ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۶۱ تا ۲٬۱۸۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
۲۱۶۳.

شکل های نمادین ذهن ما

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱۶
با دیدن تصویرها ، شکل ها و خطوط مختلف و با شنیدن توصیف های گوناگون ، حس ها و حالت های روحی متفاوت و متناسب با آن دیده ها و شنیده ها در ذهن انسان شکل می گیرد . در این میان ، تداعی ها و ذهنیت های قبلی او را یاری می کنند و در کم ترین زمان ، مفاهیم و معانی زیادی ، در وجودش زنده می شود . در حقیقت ، این خصلت نماد و سمبل است که بار معانی را به دوش می کشد و در کوتاه ترین موقعیت زمانی و در مکان های مختلف ، آن را تحویل ذهن انسان می دهد . این تحویل و تحول حالت به طر یق نماد ، در بعضی وقت ها به قدری همگانی و مشترک است که احساس می شود ...
۲۱۶۶.

انعکاس حادثه عاشورا در بقعه چهارپادشاه و تطبیق آن با نقاشی قهوه خانه ای

کلیدواژه‌ها: شمایل نگاری نقاشی قهوه خانه ای واقعه عاشورا بقعه چهارپادشاه

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری گروه های ویژه هنر و دین
  2. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای تجسمی طراحی، نقاشی ایران و اسلام سبک ها
تعداد بازدید : ۲۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۲۹۳
واقعه عاشورا و شهادت مظلومانه سیدالشهداء و یاران باوفایش در کربلا، تأثیری حرکت آفرین در متن زندگی شیعه داشته و الهام بخش بسیاری از نهضت های حق علیه باطل بوده، به طوری که این واقعة دلخراش تأثیری شگرف در عرصه های مختلف هنری به ویژه نقاشی نیز به جای گذاشته است. در این میان نقاشی قهوه خانه ای و دیوارنگاری های بقاع متبرکه، به دلیل ارتباط نزدیک تر با نگرش ها و زندگی عامه جامعه، بیشترین تاثیر را از این واقعه دریافت نموده است. بقعه چهارپادشاه در که مدفن سادات کیا در لاهیجان است، از یک سو به جهت تحولات تاریخی آن و از سوی دیگر به دلیل آثار با ارزش نقاشی های دیواری، گچ بری برجسته، صندوقهای چوبی منبت از اهمیت ویژه ای در میان بقاع متبرکه شمال ایران برخوردار می باشد. از این رو در این پژوهش با بررسی واقعه عاشورا، موضوع، نوع نگرش و اجرا نقاشی های بقعه با نقاشی های قهوه خانه ای، به صورت تطبیق و مقایسه مورد بررسی قرار گرفته اند. حاصل این پژوهش، علاوه بر تشابه در موضوع های انتخابی و نوع پرداخت آنها، دریافت تفاوت هایی در نوع اجرا، ابعاد، میزان تصویرگری و تاثیر بصری آثار در میدان بیننده می باشد.
۲۱۷۳.

خمیر لاجورد"" یا ""آبی مصری""؟ بررسی ساختاری و هویت بخشی مجموعه ای از اشیاء منسوب به خمیر لاجورد در موزه ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بررسی ساختاری لاجورد موزه ملی ایران SEM-EDX آبی مصری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۰۰۱
در معرفی آثار موزه ای مجموعه ای از اشیاء با طیف رنگ آبی، با نام سنگ لاجورد، آبی مصری و خمیر لاجورد نام گذاری می شود. با توجه به شکل ظاهری، ساختار و زمینه رنگی در یک مقایسه کلی تأکید می گردد لاجورد سنگی متشکل از چند کانی متفاوت نظیر سودالیت، کلسیت، پیریت و لازوریت است. جزء سنگ های دگرگونی است که دارای سطحی صیقلی و مات بوده و به رنگ های آبی تیره دیده می شود که از آن در ساخت اشیاء کوچک و به عنوان سنگ تزیینی استفاده شده است و بیش از 6000 سال قدمت دارد. آبی مصری به عنوان نخستین رنگدانه مصنوعی دست ساخته بشر بوده که در دو مرحله پخت مجزا ساخته می شود. دارای طیف رنگی از آبی کمرنگ تا آبی فیروزه ای است و برای اولین بار در مصر و بین النهرین حدود 2500 ق.م ظاهر شده و سپس در سراسر مدیترانه تا 800 میلادی به صورت گسترده استفاده شده است. با تأکید بر تفاوت ساختار و ماهیت این دو ماده، بکار بردن اصطلاح خمیر لاجورد در معرفی آثاری با زمینه رنگی آبی، علمی نبوده و غیر قابل استناد است. ازاین رو پژوهش های علمی و مطالعات آزمایشگاهی در راستای طبقه بندی، شناخت ماهیت و نام گذاری این مجموعه آثار، دارای اهمیت ویژهای است. در بررسی حاضر مطالعات آزمایشگاهی و بررسی ساختاری تعداد 10 عدد از آثار شاخص موزه ملی ایران مربوط به محوطه های تاریخی حسنلو، زیویه و تخت جمشید از هزاره اول پیش از تاریخ تا دوره هخامنشی انجام پذیرفته است که با عنوان لاجورد و خمیر لاجورد به ثبت رسیدهاند. این مجموعه دربرگیرنده اشیاء کاربردی و تزئینی با تنوع در ابعاد آن ها شامل عودسوز، سر شاهزاده هخامنشی، پلاک، گل میخ و تعداد دیگری از اشیاء است. آزمایش های انجام شده با استفاده از روش های دستگاهی میکروسکوپ الکترونی روبشی SEMبا سیستم تجزیه EDX و تعیین ترکیب شیمیایی به روش دستگاهی پراش پرتوایکس XRD بوده است. بر اساس نتایج به دست آمده ماهیت تمامی اشیاء مورد مطالعه آبی مصری شناسایی شده و در هیچ کدام از آن ها ترکیبات لاجورد وجود نداشت. حاصل این آزمایش ها دلایلی مستند بر ضرورت بازنگری و تغییرات در برخی عناوین اشیاء لاجورد، حذف اصطلاح خمیر لاجورد و جایگزینی واژه صحیح آبی مصری است.
۲۱۷۵.

قاعده لاضرر و رعایت آن در اصول معماری و شهر سازی اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱۲
یکی از کارهای بسیار ضروری و مهم در رابطه با بحث معماری و شهرسازی اسلامی تطبیق مقررات و الگوهای جاری معماری و شهرسازی با قاعده لاضرر می باشد که از مشهورترین قواعد فقهی اسلام می باشد و یکی از امتیازات این قاعده این است که بر قاعده تسلیط تقدّم دارد. به عبارت دیگر قاعده لاضرر به منظور محدودکردن اقتدارات و اختیارات قاعده تسلیط مقرر گردیده یعنی در نظام اسلامی به صرف مالک بودن نمی توان هر نوع تصرفی را شخص در ملک خود اعمال نماید و به موجب قاعده لاضرر تصرفات در ملک شخصی بایستی مبتنی بر اصول و ضوابطی باشد که سبب اضرار به دیگران نگردد حال این ضرر مادی یا معنوی باشد فرق نمی کند و اولین قدم بررسی وضعیت کنونی شهرها مخصوصاً شهرهای بزرگ نظیر تهران و تطبیق آن با قاعده لاضرر می باشد و در صورت تعارض با قاعده لاضرر، رسیدن با الگوهای مناسب معماری و شهرسازی است که منطبق با مقررات و ضوابط باشد و لذا قاعده لاضرر می تواند به عنوان مبنا و زیربنای ضوابط و مقررات معماری و شهرسازی اسلامی قرار گیرد.
۲۱۷۷.

نمادشناسی حاکمیت عنصر بیگانه بر قوم ایرانی در نگارههایی از شاهنامهی شاه تهماسب با تکیه بر آراء کارل گوستاو یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نماد آنیما کهن الگو شاهنامهی شاه تهماسبی ناخودآگاه جمعی و فردی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری گروه های ویژه هنر و روانشناسی
  2. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای تجسمی طراحی، نقاشی ایران و اسلام
تعداد بازدید : ۲۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۵۰۹
نماد نام یا نمایهای است که افزون بر معنای قراردادیاش دارای معانی متناقضی باشد و چیزی ناشناخته و گنگ را بنمایاند. برخی از نمادها از تجربیات شخصی فرد ناشی میشوند اما برخی دیگر در بین تمام انسانها در تمام دوران مشترکاند. از نظر کارل گوستاو یونگ این مفاهیم مشترک بین انسانها زادهی ناخودآگاه جمعی بشراست وکهنالگو نامیده میشود. در بسیاری موارد یک انگاره یا نمایه از ناخودآگاه به خودآگاه راه مییابد و هنرمند یا فیلسوف آنچه به خودآگاهش راه یافته را در قالب یک اثر هنری یا فلسفی ارایه میکند. در هنگام تحلیل چنین اثری است که آگاهی از کهنالگوها و ناخودآگاه جمعی مورد نظر یونگ مثمر ثمر واقع میگردد. نگارنده با تکیه بر چنین دیدگاهی نمادهای مربوط به حاکمیت عنصر بیگانه بر قوم ایرانی را در دو نگاره از شاهنامهی شاه تهماسب بررسی کردهاست. هر چند نمادهای موجود در اثر نگارگران این شاهنامه تا حدودی متأثر از نوشتار شاعر است اما نگارگر به عنوان هنرمندی مستقل، ردّی از نمادهای مورد نظر خود را در اثر به جا گذاشتهاست. هر دو هنرمند غلبهی بیگانه را امری مقطعی و گذرا دانستهاند و ظهور اسطورهی قهرمان و پیروزی هویت جمعی ایرانیان بر عنصر بیگانه را در اثر خویش نمادین ساختهاند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان