نفس اماره با گرایش به خواسته های نفسانی، در تعارض با فطرت الهی آرامش خود را به چالش می کشاند. قناعت و پرهیز از زیاده خواهی از جمله عواملی است که انسان را از صفات رذیله ای چون حرص و طمع، دروغ، خودخواهی و دلبستگی به امور مادی مبرّا ساخته و زندگی توأم با آرامش روان را به ارمغان می آورد. در این نوشتار با استفاده از روش کتابخانه ای و استنادی، تحلیلی ابتدا عامل «قناعت» ونیز نقطه مقابل آن «حرص» را مورد تحقیق قرار داده و سپس همبستگی قناعت و آرامش روانی را بر مبنای سخنان امام علی (ع) در نهج البلاغه و اصول روان شناسی به بحث گذاشته و بر این اساس همبستگی وثیق عامل اخلاقی قناعت و نیل به آرامش روانی اثبات شده است.
ابوالجارود یکی از شخصیت های اصلی زیدیه و نیز راوی کتابها و روایات مهمی از صادقین -علیهما السلام- است که رجال شناسان و بزرگان امامیه همواره به او توجه کرده اند. از یک سو رجال شناسان امامی و سنّی او را تضعیف کرده اند و از سوی دیگر او راوی روایات زیاد و گاه مهمی در منابع امامی است. شناخت چگونگی راه یافتن احادیث وی و نیز موضوع و محتوای روایاتی که از او در منابع حدیثی امامیه نقل شده است، با بررسی طرق کتاب های ابوالجارود و ناقلان وی میسر است. این بررسی ها نشان می دهد گاهی آوازه و سرشناسی ابوالجارود سبب شده برخی روایات غالیانه یا جانبدارانه امامی بدو نسبت داده شود. ابن عقده و شاگردانش تفسیر ابوالجارود را که از مهم ترین منابع تفسیری و متقدم امامی است، به منابع امامی وارد کردند و در مواردی برداشت های زیدی از تفسیر آیات قرآن ارائه می دهند که نمونه های آن را در تفسیر قمی می توان دید.
یکی از مهم ترین عوامل تشکیک خاورشناسان در وثاقت متون روایی نقل شفاهی حدیث و مخالفت گسترده با کتابت حدیث، به مدت بیش از یک قرن، بوده است. تا دهه هفتاد قرن بیستم، طرفین اصلی بحث و مناقشه درباره ماهیت منابع جوامع روایی اولیه گلدتسیهر و سزگین بودند که اولی بر شفاهی بودن و دومی بر مکتوب بودن این منابع تأکید می کردند. گرگور شوئلر از سالهای میانی دهه هشتاد قرن بیستم تا کنون، در مطالعات متعدد سعی کرده است از تضاد میان این دو دیدگاه بکاهد. نظریه او درباره «پیوند و همراهی نقل شفاهی و مکتوب در نظام آموزش اسلامی» به بسیاری از مناقشات پایان می دهد. مهم ترین مؤلفه های این نظریه عبارتند از: توجه به ویژگی های نظام آموزش و یادگیری در نخستین سده های اسلامی، تمایز میان درس نوشته ها و کتاب های واقعی، چگونگی نشر آثار و نقش راویان در این روند، تمایز میان نقل مسموع و نقل شفاهی، تمایز میان مسئله وثاقت و مکتوب بودن منابع، تبیین شباهت ها، تفاوت ها و تأثیر نظام های مختلف آموزشی بر یکدیگر، بررسی تأثیر شیوه های عالمان حدیث بر سایر حوزه های علوم، تمایز میان شیوه های گوناگون نشر اسناد، نامه ها، اشعار و تعالیم دینی.
ظاهر آیات قرآن از آفرینش شش روزه آسمان ها و زمین سخن می گویند اما علم جدید روند شکل گیری اجرام آسمانی و زمین را در بازه های زمانی طولانی مدّت دانسته و شکل گیری جهان را در مدّت زمانی معادل چند روز معدود نمی پذیرد. بدینسان بسیاری از قرآن پژوهان معاصر، از فهم ظاهرگرایانه و مشهور مفسران کهن - مبنی بر آفرینش آسمان ها و زمین در مدت زمانی معادل شش روز متعارف - عدول کرده و تعبیر «ستّه ایّام» را به شش دوران و مرحله تأویل نموده اند. در این میان، این راهکار هم در خور نظر است که در فضای علم نمی توان برای توضیح پدیده های طبیعی به امری خارج از طبیعت ارجاع داد و مداخله یک نیروی غیبی برتر، قابل پیش بینی و محاسبه نیست در حالی که بنیان بیان قرآن بر حضور و مداخله بی قید و شرط یک نیروی غیبی برتر و متعالی نهاده شده است. بدینسان چون نظرگاه دینی، به پیش فرض های بسته علم محدود و مقیّد نیست، به نتایج محاسبات علمی هم لزوماًٌ مقیّد و ملزم نخواهد بود و می تواند بر آن شود که در این زمینه نیروهایی فرا حسّی دخالت نموده اند. با این همه در عصر کنونی، دانش تجربی محترم تر و معتبرتر از آن است که با چنین تحلیلی بتوان نتایج و داده های آن را نادیده گرفت و در واقع چنین نگاهی، بر تصوّر تقابل قرآن و علم، مهر تصدیق و تثبیت می زند. در نتیجه اگر قرار بر اختیار یک قول افتد، تأویل «سته ایام» به شش زمان و دوران، یگانه قول تعیّن یافته و مرجّح جلوه می کند.
«طبیعت» در فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی، از اساسی ترین منابع شناخت محسوب می شود که می توان به وسیله ابزار شناخت همچون حواس، عقل و قلب، عالی ترین مراتب شناخت یا معرفت را به دست آورد. بر این اساس، «طبیعت شناسی» یکی از مهم ترین مباحث، در کنار مباحثی همچون خداشناسی، انسان شناسی، دنیاشناسی و مرگ شناسی است که می توان از آن در موضوعات تربیتی بهره فراوان برد.
هدف این مقاله استخراج و تبیین برخی از مهم ترین ویژگی های «طبیعت» از متن قرآن کریم و نهج البلاغه، به عنوان «مبانی تعلیم و تربیت» است. بدین منظور از روش توصیفی تحلیلی در قالب پژوهشی نظری با مبانی کتابخانه ای استفاده شده است.
نتایج تحقیق نشان می دهد که می توان ویژگی هایی نظیر نظام بودن طبیعت، هدفدار، برنامه ریزی شده و منظم بودن طبیعت، زیبا بودن و آیت الهی بودن طبیعت، را به عنوان مبانی تعلیم و تربیت از قرآن و نهج البلاغه استخراج نمود.
اعتقاد به ظهور منجی که در هندسه معرفتی مسلمانان از آن به «مهدی» یاد می شود از باورهای مشترک میان ادیان آسمانی است. پیشوایان حقیقی دین مبین اسلام از زمان صدر اسلام به تبیین مسئله مهدویت پرداخته و بدین ترتیب، کمک شایانی به شیعیان در دوران غیبت امام عصر علیه السلام کرده اند.
این نوشتار بر آن است تا مسئله مهدویت را با روش نقلی و تا تمرکز بر سخنان امام صادق علیه السلام واکاوی کرده، در اختیار شیعیان و رهروان مکتب تشیع قرار دهد. بر اساس مهم ترین یافته های این تحقیق، دوران امام صادق علیه السلام به دلیل ویژگی های خاص تاریخی مجال بیشتری برای تبیین این مسئله فراهم نموده است، تا آنجا که جزئی ترین مسائل مربوط به مهدویت در این دوران بیان شده، وظایف منتظران در عصر غیبت، حوادث آخرالزمان، اتفاقات قیام تا استقرار حکومت و... نیز از تبیین آن حضرت دور نمانده است.
آن گاه که سخن از مهار نفس به میان می آید ذهن بسیاری از انسان ها به سوی تهذیب نفس و سیر و سلوک عرفانی و دشواری های پیش روی آن می رود و چنین تصور می شود که موضوع کنترل نفس امری است بسیار دشوار و نیازمند استاد و مرشد، و بنابراین، خارج از توان افراد عادی. مقاله به دنبال تبیین مفهوم و اهمیت و سپس راه کار مهار نفس از طریق مهار فکر، قلب و جوارح است. موضوع کنترل نفس با وجود دشوار بودنش، در سه حوزة مزبور دست یافتنی است، گرچه به نظر می رسد در مرتبة عالی آن، بهره مندی از راه نمایی های پیری مرشد اجتناب ناپذیر خواهد بود.
بحث حقوق و تکالیف از مباحث بنیادی در همه مکاتب بوده و نوع دیدگاه در این خصوص موجب تفاوت و مرزبندی مکاتب گردیده است. با مطالعه نهج البلاغه معلوم می گردد که علی (ع) این موضوع را با یک تئوری منحصر به فرد نه تنها در زندگی فردی خود بلکه در فرایند حکومت 5 ساله خود و براساس قرآن کریم در نظر گرفته و اجرا کرد. بحث حق و تکلیف بعد از رنسانس و بر اساس انسان محوری ارائه شده در حالی که علی(ع) آن را با محوریت خداوند تبارک و تعالی مطرح نموده و آب نمک اساس به تنظیم روابط بین افراد و بین افراد و حکومت می پردازد. در این مقاله به طور مختصر و با نگاهی نو موضوع حق و تکلیف از دیدگاه علی(ع) مورد بررسی قرار می گیرد.
کتب اربعه در میان کتب حدیثى شیعه به جهت قدمت، شمول روایات و اعتبار مؤلّفان جایگاه ویژه اى دارند و در این میان کتاب کافى از اعتبار خاصّى برخوردار است و محدّثان و فقیهان در موضوع میزان اعتبار روایات کافى در ضمن آثار خود بحثهایى مطرح و یا به صورت مستقل، کتابهایى را در این موضوع تألیف کرده اند.
علّامه نمازى شاهرودى کتاب الأعلام الهادیة الرفیعة فى اعتبار کتب الأربعة را در اثبات موثوق الصدور بودن تمام روایات کتب اربعه و صحت روایات آنها تألیف کرد. علّامه نمازى شاهرودى دلایل اعتبار روایات کافى را چنین مى شمارد: برگرفته شدن از اصول اربعمأة ـ موجود بودن تمام اصول حدیثى در زمان کلینى ـ شهادت مؤلّف بر صحت احادیث در خطبه کتاب ـ دستور امامان به پذیرش روایات ثقات ـ ستایش کافى از سوى عالمان شیعه.
یکی از ویژگیهای مهم این کار پژوهشی تلاش برای فراهم آوردن پژوهشی منظم در زمینه تربیت سیاسی و منبع قرار دادن نهج البلاغه به عنوان یکی از غنی ترین منابع در حوزه معارف سیاسی و اسلامی شیعه است. مسئله اصلی پژوهش، استخراج و تدوین اهداف، اصول و روشهای تربیت سیاسی بر مبنای نهج البلاغه است.
این تحقیق، جنبه نظری دارد و روش پژوهشی آن، توصیفی ـ تحلیلی و روش جمع آوری اطلاعات، کتـابخانه ای است. مهمترین اهداف تربیت سیاسی بر مبنای نهج البلاغه عبارت است از: رساندن انسان به آزاد اندیشی، ایجاد امنیت و صلح، پرورش روح عدالت خواهی و توسعه آموزش و پرورش.
مهمترین اصول تربیت سیاسی بر مبنای نهج البلاغه، عبارت است از: صداقت، مسئولیت سیاسی، شایسته سالاری، حق مداری، وفای به عهد، مدارا، ظلم ستیزی و وحدت
مهمترین روشهای تربیت سیاسی بر مبنای نهج البلاغه عبارت است از: گفتگو و همنشینی با عالمان، محبت، تشویق و تنبیه، نظارت و امانتداری.
در میان منابع و کتابهای سیرة نبوی به اثری برمی خوریم که نام آن و نام مؤلف آن شناخته شده نیست: «المستقصی» نگاشتة ابوالکرم عبدالسلام محمد بن حسن بن علی الحجی الفردوسی الاندرسفانی در نیمة دوم قرن ششم هجری قمری. این اثر به زبان عربی است و ظاهراً نسخهای خطی از آن در دست نیست و تلاشهای نگارندة این مقاله نیز در دستیابی به نسخة اصلی یا نسخه بدلهای سدههای ششم، هفتم و هشتم هجری تاکنون به نتیجه نرسیده است.
تنها منبع شناسایی این اثر، ترجمة ارزشمند آن به زبان فارسی است با عنوان «مقصد الاقصی فی ترجمه المستقصی» از حسین بن حسن خوارزمی عالم و عارف قرن نهم هجری. از مطالب این کتاب (که بخشی از آن توسط نگارندة این سطور تصحیح شده است) با محتوای المستقصی و شناخت نسبی مؤلف آن که اطلاعات جامعی از او در دست نیست، آشنا می شویم. با توجه به قدمت المستقصی و جامع حدیث بودن مؤلف آن، شناخت این کتاب ضروری به نظر می رسد.
در این مقاله برای آشنایی خوانندگان با موضوع کتاب المستقصی، ابواب و سرفصلهای آن در ذکر حوادث تاریخی اسلام مطرح گردیده و به منابع مؤلف به صورت اجمالی اشاره شده است. دربارة شیوة ترجمة این اثر نیز مطالبی ارائه شده است.
امام علی(ع) بر لزوم مرگ آگاهی و توجه به مرگ تأکید می ورزد و می کوشد تا انسان ها را از طریق شناخت درست حقیقت مرگ به شناخت خود و به تبع آن، به فهم معنای زندگی رهنمون سازد. به تعبیری، مرگ بخشی از زندگی انسان است و هرگونه فهم نادرست از آن، فهم انسان از خویشتن را تحت تأثیر قرار می دهد؛ در چنین حالتی فرد نمی تواند تلقی درستی از زندگی داشته باشد تا به معناداری یا بی معنایی آن پی ببرد. بنابراین یاد مرگ و توجه مستمر به آن و الهام از سیره و گفتار اهل ذکر، طریقی است که عمل به مقتضای آن انسان را قبل از مواجهه با مرگ، با مرگ و حیات جاوید پس از آن آشنا می سازد. این دریافت درست از مرگ به فهم معناداری زندگی می انجامد.
چکیده: على اکبر غفارى یکى از پیشگامان تصحیح و نشر آثار اسلامى در دوره معاصر است. او علاوه بر تصحیح اشتباهات ناسخان و کاتبان، به مشکلات متون حدیثى نیز توجّه کرده و به نقد سندى و متنى آنها نیز پرداخته است. در این مقاله، جایگاه نقد حدیث در دیدگاه وى به همراه معیارهاى آن مشخص گردیده و در نهایت او را حدیث پژوهى متن گرا دانسته است. به این معنا که وى در نقد احادیث به هر دو شیوه نقد متن و سند توجّه کرده است، با این تفاوت که ملاک و مبناى اعتبار آنها را متن دانسته و سند را شاهدى بر تقویت یا تضعیف آن قرار داده است.
حدیث «باب» یا حدیث «مدینة العلم»، به نقل از رسول خدا 9 در شأن امیرمومنان امام على 7، با طُرق گوناگون و سندهاى صحیح و حَسَن در منابع اهل سنّت وارد شده است. این حدیث، جایگاه والا و گستره مرجعیت علمى آن حضرت را نشان مى دهد.
ابن تیمیه، با تکیه بر نظر ابن جوزى، به تکذیب سند و توجیه متن حدیث «باب» پرداخته است. بررسى سیره ابن تیمیه در برخورد با فضایل اهل بیت رسول 9، نشان داده که وى با اعتماد به استدلالهاى نااستوار، نسبت به فضیلت سوزى و مرجعیت زدایى از اهل بیت : و فضیلت سازى و مرجعیت نمایى براى دیگران همّت گمارده است.
سخنان ابن تیمیه، به دلیل ناسازگارى با مسلّمات تاریخى و منابع اهل سنّت، پذیرفتنى نیست و قابل نقد است.