خبر واحد دارای کاربرد فراوانی در حوزه علوم اسلامی است. این مقاله با هدف تبیین حجیت خبر واحد و سازوکار به کارگیری آن در حوزه اخلاق، ابتدا به تعریف خبر واحد و اقسام آن پرداخته و در ادامه، به موارد کاربرد خبر واحد در فقه، با توجه به مبانی مختلف پرداخته است. سپس حدود کاربرد حجیت خبر واحد در حوزه علوم اخلاقی و تربیتی تحلیل شده است. بر این اساس، اگر خبر واحد را بر مبنای موثوق الصدور بودن معتبر بدانیم، در مقام استنباط گزاره های اخلاقی و تربیتی، دامنه کاربرد وسیعی دارد، و در گزاره های توصیفی و دستوری هم، کاربرد خواهد داشت.
در این تحقیق اهمیت حجاب از دیدگاه اسلام و نیز سازوکارهایی که اسلام برای عینیت بخشیدن به آن منظور کرده است موردتحلیل واقع شده و عوامل مؤثر بر بدحجابی دانشجویان دختر دانشگاه شهید باهنر کرمان مورد بررسی قرار گرفته است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای دوقسمتی شامل 64 سؤال بود که این پرسشنامه به تعداد 400 دانشجو داده شد که 200 تای آنها دانشجویان دختر بدحجاب و 200 تای دیگر دانشجویان دختر با حجاب بودند و با روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند.
در تحقیق حاضر از روش تحقیق علی - مقایسه ای استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق از آمار توصیفی شامل نمودار ستونی، میانه، میانگین، نما، .... و آمار استنباطی شامل آزمون T، کای دو، من ویتنی استفاده گردیده است.
نتایج تحقیق نشان می دهد که:
وضعیت دینی دانشجویان در بدحجابی آنان مؤثر است.
وضعیت روانی دانشجویان در بدحجابی آنان مؤثر نیست.
خصوصیات شخصی شامل رشته تحصیلی، تعداد واحد گذرانده، سن، معدل دیپلم و... تأثیری در بدحجابی دانشجویان ندارند، به جز متغیرهای علاقه مندی به رشته، اهمیت دادن به مدگرایی و میزان در تضاد دیدن پوشش زن با تلاش های اجتماعی، که این سه متغیر در بدحجابی تأثیر دارند.
نگرش های سیاسی در بدحجابی تأثیرگذارند.
وضعیت جسمانی در بدحجابی مؤثر نیست.
وضعیت اقتصادی و خانوادگی شامل متغیرهای متفاوتی بوده که بعضی از آنها ازجمله تعداد کل افراد خانواده و وضعیت اقتصادی خانواده بر بدحجابی دانشجویان تأثیر ندارند و متغیرهای اختلاف بین والدین، مدرک تحصیلی پدر و مادر، وضعیت اعتقادی والدین در بدحجابی دانشجویان مؤثر می باشد.
خصوصیات دوستان در بدحجابی دانشجویان مؤثر نمی باشد.
در این پژوهش که با راهبرد کیفی به صورت کتابخانه ای و با روش توصیفی و تحلیلی انجام شده، نخست سیر تاریخی سه مفهوم عقل، دین و علم در چهار دوره قبل از قرون وسطی، دوره میانه، دوره مدرنیسم و پست مدرنیسم بررسی شده است؛ سپس تأثیرات، ملاحظات و مداخلات تربیتی این سه ابر مفهوم در حوزه گسترده معنویت مورد مداقه قرار گرفته و با تأکید بر انسانشناسی پست مدرنی به وضعیت تربیت معنوی در عصر حاضر پرداخته شده است. نتایج تحقیق حاکی است رویارویی انسان پست مدرن با مقوله معنویت فارغ از اتصال و اتکای معرفتی و وجودی به این مفاهیم است؛ زیرا انسانشناسی پست مدرنی ماهیتی را برای انسان درنظر می گیرد که طبق آن غایت و روش معنویت نیز همچون ذات انسانی ماهیت سیال دارد و تناقض پذیر است.
در این پژوهش، به الگوبرداری از اصول و شیوه های برخورد قرآنبا انحراف های اخلاقی پرداخته شده است تا بتوان بر اساس آن به شیوة متفاوت و اثربخش از دیگر شیوه های کنش متقابل با ناهنجاری های بعضاً شدید اخلاقی دست یافت؛ چراکه قرآنبا جامعیت و فراشمولی خواندن خویش، در همة عصرها قابلیت ارائه الگوهای مناسب اخلاقی و اجرایی شدن آن ها را تضمین کرده است. قرآن کریمبا بیان این اصول و شیوه های اجرای آن در قالب قصص و برخوردهای انبیا با انحرافات اخلاقی، به انسان می آموزد تا با استفاده از این ابزار در راستای ایجاد صفات اخلاقی مطلوب و محو کردن انحرافات و ناهنجاری ها تلاش کند. این موضوع در دورة جوانی که به دلیل هیجانات و نبودِ ثبات کامل شخصیت، لغزش ها فراوان است، بیشتر احساس می شود. اصولی چون اصل تکریم شخصیت، اصل تذکر، اصل بهنگامی، با شیوه هایی چون گفتار نیک، رعایت ادب، استفاده از استدلال، عبرت آموزی، موعظة حسنه، تمثیل، مقایسه، صراحت، تغافل و تجاهل، تساهل و تسامح، انذار و تبشیر، در این نوشتار بررسی شده است.