"با شروع سال 2003، کوس جنگ از سوی امریکا نواخته شد و علیرغم مخالفتهای رسمی جهانی، جنگ امریکا علیه عراق با شعار مبارزه با تروریسم و سلاحهای مرگبار آغاز شد.
امریکا که همچون سال 1991 (جنگ خلیجفارس)، بار دیگر به دنبال مکانی برای آزمودن تجهیزات نظامی و الکترونیکی خویش بود، با به کار بستن ترفندهای روانی در صدد برآمد تا ضمن پیشگیری از تکرار تجربة تلخ ویتنام، جنگی را که تصور میشد چندین ماه یا حتی چندین سال به طول بیانجامد در کمتر از یک ماه به نتیجه برساند.
این مقاله اشارهای کوتاه اما مستند به پشت پرده این جنگ دارد.
"
این نوشتار به ارزیابی امنیتی عملکرد رسانهها در جوامع نوین پرداخته است. برای این منظور، تعریفی کاربردی از امنیت داخلی ارائه شده که مبتنی بر سه مؤلفه «خواستههای شهروندی»، «کار ویژههای دولت» و «ضریب ایدئولوژیک» است. از این منظر، امنیت عبارت خواهد بود از ایجاد تعادل بین خواستههای شهروندی با کار ویژههای دولتی به گونهای که ثباتی مبتنی بر رضایت بر روابط دولت ـ ملت حاکم شود. بر این اساس، رسانهها میتوانند دو نقش امنیتساز و امنیتسوز ایفا کنند. در این زمینه ده کار ویژه تهدیدساز و دوازده فعالیت فرصتساز، به تفکیک مورد بررسی قرار گرفتهاند. مجموع ملاحظات مذکور (اعم از عملکرد مثبت یا منفی امنیتی) فضای امنیتی رسانهها را شکل میدهد؛ فضایی که ماهواره به مثابه یک رسانه میتواند در قالب آن فهم و ارزیابی شود.
"این مقاله به بررسی عملکرد رسانه در جنگهای دهههای 60 ، 70، 80 و پس از آن میپردازد و به این نکته اشاره دارد که از آغاز توسعة مطبوعات در پایان قرن نوزدهم و از طریق رشد سایر رسانههای گروهی و ارتباطی در صد سال بعد (رادیو، فیلم، تلویزیون و اینترنت)، رسانهها نقشی بحثبرانگیز در طول جنگ بازی کردهاند. کارکرد رسانه را در این دوران میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
1ـ دهههای 60 و 70، دهههایی هستند که رسانه آزادانه به فعالیت خود میپردازد و در انتقال اخبار جنگ، هیچ گونه سانسوری اعمال نمیکند. در واقع رسانهها به خصوص تلویزیون با نوعی انفعال نسبت به ارزشهای سیاسی نظام حاکم، تصاویر واقعی و عینی جنگ را در معرض دید مخاطبان قرار میدهند.
2ـ پس از گذشت دهههای 60 و 70 با شکست کشورهایی مانند امریکا در مقابل ویتنام و… دولتمردان سیاسی رژیمهای خودکامه و رژیمهای دموکرات به دلیل اثرگذاری رسانهها بر افکار عمومی آزادیهای رسانهای را محدود کردند.
بررسی این کارکردها نشان میدهد که به هر ترتیب نقش رسانه در طول دهه 90 و پس از آن به نقشی پراهمیت برای نظامهای حاکم تبدیل شده است.
"
مقاله حاضر به بررسی نحوه پوشش خبری رسانه ها درباره تحولات مربوط به روابط خارجی تحت تأثیر گفتمان سیاست خارجی حاکم می پردازد. برای این منظور، نحوه بازنمایی آمریکا و انگلیس به عنوان دو کشور غربی در مطبوعات شاخص طی دو دوره اصول گرایی و اصلاح طلبی مورد بررسی قرار گرفت. پس از طراحی سؤالات پژوهش، «بازنمایی آمریکا و انگلیس» به عنوان متغیر وابسته و «دوره سیاسی» (گفتمان حاکم) به عنوان متغیر مستقل در سطح اسمی در نظر گرفته شد. تحلیل محتوا به عنوان روش تحقیق مورد استفاده قرار گرفت. سپس داده ها جمع آوری و پس از کدگذاری و تهیه جداول آماری (توصیفی و تحلیلی) توسط نرم افزار SPSS تحلیل شد. در بخش تحلیلی، رابطه آماری میان بازنمایی مطبوعاتی آمریکا و انگلیس و دوره سیاسی بررسی شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد مطبوعات شاخص در ایران هنگام پوشش اخبار تحولات مربوط به آمریکا و انگلیس، تحت تأثیر گفتمان حاکم بر سیاست خارجی قرار داشته و این دو کشور غربی را بر اساس سیاست رسمی جمهوری اسلامی در هر دوره بازنمایی کرده اند. در دوره اصلاح طلبی که سیاست خارجی بر تنش زدایی پی ریزی شده بود، مطبوعات شاخص، آمریکا و انگلیس را مثبت، اما در دوره اصول گرایی که تنش ها با غرب افزایش پیدا کرد، آن دو کشور را منفی جلوه دادند.
رسانه ها در عصر جدید امکانات مثبتی را برای پیشبرد ارزش های انسانی و پیشرفت صلح در جامعه جهانی ایجاد کرده اند و از سوی دیگر، با توجه به محدودیت در کنترل و گستره بی حدوحصر آن به ابزاری در دست گروه های رادیکال و جهادی برای تبلیغ ارزش ها و گسترش اقدامات ضد انسانی و ضد حقوق بشری آنان تبدیل شده است. در این میان منطقه خاورمیانه کانون اصلی فعالیت و مبارزات منفی این گروه ها بوده که در سال های بعد از 2010 نیز به کانون اصلی بحران در سطح جهانی تبدیل شده است. بر همین مبنا، رد راستای بررسی چرایی این مسئله، پرسش اصلی مقّال حاضر این است که «رسانه چه جایگاهی در راهبردهای گروه های سلفی به ویژه القاعده و داعش داشته و فعالیت رسانه ای این گروه ها چه تاثیری را بر زیست اجتماعی مردمان خاورمیانه داشته است؟» واقعیت آن است که گروه های جهادی و به طور خاص دو گروه تروریستی القاعده و داعش، در سال های اخیر راهبرد رسانه ای مشخص و گسترده ای را بر مبنای تلاش برای عضوگیری، ترویج خشونت، مشروعیت سازی و فراخواندن پیام های خود برای طرفدران و دشمنان، در پیش گرفته اند.همچنین، این گروه ها در عرصه میدانی نیز خاورمیانه را به جولانگاه اصلی اقدامات مخرب خود تبدیل کرده اند و شرایط به گونه ای شده که می توان امروزه از سایه افکندن تروریسم و جهادی گری بر خاورمیانه سخن به میان آورد. در سطحی دیگر، فعالیت ها و به طور خاص استقرار حکومت اسلامی داعش در سال های بعد از 2014 در کشورهای عراق و سوریه، منطقه خاورمیانه را در مسیر بازتولید دائم خشونت و ارزش های داعشی قرار خواهد داد.
رسانههای فراگیر مدرن همه جهان را زیر سلطه گرفتهاند. این فرایند را هم میتوان جشن گرفت و هم با واهمه و دلواپسی پذیرفت؛ تا به کدام قطب جغرافیای سیاسی جهانی تعلق داشته باشیم.
میگویند با آن میلیاردها دلاری که رونالد ریگان، رئیس جمهوری دهه هشتاد میلادی امریکا، صرف جنگ ستارگان کرد، پای بشر به مریخ نرسید؛ اما جهانیان توانستند صدا و تصویر را از سرزمینهای دور، در خانة خود دریافت کنند. اندیشة دهکده جهانی که مارشال مکلوهان، در اواخر دهه 60 میلادی به دنیا عرضه کرد تا وقتی بزرگراههای رایانهای و شبکههای ماهوارهای فعال نشده بودند، تحقق نایافتنی به نظر میرسید. اما حالا دنیا بدون نیاز به فصلهای یک کتاب میتواند زوایای این طرح را دریابد.
کارکرد ماهواره امروز با میراث گذشتگان ما، با فرهنگ ما، با باور ما و… با نان سفرة ما ارتباط یافته است. میتوان این کارکرد را نادیده گرفت، میشود آن را منکر شد و میشود با این فرایند به مدد طرح و برنامه و هدف کنار آمد. اما سکوت و بلاتکلیفی به یقین مشکلی از پیش پای ما بر نخواهد داشت.
The Internet and social media have played a significant role in contemporary
political sphere of Indonesia. In particular, they have been widely used
for political activism and discussion; but whether the discussions are
constructive is another issue. Constructive political discussion requires
several preconditions; one of the most important requirements is rational
reasoning. Citizens must be equipped with some degree of political
knowledge and competency to provide reasonable arguments and
justifications in discussions. The primary objective of this paper is to examine
the level of political knowledge of Indonesian Facebookers regarding
corruption which is currently a serious issue in Indonesia. An online survey
was conducted among the most active users of an anti-corruption Facebook
group of Indonesians. The results of the study generally suggested that the
participants were well informed about the current affairs of their society
and showed a high level of political knowledge in terms of the Corruption
Eradication Commission and also the incumbent politicians; however, the
results indicated a low level of knowledge regarding laws and regulations
surrounding corruption as well as the issues related to the former politicians.