ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۵۵۲ مورد.
۳۲۱.

اثر ماساژ بر کوفتگی عضلانی تأخیری عضلات پشت ران در مردان جوان غیرورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۶۰ تعداد دانلود : ۱۰۲۸
هدف از انجام این تحقیق، بررسی اثر ماساژ بر کوفتگی عضلانی تأخیری در مردان جوان غیر ورزشکار است. 14 پسر غیرورزشکار دانشجو (سن 14/1±28/24 سال، قد 48/0±75/1 متر، وزن 43/5±14/73 کیلوگرم، شاخص توده بدنی 06/1±42/23 کیلوگرم بر مترمربع و چربی بدن 35/1±71/14 درصد) به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. آزمودنی ها به¬طور تصادفی به دو گروه ماساژ و شاهد تقسیم شدند. کوفتگی عضلانی تأخیری با اجرای سه نوبت ۱۵ تایی با ۷۰ درصد یک تکرار بیشینه توسط دستگاه خم¬کننده زانو، با انقباض برون¬گرا ایجاد شد. دو ساعت بعد از انجام پروتکل تمرینی، گروه تجربی به مدت ۲۰ دقیقه ماساژ دریافت کرد. کراتین¬کیناز و نوتروفیل های پلاسما، قدرت بیشینه، دامنه حرکتی مفصل زانو و میزان درک درد، 24 و 48 ساعت پس از تمرین بررسی شد. پس از اطمینان از طبیعی بودن توزیع داده ها با استفاده از آزمون کلموگروف-اسمیرنف، نتایج آزمون آماری تحلیل واریانس با اندازه¬گیری مکرر و آزمون t مستقل نشان داد که ماساژ تأثیر معنی داری بر میزان کراتین کیناز پلاسما، قدرت بیشینه و دامنه حرکتی مفصل زانو در 24 و 48 ساعت بعد از تمرین ندارد (05/0p≥)، ولی بر میزان نوتروفیل های پلاسما (026/0=P) و درک درد (004/0=P) بین 24 تا 48 ساعت پس از تمرین تأثیر معنی داری دارد. با توجه به نتایج به¬دست آمده، انجام 20 دقیقه ماساژ، دو ساعت پس از فعالیتی که موجب آسیب عضلانی می شود، نمی تواند عملکرد عضلات همسترینگ را بهبود دهد، ولی در کاهش شدت درد و میزان نوتروفیل های پلاسما، 24 الی 48 ساعت پس از تمرین مؤثر است.
۳۲۲.

بررسی همه گیرشناسی آسیب های تنه و ستون فقرات در کشتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۵۳ تعداد دانلود : ۱۹۲۶
هدف از پژوهش حاضر بررسی همه گیرشناسی آسیب های سر، ستون فقرات و تنه در ورزش کشتی، در مقالات چاپ شدة مجلات معتبر است. بدین منظور، مقالات چاپ شده از سال 1951 تا 2008، در زمینة آسیب های کشتی بررسی شدند. نتایج نشان داد حدود 19- 6/47 درصد کل آسیب ها در کشتی مربوط به نواحی سر، ستون فقرات و تنه است. این پژوهش مشخص کرد که اسپرین/استرین شایع ترین آسیب ها در کشتی میباشند. همچنین مشخص شد که برخورد با حریف مهم ترین سازوکار آسیب و حرکتِ به زمین زدن حریف، مهم ترین حرکت آسیب زا به نواحی سر، ستون فقرات و تنه است، به علاوه، شیوع آسیب ها در زمان تمرین بیشتر از زمان مسابقات است. علاوه بر این موارد، بررسی مقالات نشان داد میزان آسیب های فاجعه آمیز در کشتی بیشتر از ورزش های دیگر است و اکثریت قریب به اتفاق آنها به آسیب سر و گردن منجر شده اند.
۳۲۳.

روایی و پایایی کایفومتر ایرانی در اندازه گیری کایفوز سینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۵۲ تعداد دانلود : ۱۷۴۷
هدف از پژوهش حاضر برآورد روایی و پایایی کایفومتر طراحی و ساخته شدة داخلی از روی نمونة خارجی برای اندازه گیری کایفوز سینه ای است. بدین منظور از میان افرادی که برای عکس برداری از ستون فقرات به مرکز پزشکی دانشگاه تهران معرفی شده بودند، 20 نفر انتخاب شدند. پس از عکس برداری از قوس های ستون فقرات، میزان کایفوز این افراد توسط کایفومتر در مرکز رادیولوژی دانشگاه تهران، در سه مرحله و با فاصله های زمانی 15 دقیقه اندازه گیری شد. برای بررسی رابطة میان اندازه های حاصل از کایفومتر و عکس رادیوگرافی (به منظور بررسی روایی) از ضریب همبستگی پیرسون و برای بررسی پایایی اندازه گیری های کایفوز از ضریب همبستگی درون گروهی استفاده شد. نتایج نشان داد بین اندازه های حاصل از کایفومتر ساخته شده و عکس رادیوگرافی روایی بالایی وجود دارد (95/0 =r). پایایی درون آزمونگر این وسیله نیز بالا به دست آمد (98/0 =ICC). نتایج تحقیق نشان داد کایفومتر ساخته شدة ایرانی در سنجش میزان کایفوز، وسیله ای پایاست و دارای روایی بسیار بالا نیز می باشد؛ بنابراین استفاده از این وسیله برای اندازه گیری دقیق و سریع کایفوز سینه ای توصیه می شود.
۳۲۴.

وضعیت بافت استخوانی در شناگران حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵۲ تعداد دانلود : ۹۲۰
بیماری پوکی استخوان یا استئوپروز که اپیدمی خاموش عصر حاضر لقب گرفته، می تواند در زندگی حرفه ای و آینده ورزشکاران مشکل ایجاد کند و آنها را از ادامه فعالیت باز دارد. تحقیقات نشان می دهد فعالیت بدنی، گامی اولیه و حیاتی برای جلوگیری از پوکی استخوان است؛ اگرچه، به نظر می رسد فعالیت های بدنی تأثیر یکسانی بر بافت استخوانی ندارند. تحقیقات نشان می دهد فعالیت هایی که تحمل کننده وزن بدن می باشند، باعث افزایش تراکم مواد معدنی استخوان ها می¬شوندT در حالی که درباره تراکم مواد معدنی استخوان در ورزش هایی که تحمل کننده وزن بدن نیستند (مانند شنا) نتایج ضد و نقیضی گزارش شده است. هدف تحقیق حاضر برآورد میزان شیوع استئوپنی و استئوپروز و همچنین سنجش تراکم و محتوای مواد معدنی استخوان در شناگران حرفه ای است. بدین منظور، ترکم مواد معدنی مهره های کمری 13 شناگر نخبه (سن 37/1±31/19 سال، قد 17/5±39/178 سانتی متر، وزن 4/9±92/75 کیلوگرم، شاخص توده بدن 33/3±91/23 کیلوگرم بر متر مربع) و 13 نفر غیرورزشکار (سن 98/1±39/19 سال، قد 11/6±46/174 سانتی متر، وزن 4/12±08/69 کیلوگرم، شاخص توده بدن 19/3±62/22 کیلوگرم بر متر مربع) توسط دستگاه DEXA اندازه گیری و بر اساس هنجارهای مربوط، در سه گروه نرمال، استئوپنی و استئوپروز جای گرفتند. نتیجه اصلی تحقیق حاضر این است که بر اساس معیار Z-score، 5/61 درصد از شناگران نخبه، در ناحیه مهره های کمری دچار ناهنجاری استئوپنی می باشند، در حالی که در گروه کنترل، 5/38 درصد از آزمودنی ها ارزش های BMD پایین تر از نرمال (7/7 درصد استئوپروز و 8/30 درصد استئوپنی) دارند. همچنین، مقایسه تراکم و محتوای مواد معدنی بین شناگران و آزمودنی های گروه کنترل، تفاوت معنی¬داری نشان نداد، ولی تراکم و محتوای مواد معدنی در شناگران مقادیر پایین تری داشت و مقادیر P محاسبه شده قابل تأمل می باشند. اساساً، فشارهای مکانیکی وارد بر استخوان ها از دو راه کشش عضله، هنگام انقباضات عضلانی و شوک وارد بر بدن از طرف زمین ایجاد می شود و به نظر می رسد عامل دوم نقش مؤثرتری در توسعه و افزایش BMD داشته باشد. شناگران نخبه معمولاً بین 3 تا 5/3 ساعت در روز به فعالیت حرفه ای می پردازند. در نتیجه، در مقایسه با هم ردیفان غیر ورزشکار خود 3 تا 5/3 ساعت در روز کمتر با زمین در تماس¬اند و شوک کمتری از سوی زمین به آنها وارد می شود. از طرف دیگر، به نظر می رسد ورزش های قدرتی و کوتاه مدت بیشتر از ورزش های استقامتی مانند شنا، استخوان ساز (استئوژنیک) می باشند؛ بنابراین به شناگران توصیه می شود برای جلوگیری از کاهش تراکم مواد معدنی، علاوه بر فعالیت حرفه ای خود، به فعالیت هایی بپردازند که به ساختار اسکلتی بدن شوک وارد می کنند مانند دویدن، پریدن و غیره.
۳۲۶.

روایی روش ابداعی پردازش تصویر در اندازه گیری زاویه Q در حالت درازکش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲۴ تعداد دانلود : ۷۶۳
تغییرات زاویه Q، مهم ترین عامل بروز سندروم درد کشککی-رانی در تحقیقات مختلف گزارش شده است. در این پژوهش یک روش غیرتهاجمی جدید برای اندازه گیری زاویه Q ارائه شده است. هدف از پژوهش حاضر، طراحی و تعیین روایی یک سیستم اندازه گیری زاویه Q در حالت درازکش است. این روش با استفاده از پردازش تصاویر گرفته شده از پایین تنه مقدار زاویه Q را محاسبه می کند. به این منظور زاویه Q هجده زانو با میانگین و انحراف استاندارد سن 24/2 ± 55/23 (سال)، وزن47/10 ± 00/73 (کیلوگرم) و قد 28/8 ± 77/175(سانتی متر) با استفاده از روش ابداعی پردازش تصویر و روش CT scan در وضعیت درازکش محاسبه و مقدار همبستگی بین این دو روش از طریق ضریب همبستگی پیرسون محاسبه شد. نتایج نشان داد که بین زوایای Q به دست آمده از روش ابداعی پردازش تصویر با روش CT scan در حالت درازکش ارتباط معناداری وجود دارد (001/0P=). و مقدار همبستگی (92/0r =) به دست آمد. براساس نتایج به دست آمده، روش ابداعی پردازش تصویر همبستگی زیادی با روش CT scan در اندازه گیری زاویه Q دارد، بنابراین از روش ابداعی پردازش تصویر می توان به عنوان یک روش با دقت زیاد در کنار دیگر روش ها استفاده کرد.
۳۲۷.

شدت شیوع کم خونی ناشی از فقر آهن دوندگان زن حرفه ای طی یک دوره تمرین پیش از فصل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷۹ تعداد دانلود : ۷۸۷
این پژوهش به بررسی اثر تمرینات دو استقامتی پیشرونده بر شیوع آنمی ناشی از فقر آهن در ورزشکاران زن پرداخته است. بدین منظور 15 ورزشکار حرفه ای با میانگین سابقه ورزشی 5-3 سال با میانگین سنی 3/2 ± 1/17 سال، قد 4/5 ±163 سانتیمتر، وزن 3/3 ± 50 کیلوگرم و شاخص توده بدن 2/1 ± 2/20 انتخاب شدند. آزمودنی ها به مدت 13 هفته تمرینات را 4 جلسه در هفته به مدت 90 دقیقه در هر جلسه با شدت 65 تا 90 درصد ضربان قلب بیشینه انجام دادند. متغیرهای تحقیق شامل هموگلوبین، میانگین حجم گلبولی هماتوکریت و ظرفیت اتصال آهن بود. نمونه خونی 48 ساعت قبل از اولین جلسه تمرین و 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی در وضعیت استراحت در آزمایشگاه گرفته شد. برای بررسی تاثیر تمرینات بر متغیرها از آزمون t همبسته استفاده شد که نشان داد تمرینات استقامتی طی دوره پیش از مسابقات اثر معنی داری بر شدت کم خونی ورزشکاران ندارد (05/0P>). همچنین اختلاف معنی داری به لحاظ شاخص های خونی در پیش آزمون و پس آزمون وجود ندارد.
۳۲۸.

