شرکتهای برتر، به مدد کارگزاران تبلیغاتی ناگزیرند از ""هوشمندانه ترین"" و گاه ""غیرمعمول ترین"" و حتی ""مضحک ترین"" روشها، توجه ""عموم مردم جامعه""، ""مخاطبان""، و یا ""مشتریان"" را به خود جلب کنند.
برای نمونه در این متن می خوانید رستورانی در ایتالیا، 25 درصد تخفیف می دهد اگر بتوانید ""بدی"" آنها را بگویید؛ "" لنوو""، شرکت سازنده ی کامپیوتر، از مشتریان خود می خواهد تا راههای تازه ای بگویند درباره ی آنکه چگونه می توان لپ تاپهای این شرکت را خراب کرد. ام اند ام، شرکت سازنده ی شکلات، در یک نمایشگاه تجاری، یک گاو شیشه ای با 66 هزار قطعه شکلات را به نمایش درآورده که درست هم اندازه ی گاوی واقعی است؛ انجمن آلزایمر نیوزلند، برای جلب توجه افراد به این بیماری و نشان دادن احتمال فراموش شدن خاطرات، به آنها فلش مموری های جالبی داده که داخل پاک کن تعبیه شده اند، و...
طنز مطلوب هدایت افکار مردم از مسیر خنده به تفکری منطقی یا انتقادی سالم و عاملی بالقوه در تسریع ارتباط با مخاطبان است.طنز در تضاد با جدیت با ایجاد فضایی دوستانه و ازطریق لبخند و تبسم که نماد پذیرش متقابل است به وادی معقولات وارد میشود و پیام خود را به مخاطب انتقال میدهد. نقش صداوسیما به عنوان رسانهای قوی و موثر برافکار عمومی درصورتی که غنی از بنیانهای اخلاقی و بهره گرفته از گنجینه ادب و هنر این مرزوبوم باشد علاوه بر ارج نهادن به ارزشهای فرهنگی و هنری و ملی - مذهبی، یک سرگرمی پندآموز تمام وقت، شیرین گفتار، خوشکردار، نیک سیما و قابل اعتماد خواهد بود که همه مخاطبان گرانترین سرمایه خود را که وقت است با رغبت و رضایت به پای آن میریزند و اینگونه جایی خالی و مستعد نفوذ برای ضدارزشهای القایی از طریق رسانههای جهانی باقی نمیماند.
"ایدز پدیدهای با جنبههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی امنیتی است که در بسیاری از کشورهای جهان برای پیشگیری از گسترش آن، رسانههای جمعی نقش مؤثری ایفا کردهاند. اما در کشور ما به دلایل مختلف، رسانهها بویژه صداوسیما وظیفه اطلاعرسانی در این زمینه را چنان که باید بر عهده نگرفتهاند در حالی که شواهد علمی نشان داده است آموزش و اطلاعرسانی گسترده و مداوم بهترین راه مصون کردن جامعه از خطر ایدز است. این مقاله به بررسی شواهد علمی آموزش و اطلاعرسانی درباره ایدز، نقش رسانههای جمعی و پیشنهاد راهکارهایی برای فعالتر شدن رسانهها در این زمینه در جمهوری اسلامی ایران میپردازد.
" "ایدز، آموزش، ارتباطات، تحول رفتاری.
"
"امروزه رسانههای غربی با حداکثر برد و کارایی در صدد کنترل کشورهای اسلامی برای حذف دین از تدبیر امور اجتماعی هستند. در این میان رسانه ملی ایران ضمن رقابت شدید با دیگر رسانههایی که در سپهر رسانهای کشور حضور دارند، باید به نیازهای فرهنگی و اجتماعی جامعه از جمله ترویج و تبلیغ دین اسلام پاسخ مقتضی بدهد.
مقاله حاضر در پی تبیین این نکته است که ترویج و تبلیغ دین برای مخاطب عام نیاز به طراحی مدل خاصی دارد و بدین منظور باید به بافت اجتماعی، زمینههای ذهنی و شرایط زندگی مخاطبان توجه کرد تا بتوان به طور مؤثر به ایجاد یا تحکیم رابطهای جدید میان مخاطبان و آموزههای دینی اقدام کرد.
