شبکه های خبری تلویزیونی، نقش ویژه ای در شکل دهی افکارعمومی و جریان سازی های سیاسی و اجتماعی در جوامع دارند و عرصه خبر، تبدیل به صحنه ای از رقابت شبکه های خبری برای جذب بیشتر مخاطبان شده است. گوینده خبر، عنصری مهم در هر شبکه خبری تلویزیونی است که در ارتباطی بی واسطه، اخبار را به مخاطبان ارائه می دهد. هدف از این پژوهش کیفی که با شیوه اسنادی و مطالعات میدانی انجام شده است، بررسی نقش و اهمیت گوینده خبر ارتباط گر در خبر تلویزیونی است؛ گوینده ای که با کمک مهارت و شاخص های ویژه خود، ارتباطی نزدیک با مخاطبان برقرار و اخبار را باورپذیرتر و با اثر اقناعی بیشتری به آنها عرضه می کند. بر اساس نتایج پژوهش، استفاده از سبک های جدید گویندگی خبر، تمایز قائل شدن بین گوینده خبر و خبرخوان از سوی شبکه های خبری تلویزیونی، مشارکت گویندگان خبر در نگارش و تهیه خبر و آشنایی گویندگان با علوم رفتاری و ارتباطات غیرکلامی، از اصولی است که گوینده خبر ارتباط گر باید در دستور کاری خویش قرار دهد.
جایگاه تلویزیون که تا پیش از این بیشترین سهم را در سبد مصرف رسانه ای مخاطبان داشت، حالا با تحولات سریع حوزه رسانه های نوین به جد در معرض تهدید است. هدف اصلی مقاله حاضر شناسایی راهکارهایی برای استفاده از ظرفیت های پهن باند در ارتقای جایگاه تلویزیون در سبد مصرف رسانه ای مخاطبان است. برای شناسایی این راهکارها با استفاده از روش دلفی کلاسیک به خبرگان حوزه علوم ارتباطات و متخصصانی که در زمینه رسانه های بر بستر پهن باند خبرگی نظری و یا تجربی داشتند، رجوع شد. 21 نفر از ایشان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش دلفی در سه دور اجرا شد که در مرحله اول از طریق روش مصاحبه عمیق و در مراحل بعدی به کمک پرسشنامه محقق ساخته اطلاعات مورد نیاز گردآوری شد. نهایتاً اعضای پنل دلفی درباره 21 راهکار که در 5 بخش «محتوایی»، «مدیریتی»، «تکنیکی»، «خط مشی گذاری» و «تجاری- اقتصادی» طبقه بندی شده بودند، به اجماع نظر رسیدند. از مهم ترین راهکارهای محتوایی شناسایی شده می توان به «تولید محتوای مختص فضای مجازی» و «تغییر در مدل خبررسانی»؛ از مهم ترین راهکارهای مدیریتی به «مخاطب شناسی بستر پهن باند» و «ارتقای سطح سواد رسانه ای کاربران»؛ از مهم ترین راهکارهای تکنیکی به «تحول در حوزه آرشیو» و «استفاده از ظرفیت بازخوردگیری برای واکاوی ویژگی های کاربران»؛ از مهم ترین راهکارهای خط مشی گذاری به «تنظیم مقررات روشن» و «تعامل بازیگران حوزه پخش فراگیر صوت و تصویر در فضای مجازی» و از مهم ترین راهکارهای تجاری- اقتصادی به «خلق ارزش افزوده برای فروش محصولات بیشتر» و «ایجاد بستر مناسب برای فروش محصولات» اشاره کرد.
عصر حاضر را عصر تصویر جهان و فرهنگ حاکم بر آن را فرهنگ تصویری می نامند. بر همین اساس، رویکرد شناخت علمی و تحقیقات دانشگاهی پیرامون پدیده های مختلف، با حرکت به سمت پژوهش های بصری، در حال تغییر است. زیرا اطلاعات بصری، توصیف را آسان، جذاب، سریع و باورپذیرتر از متون مکتوب ساخته اند. هدف این پژوهش، بررسی نقش فیلم مستند در فرهنگ تصویری معاصر- نه صرفاً به مثابه یک رشته هنری- بلکه به منزله روش پژوهش بصری در پیوند با برخی رشته های علمی در مرحله انجام و انتشار نتایج این پژوهش هاست. این پژوهش، کیفی است و با روش مرسوم مطالعات اسنادی کتابخانه ای، به توصیف و تحلیل مجموعه ای از اسناد علمی پژوهشی می پردازد که شامل اطلاعاتی درباره پدیده ها و موضوعاتی است که قصد مطالعه آنها وجود دارد. این مقاله نشان می دهد چرا و چگونه می توان از فیلم مستند برای انجام و انتشار پژوهش های بصری پیرامون موضوعات مختلف از جمله تاریخ نگاری، انسان شناسی، طبیعت شناسی و به طور کلی، جهان شناسی بصری استفاده کرد. همچنین ضرورت درک و پذیرش فیلم مستند به مثابه روش پژوهش بصری از سوی جامعه علمی، پژوهشگران و فیلم سازان مستند را یادآور می شود؛ زیرا اگر نقش و اهمیت فیلم مستند در ارتباط با فعالیت های پژوهشی، فرهنگی و اجتماعی، درک و نتایج آن تبیین شود، در آن صورت می توان برای دوران جدیدی از فعالیت های پژوهشی و فیلم سازی مستند برنامه ریزی کرد.