ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۴۱ تا ۱٬۹۵۶ مورد از کل ۱٬۹۵۶ مورد.
۱۹۴۱.

تأثیر هشت هفته تمرین مقاومتی و مصرف عرق کاسنی بر CRP و آنزیم کبدی در افراد دارای کبد چرب غیر الکلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی و مصرف عرق کاسنی بر شاخص های التهابی و عملکرد کبد در زنان مبتلا به کبد چرب غیرالکلی طراحی و اجرا شد. این مطالعه نیمه تجربی به روش کارآزمایی بالینی بر روی ۴۸ زن ۳۰ تا ۴۰ ساله در شهر الیگودرز انجام گرفت. شرکت کنندگان به صورت هدفمند و داوطلبانه انتخاب و سپس به چهار گروه تقسیم شدند: گروه تمرین مقاومتی همراه با مصرف عرق کاسنی، گروه تمرین مقاومتی، گروه مصرف عرق کاسنی و گروه کنترل. مداخلات طی هشت هفته متوالی اجرا گردید و در آغاز و پایان دوره، آزمون های پیش آزمون و پس آزمون شامل آزمایش خون برای اندازه گیری شاخص التهابی CRP و آنزیم های کبدی AST و ALT، همچنین ارزیابی وضعیت کبد با سونوگرافی انجام شد. نتایج تحلیل داده ها با استفاده از آزمون واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی نشان داد که هر دو مداخله تمرین مقاومتی و مصرف عرق کاسنی به طور مستقل موجب کاهش معنادار سطح CRP و آنزیم های کبدی شدند. با این حال، ترکیب همزمان این دو مداخله اثرات برجسته تری نسبت به هر یک به تنهایی داشت و کاهش چشمگیرتری در شاخص های مورد بررسی نسبت به گروه کنترل ایجاد کرد (P<0.05). این یافته ها بیانگر آن است که تمرینات مقاومتی به عنوان یک رویکرد غیردارویی و مصرف عرق کاسنی به عنوان یک مداخله گیاهی می توانند نقش مکمل و هم افزا در بهبود وضعیت التهابی و عملکرد کبد بیماران کبد چرب غیرالکلی ایفا کنند. بنابراین، استفاده همزمان از این دو راهکار می تواند به عنوان یک روش ایمن، مقرون به صرفه و قابل اجرا در برنامه های درمانی و پیشگیرانه برای این بیماران توصیه
۱۹۴۲.

تاثیر هشت هفته تمرین ترکیبی بر بیان miR-146a، miR-21 و TLR-2 خون در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس عودکننده- فروکش کننده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۶
هدف: miR-146a، miR-21 و TLR-2 در فرایندهای ضد التهابی، میلین سازی مجدد و تنظیم پاسخ های خود ایمنی نقش دارند که ممکن است تحت تأثیر تمرینات ورزشی قرار گیرند. بنابراین، این مطالعه با هدف بررسی تاثیر هشت هفته تمرین ترکیبی بر بیان miR-146a، miR-21 و TLR-2 در زنان مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس عودکننده- فروکش کننده (RRMS) انجام شد. مواد و روش ها: بیست و سه زن (سن: 3/5±1/33 سال، وزن: 9/8±1/64 کیلوگرم و BMI: 4/9±3/33 کیلوگرم بر متر مربع) مبتلا به RRMS به طور تصادفی در دو گروه تمرین و کنترل قرار گرفتند. آزمودنی های گروه تمرین به مدت هشت هفته در تمرین ترکیبی تحت نظارت، شامل سه جلسه تمرین هوازی و یک جلسه تمرین مقاومتی شرکت کردند. بیان miR-146a، miR-21 و TLR-2 در خون قبل و بعد از هشت هفته تمرین ترکیبی با استفاده از تکنیک RT-PCR اندازه گیری شد. داده ها با آزمون آنوآ دو طرفه با اندازه گیری های مکرر و در سطح معناداری کم تر از 05/0 آنالیز شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که بیان نسبی miR-146a در زنان مبتلا به RRMS پس از هشت هفته تمرین ترکیبی در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل به طور معناداری کمتر کاهش یافت (001/0P=) و بر عکس، بیان نسبی miR-21 و TLR-2 در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل به طور معناداری کمتر افزایش یافت (001/0P=). نتیجه گیری: تمرین ترکیبی ممکن است با تاثیر مطلوب بر miR-146a، miR-21 و TLR-2 نقش موثری در پیش برد فرایند های ضد التهابی، میلین سازی مجدد و تنظیم پاسخ های خود ایمنی در بیماری RRMS داشته باشد و در نتیجه، این بیماری را بهبود بخشیده و احتمال عود آن را کاهش دهد. بنابراین، استفاده از تمرین ترکیبی این تحقیق برای زنان مبتلا به RRMS توصیه می شود.
۱۹۴۳.