در این راستا نویسنده معتقد است برای پذیرش و ترویج یک رفتار دینی در جامعه که آن را میتوان در قالب مناسک و آیینهای مذهبی یا شبه مذهبی عرضه کرد باید دو اصل مشروعیت و مقبولیت را رعایت کرد. وی سپس میکوشد نشان دهد که پیوند بین مردم و این مناسک باید به طور طبیعی در بطن اجرای مناسک ایجاد شود نه از طریق میانجیهای رسمی و برای تأمین این هدف میتوان از نمودار پذیرش مخاطبان استفاده کرد. البته باید توجه داشت که ابداع مناسک رسانهای مستلزم رعایت اصولی همچون استفاده از عناصر دینی دارای قابلیت فراگیری سریع، طراحی ساده (به منظور فراهم شدن امکان مشارکت عامه مردم) و… است. وظایف و نقشهای رسانه برای رسیدن به این مهم عبارتند از: میانجیگری، نهادینهسازی و استفاده از گروه نوآوران و توجه به گروه دنبالهروان.
"
ریتا کلیفتون (Rita Clifton)، رئیس شرکت مشاوره ی مدیریت اینتربرند (Interbrand)، تجارب فراوانی در تبلیغات و بازاریابی دارد.
او در این گفت وگوی کوتاه اما پرمغز، از ""تحقیقات بازار"" می گوید که چگونه می تواند در خدمت برندها باشد؛ آن هم در زمان رکود.
مجرای طنز بستر مناسبی است تا انسان کمال یافته و اهل درد و فضل، بتواند احساسات خودرا، اعم از خشم و نفرت، تاسف، رنج و قهر، ابراز کند. از این رو، زمانی که واکنشی جدی به منظور بیان احساس مقدور نباشد، «طنز» آغاز میشود.
طنز، فریادی است که دراوج انفجار به پوزخند تبدیل میشود و گریهای است که به صورت خنده بروز میکند.
طنز، بنابه تعریف با مسخرگی متفاوت است، مسخرگی تنها میخواهد بخنداند و در تحقق این هدف از هروسیلهای استفاده میکند، دراین رهگذر، گاه هدف همان وسیله و وسیله عین هدف است و این دو از لحاظ زمانی هیچ فاصلهای با یکدیگر ندارند.
سخن طنز آمیز ممکن است ایجاد خنده نکند یا تنها تبسمی برانگیزاند اما این تازه اول کار است؛ خنده در اینجا مقدمه تفکر و تنبه است حال آن که در مسخرگی ممکن است تفکر، مقدم برخنده باشد. گاه ممکن است مدتی فکر کنیم تا منظور یا مفهوم یک شوخی را دریابیم و بعد به خنده بیفتیم ولی در طنز، بعد از خنده و احیانا قهقهه تازه به فکر فرو میرویم و اگر «طنز سیاه» درکار باشد ممکن است به گریه بیفتیم، تلقی ما از یک واقعه و عکسالعمل ما در قبال آن بین خنده و گریه در نوسان است.
غلط فاحش در نوشته فردی تحصیلکرده و بازگویی آن همه را میخنداند اما کسی از گوشهای میگوید: «آقایان به خدا این خنده ندارد، بل، گریهدارد». آنگاه انسان به فکر فرو میرود که حق با اوست.
"آموزش فرایندی است که طی آن برقراری ارتباطی تعریف شده بین یاددهنده و فراگیر منجر به ارتقای دانستهها، افزایش اطلاعات، کسب مهارت و به طور کلی بروز تغییرات به نسبت ثابت در تواناییهای ذهنی و عملی یادگیرنده میشود. از این دیدگاه آموزش را میتوان نوعی ارتباط دانست، نوعی ارتباط خاص که هدف آن تنها انتقال و یا تبادل پیام نیست. در سیستم آموزش هدف وقوع یادگیری است در حالی که در یک سیستم ارتباطی هدف انتقال پیام است. به همین منظور در این نوشتار از میان اجزا و عناصر اصلی سیستم آموزشی بستر و شیوة ارائة آموزش بررسی میشود.
"