کیفیت حسابرسی، یکی از موضوعات با اهمیت در حوزه حسابرسی و بازار سرمایه است. به منظور شناخت مفاهیم و ابعاد مختلف کیفیت حسابرسی، مطالعات گوناگونی توسط محققان انجام شده است تا رابطه بین کیفیت حسابرسی و متغیرهای دیگر کشف شود. به هرحال، از آن جا که کیفیت حسابرسی در عمل به سختی قابل مشاهده است، تعیین چارچوبی برای مشخص نمودن کیفیت حسابرسی، موضوعی با اهمیت محسوب می گردد. لذا، پژوهش حاضر به دنبال بررسی عوامل اثر گذار بر کیفیت حسابرسی از دیدگاه حسابداران رسمی است. جامعه آماری پژوهش، کل اعضای جامعه حسابداران رسمی شاغل در حرفه ی حسابرسی است که از این میان 85 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار پژوهش نیز پرسشنامه است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که از بین عوامل ورودی، عامل های تجربه حسابرس و عوامل اجرای کار؛ از بین عوامل خروجی، وجود کنترل های داخلی و از بین عوامل محیطی، وجود حاکمیت شرکتی، بیشترین اثر را بر افزایش کیفیت حسابرسی داشته اند. همچنین نتایج نشان داد که از دیدگاه حسابداران رسمی، انجام حسابرسی مالیاتی منجر به کاهش کیفیت حسابرسی مالی خواهد شد.
مطابق تفسیر رایج در تحلیل های بنیادی، افزایش نسبت هزینه های عملیاتی به فروش، ناکارآیی مدیریت در کنترل هزینه ها را نشان می دهد و به نوعی نشانة منفی سودآوری آینده تفسیر می شود. با چنین تفسیری، جنبه های مهمی از رفتار هزینه های عملیاتی نادیده گرفته می شود، زیرا ثابت بودن و چسبندگی هزینه ها می تواند موجب افزایش نسبت هزینه های عملیاتی به فروش در دوره کاهش فروش شودکه در این صورت، حاوی اطلاعات مثبتی درباره انتظارات مدیریت از سودآوری آینده است. در این تحقیق، تأثیر رفتار هزینه بر ارتباط بین نسبت هزینه های عملیاتی و سودآوری آینده در نمونه های متشکل از 137 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1380 تا 1389 بررسی شد که نتایج آن نشان می دهد در دوره های افزایش فروش، سودهای آینده با تغییرات نسبت هزینه های عملیاتی رابطه منفی دارد. اما برخلاف تفسیر سنتی در دوره کاهش فروش، افزایش نسبت هزینه های عملیاتی موجب افزایش سود عملیاتی آینده می شود و هرچه نسبت هزینه های عملیاتی به فروش بزرگ تر باشد، ارتباط مثبت بین نسبت هزینه های عملیاتی و سود عملیاتی آینده در دوره های کاهش فروش قوی تر می شود. همچنین، با حذف اثر رفتار هزینه، افزایش نسبت هزینه های عملیاتی هم در دوره های افزایش فروش و هم در دوره های کاهش فروش، موجب افزایش سود عملیاتی آینده می شود.
در بخش عمومی به دلیل ماهیت رابطه غیر داوطلبانه بین فراهم کنندگان منابع مالی و مصرف کنندگان منابع مالی، مسئولیت پاسخگویی از اهمیت زیادی برخوردار است. در چنین واحدهایی، وجود تشکیلاتی مانند کمیته حسابرسی می تواند با بهبود جریان گزارشگری مالی و ساختار کنترل داخلی هیات مدیره، واحدهای مزبور را در ایفای مسئولیت پاسخگویی یاری کند...
انتظار استفاده کنندگان از گرایش های حسابرسان، مستقل از تلقی حسابرسان از وظایف خود""، به عنوان فاصله انتظاراتی بین حسابرسان و استفاده کنندگان از صورت های مالی بیان شده است. عوامل متعددی در شکل گیری فاصله انتظاراتی مذکور دخیل می باشند. در پژوهش حاضر اثر برخی از این عوامل، شامل دوگانگی بین استانداردهای حسابداری و قوانین و مقررات و همچنین ارائه خدمات جانبی توسط حسابرسان در ایران مورد بررسی قرار گرفته است. برای گردآوری داده های این پژوهش از پرسشنامه با مقیاس طیف لیکرت و برای ارزیابی فرضیه ها از آزمون های t استیودنت، یومن ویتنی و کولموگروف-اسمیرنوف استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش متشکل از دو گروه، استفاده کنندگان صورت های مالی شامل سرمایه گذاران و گروه حسابرسان عضو جامعه حسابداران رسمی می باشد. نتایج حاصله نشان داد که بین دیدگاه حسابرسان و استفاده کنندگان از صورت های مالی به دلیل وجود دوگانگی بین استانداردهای حسابداری و قوانین و مقررات کشور و ارائه خدمات جانبی به صاحبکار توسط مؤسسات حسابرسی فاصله انتظاراتی وجود دارد. همچنین در بررسی دیدگاه های پرسش شوندگان ، نتایج پزوهش نشان می دهد که بین دیدگاه حسابرسان و استفاده کنندگان(بین گروهی) تفاوت معنی داری وجود داشته و بین دیدگاه های استفاده-کنندگان(درون گروه) تفاوتی وجود ندارد.
این مطالعه به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه نگرش حسابرسان نسبت به بازاریابی و اهمیت این حرفه برای آن ها می تواند بر ایجاد تعادل میان فعالیت های حسابرسی و بازاریابی مؤثر باشد. هدف این مطالعه بررسی تأثیر تغییر محیط کار حسابرسان بر رابطه میان دو حرفه حسابرسی و بازاریابی است. بررسی ها نشان می دهد حسابرسانی که نگرش مثبتی به بازاریابی دارند، زمان بیشتری را در مقایسه با حسابرسانی که نگرش مثبت کمتری دارند صرف فعالیت های بازاریابی می کنند. به علاوه حسابرسانی که فعالیت های بازاریابی را مهم می دانند، زمان قابل توجهی را صرف فعالیت های بازاریابی می کنند. بررسی ها نشان می دهند که فاصله نظری میان حرفه حسابرسی و حرفه بازاریابی در عمل همانند گذشته وجود ندارد.
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر مدیریت اخلاقی، عملکرد حسابرسی داخلی و گرایش های اخلاقیبر تصمیم گزارشگری مالی است. جامعة آماری این پژوهش، حسابداران شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار مستقر در استان فارس و حسابداران شرکت های فعال در شهرک صنعتی شیراز است و بین این دو گروه مقایسه صورت گرفته است. از تعداد 21 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که دفتر آن ها در استان فارس مستقر بوده است، تعداد 167 پرسش نامه جمع آوری شده، و در گروه دوم تعداد 255 پرسش نامه جمع آوری و تحلیل گردیده است. در تحقیق حاضر، از روش توصیفی- پیمایشی استفاده شده است و جهت تحلیل داده ها، از آزمون های تحلیل کوواریانس، واریماکس و تست سوبل استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مدیریت اخلاقی و عملکرد حسابرسی داخلی با هم تعامل دارند و بر انجام عمل غیراخلاقی تأثیر می گذارند. به طور خاص، یافته ها نشان می دهد احتمال این که حسابدار، در شرایط وجود مدیریت اخلاقی ضعیف و عملکرد حسابرسی داخلی قوی در مقایسه با شرایط دیگر، یک عمل غیراخلاقی انجام دهد، کمتر است. در مجموع، نتایج حاکی از آن است که گرایش های اخلاقی افراد بر تصمیم های گزارشگری مالی اخلاقی توسط آنان و جلوگیری از اعمال غیراخلاقی، مؤثر است.
هدف این پژوهش شناسایی سوگیری های روانشناختی فردی است که می تواند بر اعمال تردید حرفه ای توسط حسابرس تأثیرگذار باشد. شناسایی این سوگیری ها می تواند به حسابرسان کمک کند توانایی های خود برای اعمال تردید حرفه ای در فرایند قضاوت حرفه ای را با بکارگیری یک فرایند تصمیم گیری موثر بهبود بخشند. بدین منظور تأثیر سه سوگیری روانشناختی فردی اطمینان بیش از اندازه، نقطه اتکا و در دسترس بودن بر تردید حرفه ای حسابرس از طریق 350 پرسشنامه ای که در بین حسابرسان شاغل در سازمان حسابرسی و موسسات حسابرسی خصوصی توزیع شد، مورد بررسی قرار گرفت. از پرسشنامه های توزیع شده 158 پرسشنامه بطور کامل پاسخ داده شده بود و مورد استفاده قرار گرفت. نتایج حاصل از پرسشنامه ها با استفاده از روش آماری جداول توافقی تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصل از بررسی ها نشان داد که هر سه سوگیری مورد بررسی بر تردید حرفه ای حسابرسان تأثیر منفی دارند و وجود این سوگیری ها توانایی حسابرسان برای اعمال سطح مناسبی از تردید حرفه ای در فرایند حسابرسی را کاهش می دهند
وجود اطلاعات مالی در خور اعتماد، لازمه بقای جامعه امروزی است و تصمیم گیریهای اقتصادی به اطلاعات قابل اعتماد و اتکا نیاز دارد و نقش حسابرس، اعتبار دهی به صورتهای مالی است که باعث حصول اطمینان از مطلوبیت در ارائه قابلیت اعتماد صورتهای مالی می شود. هدف اصلی تحقیق حاضر، بررسی و نتیجه گیری از فعالیتهای حرفه حسابرسی در ایران در اعتباردهی به صورتهای مالی می باشد و در این راستا، انعکاس آن بر رفتار گروهی سهامداران بررسی شده است.....