محمدرحمان رحیمی

محمدرحمان رحیمی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۶ مورد از کل ۶ مورد.
۱.

اثر یک دوره تمرینات تناوبی با شدت بالا بر سطوح برخی پروتئین های درگیر در اختلال لیزوزومی در بافت قلب موش های صحرایی مبتلا به دیابت کاردیومیوپاتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۰
هدف: دیابت نوع دو با تغییرات متابولیکی و ساختاری در قلب ازجمله کاردیومیوپاتی دیابتی، فرایند پاکسازی سلولی از طریق اتوفاژی-لیزوزوم را مختل می کند. پروتئین هایLAMP1، LAMP2 و TFEB در حفظ هموستاز و بیوژنز لیزوزوم نقش اساسی دارند. در این مطالعه تأثیر تمرینات تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر بیان این پروتئین ها در قلب موش های مبتلا به دیابت بررسی شد. مواد و روش ها: موش های نر ویستار به صورت تصادفی به سه گروه هشت تایی تقسیم شدند: کنترل سالم (NC، بدون مداخله)؛ کنترل دیابتی (DC، دیابت نوع دو بدون تمرین)؛ دیابت+HIIT (دیابت نوع دو همراه با تمرین HIIT). برنامه تمرینی HIIT به مدت هشت هفته، پنج جلسه در هفته اجرا شد. پس از پایان مداخله، شاخص های متابولیکی مانند گلوکز و HOMA-IR اندازه گیری شدند و بیان پروتئین های LAMP1، LAMP2 و TFEB در بافت قلب با روش وسترن بلات بررسی شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تحلیل واریانس یک راهه (آنوا) انجام شد. یافته ها: براساس نتایج، دیابت نوع دو باعث کاهش معنادار بیان پروتئین های لیزوزومی LAMP1، LAMP2 و TFEB در قلب رت ها شد (به ترتیب 028/0=P، 021/0=P). تمرینات HIIT توانست این کاهش را جبران کند و بیان این پروتئین ها افزایش معناداری داشت (001/0=P)؛ به طوری که مقادیر آن ها به ترتیب ۱۵۵، ۱۵۰ و ۱۸۷ درصد در مقایسه با گروه DC بیشتر بود. دیابت نوع دو باعث افزایش 95/3 برابری در سطوح گلوکز سرمی شد (001/0=P)؛ در حالی که تمرین HIIT باعث کاهش ۲۷ درصد گلوکز سرمی شد (001/0=P). همچنین موجب کاهش 50/62 درصد در شاخص HOMA-IR در مقایسه با گروه DC شد (001/0=P). نتیجه گیری: درمجموع، HIIT احتمالاً به عنوان یک استراتژی درمانی غیردارویی مؤثر، با بازسازی عملکرد اتوفاژی لیزوزومی و بهبود متابولیسم گلوکز، پتانسیل حفاظت قلبی عروقی در برابر عوارض دیابت نوع دو را آشکار می کند.
۲.

اثر هشت هفته تمرین هوازی فزاینده و رژیم غذایی پرچرب بر بیان ژن های PGC-1α، FNDC5 و UCP-1 در بافت عضله موش های صحرایی نر ویستار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۲
امروزه شیوع چاقی و اضافه وزن یکی از مشکلات عمده جوامع بشری است. ازآنجاکه تمرینات ورزشی و رژیم های غذایی نقش کلیدی در مدیریت وزن و متابولیسم انرژی ایفا می کنند، این پژوهش به دنبال آن بود که تأثیر هم زمان برنامه هشت هفته ای تمرین هوازی فزاینده و رژیم غذایی پرچرب را بر بیان ژن های کلیدی مرتبط با فرایندهای انرژی زایی (PGC-1α، FNDC5 و UCP-1) در بافت عضله دوقلو بررسی کند؛ بر این اساس، هدف اصلی، اندازه گیری سطوح بیان ژن های PGC-1α، FNDC5 و UCP-1 در بافت چربی موش های صحرایی نر ویستار بود. مواد و روش ها: تعداد 40 سر موش صحرایی نر ویستار با سن هشت هفته و وزن 10±180 گرم پس از یک هفته آشناسازی، به صورت تصادفی به چهار گروه کنترل (CO)، کنترل+غذای پرچرب (HFD)، تمرین (T)، تمرین+غذای پرچرب (T+HFD) تقسیم شدند. گروه های تمرینی به مدت هشت هفته (پنج جلسه در هفته) تمرین هوازی فزاینده را روی تردمیل انجام دادند که از 12 متر در دقیقه شروع شد و در هفته آخر به 27 متر در دقیقه رسید و شدت آن بین 45 تا 85 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی متغیر بود. میزان بیان ژن های مدنظر در بافت عضله دوقلو به روش ریل تایم PCR اندازه گیری شد. یافته ها: نتایج آزمون آنوای یک طرفه نشان داد که بیان ژن های PGC-1α، FNDC5 و UCP-1 در گروه ها مختلف تفاوت معناداری وجود داشت (05/0P<). آزمون تعقیبی بونفرونی افزایش معنادار بیان ژن های PGC-1α و FNDC5 را در گروه T و T+HFD در مقایسه با گروه HFD نشان داد (05/0P<). همچنین بیان ژن UCP-1 در گروه T به طور معناداری بالاتر از گروه HFD بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که HFD سبب کاهش بیان ژن های مرتبط با بیوژنز میتوکندری (PGC-1α و FNDC5) می شود، اما هشت هفته تمرین هوازی با افزایش بیان این ژن ها که در تبدیل بافت چربی سفید به قهوه ای نقش دارند، احتمالاً مانع از افزایش وزن و چاقی می شود.
۳.

اثر ترکیبی تمرینات تناوبی با شدت بالا به همراه تزریق ویتامین D3 بر عوامل میتوفاژی بافت قلب رت های القاء شده به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۸
زمینه و هدف: دیابت نوع دو (T2DM) از طریق هایپرگلایسیمی مزمن، بر یکپارچگی و عملکرد میتوکندری تاثیر می گذارد. این مطالعه با هدف بررسی اثر ترکیبی تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) و تزریق ویتامین D3 بر پروتئین های مرتبط با میتوفاژی در بافت قلب رت های مبتلا به T2DM انجام شد. روش تحقیق: تعداد 40 سر رت صحرایی نر نژاد ویستار به طور تصادفی در پنج گروه کنترل سالم (NC)، کنترل دیابت (DC)، دیابت + HIIT (D+HIIT)، دیابت + ویتامین D3 (D+VD3)، دیابت+ HIIT+ ویتامین D3 (D+HIIT+VD3) قرار گرفتند. T2DM با تغذیه رت ها با رژیم غذایی پرچرب و به دنبال آن، تزریق استرپتوزوتوسین القا شد. پروتکلHIIT شامل دویدن روی نوارگردان در قالب وهله های کوتاه فعالیت با شدت بالا 90-85 درصد حداکثر سرعت دویدن در مدت زمان 49 دقیقه بود و ویتامین D3 به صورت زیرجلدی هر هفته به میزان 10000 واحد بین المللی/ کیلوگرم تزریق شد. 48 ساعت پس از مداخله، نمونه های بافت قلب جمع آوری شد و پروتئین های پارکین و PINK-1 (کیناز یک القاشده توسط PTEN) با استفاده از روش وسترن بلات اندازه گیری شدند. علاوه بر این ها، سطح گلوکز سرم، مقاومت به انسولین و زمان رسیدن به خستگی هم اندازه گیری گردید. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معنی داری (05/0>p) انجام شد. یافته ها: القاء T2DM به طور قابل توجهی سطوح پارکین و PINK-1 را در بافت قلب کاهش داد ( به ترتیب 01/0=p و 03/0=p)؛ با این حال، هر دو مداخله تمرین HIIT و ویتامین D3، به صورت جداگانه و ترکیبی، به طور معنی دار محتوای پروتئین پارکین و PINK-1 را افزایش دادند (001/0=p). به علاوه، مداخله ترکیبی HIIT و ویتامینD3، منجر به کاهش معنی دار در سطح گلوکز سرم، مقاومت به انسولین و افزایش ظرفیت هوازی شد (001/0=p). نتیجه گیری: به نظر می رسد ترکیب HIIT و ویتامین D3 از طریق تقویت میتوفاژی، یک اثر محافظتی در برابر اختلالات میتوکندریایی و متابولیکی ناشی از T2DM ایجاد می کند و به بهبود کلی سلامت متابولیک و عملکرد جسمانی در مدل حیوانی T2DM می انجامد.
۴.

The Effect of Exercise Training on the Levels of Anti-Inflammatory Factors (IL-4 and IL-10): A Meta-Analysis Study(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۰
Background : Anti-inflammatory markers play a crucial role in chronic diseases.. Regular training is a valuable method to control inflammation. Aim: This meta-analysis aims to explore the impact of exercise training on anti-inflammatory indicators like IL-10 and IL-4. Martials and methods: Various databases, including PubMed, Cochrane, Embase, Web of Science, EBSCO, and Google Scholar, were systematically searched for randomized controlled trials from 2007 to 2023. Studies focusing on IL-10 and IL-4 indicators in individuals undergoing exercise training were selected. According to the study inclusion criteria, ultimately, 40 articles were finally selected as study samples for the meta-analysis. The meta-analysis was conducted using fixed and random effects models to analyze the effect sizes, taking into account factors such as age, gender, health status, type and duration of exercise, and BM.. Results: Aerobic training significantly increased IL-10 levels (p=0.00, 95% CI=0.267:0.723, ES=0.495), while the increase after resistance training was not significant (ES=0.295, 95% CI-0.020:0.610, p=0.067). Both aerobic training (ES=-282, 95% CI=-0.795:0.185, p=0.237) and resistance training (ES=0.227, 95% CI=-0.389:0.843, p=0.471) had no significant effect onIL-4 levels. Subgroup analysis revealed a significant increase in IL-10 associated withBMI subgroups (p=0.019), with the highest increase in BMI group 18 to 25 (p=0.001). Subgroup meta-analysis for IL-4 showed no significant differences between subgroups (p>0.05). Conclusion: Aerobic training was associated with a significant increase in IL-10 levels in healthy and unhealthy subjects, but aerobic and resistance training had no significant effect on IL-4 levels. Further randomized controlled studies are essential, especially focusing on resistance training and different training scenarios.
۵.

اثر مکمل هیدروکسی-بتا متیل بوتیرات و کافئین بر سطح هورمون رشد بدنبال فعالیت ورزشی مقاومتی در زنان چاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: اثر مکمل هیدروکسی-بتامتیل بوتیرات (HMB) و کافئین بر واکنش هورمون رشد (GH) طی فعالیت ورزشی حاد در افراد چاق مشخص نیست. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر مکمل HMB و کافئین بر غلظت GH متعاقب فعالیت مقاومتی شدید در زنان چاق بود. مواد و روش ها: 11 زن چاق (سن 4/8±45/4 سال، شاخص توده بدنی 2/5±37/3 کیلوگرم بر مترمربع و چربی 4/5±42/4 درصد) برای شرکت در این مطالعه داوطلب شدند. آزمودنی ها در آزمون فعالیت حاد مقاومتی با شدت 80 درصد یک تکرار بیشینه در چهار وضعیت مصرف دارونما، مالتودکسترین، (P)، 3 گرم HMB (H)، 6 میلی گرم به ازای هرکیلوگرم وزن بدن کافئین (C) و ترکیب HMB و کافئین (HC) را اجرا کردند. HMB30 دقیقه و کافئین یک ساعت قبل از اجرای آزمون مصرف شد. نمونه های خونی قبل از مصرف مکمل یا دارونما، بلافاصله پس از فعالیت و 30 دقیقه بعد از آن جمع آوری شد. یافته ها: میانگین غلظت GH بلافاصله پس از فعالیت، در وضعیت H، نسبت به قبل فعالیت معنادار بود (23/27F=، 0/001p=) و در آن GH بطور معناداری بالاتر از سطوح استراحتی (0/001p=) و 30 دقیقه پس از فعالیت (0/003p=) بود. GH در وضعیت های دیگر شامل وضعیت C, P و HC تغییر معناداری نداشت (05/0p>). تغییرات میانگین سطوح انسولین و گلوکز در وضعیت های مختلف آزمون معنادار نبود (0/05p>). نتیجه گیری: مصرف مکمل HMB ممکن است با افزایش سطوح GH طی فعالیت مقاومتی شدید در زنان چاق همراه باشد. احتمالاً کافئین اثری بر واکنش GH پس از فعالیت مقاومتی در زنان چاق ندارد و ممکن است کافئین اثر تعدیل کننده ای در مصرف ترکیبی HMB و کافئین داشته است. مصرف مکمل HMB و کافئین اثری بر سطوح انسولین و گلوکز ندارد.
۶.

CYP1A2 genotype and acute effects of caffeine intake on growth hormone and testosterone response to resistance exercise(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۱ تعداد دانلود : ۱۶۷
Background: Caffeine is widely recognized as a potent ergogenic aid commonly used to enhance exercise performance and recovery. However, individual responses to caffeine can vary significantly, a variability that might be explained by genetic differences.Aim: This study aimed to investigate the influence of the CYP1A2 rs762551 SNP on the effects of caffeine (CAF) consumption on growth hormone (GH) and testosterone (TS) levels response to resistance exercise (RE) in male athletes.Materials and Methods: Thirty resistance-trained men (mean age 21.72±4.06 years, weight 77.31±14.07 kg, height 179.31±5.08 cm) participated in a randomized, double-blind, placebo-controlled, crossover study. They consumed either CAF (6 mg/kg) or placebo (PL; 6 mg/kg maltodextrin) one hour before performing a RE protocol including three sets with 85% of 1RM and two-minute rest. CYP1A2 genotyping categorized participants as AA homozygous ("fast" metabolizers) or AC heterozygous ("slow" metabolizers). GH and TS levels were measured by ELISA methods.Results: Repeated measures ANOVA showed significant differences in GH levels across time (F=10.94, P=0.000), with significant time-group (F=4.3, P=0.019) and time-genotype-group interactions (F=3.83, P=0.024). One-way ANOVA indicated significant differences in GH levels between CAF and PL conditions in AA individuals, but not in AC/CC genotypes. For testosterone, significant effects of time (F=14.88, P=0.000) and time-group interaction (F=3.197, P=0.045) were observed. Post-RE CAF supplementation significantly increased serum GH and TS levels in AA individuals compared to PL. Both CAF and PL groups showed increased serum hormone concentrations post-exercise.Conclusion: In conclusion, the study demonstrated that caffeine consumption significantly increased serum levels of growth hormone and testosterone in individuals with the AA genotype of the CYP1A2 rs762551 SNP. These findings suggest that genetic variations play a role in the hormonal response to caffeine, which may have implications for exercise performance and recovery strategies.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان