فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۰۱ تا ۱٬۹۲۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی و تبیین چگونگیِ استخراج و مستندسازی دانش ضمنی کارکنان و مدیران شرکت های تولیدیِ منطقه آزاد اروند با استفاده از نظریه داده بنیاد است. روش: از نظریه داده بنیاد که یک شیوه پژوهش کیفی است استفاده شد که به وسیله آن با استفاده از یک دسته داده ها، نظریه ای تکوین می یابد. برای جمع آوری داده ها با 25 نفر از مدیران و کارکنان شرکت های موجود در منطقه آزاد اروند، مصاحبه های عمیقی صورت گرفت. معیار اصلی برای تعیین حجم نمونه، نیل به نقطه اشباع نظری بود. تمامی افراد حجم نمونه مورد مطالعه، با رویکرد هدفمند انتخاب شدند. یافته ها: کدگذاری و تحلیل داده ها طی سه مرحله کدگذاریِ باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام شد. روش های استخراج دانش ضمنی شامل: مصاحبه، داستان گویی سازمانی، یادگیری از طریق شنیدن، مشاهده، مطالعه موردی مستند، تفسیر، آموزش معکوس، شرح وقایع یادگیری و یادگیری عملی است که تقریباً تمام شرکت های تولیدی به این روش اعتقاد دارند. نتیجه: مدل پارادایمیِ چگونگیِ استخراج و مستندسازی دانشِ ضمنیِ شرکت های تولیدی منطقه آزاد اروند، شکل گرفت. عامل اصلی که می تواند در استخراج دانش ضمنی تأثیرگذار باشد، مشارکت است. مستندسازی دانش تنها به توانایی فرد بستگی ندارد بلکه به تمایل شخص برای مستندکردن دانش بستگی دارد.
مدیریت ادواری های قدیمی فارسی رقمی شده بر مبنای استاندارد فراداده ای متس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، مدیریت ادواری های قدیمی فارسی رقمی شده بر مبنای استاندارد فراداده ای متس بر اساس دیدگاه صاحب نظران بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، و به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش، شامل 26نفر از صاحب نظران حوزه حفاظت رقمی بود. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. برای روایی آن از نظر اعضای صاحب نظران حوزه حفاظت رقمی استفاده گردید و به منظور سنجش پایایی از دو روش تنصیف و آزمون آلفای کرونباخ (91/0) استفاده شد.یافته های پژوهش نشان داد که استاندارد فراداده ای متس استاندارد مناسبی برای مدیریت ادواری های قدیمی فارسی رقمی شده بوده و می توان از ویژگی های آن برای حفظ، انتقال و مدیریت این منابع ارزشمند بهره برد. نتایج این پژوهش می تواند به مدیریت محتوای ادواری های قدیمی فارسی رقمی شده کمک کند و زمینه ساز ایجاد پروفایل ملی برای ادواری های قدیمی فارسی رقمی شده در ایران گردد .
رابطه نوآوری در خدمات با رشد سازمانی کتابخانه های دانشگاهی
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال چهارم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۱۶
103 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش تعیین رابطه نوآوری در خدمات کتابخانه های دانشگاهی و تعیین رابطه بین نوآوری و مولفه های رشد سازمانی و عوامل جمعیت شناختی در کتابخانه های دانشگاهی شهر کرمانشاه است.<br /> روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع، توصیفی- همبستگی است که به روش پیمایشی انجام شد. جامعه پژوهش را تمامی مدیران، کتابداران و کارکنان کتابخانه های دانشگاهی شهر کرمانشاه شامل کتابخانه های دانشگاه رازی، دانشگاه پیام نور، دانشگاه آزاد و دانشگاه علوم پزشکی در مجموع 55 نفر بود. تجزیه و تحلیل داده های با استفاده آمار توصیفی و آمار استنباطی، و نرم افزار آماری SPSS انجام گرفت.<br /> یافته ها: یافته ها نشان می دهد که سطح معناداری نوآوری با 227/0، پاداش با 224/0، روابط با 236/0 و ساختار با 145/0 بیانگر توزیع نرمال متغیرها می باشد. علاوه بر آن سطح معناداری مدیریت با 206/0 ، مکانیزم با 051/1 ، تغییر با 222/0 و هدف با 141/0 نیز بیانگر توزیع نرمال این متغیرها است. سطح معناداری ضریب همبستگی پیرسون بین دو متغیر نوآوری و رشد و توسعه سازمانی برابر 409/0 می باشد که بیانگر رابطه مثبت و مستقیم میان این دو متغیر است. سطح معناداری ضریب همبستگی پیرسون بین متغیر نوآوری و پاداش سازمانی برابر 858/0، نوآوری و روابط سازمانی برابر 895/0، نوآوری و ساختار سازمانی برابر 019/، نوآوری و مدیریت برابر 110/0 است که به صفر نزدیک و ناچیز است. <br /> نتیجه گیری: وضعیت رشد و توسعه سازمانی در خدمات کتابخانه های دانشگاهی شهر کرمانشاه در حد متوسط و مطلوب است.
بررسی ویژگی های شخصیتی و جمعیت شناختی متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی بر اساس مدل پنج عاملی شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین ویژگی های شخصیتی و جمعیت شناختی متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی ایران بر اساس مدل پنج عاملی شخصیت انجام شد. روش شناسی: روش تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی و از فرم کوتاه پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت استفاده شد. جامعه آماری، شامل 287 متخصص علم اطلاعات و دانش شناسی بوده که 113 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که میانگین روان رنجورخویی در بین متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی کمتر از حد متوسط آن، میانگین چهار مؤلفه برون گرایی، تجربه پذیری، وظیفه شناسی، و توافق جویی بالاتر از حد متوسط است. نتیجه گیری: درمجموع می توان گفت متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی ایران از نظر ویژگی های شخصیتی (5 عامل بزرگ شخصیت) در وضعیت مطلوبی قرار دارند. دیگر نتایج نیز نشان داد که میزان توافق جویی متخصصان مرد بیشتر از متخصصان زن، میزان رنجورخویی متخصصان مجرد بیشتر از متخصصان متأهل، میزان روان رنجورخویی متخصصان با مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد بیشتر از متخصصان با مدرک تحصیلی دکترا و میزان تجربه پذیری متخصصان با مدرک تحصیلی دکترا بیشتر از متخصصان با مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد و رابطه بین ویژگی روان رنجورخویی و تعداد فعالیت علمی معکوس و ضعیف و رابطه بین ویژگی برون گرایی و تعداد فعالیت علمی مستقیم و ضعیف است. سابقه کار، رتبه علمی، شغل، و محل خدمت تأثیری در ویژگی های شخصیتی متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی ندارد.
تعیین و دسته بندی معیارهای قابلیت اطمینان در حفاظت رقمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: از آنجاکه فرایند مدیریت محتوای دیجیتال برای تضمین دسترس پذیری طولانی مدت به این محتواست، شناخت معیارهای تضمین قابلیت اطمینان و دوام این آرشیوها اهمیت فراوان دارد. هدف این پژوهش، تعیین و دسته بندی معیارهای قابلیت اطمینان در حفاظت رقمی در این آرشیوهاست. روش: روش پژوهش کتابخانه ای ومروری تحلیلی است تا بتوان برای تضمین قابلیت اطمینان در نظام های حفاظت دیجیتال، بهترین شیوه ها و استانداردها را استخراج و از آنها استفاده کرد. یافته ها: سطوح قابلیت اطمینان آرشیوهای دیجیتال و الزام های آن در سه سطح نیروی انسانی، وجوه فناوری و زمینه اقتصادی، قابل دسته بندی است که هر کدام از سطوح به بخش های فرعی تری نظیر شیوه اداره و دوام سازمانی، ساختار سازمانی و به کارگماری نیروی انسانی، دوام پذیری مالی، ایجاد بسته های آرشیوسازی و مدیریت دسترسی دسته بندی شده و عملکرد متفاوتی خواهدداشت. نتایج: نتایج نشان داد می توان این معیارها را در سه گروهِ کلی برای عمل و پژوهش در باب آزمون اطمینان پذیری و دوام آرشیوهای دیجیتال مختلف، به کار برد.
برآورد ارزش اقتصادی خدمات کتابخانه های دانشگاهی و میزان تمایل به پرداخت کاربران در شرایط بحران و بهبود با استفاده از روش مشروط(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش شناسایی میانگین تمایل به پرداخت کاربران برای خدمات کتابخانه های مرکزی و عوامل موثر بر آن در شرایط بحرانی و بهبود و تخمین ارزش اقتصادی کل خدمات کتابخانه از نظر کاربران مورد بررسی است. روش: ارزش گذاری مشروط و تکنیک تمایل به پرداخت که بخشی از روش ترجیحات اظهارشده هستند، استفاده شد.جامعه آماری پژوهش کاربران کتابخانه های مرکزی اعم از دانشجویان ، اعضای هیات علمی و کارکنان دانشگاههای زیر نظر وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری هستند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای ، تعداد10 کتابخانه مرکزی انتخاب شد.حجم نمونه با استفاده از فرمول میشل وکارسون درسطح10درصد854 نفر محاسبه شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه محقق ساخته دو بعدی با 40سؤال که برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری مانند، آمار توصیفی و رگرسیون خطی و لجستیک استفاده شده است. یافته ها : میانگین تمایل به پرداخت برای هرنفر در استفاده ماهیانه از خدمات کتابخانه های مرکزی در شرایط بهبود برابر84100 ریال و درشرایط بحرانی برای حفظ خدمات کتابخانه تقریباً مبلغ 101560 ریال است. 6/17 درصد تمایل به پرداخت مبلغی در شرایط بحرانی نداشتند. نتایج نشان می دهد متغیرهای شغل، تحصیلات و میزان درآمد کاربران دارای تاثیر مثبت و معنی دار اما متغیر جنسیت افراد تاثیری در تمایل به پرداخت بیشتر برای استفاده سالیانه از خدمات کتابخانه مرکزی ندارد.مقدار میانگین تمایل به پرداخت ماهیانه برای هر فرد جهت استفاده از خدمات کلی کتابخانه مرکزی با استفاده از انتگرال تمایل به پرداخت برابر 92830 ریال به دست آمد.