تاثیر شش هفته تمرین قدرتی پلایومتریک و ترکیبی (قدرتی و پلایومتریک) بر تعادل پویای دانشجویان مرد ورزشکار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۱۸ تعداد دانلود : ۱۳۵۵
هدف از این پژوهش بررسی تاثیر شش هفته تمرین قدرتی پلایومتریک و ترکیبی بر تعادل پویای دانشجویان مرد ورزشکار بود.60 دانشجوی مرد رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی با میانگین و انحراف استاندارد سنی 95/4±18/23 سال وزن 09/3±17/72 کیلوگرم و قد 63/3±58/173 سانتی متر بدون سابقه آسیب در اندام تحتانی سر و اختلالات دهلیزی به صورت داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند و به صورت تصادفی به چهار گروه 15 نفری [گروه یک: تمرین قدرتی؛ گروه دو: تمرین پلایومتریک؛ گروه سه: تمرین ترکیبی(قدرتی و پلایومتریک) و گروه چهار: کنترل] تقسیم شدند. روز قبل از اجرای شش هفته برنامه تمرینی تعادل پویای آزمودنیها با تست تعادل ستاره (SEBT) اندازه گیری شد. در طی شش هفته که سه گروه تمرینی تمرینات ویژه خود را انجام می دادند از گروه کنترل خواسته شد فعالیت های بدنی روزانه و تمرینات خود راحفظ نمایند. روز بعد از اتمام دوره تمرینی تعادل پویای آزمودنی ها اندازه گیری شد. برای تجزیه و تحلیل آماری از روش های آمار توصیفی آنالیز واریانس یک سویه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنی داری 05/0 ≤ α استفاده شد. تمرین قدرتی پلایومتریک و ترکیبی افزایش معنی دار فاصله دستیابی آزمودنی ها در هر هشت جهت SEBT را نشان دادند. یافته های تحقیق هم چنین نشان داد تمرین ترکیبی از تمرین قدرتی و پلایومتریک و تمرین پلایومتریک نیز از تمرین قدرتی بهبود بیشتری در تعادل پویای آزمودنیها ایجاد می کند. با توجه به نتایج تحقیق استفاده از تمرینات ترکیبی پلایومتریک و قدرتی(به ویژه ترکیبی) به منظور کاهش احتمال آسیب و بهبود تعادل پویای ورزشکاران توصیه می شود.
۳۳۰.

تاثیر ویبریشن بر اطلاعات حس عمقی عضلات تنه مردان جوان سالم، در هدایت مسیر حرکتی راه رفتن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲۳ تعداد دانلود : ۱۱۳۵
انسان طی حرکت و جا به جایی، محیط اطرافش را ارزیابی کرده و مسیری را به وسیله تصویر موجود در سیستم عصبی مرکزی از فضای حرکت که به صورت متوالی به روز می شود، انتخاب می کند. هدف از این تحقیق ارزیابی نقش اطلاعات حس عمقی عضلات تنه به عنوان چار چوب مرجع در تعیین جهت یابی بود. به این منظور 11 مرد جوان سالم راست دست (میانگین سنی 78/0± 78/23 سال، میانگین قد 7/5 ±7/169 سانتیمتر، میانگین وزن 8/6± 8/62، میانگین شاخص توده بدنی 7/1 ±34/22 کیلوگرم بر مترمربع) به صورت داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. ویبریشن یکطرفه عضلات تنه از ابتدا و نیمه مسیر، در یک تکلیف حرکتی (راه رفتن، هفت گام) در شرایط چشم بسته و چشم باز به کار گرفته شد. انحراف از مسیر راه رفتن توسط مسافت هفتمین گام از اولین گام از محور داخلی – خارجی محاسبه شد. طول گام و زاویه انحراف پا از محور داخلی – خارجی برای هر هفت گام اندازه گیری شد . همه انحرافات از مسیر مستقیم توسط رد پای آزمودنی ها از خط مرجع بر روی زمین اندازه گیری شد. برای آزمون تفاوت معنادار در پارامتر مسافت از آزمون ANOVA با اندازه گیری مکرر دو راهه (دو وضعیت بینایی و سه وضعیت ویبریشن) و برای تعیین اختلاف میان میانگین زاویه انحراف پا از خط مرجع و طول گام درون و میان سه شرایط ویبریشن و دو وضعیت بینایی از آزمون ANOVA با اندازه گیری مکرر سه راهه (شرایط بینایی و ویبریشن و زاویه رد پا) استفاده شد. بر اساس نتایج به دست آمده، ویبریشن در شرایط چشم بسته و اعمال ویبریشن در نیمه مسیر، انحراف واضحی در مسیر گام برداری ایجاد کرد (01/0 = P). در شرایط چشم باز، انحراف کمتر بود (06/0 = P ) . همچنین انحراف کمی در مسیر گام برداری در شرایطی که چشم ها بسته و ویبریشن در ابتدای مسیر اعمال شد، به وجود آمد (77/0 = P). بر اساس نتایج به دست آمده می توان گفت اطلاعات حس عمقی تنه نقش مهمی در تعیین چارچوب مرجع برای انحراف از مسیر گام برداری دارد.
