ترجمه متون از جمله فنونى است که در تحقیقات تاریخى کاربرد فراوانى دارد از این رو، هر گونه اشتباه در برگردان الفاظ، عبارتها و مفاهیم موجب گمراهى پژوهشگر تاریخ و بروز اشتباهاتى در نتایج تحقیقات مىگردد. بر این اساس، لازم است تا کار ترجمه به دست خبرگان این فن یا متخصصان تاریخ سپرده شود و بایسته است که مترجمان در کار خود، نهایت دقت و بهرهگیرى از منابع اطلاعاتى را در زمینه متن مورد نظرشان صرف نمایند.
متأسفانه مشاهده مىشود که در شمار قابل توجهى از متون ترجمه شده از زبانهاى اروپایى در زمینه تاریخ و تمدن اسلامى، اشتباهات ترجمهاى چشمگیرى وجود دارد که ناشى از عوامل گوناگون، بهویژه عدم تخصص مترجمان در این متنهاست و بیشتر این خطاها در حوزه اسامى خاص (افراد، اماکن و اصطلاحات) و تبدیل تاریخهاى هجرى به میلادى و برعکس بروز مىیابند.
علما توانستند با بسط فرهنگ تشیّع، نوعی بیداری خاص در مردم ایران به وجود آورند و برای بسط این فرهنگ، از عنصر «سیاست» و «حکومت» به خوبی استفاده کردند. آنان ابتدا با نفوذ در دربار شاهان مغول و سپس همکاری با دستگاه سلاطین صفوی، توانستند فرهنگ تشیّع را در بین عامه مردم ایران بسط دهند. اما در عین حال، اولاً، هرگز به این سلاطین مشروعیت ندادند، ثانیا، هیچگاه در دستگاه سلاطین ذوب نشدند، بلکه همواره فاصله معنوی خود را با آنها حفظ میکردند و این بر جذّابیت آنها میافزود. نتیجه آن شد که با بسط فرهنگ تشیّع، فرهنگهای محلّی و قومی در تحت فرهنگ اصلی، که همان فرهنگ مذهبی تشیّع است، دارای یک هویّت مشخص ملّی گشتند و نتیجه این تکامل در مردم ایران بسط نظری و عملی نظریه «ولایت فقیه» بود که در مشروطه شکل نازل و اجمالی آن اتفاق افتاد و شکل کامل و تفصیلی آن در انقلاب اسلامی رخ نمود.