اثرات متفاوت مکمل پروتئین وی بر قدرت گروه های عضلانی مختلف در افراد بزرگسال: یک مرور نظام مند و فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۳۵
هدف: مکمل پروتئین وی برای افزایش قدرت عضلانی به کار می رود؛ بنابراین هدف مطالعه فراتحلیل حاضر، بررسی اثرات متفاوت مکمل پروتئین وی بر قدرت گروه های عضلانی مختلف در افراد بزرگسال بود. مواد و روش ها: جستجوی سیستماتیک مقالات انگلیسی و فارسی منتشر شده از پایگاه های اطلاعاتیPubMed ، Web of Science، Scopus، SID و Magiran تا 29 نوامبر سال 2024 انجام شد. تفاوت میانگین وزنی (WMD) و فاصله اطمینان 95 درصد با استفاده از مدل اثر تصادفی محاسبه شد. ناهمگونی با استفاده از آزمون I2 و سوگیری انتشار با تحلیل بصری فونل پلات و آزمون Egger بررسی شدند. یافته ها: نتایج نشان داد، مکمل پروتئین وی سبب افزایش معنادار قدرت عضلانی در حرکت پرس سینه ]014/0 P=، (784/0 الی 045/7) kg914/3= [WMD، پرس پا ]010/0P= ،(187/2 الی 048/16)kg 118/9= [WMDو حرکت اسکوات ]001/0 P=، (324/5 الی 990/9)kg 657/7= [WMDنسبت به گروه کنترل در بزرگسالان شد، اما این مکمل سبب تغییر معنادار قدرت عضلانی دوسر بازویی ]582/0P= ،(521/4- الی 538/2)kg 992/0-= [WMD، بازکردن زانو ]070/0P= ،(156/0- الی 008/4) 926/1= [WMDو حرکت ایزوکنتیک بازکردن زانو ]180/0P= ،(748/1- الی 319/9)kg 786/3= [WMDنسبت به گروه کنترل در بزرگسالان نشد. نتیجه گیری: براساس نتایج فراتحلیل حاضر، مکمل پروتئین وی تأثیر مثبت بر قدرت عضلانی در حرکات پرس سینه، پرس پا و اسکوات در افراد بزرگسال دارد؛ ازاین رو برای افزایش قدرت عضلانی، این مکمل به ورزشکاران توصیه می شود.
۱۹۴۴.

مقایسه هشت هفته تمرینات پلایومتریک در آب و خشکی بر توان بی هوازی و عملکرد اندام های تحتانی و فوقانی پسران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۱
هدف: محبوبیت برنامه های پلایومتریک در آب در حال افزایش است؛ زیرا جایگزین کم تنش تری در مقایسه با برنامه تمرینی پلایومتریک در خشکی است؛ بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، مقایسه هشت هفته تمرینات پلایومتریک در آب و خشکی بر توان بی هوازی اندام های تحتانی و فوقانی و رکورد شنای پسران نوجوان شناگر بود. مواد و روش ها: طرح این پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون و پس آزمون بود. هنرآموزان شناگر نوجوان از بین 30 داوطلب به طور تصادفی به دو گروه پلایومتریک در آب (15 نفر) و پلایومتریک در خشکی (15 نفر) تقسیم شدند. هرکدام از گروه ها به مدت هشت هفته در شرایط تمرینی مخصوص به خود قرار گرفتند. توان بی هوازی بالاتنه از طریق کارسنج ارگومتر و متر، توان بی هوازی پایین تنه از طریق آزمون وینگیت و عملکرد سرعتی شامل رکورد شنای 33 متر در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون اندازه گیری شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که رکورد شنای 33 متر سرعت در هر دو گروه تمرین پلایومتریک در آب و خشکی بهبود معناداری داشت (05/0>P). همچنین اوج توان در گروه پلایومتریک در آب و میانگین توان در گروه پلایومتریک در خشکی افزایش معناداری داشت (05/0>P)، اما در رابطه با شاخص خستگی تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد (05/0<P). نتیجه گیری: به نظر می رسد، تمرینات پلایومتریک در آب و خشکی هر دو باعث بهبود معنادار رکورد شنای 33 متر و توان بی هوازی شدند، اما در شاخص خستگی تفاوتی بین دو گروه مشاهده نشد؛ ازاین رو می توانند به منظور آماده سازی پسران نوجوان شناگر به کار روند.
۱۹۴۵.

تأثیر توالی تمرینات ترکیبی بر عوامل خطرزای قلبی عروقی، پروتئین واکنشی سی، هموسیستئین و مقاومت انسولینی در زنان چاق دیابتی نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۲۹
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثر 10 هفته تمرین مقاومتی-هوازی و هوازی مقاومتی بر پروتئین واکنشی سی، هموسیستئین، مقاومت انسولینی و پروفایل لیپیدی زنان چاق دیابتی نوع 2 انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر به شکل نیمه تجربی با انتخاب داوطلبانه 36 نفر از زنان 40 تا 60 ساله شهر بجنورد صورت گرفت. این افراد به سه گروه 12 نفری شاهد (فعالیت ورزشی انجام نمی دهند) و دو گروه آزمایشی که تمرینات هوازی را پیش و پس از تمرینات مقاومتی انجام دادند، به روش تصادفی ساده تقسیم شدند. نمونه خون افراد پیش از تمرین و 48 ساعت پس از تمرین (12 ساعت ناشتا) گرفته شد و پارامترهای بیوشیمیایی با کیت ها اندازه گیری شد. داده ها با آزمون تحلیل واریانس و آزمون تفاوت معناداری فیشر در سطح 05/0≥P تحلیل شد. یافته ها: نتایج پژوهش بین شاخص هموگلوبین ای وان سی، هموسیستئین، پروتئین واکنشی سی و مقاومت انسولینی، قبل و بعد تمرین هوازی-مقاومتی تفاوت معنا داری را نشان داد (05/0≥P). همچنین ده هفته تمرینات ترکیبی مقاومتی-هوازی بر شاخص Hcy تأثیر معنا داری نداشت، ولی بر شاخص مقاومت انسولینی، CRP و HbA1c اثر معنا دار مشاهده شد (05/0≥P). به علاوه پس از ده هفته تمرین هوازی-مقاومتی، مقادیر کلسترول کل و اچ دی آل به ترتیب کاهش و افزایش معنا داری را نشان داد (05/0≥P)، اما در گروه مقاومتی-هوازی، فقط مقادیر اچ دی ال افزایش معنا دار داشت. مقادیر انسولین در قبل و بعد هردو گروه تجربی معنادار نبود. همچنین مقادیر هموگلوبین ای وان سی بعد از تمرین هوازی-مقاومتی تفاوت معنا دار داشت (05/0≥P). نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد، توالی اجرای تمرین، عاملی تعیین کننده در بهبود شاخص های التهابی و متابولیکی است. اجرای تمرین هوازی پیش از تمرین مقاومتی (الگوی هوازی–مقاومتی) اثرات قوی تری در بهبود مقاومت انسولینی، کاهش هموسیستئین و بهینه سازی پروفایل لیپیدی در مقایسه با ترتیب معکوس دارد؛ بنابراین، این الگو به عنوان راهبردی مؤثر و کم هزینه برای کنترل دیابت و کاهش خطر بیماری های قلبی عروقی در زنان چاق دیابتی توصیه می شود.
۱۹۴۶.

مقایسه اثربخشی مداخلات ورزشی در مقابل مداخلات دارویی بر بهبود قدرت و توده عضلانی در سالمندان مبتلا به سارکوپنی: یک مرور جامع

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۳۲
هدف: این مرور نظام مند با هدف بررسی اثرات ترکیبی تمرینات مقاومتی و استروئیدهای آنابولیک بر ترکیب بدن و عملکرد عضلانی در مردان و زنان مبتلا به سارکوپنی انجام شد. روش پژوهش: جستجوی سیستماتیک در پایگاه های اطلاعاتی تا سال ۲۰۲۵ منجر به انتخاب ۱۸ مطالعه (۱۴ کارآزمایی تصادفی شده و ۴ مطالعه کنترل شده) با مجموع ۱۲۴۷ شرکت کننده شد. کیفیت مطالعات با ابزارهای ROB 2.0 و ROBINS-I ارزیابی و داده ها با روش های متاآنالیز تجمیع شدند. یافته ها: مداخله ترکیبی در مقایسه با تمرین مقاومتی به تنهایی، منجر به افزایش معنی دار توده بدون چربی (SMD: 0.82) و توده عضلانی اسکلتی (SMD: 0.74) و کاهش توده چربی (SMD: -0.45) شد. بهبودهای معنی داری نیز در قدرت عضلانی (SMD: 0.56-0.61) و عملکرد فیزیکی (SPPB: SMD: 0.52) مشاهده گردید. مردان پاسخ بیشتری نسبت به زنان نشان دادند و اکساندرولون مؤثرترین استروئید شناسایی شد. عوارض جانبی عمدتاً خفیف و شامل افزایش آنزیم های کبدی (۱۲.۳٪) بود. نتیجه گیری: ترکیب تمرینات مقاومتی با استروئیدهای آنابولیک می تواند به عنوان یک راهبرد مؤثر برای بهبود ترکیب بدن و عملکرد عضلانی در بیماران سارکوپنی در نظر گرفته شود، با این حال نظارت دقیق بر عوارض جانبی ضروری است.
۱۹۴۷.

