فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۵۰ مورد از کل ۴۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
ظهور رسانه های جدید کارکرد ابزارهای ارتباطی را که دارای روش هایی ساده برای انتقال معانی و پیام بود، پیچیده کرده است. کلاب هاوس به عنوان یکی از این ابزارهای جدید در سال 2020، توسط پل دیویسون و روهان ست تأسیس شد، در طی 8 ماه موفق به جلب بیش از 10 میلیون کاربر شد. این پلتفرم به کاربران اجازه می دهد تا در گفتگوها و بحث های مختلف در اتاق های مجازی شرکت کرده و با دیگران تعامل داشته باشند. حضور کلاب هاوس در ایران، به ویژه در دوران انتخابات ریاست جمهوری سال 1400، توجه زیادی را به خود جلب کرد و استقبال از این فناوری ارتباطی به ویژه در حوزیه سیاست، دیجیتال مارکتینگ و ... بر اساس پژوهش های میدانی مشهود است. پژوهش پیش رو ازلحاظ روش کیفی است و ازنظر نوع هدف، کاربردی محسوب می شود. هدف این پژوهش شناسایی عوامل اثرگذار بر محبوبیت پلتفرم کلاب هاوس در ایران بوده است. در این پژوهش برای شناسایی عوامل اثرگذار بر موفقیت کلاب هاوس با 22 نفر از خبرگان و فعالان این پلتفرم مصاحبه های عمیق-نیمه ساختاریافته صورت گرفت. برای نمونه گیری از شیویه هدفمند استفاده شد و جمع آوری داده با شیویه مصاحبه عمیق انجام گردید. سپس با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون عوامل اثرگذار بر موفقیت این پلتفرم شناسایی شد و درنهایت 79 عامل در 5 بخش مختلف معرفی گردید. نتایج نشان می دهد که عوامل رفتاری، مدیریتی، دانشی، فنی و محتوایی به عنوان مهم ترین عوامل مؤثر بر محبوبیت این پلتفرم شناسایی شده اند.
فرودستان شهریِ دهه نود به روایت سینمای ایران ( ابد و یک روز، مغزهای کوچک زنگ زده)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تحلیل نئوفرمالیستی شیوه های روایت پردازی زندگی فرودستانِ پایین شهر در سینمای دهیه نود ایران است. رویکرد نظریِ پژوهش برگرفته از نظریه هایی در حوزیه مطالعات سینما است که سرشت بازنمایی سینمایی و رابطیه آن با امر اجتماعی را می کاوند. روش مطالعه مدل بوردول و تامپسن در نئوفرمالیسم است که به واکاوی سطوح چهارگانه معانی در آثار هنری می پردازد. از میان فیلم های اکران شده در ژانر سینمای پایین شهر در دهیه نود سینمای ایران دو فیلم ابد و یک روز و مغزهای کوچک زنگ زده برای مطالعه انتخاب شده اند. نتایج تحلیل نشان می دهد که روایت پردازی فرودستان در سینمای پایین شهرِ دهیه نود تفاوتهای اساسی با روایتهای سینمایی این اقشار در دهه های قبلی دارد. فرودستان دهیه نود نه تقدیس می شوند و نه امکان و توان رهایی از وضعیت فرودستی را دارند، بلکه سوژه های گیرافتاده در نوعی چرخیه باطل فقر و فلاکت اند که آغاز و انجام زندگی شان تماماً یکی است. نه فقط فضاهای عینی و نمادینِ پایین شهر متعارض، پرتنش و تکه پاره هستند، بلکه فرسودگی و ویرانگیِ حک شده بر این فضاها باعث شده است زندگی کنشگران نیز آکنده از خشونت و تنش و ستیز گردد. خشونت و تنش دایمی موتیف های تکرارشونده در هر دو اثرند. ریتم تند زندگی همراه با دیالوگ های تنش آلود و مونولوگ های پرتشویش خصلت لاینفک تعامل های نمادین کنشگران این فضاها است. در کل، پیدایش ژانر متفاوت سینمای پایین شهر در دهیه نود حکایت از تحولی عمیق در وضعیت انضمامی فرودستان دارد که دیگر با مضامین و موتیف های سینمای دهه های قبل قابل روایت نیست.
رابطه شبکه های اجتماعی و تمایل به مشارکت محلی جوانان شهر تهران (مورد مطالعه: تلگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش کمی و کیفی مشارکت جوانان در جامعه و شکل گیری فرهنگ مشارکت در بین این نسل را می توان یکی از الزامات اولیه توسعه با کمترین هزینه ممکن دانست و گام ابتدایی دستیابی به این هدف، شناسایی پدیده های اجتماعی و بررسی رابطه آنها با مشارکت در سطوح اولیه (محلی) آن است. یکی از پدیده های جاری در جامعه ایرانی در سال های اخیر ظهور شبکه های اجتماعی همچون تلگرام در بین جوانان است که پرداختن به آن در محلات محروم که در سطح نامناسبی از توسعه قرار دارند از اهمیت دوچندانی برخوردار است. هدف در این مقاله بررسی چگونگی رابطه استفاده از شبکه های اجتماعی (تلگرام) با مشارکت محلی جوانان و احصا مرتبط ترین مولفه مشارکت محلی است که به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از ابزار پرسشنامه و در جامعه آماری جوانان محلات کمتر برخوردار شهر تهران انجام شده است. تحقیق حاضر با مفروض قراردادن رویکرد هوچینگز به شبکه های اجتماعی و در چارچوب نظریه تین و همکارانش (2002) به بررسی رابطه دو متغیر پرداخته و پس از تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه به روش اسپیرمن به این نتیجه رسیده است که از بین شش مولفه مشارکت محلی، رابطه استفاده از تلگرام با شرکت در مراسم همسایگان و هم محله ای ها بی معنی و با بقیه مولفه ها رابطه معنی داری دارد که از این میان با مولفه های پرداخت هزینه مالی برای بهتر شدن شرایط محله و پیگیری مشکلات از سازمان های مربوطه رابطه ضعیف و مستقیم و با شرکت در آیین ها و مراسم مذهبی محله و کمک داوطلبانه در زمان بروز حوادث غیرمترقبه رابطه معکوس ولی متوسطی دارد.
ارائه الگوی تولید ویدئوهای کوتاه پربازدید در رسانه های اجتماعی از منظر مدیران رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به دنبال ارائه الگوی نشان دهنده ی جریان پربازدید شدن ویدئو ها در رسانه های اجتماعی است. در اختیار داشتن این الگو می تواند تولیدکنندگان ویدیو و بنگاه های رسانه ای فعال در این زمینه را به سمت تولیدات موثرتر و باکیفیت تر سوق دهد. این پژوهش از نوع کیفی و روش گرآوری اطلاعات آن مطالعات اسنادی و مصاحبه عمیق و روش پردازش داده ها تحلیل مضمون بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 10 مدیر رسانه است که در حوزه ی ویدیوی کوتاه فعالیت داشته اند. روش گرداوری اطلاعات، مصاحبه از نوع نیمه ساختاریافته بود و حجم نمونه از طریق اشباع نظری مشخص شد. داده های مصاحبه ها در قالب 31 مضمون سازمان دهنده به دست آمد که با تجمیع آنها 10 مضمون فراگیر یافته های اصلی پژوهش است. یافته های پژوهش نشان داد عوامل توجه به معیارهای انتخاب موضوع، پیام و سوژه متناسب با مخاطب؛ به کارگیری ویژگی های ایده ی خوب در جهت خلق ایده ای قوی؛ دسترسی به شبکه ی انتشار وسیع و متنوع یا خلق آن؛ انتخاب صحیح و شناخت کافی از مخاطب، رفع نیازهای وی و برگزاری تعامل سازنده با او؛ تسلط بر تکنیک و فرم و به کارگیری صحیح از آن در خدمت محتوا؛ شناخت کافی پلتفرم، انتخاب صحیح آن متناسب با مخاطب مورد نظر و رعایت قواعد و محدودیت های آن؛ استفاده از تکنیک های کپشن و تیتر نویسی؛ تشکیل تیم متخصص و قوی تولید؛ انجام پیش تولید مناسب به منظور رسیدن به سناریو قوی؛ اعتبار تولیدکننده یا انتشار دهنده نزد مخاطب اصلی ترین عناوین تشکیل دهنده ی این الگو پربازدید شدن ویدیوها در رسانه های اجتماعی از منظر مدیران رسانه ها می باشند.
مرور نظام مند چارچوب ها و سازوکارهای حکمرانی راهبردی هوش مصنوعی در مطالعات سال های ۲۰۱۷-۲۰۲۵(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی به عنوان یکی از فناوری های چالش برانگیز معاصر، ساختار جوامع و صنایع را دگرگون کرده است. بااین حال، گسترش پرشتاب این فناوری، پرسش هایی درباره مدیریت و نظارت بر آن مطرح ساخته است. پیشرفت سریع هوش مصنوعی، چارچوب های سنتی تنظیم گری را که برای فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی طراحی شده بودند، به چالش کشیده است. سرعت توسعه الگوریتم ها از توانایی قانون گذاران برای وضع مقررات به روز پیشی گرفته و چالش هایی چون سوگیری الگوریتمی، نقض حریم خصوصی، و سوءاستفاده های احتمالی به همراه داشته است. از جمله نظریه های بنیادین و اثرگذار در این قلمرو، می توان به طبقه بندی راسل و نورویگ و نظریه زیست بوم هوش مصنوعی اشاره کرد. نبود اجماع جهانی در تعاریف و رویکردها، همراه با پراکندگی سیاست ها، تدوین چارچوب های مؤثر را دشوار ساخته است. داده ها شامل تحلیل های کیفی و با جستجوی «حکمرانی هوش مصنوعی» در پایگاه های علمی گردآوری شد. تحلیل مضمون نتایج پژوهش ها، ۲۹۷ کد اولیه، ۱۶ کد سازمان دهنده و چهار مضمون فراگیر را استخراج کرد. یافته ها در چهار محور کلیدی اخلاق هوش مصنوعی با تأکید بر شفافیت و کاهش سوگیری در الگوریتم ها؛ سیاست ها و چشم اندازهای جهانی؛ چالش های هماهنگی بین المللی و وحدت در تعریف، توسعه و کاربست هوش مصنوعی و زمینه های حکمرانی هوش مصنوعی دسته بندی شدند. الگوی پیشنهادی این پژوهش، معماری چندلایه ریسک محور است که ارزش ها را به قیود اجرایی سنجش پذیر نگاشت می کند، لایه هایِ فنی، اخلاقی، حقوقی را در سطوح ملی، بخشی، سازمانی و چرخهعمر پوشش داده، و در نهایت تلاش دارد شکاف مبنا تا عمل را کاهش دهد.
تبیین جامعه شناختی تأثیر شبکه های اجتماعی بر شکل گیری هویت اجتماعی جوانان (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه های شهر سنقر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فضای مجازی و رسانه های اجتماعی سال ۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
159 - 196
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی تأثیر شبکه های اجتماعی بر شکل گیری هویت اجتماعی جوانان، با تمرکز بر دانشجویان انجام شده است. روش تحقیق به صورت پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه ساختاریافته شامل چهار بخش (اطلاعات جمعیت شناختی، میزان و نوع استفاده از شبکه های اجتماعی، ابعاد هویت اجتماعی، و چالش ها و فرصت ها) طراحی و اجرا گردید. جامعه آماری شامل تعدادی دانشجویان دانشگاه های سنقر بوده و نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای انجام شد. داده ها با بهره گیری از روش های آماری توصیفی و استنباطی، شامل آزمون های همبستگی و تحلیل مقایسه ای، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی و ابعاد مختلف هویت اجتماعی از جمله احساس تعلق، مقبولیت اجتماعی و خود بیانگری - رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین مشخص شد که اگرچه این فضاها فرصت هایی برای توسعه سرمایه اجتماعی و تعاملات فرهنگی فراهم می کنند؛ اما می توانند موجب بروز چالش هایی مانند بحران هویت و کاهش پایبندی به ارزش های بومی نیز شوند. یافته های این تحقیق می تواند به سیاست گذاران و مدیران فرهنگی در طراحی برنامه های آموزشی و رسانه ای متناسب با نیازهای جوانان کمک کند.
چالش های دیپلماسی سایبری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت دیپلماسی سایبری در ادبیات سیاسی ایران و تحلیل چالش های اصلی و راهکارهایی عملی برای بهره برداری از دیپلماسی سایبری در جهت توسعه و تقویت دیپلماسی کشور. در این تحقیق با تکنیک تحلیل ثانویه و مرور نظام مند دستاوردهای پژوهش های پیشین و باتوجه به نوع انتظارات مطرح، با شیوه تحلیلی - توصیفی و از روش کتابخانه ای استفاده می شود. در تحلیل چالش ها و موانع دیپلماسی سایبری ایران، نخستین عامل مهمی که مطرح می شود، تحریم ها و محدودیت های فناوری است. دومین مانع بزرگ، مسائل امنیتی و تهدیدات سایبری است که کشورها در سطح جهانی با آن مواجه اند. ایران در سال های اخیر تجربه حملات سایبری گسترده ای را از سوی گروه های هکری و دولت های خارجی داشته است. چالش سوم مربوط به حکمرانی فضای مجازی است. سیاست های داخلی مانند فیلترینگ گسترده و محدودیت های دردسترس بودن اینترنت در ایران، توانایی تعامل با دیگر کشورها در فضای دیجیتال را کاهش داده است. از سوی دیگر، سوم ویکی از مهم ترین چالش ها، ضعف هماهنگی و برنامه ریزی داخلی در اجرای دیپلماسی سایبری است. درحالی که دیپلماسی سایبری باید به طور جامع و هماهنگ میان نهادهای مختلف کشور ازجمله وزارت امور خارجه، وزارت ارتباطات، سازمان های امنیتی و نهادهای خصوصی صورت گیرد. دیپلماسی سایبری برای ایران نه تنها یک ضرورت، بلکه یک چالش بزرگ در دنیای دیجیتال است. کشورهایی که بتوانند به طور مؤثر از این ابزار برای تقویت روابط بین المللی و مقابله با تهدیدات سایبری استفاده کنند، قادر خواهند بود نقش مهم تری در نظام جهانی ایفا کنند. ایران باتوجه به موقعیت ژئوپلیتیکی خود و تهدیدات متعددی که با آن مواجه است، نیازمند یک دیپلماسی سایبری استراتژیک و هماهنگ است تا بتواند از این فرصت ها بهره برداری کند و موانع موجود را برطرف سازد.
ساختار و کارکردهای نهادهای تنظیم گر ویدئو مبتنی بر تقاضا(مورد مطالعه: چین، انگلستان و آمریکا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله نهاد تنظیم گر ویدئو مبتنی بر تقاضا در ایران، همواره مطرح و مورد اختلاف محافل علمی و سیاستی بوده است. این مقاله تلاش می کند تا با مطالعه تجارب جهانی در عرصه تنظیم گری ویدئو مبتنی بر تقاضا، نظام سیاست پژوهی و سیاست گذاری کشور در عرصه سکوهای ویدئو مبتنی بر تقاضا را یاری نماید تا بتواند درخصوص تنظیم گری این حوزه مواجهه مناسب تر و روزآمدتری داشته باشد. نتایج این مقاله که با روش اسنادی و توصیفی-تحلیلی انجام شده است، نشان می دهد کشورها هر یک به اقتضاء شرایط داخلی خود به سمت یکی از مدل های تنظیم گری حرکت کرده اند و یک یا چند نهاد تنظیم گر با ساختار و کارکردهای مختص به خود تشکیل داده اند. وجود نظام حقوقی جامع (شامل سیاست های کلان رسانه ای و مقررات صریح) و به روزرسانی مکرر قواعد حقوقی، عبور از نگاه بخشی و همگرایی در تنظیم گری، وجود بازوهای پژوهشی ذیل تنظیم گران برای آینده پژوهی و رفع نیازمندی های نظری و عملیاتی آنان، نزدیک شدن مقررات حاکم بر سامانه های ویدئوی درخواستی به مقررات حاکم بر برودکست و استفاده از فناوری های نوین در عرصه تنظیم گری از یافته های این پژوهش است. توصیه های سیاستی نیز عبارتند از: «گفتمان سازی تحولات جدید در میان مدیران دستگاه های تصمیم گیر»، «تدوین سیاست های کلی رسانه»، «تدوین نظام حقوقی یکپارچه برای انواع فعالیت رسانه ای با نگاه جامع به سپهر رسانه ای کشور»، «استفاده از مدل نظارت پسینی تحت شرایط خاص»، «تدقیق تقسیم وظایف تنظیم گران (ایجاد هماهنگی و همکاری موثر بین آن ها)» و «حرکت به سمت وضعیت ایده آل همگرایی (ادغام تنظیم گران و ایجاد یک سازمان تخصصی تنظیم گر رسانه با حضور ذی نفعان مختلف)».
ماتریس رسانه: معماری نوین جنگ های ترکیبی بر پایه همگرایی رسانه و هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فضای مجازی و رسانه های اجتماعی سال ۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
121 - 158
حوزههای تخصصی:
همگرایی فزاینده هوش مصنوعی، فناوری های رسانه ای و تاکتیک های جنگ ترکیبی، چشم انداز امنیت بین الملل را با چالش های پیچیده ای مواجه ساخته است. این پژوهش باهدف ارائه یک چارچوب تحلیلی منسجم، مفهوم نوآورانه «ماتریس رسانه» را برای تبیین تأثیرات متقابل این سه حوزه معرفی و ارزیابی می کند. پرسش اصلی تحقیق بر این محور استوار است که هوش مصنوعی چگونه استراتژی های رسانه ای را در جنگ های نوین متحول ساخته و بر شکل دهی ادراک عمومی و فرایندهای تصمیم گیری راهبردی تأثیر می گذارد؟ این مطالعه با اتخاذ رویکرد کیفی و روش فراترکیب بر روی منابع علمی و گزارش های راهبردی معتبر انجام شده است. یافته های کلیدی نشان می دهد که هوش مصنوعی با خودکارسازی تولید و انتشار هدفمند اطلاعات، اجرای عملیات روانی در مقیاس وسیع و تحلیل کلان داده ها برای شناسایی آسیب پذیری های شناختی، جنگ اطلاعاتی را به رکن اصلی تاکتیک های ترکیبی مدرن تبدیل کرده است. این فناوری، رسانه را از یک ابزار اطلاع رسانی صرف به یک «میدان نبرد شناختی» تغییر ماهیت داده و مرز میان جنگ نظامی و اطلاعاتی را به طور فزاینده ای محو می کند. همچنین، چالش های جدی اخلاقی و حقوقی ناشی از این همگرایی شناسایی گردید. در نهایت، این پژوهش نتیجه می گیرد که چارچوب «ماتریس رسانه» ابزاری مفهومی و کارآمد برای درک منازعات معاصر است و بر ضرورت فوری تدوین مقررات بین المللی و ارتقای سواد رسانه ای برای مقابله با تهدیدات ناشی از آن تأکید دارد.
تحلیل اثربخشی تبلیغات برندهای پوشاک ورزشی در اینستاگرام بر اساس مدل AIDA(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فضای مجازی و رسانه های اجتماعی سال ۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
197 - 223
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش پیش رو، تحلیل اثربخشی تبلیغات برندهای پوشاک ورزشی در اینستاگرام بر اساس مدل AIDA بود. روش پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از منظر ماهیت و روش، توصیفی - تحلیلی بود که به صورت میدانی انجام شد. نمونه آماری شامل 384 نفر از کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام برندهای پوشاک ورزشی ایرانی بود. ابزار تحقیق پرسشنامه کردلو (1389) بود و جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تی تک نمونه ای و باینومیال در نرم افزار SPSS27 استفاده شد. نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که بین میانگین مؤلفه های تحقیق با نمره ملاک چهار اختلاف معناداری وجود دارد و میانگین های به دست آمده از نمره ملاک بزرگ تر هستند، بدین معنا که تبلیغات رسانه اجتماعی اینستاگرام اثربخش بوده اند. همچنین درمجموع متغیر تحقیق نیز اختلاف معناداری با نمره ملاک در سطح مثبت دارد. بدین معنی که تبلیغات اینستاگرام اثربخشی مثبت معناداری بر مشتریان برندهای پوشاک ورزشی دارد. تبلیغات از طریق رسانه اجتماعی اینستاگرام در مؤلفه های جلب توجه، ایجاد آگاهی و علاقه، ایجاد تمایل و انگیزه، اقدام به خرید دارای اثربخشی بیش از 50 درصد در سطح معناداری 05/0 بوده است و بیشترین اثربخشی متعلق به مؤلفه اقدام به خرید با 76 درصد اثربخشی بوده است. رسانه اجتماعی اینستاگرام به عنوان یک ابزار جدید و پرطرفدار در عصر ارتباطات و یک کانال جدید و محبوب برای انتقال پیام های تبلیغاتی، موردتوجه بسیاری قرار گرفته اند. برندهای پوشاک ورزشی بایستی در این حوزه تمرکز بیشتری داشته باشند و با استفاده از بیگ دیتاها اثربخشی تبلیغات را در رسانه های اجتماعی با حفظ حریم خصوصی افراد و در ابعاد مختلف بررسی و تحلیل شود.