رتبه بندی سیستم نرم افزار انباره داده در سامانه های مناقصه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به استفاده از فناوری اطلاعات و افزایش نرم افزارهای ارائه شده توسط ارائه دهندگان سیستم های نرم افزاری، انتخاب نرم افزار مناسب از میان نرم افزارهای ارائه شده از اهمیت بالایی برخوردار است. بنابراین سازمان ها نیازمند سازوکاری هستند که قادر باشند تمامی جنبه های نرم افزارهای ارائه شده در مناقصات را برای انتخاب نرم افزاری مناسب که مطابق با نیازهای سازمان می باشد مورد بررسی و مقایسه قرار دهند. میتوان گفت انتخاب سیستم نرم افزاری مناسب یک مسئله تصمیم گیری چند معیاره است. در این مقاله، با استفاده از ادبیات تحقیق و نظر خبرگان، شاخصهای انتخاب سیستم نرم افزار مناسب مشخص شده سپس مدلی اجرایی به منظور انتخاب نرم افزار مناسب از میان نرم افزارهای ارائه شده در مناقصات سازمان ها، ارائه گردیده است. در طراحی این مدل از فرایند تحلیل سلسله مراتبی بهره گیری شده است. همچنین برای نمایش نحوه پیاده سازی مدل، موردکاوی در زمینه انتخاب نرم افزار انباره داده ها انجام پذیرفته است.
طرحی از طبقه بندی علوم در ایران باستان با تأکید بر بندهش ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ارائه طرحی از طبقه بندی علوم در ایران باستان با تکیه بر متون باستانی. روش شناسی: رویکردی تاریخی، با تکیه بر متون، منابع، و اسناد موجود. یافته ها: ایرانیان در تاریخ پیشینه علمی قوی ای دارند؛ اما بسیاری از منابع علمی آنها در گذر زمان نابود شده است. بندهش ایرانی یکی از منابع مهم باستانی ایران و حاوی طرح طبقه بندی گسترده ای از علوم است که بیشتر جنبه واقع گرایانه و کاربردی دارد تا فلسفی؛ این طرح با دیدی جامع نگرانه استخراج می شود. همچنین در این کتاب، نخستین طرح تاکسونومی مضبوط نیز ارائه شده است. نتیجه گیری: طرح طبقه بندی علوم موجود در بندهش با توجه به پیش فرض های سه گانه موجود در متن، پذیرفته می شود. این طرح واقع گرایانه و کاربردی ارائه شده است. به جای اسم بردن از کلیت هر علم، لایه دوم طبقه بندی، یعنی ابعاد هر علم به طور تفکیکی ذکر کرده است.
مطالعه سیر تکاملی حوزه «خدمات و منابع مرجع» با استفاده از طیف سنجی سال انتشار مآخذ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با استفاده از تحلیل مآخذ استنادی با تأکید بر سال انتشار این مآخذ، می توان اهمیت آثار پیشین را برشمرد و خاستگاه های تاریخی یک حوزه پژوهشی را آشکار نمود. در این پژوهش، با روش طیف سنجی سال انتشار مآخذ، مهم ترین آثار تاریخی در حوزه خدمات مرجع مشخص شده است. روش: با استفاده از روش های رایج در حوزه علم سنجی و برای بررسی منابع تاریخی حوزه خدمات مرجع، داده های اولیه این پژوهش از پایگاه استنادی اسکاپوس استخراج گشته اند. استفاده از یک راهبرد جستجوی جامع، منجر به بازیابی تعداد 5007 رکورد گردید. سپس داده های اصلاح شده با استفاده از نرم افزارهای RPYS.EXE و RPYSi/o که مختص طیف سنجی سال انتشار مآخذ است، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: توزیع تعداد مآخذ موجود در رکوردهای حوزه خدمات مرجع بر اساس سال انتشار آنها نشان می دهد که این حوزه در قرن نوزدهم شاهد جهش مهم در سال 1876 مربوط به اثر ساموئل گرین تحت عنوان « روابط فردی بین کتابداران و خوانندگان» بوده است. این حوزه در قرن بیستم شاهد سه جهش بوده است که به ترتیب در سال های 1964 برای اثر «سنجش و ارزیابی خدمات مرجع» تألیف روتشتاین ، 1982 برای کتاب «مقدمه ای بر کار مرجع» اثر ویلیام کتس، و 1986 اثر «اضطراب کتابخانه ای» تألیف ملون روی داده است. اصالت/ارزش : ارزش مقاله حاضر در نشان دادن آثار مهم حوزه خدمات مرجع است که از قرن نوزده به این سو بیشترین استنادات را به خود جلب کرده اند.
نقش رسانه های اجتماعی در ارزیابی میزان تأثیر پژوهش ها(مطالعه موردی: حوزه علم سنجی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به استفاده فراگیر از رسانه های اجتماعی در عرصه های علمی و پژوهشی، و از سوی دیگر اهمیت توجه به «میزان تأثیر پژوهش ها»، این مطالعه با هدف بررسی نقش رسانه های اجتماعی در ارزیابی میزان تأثیر پژوهش های حوزه موضوعی علم سنجی، انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی است و در آن از روش آلتمتریکس(سنجه های مبتنی بر وب اجتماعی) استفاده شده است. جامعه پژوهش مقالات و استنادات منتشرشده در دو نشریه هسته حوزه علم سنجی یعنی «ساینتومتریکس» و «اینفورمتریکس» است که در بازه زمانی پنج ساله 2012 تا 2016میلادی از پایگاه های اطلاعاتی منتشرکننده این مجلات یعنی «اسپرینگر» و «ساینس دایرکت» گردآوری و استخراج شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از پایگاه اطلاعاتی آلتمتریک به عنوان یکی از مهم ترین و معتبرترین ارائه دهندگان خدمات آلتمتریکس و ابزار «بوکمارکلت آلتمتریک» این پایگاه استفاده شد. در گام اوّل پژوهش، مقاله های دارای بیشترین نمره آلتمتریک که نشان دهنده کمیت و کیفیت توجهی است که یک مقاله در رسانه های اجتماعی دریافت کرده است مشخص شد. در همین راستا علاوه بر تعیین مقالات برتر حوزه علم سنجی بر مبنای نمرات آلتمتریک آنها، حضور مقالات ایرانی این حوزه در رسانه های اجتماعی مختلف و میزان تأثیرآنها نیز مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. همچنین به منظور بررسی رابطه میان حضور مقاله های بین المللی حوزه علم سنجی در رسانه های اجتماعی و عملکرد استنادی این مقاله ها، آزمون های همبستگی لازم انجام شد. یافته ها بیانگر وجود رابطه آماری معنادار، مثبت و درعین حال ضعیف میان تعداد استنادات مقالات حوزه علم سنجی در دو نشریه هسته مورد مطالعه و نمره آلتمتریک این مقالات، و نیز میان تعداد خوانندگان مقالات این حوزه در دو شبکه اجتماعی مندلی و سایت یولایک با تعداد استنادهای دریافتی آنها در وب علوم بود. در این پژوهش رابطه آماری معناداری میان تعداد استنادهای دریافتی مقالات و تعداد خوانندگان آنها در شبکه اجتماعی توییتر مشاهده نشد. در مجموع یافته های فوق بیانگر آن است که برخی رسانه های اجتماعی و شاخص های آنها می توانند همانند استنادها بازنمونی از اثرگذاری مقالات علمی باشند. با این حال، با توجه به قوی نبودن ضرایب همبستگی، جایگزینی این دو دسته شاخص توصیه نمی شود، بلکه می توان از شاخص های آلتمتریکس به عنوان مکمّل شاخص های استنادی در ارزیابی پژوهش و محاسبه میزان تأثیر علمی بهره برد.
بازمفهوم سازی سواد اطلاعاتی برای تیم های طراحی نرم افزار کتابخانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سواد اطلاعاتی و قابلیت های آن در محیط کار، معیار مهم سنجش نیروی کار است. از طرفی، مدل ها و تعاریف ارائه شده از سواد اطلاعاتی، قابل تعمیم به بافت های مختلف نیستند. طراحی نرم افزار کتابخانه یکی از مشاغلی است که به طور مستقیم با مهارت های کامپیوتری و سواد اطلاعاتی ارتباط دارد. رکن اصلی در فرآیند طراحی نرم افزار کتابخانه، نیروی انسانی(طراح نرم افزار) است. بنابراین، این پژوهش با هدف «ارائه الگویی از مولفه های سواد اطلاعاتی برای تیم های طراحی نرم افزار کتابخانه» انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر، 15 نفر از متخصصان خبره تیم طراحی نرم افزار کتابخانه شامل: «پیاده ساز»، «تحلیل گر سیستم»، «پشتیبان» و «گرافیست» هستند که در این حوزه به عنوان افراد غنی از اطلاعات شناخته شده اند. جامعه پژوهش به روش «نمونه گیری گلوله برفی» ونیز «نمونه گیری مبتنی بر معرفی مشارکت کننده» انتخاب شده است. پژوهش حاضر به شیوه کیفی انجام شده است و ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. پس از پیاده سازی مصاحبه ها، تحلیل محتوای کیفی اطلاعات انجام گرفت. بر این اساس، ابتدا توانمندی های هرعنوان شغلی به تفکیک بیان شد، که مهارت های مشترک بین اعضای تیم عبارتند از: قابلیت کار تیمی، انعطاف پذیری اطلاعاتی، دانش فنی آی تی ودانش کتابداری. سپس مولفه های اصلی سواد اطلاعاتی به دست آمد که عبارتند از: نیاز اطلاعاتی، دسترسی به اطلاعات، بازیابی اطلاعات، ارزیابی اطلاعات، سازماندهی اطلاعات و انتشار اطلاعات. همچنین مولفه های فرعی در هر بخش به تفکیک مشخص شد.
ممیزی دانش در سازمان های پروژه محور: به سوی یک مدل مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ممیزی دانش به عنوان گامی مهم در مدیریت دانش نقش تعیین کننده ای در چابک سازی و ارتقای اثربخشی گنجینه دانشی سازمان ها ایفا می کند. تاکنون روش شناسی ها و مدل های مختلفی به منظور اجرای ممیزی دانش ارائه شده است. بررسی دقیق روش شناسی ها و مدل های موجود دانش ارزنده ای در اختیار متخصصان و دست اندرکاران حوزه مدیریت دانش قرار خواهد داد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی مدل ها و روش شناسی های ممیزی دانش موجود به منظور انتخاب یا تدوین مدل مناسب ممیزی دانش براساس ویژگی ها و اولویت های سازمان های پروژه محور است. روش شناسی: مطالعه حاضر از انواع پژوهش های کاربردی است که به روش مطالعه اسنادی و با رویکردی تحلیلی به مطالعه مقایسه ای و تحلیل مدل ها و روش شناسی های موجود در حوزه ممیزی دانش پرداخته است. یافته ها: با وجود تنوع و گوناگونی مدل ها و روش شناسی های ممیزی دانش، تمامی آنها تا حدودی کلی و در ماهیت ایستا هستند و به منظور به کارگیری در محیط های مختلف سازمانی انعطاف پذیری و چابکی لازم را ندارند. نتیجه گیری: با توجه به عدم تناسب مدل های موجود با ویژگی ها و مختصات خاص سازمان های پروژه محور و به دلیل ضرورت اجرای ممیزی دانش در این نوع سازمان ها، مدل مناسب ممیزی دانش برای این سازمان ها باید براساس الزامات و ویژگی های سازمان های مذکور، تاکسونومی دانش و مؤلفه های ممیزی دانش در این سازمان ها تدوین شود.
طراحی شبکه دانش اجتماعی، برای توسعه سیستم عصرمدار ترویج سرمایه معنوی و اجتماعی در سامانه های علمی (مورد مطالعه: دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، ضمن بررسی ادبیات سرمایه های معنوی و ارتباط آن با سایر سرمایه ها، همچون سرمایه های اجتماعی، به نقش رسانه در ترویج و تثبیت مفاهیم و مولفه های این دو سرمایه، با توجه به برجستگی نقش رسانه ها در تغییر نگرش ها پرداخته شده، راه خروج این مفاهیم از اتهام انتزاعی و غیر کاربردی بودن، کاربست رسانه ها در پرتو خط مشی هایی هوشمند برای نافذ کردن مولفه های این سرمایه ها، فرض شده است و در نتیجه با توجه به هدف فوق و اجماع خبرگانی که در پژوهش با آنها مصاحبه شد و تحلیل سلسله مراتبی تم های حاصله، شبکه های اجتماعی به مثابه تاثیرگذارترین رسانه حال حاضر در محیط های علمی و دانشگاهی معرفی شدند. بنابراین در پژوهش حاضر، شبکه دانش اجتماعی، به مثابه نوعی شبکه علمی جدید با کارکرد تخصصی معرفی می شود. شبکه ای که از عوارض و تهدیدهای مترتب بر مجازی شدن بیش از حد شبکه های اجتماعی متداول، مصون مانده و می تواند در فضای علمی واقعی جامعه اثرگذارتر جلوه کند. با استخراج تم های حاصله از مصاحبه ها، این نتیجه حاصل شد که نافذ نمودن سرمایه ی معنوی در سازمان های یادگیرنده و دانش بنیانی همچون دانشگاه تهران، از طریق رسانه ها، نیازمند طراحی و تعریف نوعی رسانه ی سامان مند مستقل و خودگردان است؛ رسانه ای برخوردار از ویژگی هایی که در سیستم های فوق هوشمند مجهز به سیستم برنامه ریزی سلولی عصرمدار توصیف می گردد.
فهم گذار از قدرت آفرینی دانش به قدرت آفرینی اشتراک دانش (یک روش کیفی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در دنیای امروز، حوزه معرفت شناسی هم دچار تغییر و تحولات اساسی شده است، به نحوی که شاهد گذار از مرحله قدرت آفرینی دانش به مرحله قدرت آفرینی اشتراک دانش هستیم. بنابراین هدف پژوهش حاضر فهم گذار از قدرت آفرینی دانش به قدرت آفرینی اشتراک دانش از دید دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز است. روش: در پژوهش حاضر از رویکرد نظریه داده بنیاد که یک شیوه پژوهش کیفی است، بهره گرفته شده است و با تعداد بیست نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز به روش نمونه گیری هدفمند مصاحبه صورت گرفت. مصاحبه تا اشباع داده ها ادامه یافت. تحلیل اطلاعات بلافاصله پس از مصاحبه ها بر اساس کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد از نظر دانشجویان چهار مضمون اصلی زمینه ساز اشتراک دانش در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی می باشند. مضامین فرعی دینداری (اعتقاد و باور دینی، زکات علم، نشر علم) در سرمایه اجتماعی دانشگاهی (اعتماد بین فردی، تشکیل اجتماع علمی)، در ارتقای کیفیت خدمات دانشگاهی (تأمین امکانات و منابع، زیرساخت های تکنولوژیکی)، در عوامل انگیزشی (حمایت های کلان، حمایت های خرد) . هر کدام از مضامین اصلی دارای زیرمجموعه های فرعی هم بودند. مقوله محوری در این پژوهش مفهوم سرمایه اجتماعیِ دانشگاهی است. نتیجه : یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد بیشتر پاسخگویان، سرمایه اجتماعیِ دانشگاهی را زمینه ساز اصلیِ اشتراک دانش می دانند. با این حال، تأثیر متغیرهای اقتصادی، فرهنگی و انگیزشی را هم در رابطه با اشتراک دانش باید در نظر گرفت.
مطالعه نقش آموزگاران در بهبود کتاب خوانی دانش آموزان مقطع ابتدائی استان مازندران
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال چهارم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱۴
97 - 115
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف شناسایی نقش آموزگاران در بهبود کتابخوانی دانش آموزان مقطع ابتدائی استان مازندران صورت گرفت. روش پژوهش، پیمایشی و از نظر هدف کاربردی است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. روش آماری پژوهش آزمون تی استیودنت تک نمونه بود .جامعه آماری پژوهش، آموزگاران مدارس ابتدائی استان مازندران که شامل 9115 نفر است و حجم افراد نمونه، با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 374 نفر و نمونه گیری به صورت خوشه ای تصادفی انجام گرفت. از نظر آموزگاران مقطع ابتدائی استان مازندران 5 شاخص ترویجی کتاب خوانی(قصه گویی و شعرخوانی، جلسات معرفی و نقد کتاب، خواندن گروهی، برگزاری نمایشگاه کتاب و نمایش فیلم و انیمیشن) در بهبود کتاب خوانی دانش آموزان تأثیر زیادی دارد. آموزگاران مقطع ابتدائی استان مازندران از شاخص های «قصه گویی در کلاس»، «معرفی و نقد کتاب در کلاس»، «داستان نویسی و مشارکت دانش آموزان در برگزاری نمایشگاه»، «آزاد گذاشتن دانش آموزان در انتخاب منبع برای پژوهش و کار گروهی»، «استفاده از انیمیشن» در بهبود کتاب خوانی دانش آموزان استفاده می کنند. استفاده از قصه گویی و شعرخوانی و نمایش فیلم و انیمیشن در بهبود کتاب خوانی دانش آموزان مقطع ابتدائی استان مازندران تأثیر زیادی داشت و استاده از سه عامل خواندن گروهی، برگزاری نمایشگاه کتاب و برگزاری جلسات نقد و بررسی کتاب تأثیر چندانی نداشت. بنابراین، به آموزگاران مقطع ابتدائی توصیه می شود از این شاخص ها در محیط مدرسه و کلاس درس دانش آموزان بهره گرفته شود تا هم جذابیت کلاس بالا رود و هم دانش آموزان از همان ابتدای تحصیل به کتاب خوانی و مطالعه کتاب ترغیب شوند.
تعامل کودکان با فهرست های رایانه ای: واکاوی ویژگی ها و عناصر مطرح در محیط رابط کاربری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:شناسایی عناصر مطرح در طراحی فهرست پیوسته کودکان با در نظر گرفتن ویژگی های کودکان و طراحی یک فهرست پیوسته نمونه برپایه این عناصر و بررسی چگونگی رفتار کودکان در استفاده از این فهرست. روش شناسی:با رویکرد ترکیبی و با استفاده از ابزارهای مصاحبه، روش بلند فکر کردن، و فایل های جستجو و ثبت رخداد داده های پژوهش گردآوری شد و برپایه تعامل آزمودنی ها با یک فهرست رایانه ای نمونه (آزمایشی) که توسط پژوهشگر طراحی شده بود انجام گرفت. یافته ها:ویژگی هایی مانند بهره گیری درست از نمادهای تصویری، رنگ و تقسیم بندی صفحه ها (چیدمان عناصر) به استفاده از فهرست توسط کودکان کمک می کند. همچنین کودکان بیشتر از شیوه جستجوی مروری موضوعی برای جستجوی کتاب ها در فهرست رایانه ای استفاده می کنند. همچنین این پژوهش سیاهه ای از ویژگی ها و عناصر مناسب برای طراحی فهرست های پیوسته کودکان ارائه می دهد. نتیجه گیری:رفتار اطلاع یابی کودکان در استفاده از فهرست به میزان قابل ملاحظه از نوع واکنشی است که در طراحی فهرست های کودکان باید در نظر گرفته شود.
بررسی رابطه بین تسهیم دانش و میزان کاربست مؤلفه های سازمان یادگیرنده در کتابخانه های دانشگاه های دولتی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه کتابخانه ها با تغییرات وسیعی از لحاظ خدمات رسانی روبه رو هستند. بنابراین برای باقی ماندن در این محیطِ اطلاعاتیِ در حال تغییر، باید با تبدیل شدن به سازمان یادگیرنده، پژوهش و ریسک کردن را بپذیرند. هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین تسهیم دانش و میزان کاربست مؤلفه های سازمان یادگیرنده بر اساس مدل سنگه در کتابخانه های دانشگاه های دولتی شهر اصفهان است. روش شناسی: روش پژوهش توصیفی همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه کتابداران شاغل (نمونه 120 نفر) در دانشگاه اصفهان، صنعتی اصفهان و علوم پزشکی اصفهان در سال 1393 است. در این پژوهش از پرسشنامه های استاندارد تسهیم دانش و نیز پرسشنامه محقق ساخته سازمان یادگیرنده استفاده شد. برای تحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی از آماره های فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، و واریانس و در سطح آمار استنباطی از آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن و خی دو استفاده شده است. یافته ها: مقدار r مشاهده شده در سطح 05/0P همبستگی مثبت و معناداری را بین تسهیم دانش و میزان کاربست مؤلفه های سازمان یادگیرنده در کتابخانه های دانشگاه اصفهان، صنعتی اصفهان و علوم پزشکی اصفهان نشان داد. همچنین بین تسهیم دانش و مؤلفه های سازمان یادگیرنده از جمله تسلط شخصی، آرمان مشترک، مدل های ذهنی، یادگیری تیمی و نگرش سیستمی رابطه مثبت معنادار مشاهده گردید. ازطرف دیگر، برحسب دانشگاه های مختلف نیز تفاوت وجود دارد. نتیجه گیری: باتوجه به اهمیت تسهیم دانش و همبستگی مثبت میان تسهیم دانش و میزان کاربست مؤلفه های سازمان یادگیرنده، راهکارهایی جهت افزایش میزان کاربست مؤلفه های سازمان یادگیرنده و تسهیم دانش کتابداران پیشنهاد شده است.
بررسی عوامل مؤثر و بازدارنده در استقرار و به کارگیری مدیریت ارتباط با مشتری در کتابخانه های دانشگاهی ایران از دیدگاه کتابداران این کتابخانه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، تعیین سهم هر یک از عوامل مؤثر و بازدارنده در استقرار و به کارگیری مدیریت ارتباط با مشتری در کتابخانه های دانشگاهی ایران و اولویت بندی آنها از دیدگاه کتابداران است. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی بود و به روش پیمایشی انجام شد. جامعه پژوهش حاضر، کتابداران کتابخانه های مرکزی دانشگاه های کشور بودند. گردآوری داده ها با استفاده از پرسش نامه تلفیقی حاصل از بررسی پرسش نامه های موجود در حوزه مدیریت ارتباط با مشتری و براساس منابع و مرور متون این حوزه طراحی شد. روایی و پایایی ابزار گردآوری داده ها با استفاده از نظر کارشناسان و متخصصان و آلفای کرونباخ (88درصد) تأیید شد. یافته ها: از میان مؤلفه های شناسایی شده در استقرار سی.آر.ام از دیدگاه کتابداران، سازماندهی با میانگین 928/0 مهم ترین مؤلفه مؤثر در استقرار مدیریت ارتباط با مشتری در کتابخانه های دانشگاهی شناخته شد. همچنین مؤلفه نیروی انسانی با میانگین 872/0، مؤلفه مدیریت دانش با میانگین 865/0 و مؤلفه فناوری اطلاعات با میانگین 750/0 به ترتیب در رده دوم تا چهارم اثرگذاری بر سی.آر.ام قرار گرفتند. از میان مؤلفه های بازدارنده در استقرار و به کارگیری سی.آر.ام مؤلفه نبود آمادگی فرهنگی با میانگین رتبه 820/0 در مرتبه اول اثرگذاری و مؤلفه همخوانی ضعیف راهبرد مدیریت منابع انسانی و مدیریت ارتباط با مشتری با میانگین رتبه 114/0- در مرتبه سیزدهم در ممانعت از استقرار و به کارگیری مدیریت ارتباط با مشتری قرار دارند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد سازماندهی مهم ترین مؤلفه مؤثر در استقرار مدیریت ارتباط با مشتری در کتابخانه های دانشگاهی شناخته شد. این نتیجه علاوه بر ارائه الگویی برای تقویت مؤلفه های مؤثر و کاهش مؤلفه های بازدارنده در استقرار مدیریت ارتباط با مشتری در کتابخانه های دانشگاهی ایران، در نتیجه استقرار آن می تواند مدیران کتابخانه ها را در شناخت دیدگاه ها و انتظارات کتابداران یاری دهد. همچنین نتایج حاصل از دستیابی به اهداف این پژوهش می تواند مدیران کتابخانه های دانشگاهی ایران را از نقاط قوت و ضعف کتابخانه آگاه سازد و آن ها را در تصمیم گیری های بهینه و بهبود و اصلاح وضعیت کتابخانه های دانشگاهی و کیفیت خدمات یاری دهد. افزون براین، کتابخانه ها می توانند با استفاده از نتایج به دست آمده در این پژوهش و توجه به مؤلفه های مؤثر و بازدارنده خطر شکست را کاهش و احتمال موفقیت این راهبرد را افزایش دهند و به راه اندازی مدیریت ارتباط با مشتری اقدام کنند.
رفتار اطلاعاتی کلامی کودکان دوره پیش دبستانی در چند مرکز پیش دبستانی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کودکان برای استفاده از اطلاعات نیازمند کمک هستند و پرسشگری نقطه شروع رفتار اطلاعاتی در آنان و یا رفتار اطلاعاتی کلامی است. در حالی که بیشتر پژوهش های این حوزه رفتار جامعه با سواد خواندن را مورد بررسی قرار داده اند، هدف پژوهش حاضر آشنایی با منابع اطلاعاتی و تغییر رفتار اطلاعاتی کلامی کودکان دوره پیش دبستانی تهران است. روش شناسی: به منظور مشاهده تغییر رفتار اطلاعاتی کلامی کودکان این مقاله به روش شبه تجربی با گروه آزمون و گواه و پیش و پس آزمون انجام شد. جامعه پژوهش کودکان مراکز پیش دبستانی تهران و روش نمونه گیری هدفمند بود. نظر به یکسان سازی شرایط پژوهش دو مرکز که از لحاظ کتب تدریس شده و شرایط محیطی در شرایط همسانی قرار داشتند انتخاب شدند. در هر کلاس پیش دبستانی 10 کودک حضور داشتند. بدین ترتیب 20 نفر به عنوان نمونه پژوهش از دو مرکز پیش دبستانی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده پرسشنامه نیمه ساختاریافته Havigerová (2011) از نظر والدین بود. مشاهده معلم از انجام تکلیف پژوهشی دانش آموزان ابزار دوم بود. یافته ها: نتایج جداول نشان داد بر اساس نظر والدین و با توجه به پرسش های پژوهش و مدل استفاده شده در پژوهش ابعاد رفتار اطلاعاتی کلامی یعنی وضعیت توجه غیرفعال یا دفعات توجه به منابع اطلاعاتی در زندگی روزمره، وضعیت جستجوی غیرفعال و یا تمایل به کسب اطلاعات از منابع اطلاعاتی و همچنین وضعیت جستجوی فعال و یا به بیان دیگر استفاده از منابع اطلاعاتی برای انجام تکلیف پژوهشی در گروه آزمایش تغییر کرد و همچنین وضعیت پردازش و استفاده از اطلاعات در انجام تکلیف پژوهشی در گروه آزمایش بر اساس نتایج ارائه تکلیف توسط کودکان تغییر کرد. در حالی که در وضعیت گروه گواه تغییری ایجاد نشد. نتیجه گیری: با توجه به تغییر ابعاد مختلف رفتار اطلاعاتی کلامی گروه آزمایش، پس از مداخله می توان نتیجه گرفت این مداخله رفتار اطلاعاتی کلامی آنان را تغییر داده است و نتایج استفاده آنان از منابع اطلاعاتی و ارائه تکلیف پژوهشی نشان از بهبود وضعیت در کودکان دوره پیش دبستانی دارد. به جهت محدودیت امکانات، جستجوی مداوم اطلاعات در این پژوهش بررسی نشد. آشنایی با منابع اطلاعاتی و تقویت رفتار اطلاعاتی کلامی کودکان می تواند جهت بخش رفتار اطلاعاتی در بزرگسالی باشد؛ بنابراین به عنوان پیشنهاد افزودن واحدهای درسی سواد رسانه ای و تفکر انتقادی و آشنایی با منابع اطلاعاتی در آموزش های پیش دبستانی می تواند به پیشرفت رفتار اطلاعاتی کلامی کودکان و تربیت دانش آموزانی پژوهشگر کمک کند. برای تعمیم و بسط بیشتر نتایج بایستی پژوهش با نمونه های بزرگ تر تکرار شود.
ارائه چارچوبی برای سیستم مدیریت دانش در محیط رایانش ابری و وب 2.0(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه داده، اطلاعات و دانش دارایی های بسیار مهم برای سازمان ها محسوب می شوند و مدیریت مؤثر دانش راهی برای کسب و حفظ مزیت رقابتی در محیط به شدت پویای سازمان ها می باشد. با گسترش فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی پدیده های نوین رایانش ابری و وب 2.0 ، راه حل های مفیدی را در حوزه مدیریت دانش پیشنهاد می دهند. در این مقاله ابتدا به معرفی و بررسی مدل های مختلف سیستم مدیریت دانش مبتنی بر ابر می پردازیم و سپس چارچوبی برای سیستم مدیریت دانش در محیط رایانش ابری ارائه می کنیم. چارچوب پیشنهادی شامل هفت مؤلفه اصلی است که بر روی بستری از ابر پیاده سازی می شود. در مقایسه با سایر مدل های بررسی شده، در چارچوب پیشنهادی سعی بر این است که علاوه بر استفاده از مزایای متعدد رایانش ابری در سیستم مدیریت دانش همچون کاهش هزینه سخت افزار و نرم افزار، انعطاف پذیری، دسترس پذیری در هر زمان و مکان، مشارکت و همکاری و ... ، قابلیت گسترده ای که رایانش ابری برای گرد آوری دانش و ایجاد زیر ساخت هوش تجاری فراهم می کند، نیز مورد توجه قرار گیرد.