اثر تمرین تناوبی شدید و رژیم غذایی پرچرب بر استرس اکسیداتیو و مارکرهای التهابی در کبد موش های نر C57BL/6(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۳۳
هدف: استرس اکسیداتیو و مارکرهای التهابی می توانند به طور درخورتوجهی بر عملکرد کبد تأثیر بگذارند و منجر به بروز بیماری های مزمن شوند. در این پژوهش به اثرات تمرین تناوبی شدید و رژیم غذایی پرچرب بر این عوامل در کبد موش های C57BL/6 پرداخته شد. مواد و روش ها: تعداد 40 موش نر (یک ماهه با وزن 1±14 گرم) به طور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند: گروه بی تحرک به همراه دریافت رژیم پرچرب؛ گروه تمرین تناوبی شدید به همراه دریافت رژیم پرچرب؛ گروه بی تحرک به همراه دریافت رژیم غذایی عادی؛ گروه تمرین تناوبی شدید به همراه دریافت رژیم غذایی عادی. پروتکل تمرین شامل ۱۰ هفته، برای پنج روز در هفته و هر جلسه تمرینی ۴0 دقیقه تمرین تناوبی شدید بود. برای بررسی بیان ژن های HMOX1، NOS2 و NFE2L2 از روش Real-time PCR و برای اندازه گیری بیان پروتئین NOS2از وسترن بلات استفاده شد. یافته ها با استفاده از تحلیل واریانس و در سطح معناداری 05/0˂P تحلیل شدند. یافته ها: رژیم غذایی پرچرب سبب افزایش آنزیم های HMOX1 (0001/0=P) و NOS2 (0003/0=P)، کاهش آنزیم NFE2l2 (0008/0=P) و افزایش بیان پروتئین NOS2 (0002/0=P) شد؛ در حالی که تمرین تناوبی شدید سبب بهبود NFE2L2، HMOX1، NOS2 و بیان پروتئین NOS2 شد. نتیجه گیری: رژیم غذایی پرچرب سبب افزایش استرس اکسیداتیو و التهاب در کبد موش ها می شود، اما تمرین تناوبی شدید می تواند این اثرات منفی را کاهش دهد.
۱۹۴۸.

تأثیر یک دوره تمرین عملکردی شدید و مصرف تری گلیسرید زنجیره متوسط بر تغییرات نورومتابولیت های مغزی از طریق طیف سنجی رزونانس مغناطیسی در بزرگسالان سالم دارای اضافه وزن و چاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۳۰
هدف: چاقی با افزایش التهاب سیستمیک، خطر تخریب عصبی را افزایش می دهد. در این پژوهش، اثر شش هفته تمرین عملکردی شدید همراه با رژیم و مکمل کتوژنیک بر نورومتابولیت های مغزی -که از شاخص های مهم سلامت نورونی هستند- بررسی شد. مواد و روش ها: در این کارآزمایی بالینی تصادفی، ۲۱ داوطلب دارای اضافه وزن یا چاق به سه گروه تقسیم شدند: تمرین عملکردی شدید (EX)؛ تمرین همراه با رژیم کتوژنیک حاوی تری گلیسریدهای زنجیره متوسط (MCT) (EX+KD)؛ گروه کنترل (C). تمرینات به مدت شش هفته، سه جلسه در هفته به صورت عملکردی شدید انجام شد. متخصص تغذیه رژیم کتوژنیک را طراحی کرد و مکمل MCT به صورت روزانه مصرف شد. مقادیر نورومتابولیت ها با طیف نگاری رزونانس مغناطیسی پروتون (¹H-MRS) از ناحیه ورمیس مخچه (سیستم 1.5T Philips Ingenia) به صورت تک وُکسلی اندازه گیری و با نرم افزار Osprey پردازش شد. تحلیل داده ها با تحلیل واریانس یک طرفه (آنوا) و آزمون تعقیبی توکی انجام شد (05/0=α). یافته ها: پس از مداخله، در مقایسه با گروه کنترل، سطح میواینوزیتول (mI) در گروه های EX و EX+KD به ترتیب 12 درصد و 57 درصد کاهش یافت؛ در حالی که سطح کولین (Cho) در همین گروه ها به ترتیب ۹۷ درصد و ۱۹۳ درصد افزایش داشت. همچنین سطح N-استیل آسپارتات (NAA) در گروه EX 91 درصد و در گروه EX+KD 38 درصد افزایش یافت که همه این تغییرات در سطح معناداری 05/0>P معنا دار بود. تغییرات مشاهده شده نشان دهنده اثر معنادار مداخله ها بر شاخص های نورومتابولیتهای مغز بود. نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش حاضر، تمرین عملکردی شدید به تنهایی موجب بهبود وضعیت نورومتابولیتهای مغز می شود؛ یعنی Cho و NAA افزایش یافت و mI کاهش پیدا کرد؛ در حالی که ترکیب ورزش با رژیم کتوژنیک حاوی MCT با تقویت تغییرات در Cho و mI، اثرات محافظتی قوی تری بر بافت عصبی داشت و این موضوع می تواند روند تخریب عصبی مرتبط با چاقی را مهار کند، اما این تأثیر هم افزایی بر NAA مشاهده نشد.
۱۹۴۹.

