعی را شکل داد. هنری که می توان آن را هنر مکتبی توصیف کرد که شامل تصویری از تفکر شعیه در دیوارنگاری، پیام ها و تفسیرهای سیاسی و مضامین وحدت بخش بود.
اسطوره شناسی یکی از راه های اسطوره شناسان برای ارتباط میان دو جهان متنی وغیرمتنی و همچنین تحلیل جهان نشانه ای بوده است.براساس نظریه نقداسطوره ای نورتروپ فرای،کتاب مقدس رمزکل است ورمزگشایی آن رمزگشایی از کل رمزهای هستی، تلقی می گردد.بنابراین قرآن نیز برای مسلمانان رمزکل است و برای رمزگشایی از مفاهیم روایت های عرفانی و دینی شخصیت های اسطوره ای در جهان اسلام و بازتاب آنها در نگاره ها می بایست از قرآن و تفاسیرآن بهره برد.باتوجه به تعاریف فرای از اسطوره، مولانا نیز اسطوره ای در جهان عرفانی اسلام است که برای بازگشایی از مفاهیم کرامات او می توان از داستان های قرآن بهره برد. هدف این مقاله اثبات این فرضیه است که موجودی که در داستان مولانا آمده و درنگاره ها نیز تصویر شده،نه دیو آب و نه خداوندگار آب بلکه از تبار جنیان است و این فرضیه با توجه به آیات قرآنی به اثبات می رسد. این مقاله ویژگی جنیان را در قرآن و تفاسیر بررسی کرده و مصداق تصویری آن را در نگاره ی مولانا و دیو آب در دو نسخه ی مصور ثواقب المناقب تحلیل کرده است.در همین راستا سؤالات این پژوهش چنین است: 1. تا چه اندازه از ویژگی های داستان اسطوره ای از دیدگاه نقد اسطوره ای فرای، در حکایات مولانا ودیو آب در نسخه ی ثواقب المناقب، قابل تطبیق است؟ 2. ویژگی های ذکرشده در رمزکل قرآن در باب جنیان تا چه میزان در نگاره های مولانا و دیوآب مصداق صوری پیدا کرده است؟روش تحقیق در این پژوهش روش توصیفی-تحلیلی است واطلاعات به روش کتابخانه ای جمع آوری شده و تصویر نسخه مصور توپ قاپی استانبول،توسط نگارنده از موزه مذکور خریداری شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد با توجه به آنچه که در آیات و تفاسیر قرآن در رابطه با ویژگی های جن و چگونگی ارتباط آنها با اولیای مقرب خداوندذکرشده،تصویری که در نگاره ها آمده، نه دیو آب بلکه یک جن است.همچنین ویژگی های رفتاری و ظاهری آن نیز این موضوع را تایید می کند بطوریکه این جن، مسخر مولانا شده،اسلام آورده و توبه کرده است.
بیان مسئله: تغییر جهت معماری ایران در اوائل قرن حاضر می تواند مولود عوامل مختلفی باشد و یکی از آن ها مشاهده مستقیم کشورهای توسعه یافته تر آن زمان بوده است. این مشاهدات از حیث معماری و شهرسازی نیز تأثیرگذار بوده و بر ذهنیات معمارانه و شهری ایرانیان اثر گذاشته اند. هدف: هدف این مقاله بازخوانی و دسته بندی داوری های تمجیدآمیز ایرانیان درباره معماری و شهرهای اروپایی در سفرنامه های فرنگ اواخر دوران قاجار تا زمان کودتا و مقایسه آن با داوری های منفی ای است که ایرانیان، در همان دوران، درباره معماری ایران داشته اند. روش تحقیق: این تحقیق به روش تفسیری-تاریخی و در چارچوب نظریه مدرنیته های چندگانه انجام شده است. با بررسی ۲۱ سفرنامه دوران قاجار متأخر (تا ۱۳۳۹ ه.ق.)، داده های مربوط به سؤال تحقیق استخراج و سپس رابطه آن ها با داوری های انتقادی موجود درباره معماری و شهرهای ایرانی در متون آن زمان بررسی شده است. نتیجه گیری: اصلی ترین تمجیدهای ایرانیان درباره معماری و شهرهای اروپایی مربوط به پاکیزگی شهرها و بناهای فرنگی، به قاعدگی (اجرا براساس نقشه های پیشینی و مستقیم و منظم بودن ساخته ها)، تکنولوژی، بلندی بناها، زیبایی پلکان ها، توجه به آثار عتیقه و تاریخی، و بالأخره توجه به فضاهای عمومی است. در ادامه، نشان داده شده است که فزونی تحسین از بعضی جنبه های معماری و شهری فرنگ (مثلاً بهداشت یا از روی نقشه بودن شهرها)، بیش از آنکه نشان گر ویژگی های معمارانه و شهری مقاصد آن ها باشد، نشان گر دغدغه آنان درباره همان جنبه ها در داخل ایران است و در انتقادهای آنان از معماری و شهرهای ایران نیز حضور پررنگ داشته است. به عبارت دیگر، مدرنیته ایرانی که با مدرنیته غربی متفاوت است با توجه به مسائل و دغدغه های درونی و بومی اش، به برخی دستاوردهای مدرنیته در معماری و شهرسازی توجه بیشتری نشان داده است و بدین ترتیب با توجه به ملزومات و نیازهای بومی، تفسیری اینجایی و گزینشی از مدرنیزاسیون معمارانه و شهری ارائه داده است.
Associating certain forms and designs in Islamic Arts with the promised Heaven may be widely observed in the works of many historians and critics of the field. It is believed that Islamic Art has been derived from the imagination of the Paradise as depicted in Holy Quran. To express this meaning in technical words it should be said that the main concept in Islamic Arts has been the gardens of heaven generally described as containing the green trees (the tree of life), colorful flowers, flowing rivers, the ethereal drinks and foods, and even Huries (beautiful young virgins dressing in green fine silk) at the service of those who are permitted to meet God.
The neighborhood has had a long history in Iranian urbanization. Since urban plans were introduced by the authorities to shape urban development in Iran half a century ago, the concept of Iranian traditional neighborhood has been neglected gradually. The concept of neighborhood has not found the appropriate status in urban design and planning yet. One of the main reasons is that academics, professional urban planners, designers and managers use different definition and no consensus exists on definition of neighborhood. The aim of research is to compare residents’ perception of their neighborhood boundaries with boundaries of administrative-defined Neighborhoods which municipalities consider. The main hypothesis of the research is fundamental difference between these two views: top- down view from experts and urban managers who see the neighborhood as a spatial unit for city organizing and bottom- up view from residents who consider the neighborhood as the place of their social life. The Research methodology has been done base on the survey method and an analytical approach has been applied. The case study is located in Mashhad city in Iran. Four municipality-defined neighborhoods were selected in various urban fabrics of the city. Findings indicate that residents’ definition of their neighborhood was influenced by socio-spatial factors and interaction of these on each other. There is a substantial and fundamental difference between residents’ definition of neighborhood and municipality-defined neighborhood. Finally, this study proposes recommendations for the better definition of administrative neighborhoods in Iran.
بیان مسئله : از نیمه نخست سده هشتم ه. ق. جنبش ابداع قلم های خاصِ ایرانیان آغاز شد و نتیجه، پیدایش سه خط تعلیق، نستعلیق و در سده های بعد، شکسته نستعلیق بود. نیک می دانیم که وضع اقلام به یک باره صورت نگرفته بلکه به تدریج تکامل یافته، از این رو هدف اصلی این پژوهش بررسی سیر تغییرات به کاررفته در حروف منفصل نستعلیق است. هدف دیگر این پژوهش، بررسی میزان تأثیرگذاری خط نسخ و تعلیق بر پیدایش نستعلیق است. هدف پژوهش : با توجه به اشارات قبل و همچنین با استناد به این نظر که میرعلی تبریزی خط نستعلیق را به کمال رسانده و پیش از آن، این خط در شیراز به ظهور رسیده و وجود نسخه ارزشمند بیاض تاج الدین احمد وزیر در کتابخانه مرکزی دانشگاه اصفهان، که یکی از نسخه های خطی نفیسی است که به سال 782 ه. ق. در شیراز برای تاج الدین احمد وزیر، که در زمان سلطنت شاه شجاع (760- 786 ه. ق.) وزارت فارس را بر عهده داشته، فراهم شده است، در این پژوهش، به بررسی پیدایش و شکل گیری حروف منفصل خط نستعلیق در سده هشتم ه. ق. در ایران و با تأکید بر این بیاض، پرداخته شده است. روش پژوهش : به منظور مقایسه ، نسخه خطی «شاهنامه باینسقری» به عنوان شاخص خط نستعلیق پس از میرعلی تبریزی در نظر گرفته شده و پس از شناسایی خطوط نستعلیق آغازین در بیاض تاج الدین احمد و گروه بندی آنان، بررسی بر روی خطوط بیاض و مقایسه میان آن ها و خطوط شاخص صورت گرفته است. نتیجه گیری : نتایج حاصل نشان می دهد که میرعلی تبریزی یگانه واضع خط نستعلیق نیست بلکه سامان دهنده آن است، همچنین براساس مستندات، همزمان با میرعلی تبریزی، خط نستعلیق آغازین در شیراز نیز دیده شده است. از سوی دیگر می توان اذعان داشت که نستعلیق، برخلاف نظر عده ای که آن را نسخ کننده تعلیق می دانند، از ترکیب قواعد دو خط نسخ و تعلیق شکل گرفته است.