یکی از اقدامات عجیب ابومسلم خراسانی، نابودی داعیان سرشناس و قدیمی عباسی همچون ابوسلمه خلال، سلیمان بن کثیر، ولاهزبن قریظ بود. ابومسلم خراسانی خود صاحب دعوت نامیده می شد. وی در زمان آشکار شدن قیام عباسیان در خراسان، ریاست آن را بر عهده داشت. وی از هوشی فوق العاده برخوردار بود و اقداماتش را با برنامه های حساب شده انجام می داد. این مقاله بر آن است که برنامه ها، انگیزه ها و اهداف ابومسلم خراسانی را از نابودی داعیانی که از خودش سابقة بیشتری در دعوت و نهضت عباسی داشتند، تحلیل و تبیین نماید. برده بودن ابومسلم خراسانی در دوران نوجوانی و خریده شدن وی توسط داعیان و تقدیم نمودن او به امام عباسی، موجب شده بود تا داعیان کهنه کار عباسی، حتی در دوران اوج عظمت و شهرت ابومسلم، وی را مهم ندانند. این مسئله موجب کینة ابومسلم و نابودی آنان توسط وی در زمان عزت و اقتدار سردار سیاه جامگان گردید.
این مقاله با بررسى زمینه هاى تاریخى، سیاسى، اجتماعى، فرهنگى و ادبىِ شعر حماسى ـ آیینى عاشورایى، دوره شکل گیرى و تحول آغازین و ساختار آن را تبیین مى کند و ارزش هاى دینى نهفته در قیام کربلا، همچون استمرار غدیر و ولایت، تولى و تبرى، جهاد و شهادت و انتظار را منعکس مى سازد. در ادامه، شیوه هاى تبلیغ و ترویج آرمان هاى انسانى و اسلامى همانند ظلم ستیزى و عدالت محورى و اندیشه هاى انقلابى تشیع را مطرح مى نماید. مقاله حاضر، در موضوعات یادشده، نمونه هاى تامل برانگیز و آموزنده را از گستره ادبیات عربى ارائه مى دهد و در پایان به بررسى پیامدهاى ارزشى و ادبى این شعر مى پردازد.
پژوهش پیرامون حیات علمی اندیشمندان امامی مقیم، نزیل یا مجاور بیت الله، آثار مکتوب و غیرمکتوب ایشان در مکه جلب توجه می نماید. تألیف و استنساخ کتاب، تجدید بنای کعبه، اجازه های فقهی و روایی، مقابله، تصحیح و قرائت بسیاری از کتاب های فقهی و حدیثی امامیه در مکه و جلسات و محافل علمی ایشان که مشتاقان فراگیری علوم اهل بیت^ را به مکه می کشانده، عمق حضور عالمان مکتب اهل بیت^ در این شهر را روشن خواهد نمود. قرن یازدهم شاهد بیشترین حضور علمی و عملی عالمان امامی در مکه است. برخی از این اندیشمندان در مکه جایگاه رفیعی داشته اند تا جایی که کتاب هایی که توسط مخالفان در گذشته و حال پیرامون اعلام مکی نوشته شده از ایشان نام برده اند.
یکی از رویکردهایی که در مورد نقش امام علی× در انتشار علم و سنت نبوی می توان درنظر گرفت این است که اساساً رشد علمی در بلاد اسلامی در سده اول چگونه صورت گرفت و انتقال علم به این بلاد و امصار با چه فرایند و مکانیسمی تحقق یافته است؟ چه کسانی در این انتقال علوم مؤثر بوده اند و ایشان در علم خود با علی× چه ارتباطی داشته اند؟ ادعا این است که سوق دادن مسلمانان به سمت توجه جدی به علم و دانش (نه فقط علم دین) و شکل گیری این روند در جامعه تازه تشکیل یافته اسلامی در این دوره در بلاد به علی× منسوب است. برای اثبات این موضوع علاوه بر اقدامات مستقیم آن حضرت در کوفه و یمن، به نقش برخی شاگردان مستقیم ایشان مانند مانند ابن عباس و ابن مسعود و حسن بصری در مناطقی مانند مکه و بصره و کوفه توجه و روشن شده که پایه گذاری دانش در این سرزمین ها در سده اول به واسطه فعالیت علمی ایشان بوده است.