اثر تمرین هوازی شدید همراه با مکمل امگا-3 بر میزان سایتوکینهای پیش التهابی بافت کبدی موشهای چاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۲۵
بر اساس شواهد اسیدهای چرب امگا- 3 (ω3) دارای آثار ضدالتهابی است و پژوهشهای اخیر بیانگر توانایی بالقوه آنها در کاهش التهاب مزمن است. این پژوهش با هدف تعیین اثر شش هفته تمرین هوازی شدید و دریافت مکمل ω3 بر میزان پروتئین اینترلوکین-6 (IL-6) و عامل نکروز دهنده توموری-آلفا (TNF-α) در بافت کبدی موشهای چاق اجرا شد. در این پژوهش تجربی، 30 سر موش نر بالغ بطور تصادفی در پنج گروه جیره استاندارد (ND)، جیره پرچرب (HFD)، جیره پرچرب+تمرین (HFD+T)، جیره پرچرب+ω3 (HFD+ω3) و جیره پرچرب+تمرین+ω3 (HFD+T+ω3) تقسیم شدند. تمرین هوازی شدید شامل 10 تا 50 دقیقه دویدن روی نوارگردان با شدت 75-70 درصد اکسیژن مصرفی بیشینه، سرعت 25 تا 30 متر در دقیقه و شیب 15 درصد به مدت شش هفته بود. گروه های مکمل طی دوره مداخله، مقدار 500 میلیگرم بر کیلوگرم از توده بدن از مکملهای EPA و DHA به ازای هر گرم غذا به صورت گاواژ دریافت کردند. میزان پروتئین IL-6 و TNF-α در بافت کبدی با روش برادفورد اندازه گیری شد. میزان پروتئینهای IL-6 و TNF-αدر گروههای HFD+T، HFD+ω3 و HFD+T+ω3 نسبت به گروه ND بطور معناداری بیشتر و در مقایسه با گروه HFD کمتر بود. همینطور میزان این دو پروتئین در گروههای HFD+ω3 و HFD+T+ω3 نسبت به گروه HFD+T بطور معناداری کمتر بود، هرچند بین این دو گروه تفاوت معناداری دیده نشد. طبق این نتایج، ترکیب تمرین هوازی شدید و دریافت مکمل ω3 دارای اثر هم افزایی در تعدیل التهاب بافت کبدی ناشی از چاقی است.
۱۹۵۰.

اثر تمرین هوازی و تزریق آدنوزین بر بیان ژن HIF-1α در مغز رت های ویستار پس از سکته مغزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۴
هدف: سکته مغزی ایسکمیک یکی از شایع ترین اختلالات نورولوژیک در سراسر جهان است و به عنوان دومین عامل مرگ ومیر و یکی از عوامل اصلی ناتوانی های بلندمدت در بزرگسالان شناخته می شود. با توجه به نقش محافظتی تمرین هوازی در بهبود عملکرد نورونی و اثرات تنظیمی آدنوزین بر پاسخ های سلولی، این پژوهش با هدف بررسی تأثیر این دو مداخله بر بیان ژن HIF-1α در مغز رت های نر ویستار پس از سکته مغزی ایسکمیک انجام شد. مواد و روش ها: پنجاه رت نر بالغ از نژاد ویستار با سن ۸ تا ۱۰ هفته و وزن بین ۲۴۰ تا ۲۷۰ گرم، به صورت تصادفی به پنج گروه تقسیم شدند: شم، سکته مغزی+کنترل، سکته مغزی+تمرین هوازی، سکته مغزی+آدنوزین و سکته مغزی+آدنوزین+تمرین هوازی. سکته مغزی ایسکمیک با روش انسداد موقت شریان کاروتید مشترک به مدت ۴۵ دقیقه در رت های نر بالغ القا شد. تمرین هوازی دو روز پس از القا آغاز شد و به مدت هشت هفته ادامه یافت. رت های گروه تمرینی، پنج روز در هفته طبق یک پروتکل پیش رونده روی تردمیل فعالیت داشتند. برنامه تمرینی در هفته اول با سرعت 20 متر در دقیقه، بدون شیب و به مدت 18 دقیقه آغاز شد و به تدریج افزایش یافت؛ به طوری که در هفته هشتم به سرعت ۳۰ متر در دقیقه، با شیب ۱۰ درجه و مدت زمان ۵۰ دقیقه رسید. آدنوزین با دوز 3/0 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن، روزانه یک بار به گروه های درمانی مربوط تزریق شد. چهل وهشت ساعت پس از پایان پروتکل تمرینی، رت ها قربانی شدند و بافت های مغزی آن ها برای بررسی بیان ژن HIF-1α با استفاده از روش PCRجمع آوری شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج: یافته ها نشان داد، بیان ژن HIF-1α در گروه های سکته مغزی+آدنوزین+تمرین و سکته مغزی+تمرین در مقایسه با گروه های شم (001/0P<)، سکته مغزی+کنترل (001/0P<) و سکته مغزی+آدنوزین (001/0P<) بیشتر و معنادار بود. نتیجه گیری: تمرین هوازی به طور چشمگیر بیان HIF-1α و بقای نورونی در رت های ایسکمیک را افزایش داد. آدنوزین به تنهایی اثری نداشت و ترکیب آن با ورزش برتری آماری بر تمرین تنها نشان نداد. این یافته ها بر نقش محوری ورزش هوازی در توان بخشی پس از سکته مغزی و ضرورت بهینه سازی دوز و زمان بندی آدنوزین در مطالعات آینده را تأکید می کند.
۱۹۵۱.

تأثیر مداخله هیجان مدار مبتنی بر تمرین تنظیم هیجان بر تلاش برای یافتن معنای زندگی در نوجوانان ورزشکار آسیب دیده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۴
مقدمه و اهداف ورزش در دوران نوجوانی نقشی اساسی در شکل گیری هویت و معنا در زندگی دارد و بروز آسیب های ورزشی می تواند این معنا را مختل کند. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مداخله هیجان مدار مبتنی بر تمرین تنظیم هیجان بر تلاش برای یافتن معنای زندگی در نوجوانان ورزشکار آسیب دیده بود مواد و روش ها روش پژوهش نیمه آزمایشی با سه مرحله اندازه گیری پیش آزمون پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل 50 نوجوان ورزشکار آسیب دیده مراجعه کننده به یک مرکز درمانی ورزشی در سال ۱۴۰۳ در استان لرستان بود. از این تعداد، 45 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش پسر و دختر (۱۵ نفر) و یک گروه کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه معنا در زندگی (MLQ) بود. گروه های آزمایش طی ۱۰ جلسه ۳۰ دقیقه ای درمان هیجان مدار دریافت کردند. داده های گردآوری شده با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی تحلیل گردید. سطح معنی داری کمتر 05/0 بود. داده ها با spss نسخه 21 مورد سنجش قرار گرفت. یافته ها نتایج تحلیل واریانس نشان داد درمان هیجان مدار موجب افزایش معنادار تلاش برای یافتن معنا شد (p<0.01). همچنین تفاوت معناداری میان دختران و پسران مشاهده نشد و نتایج بدست آمده در پیگیری نیز مشاهده شد. نتیجه گیری درمان هیجان مدار می تواند به بازسازی معنا در زندگی نوجوانان ورزشکار آسیب دیده کمک کند.
۱۹۵۲.

مقایسه اثرات سه رژیم غذایی پرکربوهیدرات، پرپروتئین و کتوژنیک بر عملکرد ورزشی و ترکیب بدن در ورزشکاران نخبه: یک کارآزمایی متقاطع

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۹
هدف: این پژوهش با هدف مقایسه تأثیر سه برنامه غذایی مختلف شامل رژیم غنی از کربوهیدرات، رژیم غنی از پروتئین و رژیم کتوژنیک بر شاخص های عملکرد ورزشی، ترکیب بدن و متغیرهای سوخت و سازی در ورزشکاران ممتاز طراحی گردید. روش پژوهش: در این کارآزمایی متقاطع تصادفی شده، ۳۰ ورزشکار مرد به مدت ۱۲ هفته تحت سه مداخله غذایی مختلف قرار گرفتند. ارزیابی ها شامل سنجش ترکیب بدن با دستگاه InBody 970، اندازه گیری VO₂max با تحلیل گازهای تنفسی، آزمون وینگیت برای سنجش توان بی هوازی، و اندازه گیری شاخص های بیوشیمیایی و روان شناختی بود. یافته ها: برنامه غذایی غنی از پروتئین بیشترین کاهش را در بافت چربی بدن موجب شد، در حالی که رژیم غنی از کربوهیدرات به بهترین نتایج در آزمون حداکثر اکسیژن مصرفی منجر گردید. رژیم کتوژنیک علی رغم ایجاد کاهش وزن، باعث کاهش قابل توجه عملکرد در فعالیت های ورزشی با شدت بالا و افزایش سطح آنزیم کراتین کیناز شد. همچنین این رژیم تأثیر نامطلوبی بر حالت روانی ورزشکاران داشت. نتیجه گیری: به نظر می رسد انتخاب برنامه غذایی مناسب برای ورزشکاران باید بر پایه اهداف ویژه تمرینی و ویژگی های فردی آنان صورت پذیرد. رژیم غنی از کربوهیدرات برای ورزش های استقامتی و رژیم غنی از پروتئین برای بهبود ترکیب بدن و بازیابی توانایی مؤثرتر می باشند، در حالی که به کارگیری رژیم کتوژنیک نیازمند ملاحظات ویژه و دوره سازگاری طولانی تر است.
۱۹۵۳.

ارتباط تاب آوری روان شناختی با پاسخ های التهابی حاد (IL-6، CRP، TNF-α) پس از هشت هفته تمرینات اینتروال پرشدت (HIIT) در ورزشکاران حرفه ای استقامتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۳۳
مقدمه و اهداف: تمرینات اینتروال پرشدت روشی کارآمد برای بهبود ظرفیت هوازی و ترکیب بدنی در ورزشکاران حرفه ای است، اما می تواند پاسخ های التهابی گذرا ایجاد کند. تاب آوری روان شناختی با پاسخ های استرسی بهتر و خطر کمتر بیش تمرینی مرتبط است. این مطالعه به بررسی ارتباط تاب آوری روان شناختی پایه با تغییرات نشانگرهای التهابی در ۲۴ و ۴۸ ساعت پس از هشت هفته HIIT در ورزشکاران حرفه ای استقامتی پرداخته و دو هدف اصلی داشت: (۱) مقایسه روند تغییرات نشانگرها بین گروه های با تاب آوری بالا و پایین؛ (۲) بررسی سهم پیش بینی کننده مستقل تاب آوری پس از تعدیل متغیرهای مخدوش کننده. مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی تصادفی شده، ۴۰ ورزشکار حرفه ای مرد(سن ۲/۳±۳/۲۵ سال؛ VO₂max ۵۸.۴ ± ۵.۱ میلی لیتر/کیلوگرم/دقیقه) بر اساس CD-RISC به دو گروه تاب آوری بالا ۲۰n= و تاب آوری پایین ۲۰ n= تقسیم شدند. هر دو گروه ۸ هفته HIIT ۳ جلسه/هفته؛ ۶-۸ ست ۳۰ ثانیه ای با ۹۰-۱۰۰% حداکثر ضربان قلب و ریکاوری فعال ۶۰-۱۲۰ ثانیه انجام دادند. نمونه های خونی در پایه، ۲۴ و ۴۸ ساعت پس از جلسه آخر جمع آوری و سطوح IL-6، CRP و TNF-α اندازه گیری شد. تحلیل با RM-ANOVA، همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی بود. یافته ها: گروه تاب آوری بالا در مقادیر IL-6 (۰۰۱/۰P=) و CRP (۰۰۲/۰P=) و TNF-α (۰۱۴/۰P=) کاهش معنی داری نشان داد، گروه تاب آوری پایین، افزایش ۲۸% واریانس IL-6 و ۲۲% CRP را نشان داد. نتیجه گیری: تاب آوری روان شناختی بالاتر به طور مستقل با کاهش پاسخ های التهابی تأخیری پس از HIIT مرتبط است و ممکن است به ریکاوری سریع تر کمک کند. مطالعات آینده می توانند مداخله های تقویت تاب آوری را بررسی کنند.
۱۹۵۴.

نقش مکمل های تغذیه ای کربوهیدراتی در بهبود عملکرد فوتبالیست ها: یک مطالعه سنتزپژوهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۲۶
زمینه و هدف: کربوهیدرات ها نقش مهمی در حفظ گلیکوژن، ثبات قند خون و جلوگیری از افت عملکرد در فعالیت های پرفشار فوتبال دارند. با وجود راهبردهای مختلف مصرف کربوهیدرات، میزان اثربخشی هرکدام هنوز مورد بحث است. این مطالعه با هدف مرور شواهد ده سال اخیر درباره تأثیر انواع پروتکل های مصرف کربوهیدرات بر عملکرد جسمانی، مهارت های فنی و ریکاوری فوتبالیست ها انجام شد. روش بررسی: ۲۵ مطالعه منتشرشده بین ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ که از مداخلات کربوهیدراتی استفاده کرده و پیامدهای عملکردی را گزارش کرده بودند، از طریق تحلیل کیفی سنتز شدند. یافته ها: بیشتر راهبردهای مصرف کربوهیدرات موجب بهبود دوهای تکراری، حفظ توان بی هوازی و کاهش افت عملکرد می شوند. نوشیدنی های کربوهیدراتی در حین بازی و شست وشوی دهان با محلول کربوهیدراتی به حفظ مهارت های فنی و کاهش ادراک تلاش کمک می کنند. مصرف پس از فعالیت نیز بازسازی گلیکوژن را تسریع می کند. ناهمگنی پروتکل ها و کمبود مطالعات بر زنان و رده های پایه از محدودیت هاست. نتیجه گیری: مصرف هدفمند و زمان بندی شده کربوهیدرات راهبردی مؤثر برای بهبود عملکرد و ریکاوری در فوتبال حرفه ای است؛ اما برای ارائه توصیه های دقیق تر، پژوهش های گسترده تر لازم است.
۱۹۵۵.

مروری نظام مند بر نقش دانش تغذیه ورزشی (SNK) بر الگوی تغذیه ای و شاخص های ترکیب بدنی ورزشکاران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۲
تغذیه یکی از مهم ترین فاکتورهای سبک زندگی و موثر بر سلامت عمومی بدن و نیز پیشگیری، کنترل و درمان بیماری ها می باشد. درمورد ورزشکاران تغذیه به عنوان یک عامل موثر بر عملکرد ورزشی نیز شناخته می شود. از طرفی یکی از مهم ترین دغدغه های ورزشکاران رشته های مختلف کسب وزن و ترکیب بدنی مناسب یا اصلاح آن در دوره های مختلف است. برای جستجوی مقالات مورد استفاده به زبان انگلیسی و فارسی در بازه ی زمانی سال 2020 تا 2025 کلیدواژه های "Nutrition knowledge"، "Nutrition Awareness"، "Nutrition Education"، "Body Composition"، "Body Fat Percentage"، "Body Analysis"، "Fat Free Mass" ، "Lean Body Mass"، "دانش تغذیه"، "ترکیب بدنی" و "درصد چربی" در پایگاه های Google Scholar، Scopus، PubMed، Mdpi و Isc مورد جستجو قرار گرفتند. غربالگری نظام مند از 41 مطالعه منجر به انتخاب 18 مقاله واجد شرایط شد. تحلیل این مطالعات حاکی از آن است که دانش تغذیه ای ورزشکاران و مداخله در این مورد می تواند با ترکیب بدنی ایشان مرتبط باشد. به طوری که در بیشتر موارد دانش تغذیه بهتر با درصد چربی پایین تر، توده عضلانی بالاتر و به طور کلی وزن یا شاخص توده بدنی مناسب تر مرتبط است. در مواردی دریافت آموزش یا نظارت از منابع معتبر مثل دانش آموخته ی تغذیه نیز اثر مشابهی بر شرایط ورزشکاران دارد. دانش تغذیه بهتر و یا دریافت آموزش تغذیه از منابع علمی می تواند بر بهبود شاخص های مرتبط با ترکیب بدنی از جمله درصد چربی و توده عضلانی موثر باشد.
۱۹۵۶.

اثر هشت هفته تمرین هوازی فزاینده و رژیم غذایی پرچرب بر بیان ژن های PGC-1α، FNDC5 و UCP-1 در بافت عضله موش های صحرایی نر ویستار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۷
امروزه شیوع چاقی و اضافه وزن یکی از مشکلات عمده جوامع بشری است. ازآنجاکه تمرینات ورزشی و رژیم های غذایی نقش کلیدی در مدیریت وزن و متابولیسم انرژی ایفا می کنند، این پژوهش به دنبال آن بود که تأثیر هم زمان برنامه هشت هفته ای تمرین هوازی فزاینده و رژیم غذایی پرچرب را بر بیان ژن های کلیدی مرتبط با فرایندهای انرژی زایی (PGC-1α، FNDC5 و UCP-1) در بافت عضله دوقلو بررسی کند؛ بر این اساس، هدف اصلی، اندازه گیری سطوح بیان ژن های PGC-1α، FNDC5 و UCP-1 در بافت چربی موش های صحرایی نر ویستار بود. مواد و روش ها: تعداد 40 سر موش صحرایی نر ویستار با سن هشت هفته و وزن 10±180 گرم پس از یک هفته آشناسازی، به صورت تصادفی به چهار گروه کنترل (CO)، کنترل+غذای پرچرب (HFD)، تمرین (T)، تمرین+غذای پرچرب (T+HFD) تقسیم شدند. گروه های تمرینی به مدت هشت هفته (پنج جلسه در هفته) تمرین هوازی فزاینده را روی تردمیل انجام دادند که از 12 متر در دقیقه شروع شد و در هفته آخر به 27 متر در دقیقه رسید و شدت آن بین 45 تا 85 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی متغیر بود. میزان بیان ژن های مدنظر در بافت عضله دوقلو به روش ریل تایم PCR اندازه گیری شد. یافته ها: نتایج آزمون آنوای یک طرفه نشان داد که بیان ژن های PGC-1α، FNDC5 و UCP-1 در گروه ها مختلف تفاوت معناداری وجود داشت (05/0P<). آزمون تعقیبی بونفرونی افزایش معنادار بیان ژن های PGC-1α و FNDC5 را در گروه T و T+HFD در مقایسه با گروه HFD نشان داد (05/0P<). همچنین بیان ژن UCP-1 در گروه T به طور معناداری بالاتر از گروه HFD بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که HFD سبب کاهش بیان ژن های مرتبط با بیوژنز میتوکندری (PGC-1α و FNDC5) می شود، اما هشت هفته تمرین هوازی با افزایش بیان این ژن ها که در تبدیل بافت چربی سفید به قهوه ای نقش دارند، احتمالاً مانع از افزایش وزن و چاقی می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان