نسیم سهیلی

نسیم سهیلی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

نقش تعدیل کننده خودتنظیمی عاطفی در پاسخ های کورتیزولی به تمرینات مقاومتی در ورزشکاران حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۰
تمرینات مقاومتی یکی از ارکان اصلی برنامه های آمادگی جسمانی ورزشکاران حرفه ای است که برای بهبود قدرت، استقامت عضلانی و عملکرد کلی طراحی شده اند. این تمرینات، به ویژه در شدت های بالا، پاسخ های فیزیولوژیکی متعددی از جمله فعال سازی محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) و افزایش ترشح کورتیزول را به دنبال دارند. این مطالعه نقش تعدیل کننده خودتنظیمی عاطفی در پاسخ های کورتیزولی به تمرینات مقاومتی در ورزشکاران حرفه ای را بررسی می کند. خودتنظیمی عاطفی، به عنوان یک مهارت روان شناختی کلیدی، بر پاسخ های استرسی در فعالیت های بدنی با شدت بالا تأثیر می گذارد. در این پژوهش، 50 ورزشکار حرفه ای مرد (میانگین سنی: 25.8 ± 3.5 سال) در یک پروتکل تمرینی مقاومتی کنترل شده شرکت کردند. سطح کورتیزول قبل و بعد از تمرین از طریق نمونه های بزاقی اندازه گیری شد و خودتنظیمی عاطفی با استفاده از پرسشنامه تنظیم عاطفی (ERQ) ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که ورزشکارانی با خودتنظیمی عاطفی بالاتر، افزایش کمتری در سطح کورتیزول پس از تمرین داشتند (p < 0.01). به ویژه، استراتژی بازسازی شناختی نسبت به سرکوب بیان، اثر تعدیل کننده قوی تری داشت (β = -0.45, p < 0.01). این یافته ها بر اهمیت ادغام مداخلات روان شناختی در برنامه های تمرینی برای بهبود ریکاوری و عملکرد ورزشکاران تأکید دارند.
۲.

ارتباط تاب آوری روان شناختی با پاسخ های التهابی حاد (IL-6، CRP، TNF-α) پس از هشت هفته تمرینات اینتروال پرشدت (HIIT) در ورزشکاران حرفه ای استقامتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۵۲
مقدمه و اهداف: تمرینات اینتروال پرشدت روشی کارآمد برای بهبود ظرفیت هوازی و ترکیب بدنی در ورزشکاران حرفه ای است، اما می تواند پاسخ های التهابی گذرا ایجاد کند. تاب آوری روان شناختی با پاسخ های استرسی بهتر و خطر کمتر بیش تمرینی مرتبط است. این مطالعه به بررسی ارتباط تاب آوری روان شناختی پایه با تغییرات نشانگرهای التهابی در ۲۴ و ۴۸ ساعت پس از هشت هفته HIIT در ورزشکاران حرفه ای استقامتی پرداخته و دو هدف اصلی داشت: (۱) مقایسه روند تغییرات نشانگرها بین گروه های با تاب آوری بالا و پایین؛ (۲) بررسی سهم پیش بینی کننده مستقل تاب آوری پس از تعدیل متغیرهای مخدوش کننده. مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی تصادفی شده، ۴۰ ورزشکار حرفه ای مرد(سن ۲/۳±۳/۲۵ سال؛ VO₂max ۵۸.۴ ± ۵.۱ میلی لیتر/کیلوگرم/دقیقه) بر اساس CD-RISC به دو گروه تاب آوری بالا ۲۰n= و تاب آوری پایین ۲۰ n= تقسیم شدند. هر دو گروه ۸ هفته HIIT ۳ جلسه/هفته؛ ۶-۸ ست ۳۰ ثانیه ای با ۹۰-۱۰۰% حداکثر ضربان قلب و ریکاوری فعال ۶۰-۱۲۰ ثانیه انجام دادند. نمونه های خونی در پایه، ۲۴ و ۴۸ ساعت پس از جلسه آخر جمع آوری و سطوح IL-6، CRP و TNF-α اندازه گیری شد. تحلیل با RM-ANOVA، همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی بود. یافته ها: گروه تاب آوری بالا در مقادیر IL-6 (۰۰۱/۰P=) و CRP (۰۰۲/۰P=) و TNF-α (۰۱۴/۰P=) کاهش معنی داری نشان داد، گروه تاب آوری پایین، افزایش ۲۸% واریانس IL-6 و ۲۲% CRP را نشان داد. نتیجه گیری: تاب آوری روان شناختی بالاتر به طور مستقل با کاهش پاسخ های التهابی تأخیری پس از HIIT مرتبط است و ممکن است به ریکاوری سریع تر کمک کند. مطالعات آینده می توانند مداخله های تقویت تاب آوری را بررسی کنند.
۳.

رابطه دوز-پاسخ بین حجم فعالیت بدنی کلی، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و سطوح GDF-15 و MDA در بزرگسالان ۶۵ تا ۸۵ ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
فرآیند سالمندی با کاهش کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (HRQoL) همراه است که اغلب با افزایش نشانگرهای بیولوژیکی مانند فاکتور تمایز رشد ۱۵ (GDF-15) به عنوان نشانگر آسیب پذیری و استرس سلولی و مالون دی آلدئید (MDA) به عنوان نشانگر آسیب اکسیداتیو لیپیدی، تشدید می شود. این نشانگرها نقش کلیدی در پیش بینی زوال فیزیولوژیکی و بیماری های مرتبط با سن ایفا می کنند. این مطالعه مشاهده ای مقطعی با هدف بررسی رابطه دوز-پاسخ بین حجم فعالیت بدنی کلی ، HRQoL و سطوح سرمی GDF-15 و MDA در بزرگسالان ۶۵ تا ۸۵ ساله انجام شد. ۲۰۰ شرکت کننده (۱۰۵ زن، ۹۵ مرد؛ میانگین سن ۲/۵ ± ۱/۷۴ سال) از جامعه سالمندان فعال در تهران انتخاب شدند. حجم تمرین هفتگی با استفاده از پرسشنامه بین المللی فعالیت بدنی (IPAQ-SF) اندازه گیری و به سه سطح (کم <۱۵۰ دقیقه/هفته)، متوسط (۱۵۰-۳۰۰ دقیقه) و بالا ( >۳۰۰ دقیقه) تقسیم گردید. HRQoL با پرسشنامه SF-36 ارزیابی شد و مقادیر GDF-15 و MDA از طریق آزمایش خون ناشتا تعیین گردید. تحلیل آماری شامل رگرسیون خطی چندمتغیره، ANOVA بود. افزایش حجم تمرین با بهبود معنادار نمره (۰۰۱/۰ p=۴۷/۰ HRQoL (β =، کاهش سطوح GDF-15 (۰۰۱/۰ p= ۳۵/۰- (β =و MDA (۰۰۱/۰ p=۳۰/۰- (β = همراه بود. رابطه دوز-پاسخ غیرخطی بود و بیشترین بهبود در سطوح متوسط تا بالا مشاهده شد. تفاوت های جنسیتی نیز نشان داد که زنان پاسخ بهتری به تمرین متوسط نشان می دهند. افزایش حجم فعالیت بدنی با کاهش سطوح GDF-15 و MDA (نشانگرهای آسیب پذیری سلولی و آسیب اکسیداتیو) و بهبود کیفیت زندگی مرتبط با سلامت همراه بود. این یافته ها نشان دهنده ارتباط مثبت حجم فعالیت بدنی با شاخص های سلامت در سالمندان است و بر لزوم بررسی اثرات مداخله ای تمرین در مطالعات طولی یا آزمایشی تأکید دارد. این یافته ها بر لزوم برنامه ریزی مداخلات ورزشی شخصی سازی شده برای سالمندان تأکید دارد، هرچند به دلیل انتخاب نمونه از سالمندان فعال شهری، تعمیم نتایج به سالمندان کم تحرک یا ناتوان نیازمند احتیاط است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان