مقاله حاضر که به بررسی معنا در ترجمه می پردازد، ضمن تردید در کارآیی و اعتبار فنون تقلیل گرای تحلیل معنا، یعنی تحلیل مولفه ای و تحلیل گزاره ای در ترجمه، برای معنا دو بخش ثابت و پویا قائل می شود. این مقاله بر آن است که آنچه تمامی ترجمه های یک متن مبدا را به یکدیگر مربوط می کند، اشتراک آنها در بخش ثابت معناست، و آنچه آنها را از هم متمایز می کند، بخش پویای معناست که تغییرپذیر است، و موجب تنوع و تکثر ترجمه هایی است که از هر متن مبدا پدید می آید.
"آنچه معمولا از ترجمه به معنی مرسوم کلمه به ذهن می آید ترجمه بین زبانی، یعنی انتقال یک معنی یا پیام از «صورت» یک زبان به «صورت» یک زبان دیگر است. ترجمه، چه به صورت درون زبانی و چه به صورت بین زبانی، نقش مهمی در بیان افکار و توسعه علوم و معارف بشری داشته و دارد. ترجمه درون زبانی که بیان معنی به عبارت دیگر در همان زبان است در توسعه افکار در درون یک جامعه اهمیت دارد، و ترجمه بین زبانی برای گسترش ارتباطات و توسعه علوم و فنون در بین ملتها در عرصه جهانی ارزشمند است. مروری بر سیر و تحول ترجمه در تاریخ به وضوع نشان می دهد که ترجمه به معنی متداول آن نقش بسیار ارزنده ای در انتقال علوم و فنون و نشر و توسعه علم و فرهنگ ایفا کرده است.
این مقاله تلاشی است در جهت تبیین نقش ترجمه در توسعه علوم انسانی. در این راستا، ضمن اشاره به ماهیت ترجمه از دیدگاههای مختلف به بررسی سیر ترجمه در تاریخ با توجه به تاثیر آن در شکوفایی علوم و معارف بشری پرداخته می شود.
"
"با توجه به اهمیت دقت در ترجمه متون دینی، در این مقاله ابتدا بحث کوتاهی درباره مبانی نظری ترجمه ارائه شده است. سپس دو دیدگاه در خصوص ترجمه پذیری و ترجمه ناپذیری متون دینی ارائه شده است. در دیدگاه اول با توجه به ارتباط متون دینی با وحی و اینکه تعیین ظرف زبانی وحی و هر گونه دخل و تصرف در آن از حیطه اختیارات انسان خارج است، ترجمه متون دینی غیرممکن قلمداد شده است. در دیدگاه دوم به عکس با توجه به ضرورت آگاهی همه انسانها از پیام وحی و اختصاصی نبودن پیام وحی به گویشوران زبانی خاص، ترجمه متون دینی غیرقابل اجتناب فرض شده است.
نگارنده در این مقاله کوشیده است با توجه به استدلال هر دو دیدگاه به طرح نظریه سومی بپردازد که بتواند نیازها و محدودیتهای مورد نظر هر دیدگاه را رعایت کند. بر اساس نظر ارائه شده در این مقاله که به اصطلاح نظریه «ترجمه پذیری مشروط متون دینی» نامیده شده است تعریف های جدیدی از مترجم متون دینی، خوانندگان متون ترجمه شده دینی، متن دینی و انواع آن ارائه شده است.
"
"در حوزهء زبان شناسى تاریخى، مطالعات متعددى در جهت تعیین اولین اقدام بشر براى آموزش و یادگیرى زبان خارجه صورت گرفته است. در این گونه تحقیقات، زبان شناسان و متخصصان آموزش زبان هاى خارجى، از منابعى استفاده کرده اند که صرفا به زوایاى تاریخى اعصار بشرى و اقوام مختلف توجه داشته است. در این تحقیقات، اولین اقدام بشر براى آموزش زبان خارجى به صورت هاى متفاوتى گزارش گردیده است- در کتاب ""5 2 قرن آموزش زبان:00 5 سال قبل از میلاد مسیح "" (1969)،""لویى جى کلى "" پیشینهء آموزش زبان هاى خارجى را پنج قرن قبل از میلاد مسیح مى داند. در سایر نابع نیز به آغاز امپراتورى روم و عهد عتیق اشاره مى شود. درحالى که در کتاب ""تحول آموزش زبان ها: 5000 سال تاریخ "" (کلود ژرمن، 1993)، ودر اثر دیگرى با عنوان ""تاریخ از سومر آغاز مى شود"" (ساموئل کرامر، 1956)، نکاتى مطرح مى شود که به خوبى بیانگر این واقعیت اند که آموزش و یادگیرى زبان خارجى در پنجاه قرن پیش، از منطقهء سومر آغاز شده است. در این مجال، تاریخ آموزش زبان هاى خارجى در عصر سومریان، آموزش زبان نوشتارى ""هیراتیک "" در مصرباستان، آموزش زبان یونانى کلاسیک در یونان، آموزش زبان یونانى به رومیان ر آموزش زبان لاتین مورد برسى قرار خواهند گرفت.
"
ادبیات واقع گرا، اساس ادبیات نرین عصر حاضراست که سعى در نمایاندن واقعیت دارد. تا پیش از جنگ جهانى دوم، مبارزه میان فاشیسم و ضد فاشیسم تعیین کنندهء زندگى اجتماعى و سیاسى بود. پس از شکست فاشیسم به نظر مى رسید که مبارزه میان سوسیالیسم و سرمایه دارى امپریالیستى بار دیگر بر عرصه سیاست جهانى حاکم شده باشد و طراحان جنگ سرد، بر آن بودند که بشریت را به دو اردوگاه متخاصم گروه بندى کنند. اینک پس از شکست جبههء سوسیالیسم، امپریالیسم یکه تازى مى کند و فاشیسم نیز دیگر باره در حال شکل گیرى است. براى نقد ادبیات واقع گرا وسپس نوگرا، باید مسایل قاطع مربوط به ریخت (فرم) و دیالکتیک ذاتى آنها را در نظر گرفت. این وقایع سیاسى به گونه هاى مختلف بر ادبیات این دوره سایه افکنده اند و نویسندگان در آثارشان یا با آن بانگ همنوایى سر داده اند، یا براى رهایى، راه ناهنجارى هاى روانى را براى شخصیت هاى داستانى شان برگزیده اند و یا سرانجام متوصل به پوچى گرایى شده اند.
"ایجاد ارتباط در میان افراد دو زبانه و یا حتی چند زبانه همواره به یک صورت ثابت انجام نمی پذیرد. در واقع، این دسته از افراد به دلیل و تجویز شرایط حاکم ممکن است به گونه های مختلفی با یکدیگر گفتگو نمایند. از اینرو، به هنگام بررسی گفتگوی افراد دوزبانه، دو شیوه استفاده از زبان را می توان مشاهده کرد: ’رمزگردانی‘ و ’رمزآمیزی‘. البته این نکته را نیز باید در نظر داشت که هر یک از این دو عملکرد می تواند دلایلی خاص داشته باشد و مهم تر آنکه گفتگوی میان دو نفر که از نظام زبانی یکسان استفاده می کنند ممکن است صورتهای ویژه ای به خود گیرد.
در نوشتار حاضر سعی بر آن است تا ضمن معرفی اجمالی دوزبانگی، دو عملکرد بسیار مهم فرد دوزبانه، یعنی رمزگردانی و رمزآمیزی به دقت مورد بحث و بررسی قرار گیرد و در مواردی چند بر حسب نیاز، مثالهایی نیز ارائه شود. در پایان نیز ضمن نتیجه گیری ویژه ای که به عمل خواهد آمد، تلاش خواهد شد تا آنجا که ممکن است ارتباط تنگاتنگ این دو پدیده با ترجمه شفاهی روشن گردد."
ن"ترجمه فرهنگها را به یکدیگر نزدیک می سازد. در دنیای جهانی شده کنونی ما، ترجمه کلید درک و فهم فرهنگهای خارجی است. در این تحقیق سعی شده است که رابطه متقابل بین فرهنگ و زبان نشان داده شود و نظرات مختلف در این مورد مرور شود.
تفاوت بین فرهنگها و تمدنها و همچنین تاثیر ترجمه در برقراری ارتباط بین اعتقادات، زبانها، ادیان، اندیشه ها و فرهنگهای مختلف و در تسهیل فرایند گفتگوی تمدنها با در نظر گرفتن جنبه های قوم شناختی تفاوتهای فرهنگی و مساله ترجمه پذیری در برابر ترجمه ناپذیری عناصر فرهنگی بر اساس نظریه های وورف و چامسکی مورد مطالعه قرار گرفته است."
مفهوم بودن معنی متن، معمولی بودن سبک، و طبیعی بودن زبان، همه از اهمیت خاصی در ترجمه برخوردارند، اما اینها تنها عواملی نیستند که در ارزشیابی یک ترجمه به حساب می آیند. متن اصلی است که در ارزشیابی درستی و مناسب بودن ترجمه نقش اساسی را ایفا می کند. ممکن است یک ترجمه از نظر معنی صریح و قابل فهم، از نظر سبک معمولی، و از نظر زبان طبیعی باشد، اما از نظر محتوای پیام مطابق با متن اصلی نباشد. و این بدان معنی است که نه قابل فهم بودن و نه طبیعی بودن ترجمه هیچکدام دلیلی بر مطابقت آن با متن اصلی نیست. این پژوهش تلاشی است برای بحث در مورد اهمیت صحت، صراحت و سلاست در ترجمه های متون دینی تا روشن شود که این معیارها تا چه اندازه در ارزشیابی چنین ترجمه هایی مهم و موثرند.
از ویژگى هاى بارز زبان روسى، تعداد زیاد افعال پیشوندد ار است. به کمک پیشوندها معانى زیادى که اغلب براى زبان آموزان ایرانى بسیار مشکل اند، بیان، مى شوند. از آنجاکه پیشوندهاى فعلى فارسى، معانی کمترى نسبت به پیشوندهاى روسى بیان مى کنند، در ترجمهء روسى به فارسى مشکلات عمد ه ا ى بوجود مى آیند که اغلب این گونه پیشوندها تحت اللفظى ترجمه مى شوند. در برخى موارد، حتى لازم است که برخى از معانى مربوط به پیشوندها تفسیر شوند، یا از "کلمات تکمیلى- توضیحی "دیگرى، از قبیل: قیدها، حروف اضافه، افعال و غیره استفاده شود. در زبان روسى، معانى مختلف هرگونه عنصر زبانى، با توجه به بافت جمله مشخص مى شود و با توصیف دقیق موقعیت هاى خاص جمله است که مى توان به معانى مورد نظر دست یافت. با توجه به نقش بافت جمله، برخى معانى را فقط از کل جمله مى توان فهمید. آشنایى با شیوه هاى بیان معانى پیشوندهاى روسى، این امکان را به وجود مى آورد تا زبان آموزان درک صحیحى نسبت به معانى افعال پیشوندد ار پیدا کنند.
بر اساس سه رمان معاصر‘ «مسافرت به اعماق شب» ‘ از لویی فردینان سلین‘ «مرد نامرئی» از رالف والدو الیسون و «طبل حلبی»‘ از گونتر گراس ‘ این مقاله به تحلیل ویژگی هایی که اغلب اوقات به نوع ادبی نسبت داده شده به قصه‘ یعنی پیکارسک سنتی‘ می پردازد تا وفور موضوعات پیکارسکی را در آثار بررسی شده نشان دهد. اگر توسعه و بسط بیش از بیش پیچیده رمان اروپایی معاصرآن را از قصه پیکارسکی دور کرده است‘ معذالک تحول هویتی بی پایان فرد ونیز وضع پسامدرن و فاصله اش نسبت به هر نوع جذب سنتی موجب می شوند که این امر قهرمان پیکارسک را به ذهن خطور دهد و باعث پیدایش یک تاثیر شبه پیکارسکی بشود.
مترجم ادبیات داستانی در مسیر نیل به «کفایت سبکی» هر چه بیشتر، نیازمند انجام تحلیل سبک شناسی در دو سطح «خرد» و «کلان» است. در تحلیل سبکی کلان، تحلیلگر/ مترجم در پی کشف «چگونگی» یا «کیفیت» متن است و در تحلیل سبکی خرد به دنبال تبیین «چرایی» و «نحوه» تحقق آن کیفیت. تحلیل کلان معمولا با تفحص در «برونه» (سطح) داستان صورت می گیرد و نمایی کلی از راهبرد(های) سبکی «عام» منتهی به فرانقش اندیشگانی زبان بدست می دهد اما در تحلیل خرد، مترجم/ تحلیلگر علاوه بر سطح داستان ناگزیر از تعمق در «درونه» (عمق) اثر نیز خواهد بود و در این مسیر، از یک سو، متن را به مثابه یک «محصول» مد نظر قرار می دهد و از رهگذر شیوه های عموما مکانیستی «تحلیل متن»، مولفه های سبکی منتهی به کارکرد زیبایی شناختی زبان را در آن شناسایی می کند و از سوی دیگر، با اثر داستانی به منزله یک «فرایند» مواجه می شود و با توسل به روش شناسی معمول در «تحلیل گفتمان» و استفاده از ابزارهای «تاویل متن» و «تحلیل بینامتنی»، به بازشناسی مراحل «تولید»، «دریافت»، «درک» و «تاثیر» مولفه های متنی دست می یازد و مصادیق عینی راهبرد(های) سبکی کلان مورد نظر نویسنده را در فرانقش متنی زبان تعیین می نماید. آنچه در نهایت از این تحلیل دو جانبه حاصل می گردد، راهکارهای عملیاتی مترجم را در انتخاب «گزینه های هم نقش: با کارکرد سبکی مشابهی در متن مقصد رقم خواهد زد.
در این گفتار به ترجمه و فرهنگ و ترجمه عناصر فرهنگی می پردازیم. پس از ذکر مثالهایی، فرهنگ و واژگان فرهنگی را تعریف می کنیم و شرح می دهیم و بعد از آن به روشها و شگردهای گوناگون ترجمه اقلام فرهنگی می پردازیم و در پایان نمونه هایی از انطباق فرهنگی افراطی در ترجمه های دوره قاجار از ادبیات غرب می آوریم.