۳۳۱.

بررسی راستای استاتیک اندام تحتانی در زنان ورزشکار با سابقه آسیب لیگامان صلیبی قدامی (ACL)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۹۶
آسیب لیگامان صلیبی قدامی (ACL) با نرخ شیوع 250000 مورد سالانه فقط در آمریکا، یکی از شایع ترین آسیب های ورزشی جهان است. زنان 2 تا 8 برابر مردان به این آسیب دچار می شوند. به نظر می رسد عوامل خطرساز عمومی و اختصاصی زیادی در بروز آسیب ACL زنان وجود دارد. هدف از پزوهش حاضر، بررسی ناراستایی اندام تحتانی به عنوان عامل خطرآفرین درونی در زنان ورزشکار با سابقه آسیب ACL است. به این منظور 20 زن ورزشکار با سابقه آسیب ACL (میانگین سن 75/5 ±90/24 سال، قد 58/6± 05/167 سانتیمتر، وزن 58/5± 88/60 کیلوگرم و سابقه ورزشی 41/4± 70/7 سال) و 20 زن ورزشکار سالم (میانگین سن 59/5± 85/24 سال، قد 39/6 ±15/166 سانتیمتر، وزن 08/6 ±20/60 کیلوگرم و سابقه ورزشی 69/3 ±7 سال) که از نظر سن، رشته ورزشی و عضو درگیر با گروه آسیب دیده همتا سازی شده بودند، در این پژوهش شرکت کردند. افت ناوی، چرخش درشت نی و زاویه Q پای چپ و راست آزمودنی ها اندازه گیری شد. نتایج نشان داد 90 درصد آسیب ها با ساز و کار غیربرخوردی رخ داده بودند. همچنین پارگی ACL در 85 درصد آزمودنی ها با آسیب مینیسک داخلی همراه بود. تحلیل داده ها نشان داد بین پرونیشن و چرخش داخلی درشت نی دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0 P£ )، اما این اختلاف در مورد زاویه Q معنی دار نبود. همچنین بین پای سالم و آسیب دیده گروه آسیب دیده از نظر متغیرهای مورد بررسی تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0P£). ازاین رو شناسایی عوامل خطرساز بیومکانیکی و به طور اختصاصی غربالگری (Screening) ورزشکارانی با افزایش پرونیشن (Hyperpronation) و چرخش داخلی درشت نی (Internal Tibial Torsion) که ممکن است آنان را مستعد آسیب های ACL سازد، ضروری است و ارائه برنامه های پیشگیرانه برای آنان از سوی مربیان لازم به نظر می رسد.
۳۳۲.

تاثیر یک دوره تمرین هوازی منتخب با چرخ کارسنج بر میزان FEV1 و FVC، تحمل فعالیتی، و میزان تنگی نفس در جانبازان شیمیایی ریوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیولوژی ورزشی علم تمرین
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی ورزش معلولین
تعداد بازدید : ۲۳۸۶ تعداد دانلود : ۱۳۶۹
هدف پژوهش حاضر عبارت است از مطالعه تاثیر یک دوره برنامه تمرین هوازی منتخب با چرخ کارسنج بر میزان FEV1 و FVC، تحمل فعالیت، و میزان تنگی نفس جانبازان شیمیایی ریوی مبتلا به برونشیولیت ابلیترانس بر اثر تحمیل گاز خردل. 14 نفر از جانبازان شیمیایی ریوی که بر اثر تماس با گاز خردل دچار ضایعه ریوی در حد متوسط شدند، با میانگین سنی 08/8±89/44 سال، وزن 57/12±41/77 کیلوگرم، (FEV1)42/9±81/61 درصد پیش بین انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه کنترل (6نفر) و تجربی (8نفر) تقسیم شدند. ابتدا میزان تنگی نفس بیماران از طریق پرسش نامه ATS ارزیابی شد. بیماران مانور اسپیرومتری FVC و FEV1را انجام دادند. آزمون تحمل فعالیت (آزمون میدانی مسافت 6 دقیقه راه رفتن) در روز دیگر به اجرا درآمد. سپس، برای تعیین HRmax، آزمون بیشینه اصلاحی بروس روی نوارگردان انجام گرفت. گروه تجربی به مدت 4 هفته برنامه تمرین هوازی منتخب روی چرخ کارسنج را با شدت 70 تا 80 درصد HRmax در هر نوبت به مدت 20 تا 30 دقیقه و سه بار در هفته اجرا کردند. بعد از اتمام برنامه تمرینی از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. در تحلیل آماری داده ها، از t همبسته و مستقل استفاده شد. اختلاف معناداری آماری در سطح 05/0≥P در نظر گرفته شد. نتایج تحقیق نشان داد اجرای برنامه تمرین هوازی بر میزان FEV1 و FVC گروه تجربی اثرگذار بود و در پس آزمون با اندکی افزایش مواجه شد، اما معنادار نبود (مقادیر p به ترتیب361/0و 09/0). از سوی دیگر، تغییرات بین گروهی FEV1 و FVCبه دنبال تمرین تفاوت معناداری نداشت (مقادیرP به ترتیب 724/0و 443/0). اما به دنبال تمرین تفاوت معناداری در میانگین تحمل فعالیت گروه تجربی (000/0P=) و در مقایسه با گروه کنترل به دست آمد (000/0P=). میانگین میزان تنگی نفس گروه تجربی، در پس آزمون (000/0P=) و در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری نشان داد (001/0P=). به طور خلاصه می توان گفت که برنامه تمرین منتخب، میزان FEV1 وFVC جانبازان شیمیایی ریوی را به طور معناداری دگرگون نکرد، در حالی که میزان تحمل آنان در برابر اجرای فعالیت هوازی و میزان تنگی نفس بیماران به طور معناداری بهبود پیدا کرد.
۳۳۷.

اثر تمرینات ریباندتراپی بر تعادل پویای زنان جوان ورزشکار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۸۸ تعداد دانلود : ۱۹۴۳
تمرینات ریباندتراپی به عنوان یک روش تمرینی جدید که موجب تحریک مکانیکی سیستم عصبی– عضلانی می شود، مورد توجه پژوهشگران و توان بخشان قرار گرفته است. با توجه به رابطه کارایی سیستم عصبی-عضلانی با تعادل که جزء لاینفک فعالیت های روزمره و ورزشی است، هدف از انجام این پژوهش تأثیر تمرینات ریباندتراپی بر تعادل پویای زنان جوان ورزشکار بوده است. تعداد 40 نفر از زنان ورزشکار با میانگین و انحراف استاندارد (سن:03/2±9/22سال، وزن:21/4±97/64 کیلوگرم، قد:05/6±25/170 سانتی متر و شاخص توده بدنی:1/2±6/22) به طور داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند و به صورت تصادفی به دو گروه کنترل (10 نفر بسکتبالیست و 10 نفر تکواندو کار) و تجربی (10 نفر بسکتبالیست و 10 نفر تکواندوکار) تقسیم شدند. قبل از اعمال برنامه تمرینی ریباندتراپی، تعادل پویای آزمودنی ها با استفاده از تست تعادل گردشی (SEBT) اندازه گیری شد. گروه های تجربی، تمرینات ریباندتراپی را که شامل پریدن های ایمنی، هوازی، قدرتی و مقاومتی بود در هشت هفته و هر هفته پنج روز به مدت 30 دقیقه انجام دادند. پس از پایان دوره هشت هفته ای در نظر گرفته شده، پس آزمون تست تعادل گردشی SEBT از دو گروه کنترل و تجربی به عمل آمد. از روش آماری t مستقل به منظور تحلیل داده ها استفاده شد. تمرینات ریباندتراپی، تأثیرمعنی داری در پنج جهت (داخلی، قدامی – داخلی، خلفی، خلفی– داخلی و خلفی- خارجی) آزمون تست تعادل گردشی نشان داد، در حالی که در سه جهت (قدامی، قدامی– خارجی و خارجی) تعادل پویای گروه های تجربی تکواندو کاران و بسکتبالیست هاتفاوت معنی داری نداشتند. با توجه به یافته های تحقیق، تمرینات ریباند تراپی را می توان برای بهبود وضعیت تعادل پویا توصیه کرد، اگرچه انتظار می رود بهبود در تعادل پویا در جهات (داخلی، قدامی– داخلی، خلفی، خلفی– داخلی و خلفی- خارجی) بیشتر باشد.
۳۳۸.

تاثیر ماساژ بر خستگی عضلات باز کننده زانو متعاقب انقباض های ایزو کینتیک زیر بیشینه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲۲ تعداد دانلود : ۱۳۲۷
هدف کلی از اجرای این تحقیق بررسی تاثیر ماساژ بر خستگی عضلات بازکننده زانو متعاقب انقباض های ایزوکینتیک زیربیشینه بود. این تحقیق به روش اندازه گیری مکرر، طرح متقاطع، انجام شد. ابتدا و بر اساس معیارهای حذف و انتخاب، تعداد 10 ورزشکار مرد دانشگاهی به صورت داوطلبانه وارد مطالعه شدند. هر آزمودنی طی 2 جلسه به آزمایشگاه مراجعه می نمود. در ابتدای هر جلسه پس از گرم کردن، اوج گشتاور(PT ) کانسنتریک عضلات چهار سر ران پای غالب در سرعتs-1 º60 اندازه گیری می شد. سپس پروتکل خستگی، انقباض های ایزوکینتیک زیربیشنه (PT 60%) تا رسیدن به معیار خستگی(PT 50%)، اجرا می گردید. پس از اجرای پروتکل خستگی، اوج گشتاور عضلات چهارسر محاسبه گردیده و خستگی ادراک شده مورد ارزیابی قرار می گرفت، سپس آزمودنی به مدت 15 دقیقه ماساژ(ترکیبی از تکنیک های ماساژ کلاسیک) دریافت و یا استراحت می نمود. بعد از پایان یافتن شرایط مداخله (ماساژ یا استراحت) مجددا ارزیابی خستگی ادراک شده و اوج گشتاور عضلات چهارسر انجام می گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده، از آزمون تحلیل واریانس برای اندازه گیری مکرر و آزمون t وابسته در سطح آلفا 05/0 استفاده گردید. بررسی یافته های تحقیق نشان داد بین اثر ماساژ و استراحت تفاوت معنی داری در بهبود خستگی و افزایش عملکرد وجود ندارد. با این حال تفاوت معنی داری بین اثر ماساژ و استراحت بر میزان خستگی ادراک شده مشاهده گردید. یافته های این تحقیق از این عقیده که ماساژ تاثیری بر بهبود خستگی و بازیافت عملکرد عضلانی ندارد، حمایت می کند. با این حال در این پژوهش ماساژ بر خستگی ادراک شده اثر مثبتی داشت و باعث بهبود آن گردید.
۳۳۹.

اثر خستگی عضلات پروگزیمال و دیستال اندام تحتانی و خستگی ناشی از فعالیت تا حد واماندگی بر تعادل پویا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۱۹ تعداد دانلود : ۱۱۸۷
هدف از انجام تحقیق بررسی مقایسه ای اثر خستگی عضلات پروگزیمال و دیستال اندام تحتانی و خستگی ناشی از فعالیت تا حد واماندگی بر تعادل پویا بوده است. به این منظور 15 دانشجو با میانگین و انحراف استاندارد سنی 57/1±23 سال قد 2/5±6/172 سانتی متر و وزن 8/4±5/74 کیلوگرم بدون سابقه آسیب در اندام تحتانی در این تحقیق شرکت کردند. برای برآورد تعادل پویای آزمودنی ها پس از گرم کردن مختصر(10-5 دقیقه کشش و دوی نرم) از تست تعادل ستاره(SEBT) در هشت جهت و برای اعمال برنامه خستگی در عضلات عمل کننده در ناحیه مچ پا و زانو از دستگاه بیودکس استفاده شد. برای این منظور ابتدا حداکثر گشتاور عضلات پلانتارفلکسور و دورسی فلکسور مچ پا و عضلات فلکسور و اکستنسور زانو ثبت شد. سپس از هر آزمودنی خواسته شد که حرکات پلانتارفلکشن و دورسی فلکشن مچ پا(برای اعمال برنامه در ناحیه مچ پا) و حرکات فلکشن و اکستنشن زانو(برای اعمال برنامه در ناحیه زانو) را روی دستگاه بیودکس در نوبت های نامحدود با 5 تکرار انجام دهد. فرض بر این بود که اگر گشتاور تولیدی آزمودنی طی سه حرکت متوالی زیر 50 درصد حداکثر گشتاور ثبت شده طی اولین حرکت باشد خستگی اتفاق افتاده است. همچنین برای اجرای برنامه خستگی تا حد واماندگی از آزمون بروس استفاده شد. بین اعمال برنامه های مختلف خستگی 72 ساعت استراحت زمان لازم برای از بین رفتن اثرات برنامه خستگی قبلی در نظر گرفته شد. پس از اعمال هر یک از برنامه های خستگی پس آزمون SEBT به عمل آمد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش های آمار توصیفی آزمون t همبسته و t مستقل در سطح معنی داری p≤0.05 استفاده شد. با توجه به نتایج بهدست آمده مشاهده گردید که اختلاف اثر خستگی عضلات پروگزیمال (فلکسورها و اکستنسورهای زانو) و خستگی ناشی از فعالیت تا حد واماندگی (آزمون بروس) با اعمال پروتکل خستگی در ناحیه دیستال (پلانتارفلکسورها و دورسی فلکسورهای مچ پا) در سه جهت (قدامی قدامی داخلی و قدامی جانبی) معنیدار بوده و خستگی ناشی از فعالیت تا حد واماندگی و خستگی عضلات عملکننده در ناحیه زانو باعث کاهش بیشتر فاصله دستیابی در این سه جهت شده است. همچنین مشاهده شد که ایجاد خستگی با پروتکل بروس در جهت های سخت آزمون SEBT (جانبی قدامی- جانبی و قدامی) نسبت به پروتکل های خستگی موضعی کاهش بیشتری را در فاصله دستیابی به دنبال داشته است. یافته های این تحقیق بیانگر تاثیر معنیدار خستگی عضلات پروگزیمال و دیستال و خستگی ناشی از فعالیت تا حد واماندگی بر تعادل پویا است.
۳۴۰.

بررسی ارتباط بین قدرت و انعطاف عضلات تنه با میزان قوس کایفوز پشتی در دانش آموزان پسر مقطع راهنمایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۴۱
نقصان در قدرت و انعطاف عضلات اگر در سطح مهره های ستون مهره ها به خصوص قسمت پشتی به وجود آید، می تواند هم راستایی آن را به هم زده و از حالت طبیعی خارج کند. هدف از انجام این تحقیق بررسی ارتباط بین قدرت و انعطاف عضلات تنه با میزان قوس کایفوز پشتی در دانش آموزان پسر مقطع راهنمایی بود. آزمودنی های این تحقیق را 67 دانش آموز در دسترس با میانگین و انحراف استاندارد سن (سال) 83/0±15/13، وزن (کیلوگرم) 06/12±57/52 و قد (سانتی متر) 59/8±40/157 تشکیل دادند. به منظور ارزیابی راستای ستون مهره ها، از دستگاه اسپاینال ماوس استفاده شد. قدرت عضلات بازکننده ستون مهره ها و قدرت عضلات نزدیک کننده کتف با استفاده از دستگاه دینامومتر اندازه گیری شد. اندازه گیری انعطاف پذیری تا کننده های کمربند شانه ای توسط آزمون بلند کردن دست ها از زمین در حالت درازکش و انعطاف عضلات سینه ای شکمی توسط آزمون باز کردن تنه در حالت درازکش انجام گرفت. نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون، ارتباط معنی داری بین کایفوز پشتی با تمام متغیرهای پیش بین(قدرت عضلات بازکننده پشت(55/0-=r )، قدرت عضلات نزدیک کننده کتف(46/0-=r )، انعطاف عضلات تاکننده کمربند شانه ای(50/0-=r ) و انعطاف عضلات سینه ای شکمی(46/0-=r ) در سطح 05/0 نشان داد. نتایج رگرسیون چند متغیره سه الگوی پیش بین را معرفی کرد که در سومین و مهم ترین الگوی پیش بین، متغیرهای قدرت عضلات بازکننده پشتی(38/0-=β) و انعطاف عضلات سینه ای شکمی(26/0-=β )، انعطاف عضلات تاکننده کمربند شان ای(25/0-=β ) به عنوان مهم ترین پیشگوها برای میزان تغییرات کایفوز پشتی معرفی شدند(39/17= 63و3 F و 009/0> P و 45/0= R2 ). با توجه به نتایج تحقیق چنین به نظر می رسد با کاهش قدرت عضلات بازکننده تنه و نزدیک کننده کتف، کاهش انعطاف عضلات سینه ای شکمی و نیز تاکننده کمربند شانه ای، میزان قوس کایفوز پشتی افزایش می یابد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان