امروزه موفقیت شهرها در رقابت های مکانی و بین شهری وابستگی بسیار مهمی به توانایی ارایه تصویری جذاب از خود دارد. مکان ها و فضاهای شهری به عنوان کلیدی ترین عواملی که این نقش را برعهده دارند از جایگاه ویژه های در ساختار رقابت های شهری برخوردار می باشند. این پژوهش با هدف بررسی یک گونه از این مکان ها و فضاهای شهری یعنی مسیرهای پیاده گردشگری در صدد این است که مؤلفه های کیفی مطلوبیت بخش این گونه از فضاهای شهری را در مورد پژوهی شهر اصفهان باز بشناسد و بر اساس این مؤلفه ها مسیرهای نمونه انتخاب شده در شهر اصفهان را اولویت بندی نماید. بر این اساس روش تحلیلی استفاده شده در این پژوهش روش تحلیل سلسله مراتبی فازی می باشد که با در دست داشتن هدف مورد نظر پژوهش و معیارهای انتخاب شده از محتوای مفاهیم نظری و ارزیابی شده از منظر سه عامل کاربران فضا، متخصصان و مشاهده مستقیم از فضا به بررسی و تحلیل گزینه های انتخاب شده بر اساس ساختار روش تحلیلی پژوهش می پردازد. بر این اساس مطالعه موردی نشان دهنده این است که بر اساس معیارهای انتخاب شده و ارزیابی شده، محور جلفا از بیشترین مطلوبیت از نظر مؤلفه های کیفیت مسیرهای پیاده گردشگری در شهر اصفهان برخوردار می باشد.
بهره برداری از نور روز در معماری، علاوه بر تأمین نیازهای روانی و جسمی انسان، مصرف انرژی های فسیلی را نیز کاهش می دهد. از این دیدگاه، معماری غنی کشور ما دستاوردها و تجربیات ارزشمندی دارد که نیازمند بازشناسی و معرفی به جامعه معماری ایران و جهان است. تحقیق حاضر با استفاده از اندازه گیری های میدانی و شبیه سازی کامپیوتری، تلاش می کند تا نحوه توزیع نور و میزان آن در انواع فضاها و نورگیرهای قدیمی نشان دهد و گامی در جهت بهره گیری مجدد از این ایده ها در معماری امروز بردارد. برای شناسایی عملکرد نورگیرها در معماری ایرانییکی از خانه های قدیمی کاشان به نام خانه عامری ها انتخاب شد. این خانه دارای هفت حیاط و 85 فضابا ابعاد متفاوت و نورگیرهای متنوعو مستقر در جبهه های مختلف است. در روزهای بهار، تابستان و زمستان 1390 برداشت های میدانی از چهاردهفضای این مجموعه انجام شد. ابعاد دقیق فضاها و نورگیرهای آن، موقعیت فضا در مجموعه، جهت جغرافیایی، موقعیت آن در حیاط، موقعیت نورگیر در دیوار، نسبت سطح نورگیر به سطح فضا،بازتاب نور و ویژگی های رنگ روکار دیوارها و میزان روشنایی دریافتی در فضابه دست آورده شد.سپس با استفاده از معیارها و روش های محاسباتی معرفی شده در کتاب های راهنمای نورپردازی، اعم از طبیعی و مصنوعی، اطلاعات گردآوری شده در چهار مرحله تحلیل گردید. مرحله اول ویژگی های فضا، مرحله دوم هندسه و همسایگی های فضا، مرحله سوم وضعیت نورگیریفضاها در زمان برداشت و مرحله چهارم وضعیت نورگیری فضاها در یک سال که با استفاده از برنامهشبیه سازی ریدینس انجام شد. نتایج تحقیق، رابطه شکل و محل قرارگیری نورگیر را با کیفیت نور داخلی از نظر فیزیک نور، روشن کرده و توانسته الهام بخش طراحان معاصر برای ارتقای عملکرد نوری فضا و طراحی نورگیر در فضاهایی با عملکرد امروزی باشد.
آداب و رسوم هر کشور از جمله پوشش، نقش مهمی در شکل گیری و تغییر فرهنگ هر کشور دارد و پرداختن به آن ارج نهادن به ارزش های پیشین می باشد.
دوره قاجار از جمله دوره هایی است که مورد توجه اکثر ایرانیان می باشد. دخالت های گسترده دول روس و انگلیس در تمام مسایل حکومتی ایران، تمایل شدید شاهان ایرانی در این دوران به مد و فرهنگ اروپایی و ممانعت شدید از جانب روحانیت و مردم عامه، را می توان از جمله دلایل اصلی در تغییرات فرهنگ پوشاک مردم در این دوره دانست.
در این تحقیق به توضیحاتی مختصر درباره پوشاک ایران و شرایط اجتماعی جامعه در این عصر پرداخته شده است و سپس مطالبی کلی در زمینه پوشش پائیزه و نگرش جامعه جوان ایرانی نسبت به مد و پوشاک حاضر جمع آوری گردیده است که در نتیجه باحفظ اصالت و زیبایی پوشش ایرانی آن را با شیوه ای جدید و هماهنگ با سلیقه متغیر جوانان امروزی ارائه داده است.
نگاه زیباشناسانه و تحلیل ویژگی های زیبای یک شهر اگر منطبق بر اصول و معیارهای خاص زیبایی شناسی شهری باشد و علاوه بر رویکرد کالبدی، فرآیندها و زندگی جاری در این فضاها و حالی که القا می کنند را دربر بگیرد، بسیاری شهرها را می توان با دیدی متفاوت نگریست و به مراتبی از زیبایی در منظر و محیط آنها پی برد که شاید پیش از این ادراک نشده باشند. تهران اگرچه شلوغ و بی نظم است و زندگی در آن دشوار و طاقت فرساست، اما هیاهو و جنب و جوش آن از یک سو، حضور طبیعت با کوه، آب و درختان و منظر قدیم و جدید آن از سوی دیگر، ویژگی هایی است که به تهران زیبایی بخشیده است. هویت تهران امروز و زیبایی آن، واقعیتی است که به تهران زیبایی بخشیده و از همزیستی پایتخت قدیم و جدید با تمام ویژگی های امروزین آن شکل گرفته است.
مفهوم پایداری در صنعت گردشگری، طی چند دهه گذشته یکی از اصلی ترین و در عین حال بحث برانگیزترین مفاهیم توسعه گردشگری و به عنوان چارچوبی برای فهم روندهای توسعه اقتصادی ـ اجتماعی و مدیریت منابع طبیعی و گردشگری در سراسر جهان مطرح شده است. علیرغم مزایای فراوان این صنعت، چنانچه توسعه آن همراه با سیاست گذاری ها و برنامه های منطبق بر نگرش زیست محیطی و با تأکید بر پایداری توسعه نباشد به طور حتم موجب بروز تأثیرات منفی فراوانی بر محیط زیست خواهد شد. بنابراین تفرج پایدار به عنوان فعالیتی اثرگذار بر تمامی ارکان توسعه، بیش از گذشته نیازمند مطالعه است. منطقه تفرجی دریاچه مهارلو شیراز نیز به عنوان یکی از مناطق مستعد در جذب گردشگر، و یکی از مناظر منحصر به فرد در تولید نمک، به توجه به عوامل پایداری در بخش گردشگری خود نیازمند است. این منطقه با دارا بودن قابلیت اکوتوریستی، در فصول مختلف سال پذیرای گردشگرانی است که جهت گذران اوقات فراغت خارج از محدوده شهری، به سواحل آن پناه می آورند که متأسفانه در حال حاضر به دلیل عدم رعایت اصول فوق در منظر گردشگری این منطقه، بخش وسیعی از آن بلااستفاده مانده است. بنابراین در این نوشتار به منظور دستیابی به مجموعه ای همبسته از سیاست های جامع برای توسعه پایدار گردشگری دریاچه مهارلو و ارتقای ویژگی های منظرین موجود، پس معرفی فضا و مروری بر ویژگی های اجتماعی ـ فرهنگی، اقتصادی و زیست محیطی و همچنین معضلات فعلی این دریاچه، به ارایه راهکارهای منظرین پرداخته می شود.
هنر دوران ساسانی به عنوان چکیده ای از هنر تمامی اعصار ایران به شمار می رود. بیشترین مشخصه هنر ساسانی، نقوش تزئینی آن است و یکی از تجلیات این نقوش در منسوجات ساسانی است که تأثیر عمیقی بر هنر ادوار و ملل مختلف تاریخ گذاشت. در دوره صفویه نیز به علت حمایت حاکمان وقت، صنعت نساجی به ویژه قالی بافی از پیشرفت چشمگیری برخوردار بوده است. قالی های سده دهم هجری در زمره باشکوه ترین نمونه های باقیمانده آن دوره است. بیشتر شهرهای صفوی پیشرفت قابل توجهی در پارچه بافی داشته اند. شماری از مستشرقان، بهترین منسوجات را متعلق به کاشان دانسته اند. در تحقیق حاضر، به رمز و ماهیت نمادشناسانه نقوش پرداخته شد. رمز یا نماد، بیانی ادراکی و مشهود است که باید جایگزین چیزی مخفی و مکتوم شود و این ماهیت در نقوش هر دو دوره کاملاً قابل مشاهده است. در این مقاله، با استفاده از روش های تاریخی، توصیفی و تطبیقی، عناصر نقوش منسوجات ساسانی با توجه به کیفیات فرمی و محتوایی آنها، در منسوجات دوره صفوی به عنوان دوران درخشان فرهنگ و هنر ایران و دوره اوج درخشش هنر پارچه بافی ، ردیابی شده است.
در انتها این پژوهش به بررسی علمی و نمادشناسانه و تطبیقی نقوش منسوجات در دوره پرداخته و با ذکر مقایسه عناصر با یکدیگر، به تاثیر پذیری عصر صفوی از این نقوش اشاره کرده است. نتیجه ای که در این نوشته حاصل شده آن است که بیشتر نقوشی که به عنوان نقوش تزیینی در پارچه های صفوی مورداستفاده قرار گرفته اند همان اشکال ساسانی اند که با کیفیت فرمی و محتوایی متفاوتی به کار رفته اند.
نگاه متن وار و ساختاری به منظر امکان تجزیه و تحلیل بصری مفاهیم و عناصر موجود در آن را در قالب یک پژوهش بصری ممکن می سازد. در این نوشتار از تصاویر تاریخی و راهبرد توصیف ثانویه با مورد پژوهی اکتشافی در منظر استفاده شده و تحلیل ها در رویکردی استنتاجی به نتایج منتهی می شوند. همچنین می توان آن را نوعی تحقیق بصری نیز نامید که به تصویر به عنوان ابزار استخراج و استقراء می نگرد. از آنجا که هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه ها و اهمیت اجزای منظر کلان تاریخی شیراز در تصاویر سفرنامه هاست، لذا چهار تصویر از سیاحان خارجی (دلند، شاردن، نیبور و بروگشن) که واجد مشخصه های منظر کلان شهر (ترسیم شده در ترازی بالاتر از سطح شهر) هستند، در بازه ای 200 ساله انتخاب شده است.
فرضیه این پژوهش مبتنی بر امکان پذیری استخراج مفاهیمی عینی از تصاویر ترسیمی توسط جهانگردان است که تداوم و استمرار آن می تواند معرف ماهیت و چگونگی منظر کلان تاریخی شیراز باشد. از این روی هر تصویر به عناصر تشکیل دهنده (طبیعی (پایه و ثانویه) و انسان ساخت) و مشخصه ها (میزان جزییات) تجزیه و مورد ارزیابی کیفی و کمی قرارگرفته است. درصد تفکیکی هر عنصر از تصویر محاسبه و میزان توجه به جزییات نیز در طیفی سه ارزشی (زیاد، متوسط و ضعیف) تحلیل شده است.
نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد مجموعه کوه های شمالی و جنوبی شهر و باغ های قرار گرفته در محور منتهی به دروازه قرآن، به ترتیب مهم ترین عناصر طبیعی منظر کلان شهر هستند که اغلب با جزییات متوسط و زیاد ترسیم شده اند. مستحدثات انسان ساخت مانند دروازه قرآن و بقعه علی بن حمزه (ع) نیز از مهم ترین عناصر غیر طبیعی منظر تاریخی شیراز به شمار می آیند. در نهایت رودخانه خشک، آخرین عنصر طبیعی منظر کلان شهر است که هرچند با جزییات کم ترسیم شده ولی به عنوان یک عنصر کلیدی در تصاویر دیده می شود. شایسته است مدیریت شهری نسبت به حفظ این موارد جهت تداوم هویت منظر تاریخی شهر اهتمام جدی داشته باشد.
از آنجایی که فضاهای شهری کانون تمرکز ساکنان زمین اند، آنها را می توان مناسب ترین عرصه تظاهر و تجلی فرهنگ بشری، ارتباطات اجتماعی و تاریخ ملت ها به شمار آورد. همچنان که ساختار فرهنگی و اجتماعی یک ملت می تواند بر تظاهرات کالبدی شهرها اثر گذار باشد، ویژگی های کالبدی و فضایی شهرها هم می توانند در پویایی، استمرار و یا تغییر روابط اجتماعی و فرهنگ ملت ها مؤثر واقع شوند.
«آگورا» به مثابه یکی از فضاهای شهری آتن در دوره کلاسیک، سهم شایان توجهی در برقراری روابط اجتماعی ـ فرهنگی شهروندان و تأمین مردم سالاری داشته است. پاسخ به این پرسش که فضای مذکور تا چه حد در تأمین عملکردهای فوق ایفای نقش می کرده، نیازمند مطالعة موقعیت آن در میان سایر عناصر شهری، نقش و میزان تعمد دولت مردان در شکل گیری ارتباطات مؤثر شهری، و بالاخره میزان آشنایی شهروندان به کارکردهای فضاهای شهر مذکور است. نوشته حاضر که با هدف نشان دادن تأثیر آگورا در تأمین مردم سالاری و تنظیم رفتارهای اجتماعی ساکنان شهر آتن دوره کلاسیک تدوین شده است، به تحلیل عملکرد این فضا و بناهای اطراف آن در برهم کنش های اجتماعی ـ فرهنگی آتن می پردازد. به عبارت دیگر، در نوشته حاضر سعی شده تا با روش هرمنوتیک، از دل آثار معماری، عملکرد و ارتباطات فضایی شکل گرفته در آتنِ دوره کلاسیک بازسازی شود.
تحقیق حاضر، ضمن بازسازی روابط اجتماعی ـ فرهنگی شهروندان آتنی در آگورا، روشن ساخته است که این فضا فراهم کننده زمینه های «مردم سالاری» در آتن کلاسیک، و بناهای اطراف آن نیز تأمین کننده «منافع عامه» بوده و احداث این مجموعه اقدامی در نیل به «آرمان شهر موعود» به حساب می آمده است. به عبارت دیگر، درخشش تفکر آتنی ها در عهد کلاسیک در زمینه های فلسفه و علم، هنر، فنون و تجارت، تعلیم و تربیت، حکومت، آزادی های مدنی و ارتباطات اجتماعی به نحوی ملموس در آگورا متجلی شده است.