ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۴۱ تا ۱٬۹۶۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۱۹۴۱.

هوية الآخر في رواية الركض وراء الذئاب لعلي بدر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۶
الهویهُ من أهمِّ اهتمامات المهاجرین بعدَ أن بدأوا العیشَ فی مکان وفضاء جدیدین. الهویهُ هی ظاهرهٌ تنشأ فی سیاقِ العلاقات الاجتماعیهِ ومن خِلال خَلق حُدود بینَ الداخلِ و الخارجِ والاختلافات الثَقافیه بین البلدین تسبّبُ صِراعاتٍ ثقافیه. فی الهجره للعلاقه الثقافیه وهویه الأسره أشکال مختلفه. الأدب الروائی المعاصر یتناول بمسأله المهاجرین وهویتهم. وأنّ الهویه تشکل المحور المرکزی فی روایه «الرکض وراء الذئاب» لعلی بدر. تسعی هذه الدراسه بناءً علی نظریه هویه هومی بابا بالمنهجِ وصفی-تحلیلی، إلی أن تکشف عن أهمّیه الهویّه وملامحها وتحدّیاتها من الاستلاب والاسترداد و بین المسائل الهامّه المحیطه بشخصیه البطل فی هذه الروایه وتصوّر تَحدیدَ هویهِ المهاجرین و إمکانیه التعّرف علیهم وإبراز قضیه الأنا والآخر.علی بدر یُعبّرُ عن أزمه هویه من خلال الشخصیه الرئیسیه للروایه (جورج بارکر) فی مواجهه ظاهره الاغتراب والهجره والعوامل البیئیه والثقافیه وتوتّرات الهُویه. فالشخصیه الرئیسیه فی هذه الروایه تصل إلی حافّه السقوط والإنهیار إثر الهجره و تسعی لاقتراح معنی جدید لهویتها، فهویته تربط الماضی مع الحاضر باستعانه الذاکره، رغم أنّه فی بدایه إقامته فی أمریکا کان یسعی أن ینسی ماضیه و فی النهایه یبحث عن أصالتها وهویتها المفقوده فی الامریکا
۱۹۴۲.

واکاوی عناصر مثلث عشق استرنبرگ در طوق الحمامة ابن حزم اندلسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۲۷
بسیارند کسانی که در باب عشق سخن رانده اند ولی از اولین کسانی که بدان پرداخته است، ابن حزم، ادیب، فقیه و فیلسوف اندلسی؛ عالم و جامع علوم زمان خویش است؛ او در کتاب طوق الحمامه به صورت بی سابقه و بی مانند به سان روانشناسی به عشق پرداخته است و کتاب خویش را بر سی باب مشتمل نموده و بر هر بابی اسمی قرار داده و در بیان و بررسی این ابواب قلم نهاده است، در سویی دیگر یکی از اندیشمندان حوزه روانشناسی به نام رابرت استرنبرگ رئیس پیشین انجمن روانشناسان آمریکا، عشق را به سان مثلثی می داند که از سه ضلع «صمیمیت » «میل » و «تعهد » شکل گرفته و رابطه هریک از این اضلاع انواع عشق را شکل می دهند. هرچند با وجود غنای ادبیات عربی در مسأله روانشناسی عشق، هنوز به اندازه شایسته ای بدان پرداخته نشده، لذا جا داشت تا بدین موضوع از منظر این نظریه مهم حوزه روانشناسی پرداخته شود. نوشته حاضر تلاش نموده تا به شیوه تحلیلی– توصیفی، این نظریه را که به دیدگاه های ابن حزم بسی نزدیک است، بر کتاب طوق الحمامه تطبیق دهد و بدین وسیله روشن گردد که طوق الحمامه کدامین مؤلفه ها را داراست؟ وکدامیک بسامد بیشتری دارند؟ او در این اثر کوشیده به مدد تجربه شخصی خویش انواع عشق را واکاوی نموده، علل و آفتهایش را بررسی نماید. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که عناصر «صمیمیت» «میل» و «تعهد» در کتاب به صورت چشمگیری و به طرق مختلف به شکل داستان گونه در لابلای اشعار آمده اند یا به شیوه نثر نمود یافته اند. همچنین یافته های پژوهش حاکی از انطباق این نظریه بر کتاب طوق الحمامه است، از سویی دیگر در خلال پژوهش عیان شد که شیدایی و عشق آرمانی از بیشترین بسامد در این کتاب برخوردارند
۱۹۴۳.

هنجارگریزی ترکیبی در سوره های مبارکه زخرف و دخان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۳۸
ساختار زبان معیار به گونه ای است که الگو و قواعد دستوری خاصی دارد و خروج نابجا از آن، ایجاد اختلال در زبان معیار را به دنبال دارد، اما چنانچه این خروج هدفمند صورت گیرد، ضمن برجسته شدن کلام، توجه مخاطب به معنای مقصود جلب می شود. اینجاست که کارکرد زبان ادبی بروز می یابد؛ بدینگونه که در اثر تغییر الگوها و صورت ها، فرآیند برقراری ارتباط بین کلام و دریافت کننده، اندکی دشوار شده و لذا ادراک پیام با تأخیر صورت می گیرد، ولی پس از کشف معنا و برقراری فرآیند ارتباطی، مخاطب به وجد آمده و از الگوی نوین کلام،  شگفت زده می شود. قرآن کریم با مؤلفه های ارزشمندش در راستای القای معانی ویژه ، از الگوهای متعددی نظیر هنجارگریزی ترکیبی، در زمینه برجسته سازی کلام برخوردار است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی، برخی از این اسلوب ها را که مربوط به حوزه هنجارگریزی ترکیبی است، در دو سوره مبارکه زخرف و دخان مورد بررسی قرار داده است. نتایج بیانگر آن است که با توجه به ساختار زبانی خاص دو سوره و استفاده از اسلوب هایی چون حذف، تقدیم و تأخیر و یا دیگر شیوه های بیانی، ضمن جلب توجه مخاطب به الگوی کلام، مفاهیم ارزشمندی همچون: تأکید، تعظیم، تهویل، اختصار، اختصاص و ..، از آن استنباط می گردد.
۱۹۴۴.

استدعاء أفكار ابن عربي الصوفية في رواية "موت صغير" لمحمد حسن علوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۷۸
التصوف جزء مهم من التراث الإسلامی قد انعکس بصور مختلفه فی الأدب الإسلامی. وهناک کثیر من الشعراء والأدباء قد تأثّروا بالأفکار الصوفیه والعرفانیه فعبّروا عنها فی آثارهم الشعریه والنثریه. وفی الأدب العربی المعاصر قد ظهر هذا التأثر فی مجال الأدب القصصی والروائی کما ظهر فی مجال الشعر. ومن الأدباء والروائیین الذین قد اهتموا بالتراث الصوفی واستدعاء الشخصیات الصوفیه فی آثارهم هو محمد حسن علوان الروائی السعودی الذی قام فی روایته "موت صغیر" باستدعاء شخصیه وأفکار محیی الدین بن عربی. وترجع أهمیه هذه الروایه إلی أنها تصوّر إلی جانب استدعاء شخصیه ابن عربی وأفکاره کشخصیه بارزه فی التاریخ الإسلامی ومن المنظِّرین للتصوّف الإسلامی، أحوال العالم الإسلامی فی مرحله حساسه من تاریخه وتتطرّق إلی موضوعات تاریخیه وفلسفیه وسیاسیه واجتماعیه وعرفانیه بأسلوب أدبی. ویهدف هذا البحث مستفیداً من المنهج الوصفی- التحلیلی إلی دراسه استدعاء أفکار ابن عربی الصوفیه فی روایه "موت صغیر" لمحمد حسن علوان. وقد وصل البحث إلی أن الکاتب قد استفاد فی روایه المراحل المختلفه من حیاه ابن عربی وأفکاره من المصادر التاریخیه المعتبره کما استفاد من آثاره ولکن فی مرحله ولادته وموته اعتمد علی خیاله وقام بروایه هاتین المرحلتین علی لسان ابن عربی ذاته بصوره خیالیه وغیر واقعیه.
۱۹۴۵.

بررسی مؤلفه های تفکر انتقادی در حکایت «أبومحمد تنبل» از یعقوب الشارونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۲
هدف و مقدمه: بحث تعلیم و تربیت در دوران معاصر اهمیت زیادی پیدا کرد و، به دنبال آن، فلسفه برای کودکان نیز مطرح شد. یکی از نظریه پردازان اصلی در این زمینه «متیو لیپمن» است که نظریه ای با عنوان «فلسفه برای کودکان» ارائه کرد که در فارسی با نام انحصاری «فبک» شناخته می شود. لیپمن در این نظریه سعی دارد، در آثاری که در حوزهٔ کودک نوشته شده است، بر مقولهٔ تفکر تأکید کند. از دیدگاه او، داستان ها را باید از این منظر بازبینی و بازنویسی کرد، زیرا تفکر انتقادی در سال های اول زندگی از این طریق به کودکان آموزش داده می شود. تفکر ویژگی اصلی انسان است و رشد و پیشرفت اصلی یک جامعه مبتنی بر تفکر است؛ بر اساس تفکر است که انسان ها می توانند به سمت مدینهٔ فاضله حرکت کنند و دنیای ایده آل خود را بسازند. با توجه به جایگاه حساس تفکر در زندگی بشری، تقویت اندیشه ورزی نیز بسیار ضروری است و بار این مسئولیت بر دوش آموزش و پرورش و نهادهای آموزشی هر جامعه است. اما اینکه ادبیات و هنر چگونه می تواند در این امر کمک کند، دغدغه و مسئلهٔ اصلی پژوهش حاضر است. هدف این مقاله کشف میزان برخورداری اثری از ادبیات کودک مصر از ویژگی های تفکر انتقادی است. این مقاله در تلاش است با بررسی یک قصهٔ اقتباسی از هزار و یک شب، یعنی قصهٔ «أبو محمد تنبل»، که از قصه های مشهور این کتاب است، به بررسی نحوهٔ کاربست مؤلفه های تفکر انتقادی در بازنویسی یعقوب الشارونی پرداخته شود. او در اثر بازنویسی عنوان اثر را «الکسلان و تاج السلطان» باز آرایی کرده و تغییراتی در شکل و محتوا داده است، اما آنچه در این پژوهش اهمیت دارد، پاسخ گویی به دو سؤال زیر است: قصهٔ الکسلان و تاج السلطان از چه مؤلفه هایی برای آموزش تفکر انتقادی به کودکان برخوردار است؟ نحوهٔ کاربرد این مؤلفه ها در قصهٔ مذکور به چه صورت است؟روش شناسی: این تحقیق به روش توصیفی و تحلیلی به بررسی مؤلفه های نظریهٔ لیپمن در داستان أبو محمد تنبل پرداخته است. جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای بوده و تلاش شده، با استفاده از منابع معتبر در حوزهٔ تفکر انتقادی و متن داستان، مؤلفه های نظریهٔ لیپمن در داستان استخراج شود و، بر حسب میزان انطباق مؤلفه ها با شواهد مثال، تحلیل های مناسب با تفکر انتقادی ارائه گردد.یافته ها: طبق یافته های پژوهش نُه مؤلفه میان پانزده مؤلفهٔ لیپمن در داستان أبو محمد تنبل بحث و بررسی شد. «یادگیری پرسش های مرتبط» اولین مؤلفه در بررسی اثر بود که نویسنده از این امکان در آغاز داستان بهره گرفته و در بزنگا ه های مختلف از آن استفاده کرده است. نویسنده به ارتباط میان رشته های مختلف اهمیت داده و در برخی مواقع میان دانش های مختلف در داستان ارتباط برقرار کرده است. مؤلفهٔ «استناج از گفت و گوها و رفتارها» هم در داستان بررسی شد و به تلاش نویسنده به چگونگی جمع بندی گفت و گوها و رفتارها پرداخته شد. نویسنده اصطلاحات زیادی به کار نبرده و، در نتیجه، مؤلفهٔ «توضیح اصطلاحات» بسیار اندک به کار رفته است. «ارزش یابی ناساز گاری راهکار» در یکی دو مورد انجام گرفته و نویسنده به طور دقیق به چگونگی نادرستی برخی از راهکارها پرداخته است. همچنین نویسنده به شناسایی فرضیه های زیربنایی پرداخته و آنها را اساس روایت خود قرار داده است. مستدل کردن برخی عقاید و استفاده از آموزش و تشبیه در داستان أبومحمد کسلان، به ویژه زمانی که شعارها به طور کلی بیان می شود، استفاده شده است.بحث و نتایج: داستان های یعقوب الشارونی مانند بیشتر داستان های کودکانه دارای ویژگی هایی مانند سادگی زبان، وضوح محتوا، فرم و سازماندهی دقیق است و این ویژگی ها در میزان و کاربرد مؤلفه های تفکر انتقادی لیپمن تأثیرگذار است. چنین ساختار و شکلی موجب پیدایش و به کار گیری مؤلفه های تفکر انتقادی لیمپن به شکلی فراوان و دقیق شده است. هدف این مقاله بررسی یکی از داستان های «الکسلان و تاج السلطان» نوشتهٔ یعقوب الشارونی است که بازنویسی داستان «محمد کسلان» در هزار و یک شب است، از منظر کاربرد عناصر تفکر انتقادی تا حدی که به کار گیری جنبه های تقویت کنندهٔ جنبه های اجتماعی کودکانه در جنبه های اجتماعی مصر انجام شود. نحوهٔ عمل نویسنده به مقولهٔ تفکر انتقادی و اهمیت آموزشی آن در بازنویسی و نوسازی داستان هزار و یک شب قابل توجه است. نتیجه نشان می دهد که داستان موردبحث، با وجود اینکه اقتباسی از ادبیات کهن است، از مؤلفه های تفکر انتقادی در این بین استفاده کرده و نویسنده با به کار گیری مؤلفه های این نظریه در جای جای اثر به تقویت تفکر کودک کمک کرده است. حکایت الکسلان و تاج السلطان با توجه به رویدادهای پیاپی و جذاب، طرح سؤالات بجا و منطقی (سؤال از چرایی ثروتمند شدن کسلان)، ایجاد ارتباط میان حوزه های مختلف اندیشگانی(ربط میان تنبلی و ثروتمندی)، رها نکردن بخش های روایی به گونهٔ پراکنده و ارائهٔ نتیجه گیری از آن، توضیح ابهامات و شرح نقاط مبهم (شرح لقب شخصیت که با ثروت وی همخوانی ندارد)، ارزیابی راهکارهای نادرستی که شخصیت ها در برخی موارد به کار می برند، مستدل کردن اعتقادات و تصمیمات، هر چند که عجیب و به ظاهر نادرست باشد (به مانند خرید بوزینه)، کاربرد بهنگام قیاس و تشبیه (مقایسهٔ کسلان با شاهان و امپراتورها)، کشف عقاید غلط (عدم تمایز میان بیماری و تنبلی)، یادگیری انتقاد کردن و آموزش آن (انتقاد از ظاهر بوزینه هنگام خرید) و فهمیدن آنچه در ذهن است (توجیه علت چرایی خرید بوزینه) عوامل تفکر انتقادی را به کرّات و هدفمند به کار برده و حکایتی با بار فکر ورزی بالا پدید آورده است.
۱۹۴۶.

بازیابی صور بلاغی در فواصل آیات سورۀ ابراهیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۲۴
هدف و مقدمه: این مقاله با هدف بررسی و شناسایی صور بلاغی به کار رفته در فواصل آیات سورهٔ ابراهیم و تبیین جایگاه این فواصل در بلاغت قرآن کریم تدوین شده است. فصاحت و بلاغت قرآن کریم، به عنوان یکی از وجوه اعجاز و ابزارهای تأثیرگذاری آن بر مخاطبان، در طول تاریخ موردتوجه بوده است. اگرچه این ویژگی در تمام آیات قرآن جاری است، اما فواصل آیات، به عنوان حسن ختام، از اهمیت ویژه ای برخوردار است و باید از زیبایی و جمال منحصربه فردی بهره مند باشد تا محتوای آیه به نحو مؤثری در جان و دل شنونده نفوذ کند. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤالات اساسی است که جایگاه فواصل در بلاغت قرآن چگونه است و چه صنایع بلاغی در فواصل آیات سورهٔ ابراهیم به کار رفته است؟ روش شناسی: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. بدین ترتیب که ابتدا، با بررسی منابع و متون مرتبط، مفاهیم کلیدی مانند فاصله، بلاغت و صنایع بلاغی تعریف و تبیین شده است. سپس، با مرور ادبیات موضوع، جایگاه فواصل آیات در علوم بلاغی و تفسیری بررسی شده و آنگاه فواصل سورهٔ ابراهیم به عنوان نمونه ای از آیات قرآن تحلیل شده است. صنایع بلاغی به کار رفته در فواصل این سوره بر اساس سه دانش بلاغی (معانی، بیان و بدیع) دسته بندی و تحلیل شده است. منابع تفسیری و بلاغی کلاسیک و معاصر نیز به عنوان مبنای نظری پژوهش استفاده شده است. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان می دهد که، در فواصل 52 آیهٔ سورهٔ ابراهیم، طیف گسترده ای از صور بلاغی به کار رفته است که هر یک به نحوی به زیبایی و اثرگذاری کلام الهی کمک کرده است. از جمله مهم ترین این صنایع می توان به موارد زیر اشاره کرد؛ دانش بدیع: تصدیر، توشیح، ایغال و تمکین. دانش معانی: تأکید، تقدیم و تأخیر، امر، التفات، حصر، تمنّی و ترجّی، مدح و ذم. دانش بیان: تشبیه، مجاز، استعاره و کنایه. بر اساس این سه دانش برخی یافته های کلیدی عبارت است از: در صنایع بدیعی: صنعت تصدیر که در آن کلمهٔ فاصله با کلمه ای در ابتدا یا میانهٔ آیه مطابقت دارد، به هماهنگی و انسجام صوتی و معنایی کلام کمک می کند. توشیح در فواصل باعث ارتباط قوی بین ابتدا و انتهای آیات می شود. همچنین، صنعت تمکین که در آن زمینهٔ آیه به گونه ای فراهم می شود که بخش پایانی آن به خوبی با مضمون آیه تناسب داشته باشد، به زیبایی و اثرگذاری کلام می افزاید. در دانش معانی: تأکید و تقدیم و تأخیر از جمله صنایعی هستند که به زیبایی و اثرگذاری کلام کمک می کنند. تأکید با استفاده از ادواتی مانند «إنَّ» و «أنَّ» و «لام تأکید» به تثبیت معنا در ذهن مخاطب کمک می کند، در حالی که تقدیم و تأخیر با تغییر جایگاه کلمات در جمله به زیبایی اسلوب و شیوایی تعبیر می افزاید. در علم بیان، تشبیه و مجاز از جمله صنایعی است که به ملموس سازی مفاهیم انتزاعی و نزدیک تر کردن آنها به ذهن مخاطب کمک می کند. استعاره های به کار رفته در فواصل این سوره، علاوه بر زیبایی های ادبی، باعث انتقال معانی عمیق تری به مخاطب شده است. بدین ترتیب، در فواصل آیات سورهٔ ابراهیم، 11 مورد «تصدیر»، 5 مورد «توشیح»، 7 مورد «ایغال» و در همهٔ آیات سورهٔ «تمکین» مشاهده می شود. همچنین، صنایع بلاغی مربوط به علم معانی شامل تأکید در 22 آیه، تقدیم و تأخیر در 19 آیه، امر در 4 آیه، تمنی و ترّجی در 2 آیه، ذمّ در 2 آیه، حصر در 2 آیه و التفات در 4 آیه است. در نهایت، صنایع مربوط به علم بیان شامل تشبیه در 2 آیه، مجاز و استعاره در 4 آیه و کنایه در 1 آیه شناسایی شده است. بحث و نتایج: این پژوهش نشان داد که فواصل آیات سورهٔ ابراهیم، به عنوان بخشی مهم از ساختار بلاغی قرآن کریم، نقش بسزایی در انتقال مفاهیم و تأثیرگذاری بر مخاطب دارد. استفاده از صنایع بدیع، معانی و بیان در فواصل آیات موجب افزایش زیبایی و رسایی و عمق معنایی این بخش ها می شود و به تثبیت پیام الهی در ذهن و قلب شنوندگان کمک می کند. تنوع ساختار و شکل فواصل نشان از بیان مطلب بر اساس مقتضای حال مخاطب و تأثیرگذاری آن دارد که مهم ترین ویژگی بلاغت است.  به طور کلی، نتایج این تحقیق مؤید این نکته است که قرآن کریم، به عنوان کلام الهی، از چنان سطح بالایی از فصاحت و بلاغت برخوردار است که هر جزء آن، از جمله فواصل آیات، با بهره گیری از انواع صنایع ادبی و بلاغی، به بهترین شکل ممکن به ایفای نقش هدایتی و تربیتی خود می پردازد. این امر نه تنها بر غنای ادبی و هنری قرآن می افزاید، بلکه به درک عمیق تر و مؤثرتر پیام آن نیز کمک می کند. طرح گسترده و دقیق ابزارهای بلاغی موجب شده است تا کلام الهی به بهترین ویژگی های بلاغی آراسته و ارائه گردد و بیشترین اثرگذاری را بر مخاطب قرآن بر جای گذارد.
۱۹۴۷.

دراسة قصيدة "بكائيَّة إلي شمس حَزيران" لعبد الوهَّاب البياتي علی ضوء النَّقد السِّيميولوجيّ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۴۲
السِّیمیولوجیا هی علم تقصّی معانی النَّصِّ والکشف عن الدَّلالات العمیقه التی تحتویها مفردات النصّ وتراکیبه. أسَّسها وأرسی أصولها فی العصر الحدیث فردیناند دی سوسیر وتشارلز ساندرز بیرس. وقد خرجت من بطن هذا العلم منهجیَّات شتَّی تمنح النَّاقد آلیات تعینه علی فهم النَّصِّ واستیعاب مکنوناته. وأحد أهمِّ هذه المنهجیَّات المنبثقه عن هذا العلم منهجیَّه مایکل ریفاتیر التی تعالج النَّصَّ عبر قراءتین اثنتین: الأولی تعرف بالقراءه الاکتشافیَّه یتطرَّق فیها إلی القضایا التی تمتُّ بصله إلی ظاهر النَّصِّ. أمَّا فی القراءه الثَّانیه التی تُدعی الارتجاعیَّه فَیفکّ فیها النَّاقد شفرات النَّصِّ وغموضه حتَّی یحدّد معناه.  کما أنه فی هذه القراءه الأخیره یناقش مفاهیم من مثل المنظومات الوصفیَّه والتَّعابیر المتراکمه والهیبوغرام والماتریس البنیوی. تهدف هذه الدِّراسه، عبر المنهج الوصفی – التَّحلیلی وبالاعتماد علی منهجیَّه ریفاتیر، إلى دراسه قصیده «بکائیَّه إلی شمس حَزیران» للشَّاعر عبد الوهَّاب البیاتی التی یکثر فیها من السُّخریَّه ویفضح زَیف الحکام والمحتالین. ومن أهمِّ ما توصَّلت إلیه من نتائج هو أنَّه: فی القراءه الأولی یستخدم الشَّاعر التَّقدیم والتَّأخیر لبیان مدی اهتمامه ببعض المعانی کما أنَّه یوظِّف المجاز بشکلَیه: المرسل والاستعاری لبثِّ الإثاره والحماس فی النَّصِّ. وأمّا فی القراءه الارتجاعیَّه فاتَّضح أنَّ التَّراکمات تتمحور حول مواضیع (التشرد والدمار) و(التناحر والحزازات) و(الإدعاءات الفارغه) و(النفاق والتخاذل) والمنظومات الوصفیَّه تتطرَّق إلی مفاهیم من قبیل: (حرب الکلمات) و(المسؤولین) لیصل عبر هذه القضایا إلی الهیبوغرام ثمَّ الماتریس البنیوی اللذَین یشکلان الشَّبکه المعنویَّه للنَّصِّ.
۱۹۴۸.

حرف جر "علی" و زیبایی شناسی معانی آن در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۱۵
قرآن کریم که روشنگر تمامی جوانب زندگی بشر است، از همان قرن اول هجری از جنبه های مختلفی مانند: بلاغت، صرف و نحو، لغت و غیره مورد تحقیق و بررسی علمای بزرگ قرار گرفته است. حروف در قرآن و تغییرات معنایی آن ها زیبایی این کلام آسمانی را دوچندان نموده است. پرداختن به این حروف از منظر زیبایی-شناسی یکی از مباحثی است که نقش بنیادین در بازنمایی عظمت و شکوه این معجزه ی آسمانی دارد. گاهی در قرآن، علاوه بر حرف اصلی از مجموعه ایی حروف جانشین استفاده شده است. بدین ترتیب، برخی از معانی حروف با بیش از یک حرف جر بیان می شود. این امر اهمیت بررسی و شناخت این حروف را در ترجمه دوچندان می کند. این مقاله به روش توصیفی - تحلیلی به بررسی زیبایی شناسی حرف جر "علی" در آیات مختلف قرآن پرداخته و وجوه معنایی آن را با استفاده از کتاب های نحوی و همچنین تفاسیر گوناگون، مورد بررسی قرار داده و نیز به شواهدی از شعر عربی در این رابطه اشاره کرده است. نتیجه این که این حرف علاوه بر معنای اصلی اش که "استعلاء" می باشد، در معانی حروف مختلفی چون: "مع"، "فی"، "لام"، "باء"و "عن" به کار رفته است. مهم ترین کارکردهای زیبایی شناختیِ جایگزینی و تغییرات معنایی این حرف در قرآن کریم عبارتند از: شمول و گستردگی معنا، تاکید و مبالغه است که متن قرآن را به متنی باز و گسسته تبدیل نموده و فضایی مناسب برای تأمل آگاهانه خواننده فراهم آورده است. هدف اصلی از این امر، انتقال بی کم و کاست، اثربخش، نگرش ساز و تعالی دهنده معنا به مخاطب است.
۱۹۴۹.

تقنيات الصورة الفوتوغرافية في رواية «جوع العسل» لزهران القاسمي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۱۸
الهدف والمقدمه:  تهدف هذه الدراسه لإبراز النقاط المحوریه المتمثله بتقنیات الصوره الفوتوغرافیه، وإظهار الفواعل الدرامیه لها، کی تنتج عنصر الحرکه والنظم فی النص القصصی، إمّا من خلال الصور الاستذکاریه أو الإتیان بإطار یتمیّز بعنصر السرد الروائی. ولإبراز مدى تفاعل المرسل مع مقومات الصوره الفوتوغرافیه وقواعدها فی السرد الروائی، وإیجاد حدث درامی من خلال تصویر البیئه المحیطه بالشخصیات الرئیسه للروایه، وهذا ما یقترن فی الکتابه بالکلمات. تعیین بعض التفاصیل المتعلقه بالنص السردی کقُرب وبُعد الأشیاء فی زوایا الإطار، وتجسید خطوط الأفق فی تصاویر البیئه الجبلیه والصحراویه، واستبعاد وتقریب العناصر لاستشعار العمق الفراغی فی الصور. الفنون البصریه أو الفنون المرئیه هی التی تُنتج للمتلقی أعمال فنیه ضخمه، ثم یقوم النقاد والمتخصصون فی کل مجال من تلک الفنون بتقییمها حسب آلیاتها الفعّاله وما تقدمه من مفاهیم قیّمه للمتلقی، وفقاً للغه المرئیه التی تلهمه بأفکار ورموز، وأحیاناً دلالات معقده غیر سطحیه بهدف تخلید بعض الأحداث التاریخیه، والموضوعات الأدبیه والاجتماعیه، والسیاسیه، وما شابهها، و الأثر الفنی الواحد کفیل بإیضاح قضیه یصعب شرحها باللغه المکتوبه أو المنطوقه، وهذا ما یدل على مهاره استیعاب الفنان فی اختیار الأسالیب البصریه المتناسبه مع إدراک المتلقی. ونجدر بالذکر أهم الفنون المرئیه ذات الصله بالأدب الروائی؛ فن الرسم، والمسرح، السینما، خاصه الفوتوغرافیا. تعتبر الصور الفوتوغرافیه أهم عناصر اللغه المرئیه فی العصر الراهن، حیث یقوم الفنان بتوظیفها لنقل الأحاسیس والمعلومات کأداه إشاریه، وقد تلعب هذه الصور دوراً مهمّاً فی توحید الأفراد والشعوب المختلفه؛ لأنّها تحتوی على لغه مرئیه یتفق علیها جمیع أقشار المجتمعات البشریه. إنتاج الصور أمر ضروری لتخلید الحضارات الإنسانیه بصوره دقیقه، فنرى أنّ للصور الفوتوغرافیه مکانه مرموقه فی عصرنا الحالی نظراً لمواکبتها التطورات التقنیه منذ القرن التاسع عشر، لذا تُستخدم لأغراض جمه؛ وثیقه ومستند، وعمل فنی، وخطاب بصری، أو للتعبیر عن الحالات النفسیه. إنّ الخلفیه التی تتمیّز بها الصور الفوتوغرافیه هی محاوله الإنسان لتسجیل نشاطاته العلمیه وواقعه الاجتماعی، وفی هذه الحاله قد یحل الفنان محل الراوی الذی یروی الحدث بواسطه الرؤیه المرئیه.المنهجیه: تناول هذا البحث تقنیات وأنماطاً متعدّده للصور الفوتوغرافیه وفقاً للمنهج الوصفی- التحلیلی والتداولی، فکشف عن تفاعل النص الروائی مع آلیات الصوره الفوتوغرافیه وکیفیه تمکّن المرسل من إیصال الفکره المتجلیه من الوحدات البنائیه الأساسیه للسرد، إلى المرسل إلیه.المستجدات: تتسم روایه "جوع العسل" لزهران القاسمی بقواعد فوتوغرافیه عدّه حیث یجسّد فیها الراوی ثیمات الصور الفوتوغرافیه لما لها من قدره على التفاوض مع الأحداث وخاصه فی القرى العمانیه. وظف القاسمی تقنیه الصوره الفوتوغرافیه لتجسید الحیاه الاجتماعیه والمعیشیه فی بعض القرى العمانیه، والترکیز على أعمال النحالین الثلاث فی البیئه الجبلیه ورحلات بحثهم عن العسل الجبلی، وإظهار أسلوب الحیاه فی هذه المناطق کالسهول، والأودیه، والفلاه، وسفوح الجبال، وتحدیداً تخوم الجبل الأبیض وسلسله جبال الحلوى، أو تجسید الثقافه العمانیه خاصه فی المناسبات المختلفه المتجلیه فی الحفلات المتنوعه، وطریقه اللبس، والأکل، واللهجه، والموسیقى، والجوانب الدینیه.البحث والنتائج: تقدم الصوره الفوتوغرافیه نظره شامله للمرسل إلیه، وتُعبّر عن أفکار المصوّر وکیفیه خیاراته لبعض العناصر وترتیبها فی الإطار، وهذا الأمر یُعبر عن قدره الصوره المرئیه على مد جسور التواصل بین أنا الفردیه والجماعیه. وقد تعالج الصوره الواحده قضایا عدّه من المجتمع البشری من خلال نشرها على مواقع التواصل أو الصحف والمجلات والکتب، وبوصفها لغه مرئیه تنضم للخطاب البصری المندمج بالخطاب اللسانی لتکمله الفکره السائده؛ لأنّ المرسل إلیه لا یمکنه تحلیل الخطاب المرئی دون اللجوء للخطاب اللسانی واللغه المکتوبه للکشف عن الأبعاد المختلفه لها کالبُعد الاجتماعی أو السیاسی والاقتصادی والنفسی والإرشادی والسیمیائی وخاصه الأدبی، لتعالقه التام بالصوره المرئیه والواقع الملموس، لذا نوعیه العلاقه بین السرد الروائی المشبع بالتقنیات المرئیه، والخطاب البصری، خاصه الصوره الفوتوغرافیه بین أخذ وعطاء، فغالباً ما نرى أنّ النقاد السینمائیین یقومون بتحلیل اللقطات المأخوذه من الفیلم وفقاً للنص الروائی المقتبس قبل تحوله لشریط فلمی. من أهم النتائج التی توصل إلیها البحث هی أنّ الإحاطه بهذه التقنیات یثری الصوره ویجعلها حریه لإیصال الفکره المشترکه بین جمیع الصور، وبالتالی إیجاد معنى نفسی یتولّد من الصور التی لها ملامح فوتوغرافیه وفقاً للقواعد المفروضه فی هذا المجال. یقوم السارد فی بعض الفقرات بتوظیف عناصر عدّه للصوره المرئیه کی یسهّل وصول المعنى المعمق للمتلقی، فتظهر فی الصوره کتل عملاقه أثناء وصف المشهد وتستحوذ على مساحه عملاقه من الإطار، ومن خلال تسجیل بعض الأحداث الروائیه وفقاً لقواعد الصوره تمکّن السارد من إظهار میزات اللغه المرئیه، کشدّ انتباه المتلقی وتبیین التفاصیل المتعلقه بالمسافه داخل إطار الصوره من خلال استبعاد العناصر وتقریب أشیاء أخرى. إنّ بعض الصوره الفوتوغرافیه المعروضه فی هذه الروایه تعمل کخطاب بصری لتوثیق الأحداث المنسیه وتتضح بواسطتها المسافات المحدده بین الأشیاء فی الإطار خاصه فیما یتعلق بعناصر الطبیعه المذکوره فی الروایه کالجبال والأودیه والزهور الجبلیه و...، وفقاً للقاعده الأفقیه، أو إظهار العناصر المتمیزیه فی مقدمه الصوره، واستخدام هذا الأسلوب یساعد المرسل لإیصال مدى أهمیه العنصر المقدَّم، کما أنّ من خلال قاعده عین المشاهد تمکّن الراوی من تجسید امتداد حدود الرؤیه، فی هذه الحاله یتراءى للمتلقی وکأنّه یبحث عن نقطه نهائیه فی المساحه الممتده، فهذه القاعده تعطی المتلقی شعور المشارکه والمشاهده فی الحدث، من هذا المنطلق یتشعّب البحث لمحاور عدّه تصب فی هذا المسار کقاعده الأفق والمقدمه وعین المشاهد والأنماط التکراریه والعمق الفراغی.
۱۹۵۰.

خوانش پسااستعماری رمان "المرأة والوردة" اثر محمد زفزاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف و مقدمه: در طول تاریخ، فرآیند استعمار با سلطهٔ نظامی، استثمار اقتصادی و نفوذ فرهنگی همراه بوده است. استعمارگر (غرب)، از یک سو، با سرکوب استعمارزدگان (شرق) هویت فرهنگی آنان را زیر سؤال می برد و، از سوی دیگر، فرهنگ خود را به عنوان الگوی برتر به شرقی ها تحمیل می کند. این تفکر، که بومیان استعمارزده به خاطر فرهنگ عقب افتاده ای که دارند نیازمند تمدن و تربیت استعمارگر هستند، سبب شکل گیری گفتمان استعمار می شود. در مقابل، ادبیات پسااستعماری تلاش دارد تا این اعمال سلطهٔ غرب را نامشروع اعلام کند. هدف ادبیات پسااستعماری یافتن راهی برای مقابله با نفوذ و گسترش گفتمان استعمار و دگرگون سازی بازنمایی غرب از شرق است. بحث اصلی ادبیات پسااستعماری پرداختن به پیامدهای پسااستعماری پس از رسیدن به استقلال است. این پیامدها عبارت اند از: بحران هویت فرهنگی، خطر نابودی فرهنگ و تاریخ پیشینیان، آوارگی و مهاجرت بومیان، فرودستی زنان... . محمد زفزاف، رمان نویس مراکشی، در رمان «المرأه والورده»، ضمن اشاره به پیامدهای استعمار بر جوامع مستعمره و به حاشیه رانده شدن آنان، به مشکلات مهاجری می پردازد که تحت تأثیر نگرش اروپامحوری برای دست یابی به یک زندگی آسوده در آرمان شهری رؤیایی، همچنین جبران حس حقارت و حاشیه بودگی به کشوری غربی مهاجرت می کند. روند افزایشی پدیده مهاجرت ایرانیان به کشورهای غربی و بروز پیامدهای فرهنگی مربوط به آن، همچنین ناشناخته بودن محمد زفزاف، به عنوان رمان نویسی مراکشی در میان جامعه ادبی و دانشگاهی ایران، ضرورت انجام چنین پژوهشی را روشن می سازد. حال که ناگزیر جوامع با پیامدهای پسااستعماری روبه رو هستند و راهی برای بازگشت به گذشته و تغییر شرایط وجود ندارد، باید ببینیم در این وضعیت برای عبور از این پیامدها چه راه حلی می توان یافت؟ آیا بایستی دربست تسلیم فرهنگ غربی بشویم؟ یا به سوی فرهنگ گذشتهٔ خود بازگردیم؟ و یا اینکه با ایجاد تعامل به آمیختگی فرهنگی برسیم؟ به همین مناسبت، قصد داریم در این پژوهش با بررسی رمان محمد زفزاف دریابیم که او برای عبور از این پیامدها چه رویکردی را پیش می گیرد. روش شناسی: پژوهش حاضر تلاش دارد تا با شیوه توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از نظریات مطرح شده در حوزه پسااستعماری به بررسی مؤلفه های پسااستعماری در رمان «المرأه والورده» محمد زفزاف بپردازد. برای یافتن پاسخ پرسشی که در بالا طرح شد، باید به مباحثی چون تقابل خود و دیگری، فضای سوم هومی بابا، آمیختگی فرهنگی، دورگه بودگی، بحران هویت فرهنگی بپردازیم. یافته ها: زفزاف در ترسیم فضای سوم به دیدگاه هومی بابا نزدیک می شود. او نیز فضای سوم را جایی با این ویژگی ها می داند؛ جایی که در آن تقابل های دوتایی برساخته غرب کم رنگ شود؛ فضای امنی که استعمارزده به عنوان دیگری تلقی نگردد؛ جایی که آوای چندصدایی به گوش برسد... . زفزاف این فضا را به شکل ساحلی به تصویر می کشد که مسافرانش از سرزمین هایی با فرهنگ هایی متفاوت در صلح و آرامش در کنار یکدیگر به سر می برند. در این داستان، آمیزش میان شرقی و غربی به مثابه ارتباط میان فرهنگ ها و نماد رسیدن به دورگه بودگی و آفرینش هویت جدید شمرده می شود. نویسنده، برای ترسیم بحران هویت فرهنگی شخصیت اصلی داستان، او را فردی اسکیزوفرنیک نشان می دهد که گاه و بی گاه درگیر توهمات است. البته نویسنده با نگاهی روان کاوانه در قالب همین توهمات به احساس حقارت و حاشیه بودگی استعمارزده اشاره می کند و با این شیوه پیامدهای استعماری چون بحران هویت و فرودستی زنان را برجسته می سازد. رویکرد نویسندهٔ رمان این گونه است که وقتی ذهنیت استعمارزده دگرگون شود و از مهاجری سرکوب شده به مهاجری آگاه بدل گردد، با ورود به فضای سوم و رسیدن به آگاهی دورگه و یافتن هویتی جدید می تواند خود را در بهشت عدن ببیند و احساس خوشبختی کند. بحث و نتایج: از نگاه محمد زفزاف، فرد استعمارزده ای که ناگزیر در زندگی خود با تقابل های گوناگونی چون خود و دیگری، فرادست و فرودست، غرب و شرق، مرد و زن روبه رو می شود، در گام نخست باید با نپذیرفتن بازنمایی غرب از شرق و کنارگذاشتن عینک برتربینی غرب از حس بردگی در برابر غرب رها شود. مهاجر استعمارزده، در صورتی که فاقد آگاهی دورگه باشد، ممکن است با جداشدن از هویت فرهنگی خودش دچار اسکیزوفرنی فرهنگی شود، اما اگر هویت و تاریخ خودش را فراموش نکند، می تواند از پیامدهای اسکیزوفرنی فرهنگی در امان بماند. استعمارزده برای اینکه بتواند در برابر الگوی تک صدایی استعمار بایستد و خودش را ابراز کند، باید قلم به دست گیرد و تاریخش را روایت کند، زیرا، در سکوت استعمارزده، استعمارگر با روایت تاریخ به شیوهایی که خود صلاح می داند، تاریخ را آنگونه روایت می کند که خود می خواهد. امروزه، فارغ از همهٔ غوغاهای سیاسی، طرفین فرآیند استعمار تنها با پذیرش تفاوت های یکدیگر، فراموش کردن تقابل فرادست و فرودست، ورود به فضای سوم و آمیختگی فرهنگی، همچنین یافتن هویت ترکیبی جدید می توانند در آرامش زندگی کنند.
۱۹۵۱.

بررسی بحران هویت در رمان «عازف الغیوم» نوشته علی بدر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۱۱
هویت یکی از مهمترین مؤلفه های شخصیتی انسان به شمار می رود و قرارگاهی است که در آن «خود» و «من» در برابر «دیگری» جای می گیرد. بدین ترتیب هویت امری سیال است و همین سیال بودن در عین حال که سبب پویایی آن می شود، آن را در معرض خطر نیز قرار می دهد؛ خطری که می تواند سبب بحران هویت شود. عراق از جمله کشورهایی است که از پیشینه تمدنی، فرهنگی و تاریخی ویژه ای برخوردار است ولی بحران هویت از نگرانی های امروز این ملت شده است. عامل اصلی آن وابسته به شرایط سیاسی و اجتماعی چند دهه عراق می باشد. رمان «عازف الغیوم» نوشته «علی بدر» از جمله رمان هایی است که بحران هویتی شخصیت مهاجر از جمله «نبیل» را در تقابل با دو نظام فرهنگی شرق و غرب مطرح می سازد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مولفه هایی همچون تناقضهای درونی مهاجر، زیستن با خود مجازی به جای خود حقیقی، تغییر هویت زبانی و نگرش ملی و فرهنگی به خوبی در این رمان تجلی پیدا کرده است. شخصیت اصلی رمان به علت مشکلات اجتماعی از آنجا گسسته و با مهاجرت به سرزمین غربت با فضایی رو به رو شده که همواره وجودش را به چالش کشیده است تا جایی که با خویش بیگانه شده و ارتباط خود را با تمدن بین النهرین به فراموشی سپرده و تلاش نموده آرزوهای خود را در سرزمین غرب جست و جو کنند. نتیجه ی این اتفاق بریدن از خاطرات ملی و بیگانگی نسبت به فرهنگ خویش می باشد.
۱۹۵۲.

تحليل "كفاح طيبة" لنجيب محفوظ من منظور التاريخانية الجديدة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۲۸
التاریخانیه الجدیده هی واحده من أحدث المناهج النقدیه التی ظهرت متأثره بأفکار میشیل فوکو، وتتناول بشکل عام العلاقه بین الأدب والمجتمع. یُستخدم هذا المنهج لتحلیل الأعمال الأدبیه باعتبارها نصوصاً تاریخیه من منظور سوسیولوجی. تُعد أعمال نجیب محفوظ جدیره بالبحث والتحلیل وفق هذا النهج بسبب دقته فی تصویر الأحداث وتأثیره الکبیر فی التعبیر عن واقع المجتمع المصری خلال عصره. فقد عایش محفوظ فتره من القمع والإحباط المجتمعی التی سادت فی مصر، وسعى جاهداً إلى أن یعکس أصوات المظلومین والمهمشین فی کتاباته. یحاول الباحث فی هذه المقاله، من خلال المنهج الوصفی-التحلیلی، دراسه العلاقه بین روایه کفاح طیبه والأحداث والخطابات التی سادت فی عصر المؤلف، وکذلک دور الروایه فی عکس أوضاع المجتمع. بعباره أخرى، تسعى الدراسه إلى تحلیل الروایه باستخدام منهج التاریخانیه الجدیده للکشف عن الخطابات والقوى الخفیه فی العلاقات الاجتماعیه للمجتمع المصری کما تجلت فی هذا العمل. تشیر النتائج إلى أن روایه کفاح طیبه تمثل مواجهه بین الفراعنه ومعارضیهم، مما یعکس خطاب مقاومه الاستعمار والثورات الشعبیه، وهی الخطابات التی شکلت المشهد السائد فی مصر خلال تلک الفتره.
۱۹۵۳.

ضرب المثل های عربی فصیح: مفهوم و ویژگی ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۵
ضرب المثل ها به عنوان یکی از اجزای کلیدی و جذاب ادبیات عامیانه در زبان عربی، نقش بسزایی در انتقال تجربیات و حکمت های نسل های گذشته ایفا می کنند. این مقاله به بررسی مفهوم و ویژگی های ضرب المثل ها عربی پرداخته و جلوه های ادبی، فرهنگی و اجتماعی آن ها را مورد تحلیل قرار می دهد. با توجه به اهمیت این جملات در ارتباطات روزمره، ضرورت پژوهش در این زمینه به دلیل نادیده گرفته شدن گنجینه های فرهنگی و زبانی احساس می شود. بنابراین، این تحقیق برآن است تا ضمن اشاره به ویژگی های خاص ضرب المثل ها، ابعاد مختلف آنها را در زبان عربی بررسی کند. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی، به جمع آوری و تحلیل داده ها از منابع معتبر پرداخته و به شفاف سازی برخی از جنبه های پنهان در ضرب المثل ها کمک می کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که ضرب المثل های عربی اغلب کوتاه و مختصر، وزین و سنگین و پر مغز و پر معنا، نغز و زیبا، پر قدرت، موثر و گیرا بوده و در موقعیت های مختلف می تواند به عنوان چراغ راه و راهنمای هر انسانی مورد استفاده قرار گیرند. ضرب المثل های عربی به عنوان ابزاری مؤثر در انتقال ارزش های اجتماعی کارکرد دارند و می توانند به نسل های آینده راهنمایی های اخلاقی ارزشمندی ارائه دهند. یافته ها نشان می دهد که ضرب المثل ها نه تنها فضیلت های اخلاقی را ترویج می دهند، بلکه با استفاده از زبان ساده و آهنگین، قابلیت ماندگاری و فراموش نشدن را در ذهن افراد دارند. همچنین، مفهوم سازی هایی که در این جملات وجود دارد، به راحتی می تواند در موقعیت های مختلف زندگی کاربردی باشد و از این رو، روش ارزشمندی برای تفکر انتقادی و تربیت نسل جوان قلمداد می شود. در نهایت، این پژوهش بیان می کند که توانایی ضرب المثل ها در توصیف شرایط انسانی به شکل زیبا و مختصر، باعث می شود تا این جملات به عنوان نمادهای فرهنگی و تاریخی در زبان عربی مستمر و تأثیرگذار باقی بمانند.
۱۹۵۴.

النقد البيئيّ في شعر أمل دنقل، دراسة إيكولوجيّة في دواوين "البكاء بين يدي زرقاء اليمامة" و"تعليق علی ما حدث" و"العهد الآتي"(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۱
الهدف والمقدمه: لقد شهدت الدراسات الأدبیّه فی العقود الأخیره تطوّراً ملحوظاً فی تحلیل العلاقه بین الأدب والبیئه، حیث برز فیها مفهوم النقد البیئیّ کأحد المجالات البحثیّه الّتی تسعى إلى استکشاف کیفیّه تمثیل البیئه فی النصوص الأدبیّه وتأثیرها على الوعی البیئیّ. إنّ الاهتمام بالبیئه لیس مجرّد قضیّه علمیّه أو اجتماعیّه، بل تمتدّ حدودها إلى حقول إبداعیّه تضمّ الأدب، ولا سیّما الشعر الّذی یساهم فی تعزیز الوعی البیئیّ وتقدیم رؤى جدیده حول الطبیعه ومکانه الإنسان فیها. إنّ الشعر الحدیث، بما یمتلکه من طابع وجدانیّ وخیالیّ، یُعدّ وسیله فعّاله لنقل المشاعر والأفکار المتعلّقه بالبیئه، سواء عبر الاحتفاء بجمالها أو التحذیر من المخاطر الّتی تهدّدها بسبب التطوّر الصناعیّ والاستهلاک المفرط. یحتلّ النقد البیئیّ مکانه بارزه فی الشعر العربیّ المعاصر ویحظی بقدره فریده على إثاره المشاعر وتحفیز الخیال لتشکیل الوعی البیئیّ وتعزیز المسؤولیه تجاه البیئه. أمل دنقل شاعر مصریّ معاصر یتمیّز شعره بالطابع النقدیّ والصوت المتمرّد ضدّ الواقع المریر، حیث کان یعبّر فی شعره عن رفضه للأوضاع السیاسیّه والاجتماعیّه بقوّه وعنفوان. یفیض شعره بالمعاناه والمأساه والدعوه إلى الثوره والتغییر، سواء کانت على المستوى الشخصی أو الجماعی. عکس شعره شعوراً قویاً بالألم ومعاناه المجتمع، والصراعات النفسیه، والهواجس الاجتماعیه الّتی یواجهها الإنسان المعاصر أو الظروف الاجتماعیّه الّتی کان یمرّ بها المجتمع العربیّ فی تلک الفتره. یُعتبر شعر أمل دنقل ساحه ملیئه بالعواطف، والرمزیّه، والخیال، ممّا یتیح له تقدیم رؤى متنوّعه حول القضایا الاجتماعیّه والإنسانیّه، إضافه إلى أنّه یسهم فی بناء وعی بیئیّ یسلّط الضوء على البیئه الطبیعیّه والاصطناعیّه لمجتمعه. تعود أهمیّه اختیار شعر أمل دنقل کنموذج أدبیّ فی بروز القضایا البیئیّه إلی مدی اهتمامه بأبعاد السیاسه البیئیه ودعوته المتتالیه إلى حمایه الطبیعه کأداه لنقد وتحلیل التفاعلات الإنسانیّه مع البیئه، ودوره الفاعل فی نشر الوعی البیئی وتحفیز المجتمع على حمایه موارده الطبیعیّه. یشیر الشاعر فی العدید من أشعاره وخاصّه فی دواوین ("البکاء بین یدی زرقاء الیمامه" و"تعلیق علی ما حدث" و"العهد الآتی") إلی أهمیّه استخدام البیئه بشکل إیجابیّ وصحیح، والابتعاد عن استغلالها المفرط. هنا لا یقتصر أمل دنقل على نقد الإنسان فقط، بل یعرض صراعاً داخلیّاً بینه وبین مجتمعه، خاصه عندما یتوجه إلى نقد أولئک الّذین یفرطون فی استغلال الطبیعه، مثل قطع الأشجار والمخاوف الّتی قد تشعر بها الطیور، ممّا یؤدی إلى تدمیر البیئه والتسبّب فی الأضرار البیئیّه. من ثمّ تهدف هذه الدراسه إلى تحلیل الاتجاهات التعبیریه الّتی یعتمدها أمل دنقل فی شعره لحمایه البیئه، ودورها فی تکوین النقد البیئی ضمن أعماله الأدبیه وکذلک تستهدف استکشاف الدلالات والمعانی الّتی یسعى الشاعر إلى إیصالها من خلال توجهاته البیئیّه. المنهجیه: تعتمد هذه الدراسه على المنهج الوصفیّ - التحلیلیّ للکشف عن حضور النقد البیئیّ فی شعر أمل دنقل، مرکّزه علی دواوینه الثلاثه ("البکاء بین یدی زرقاء الیمامه" و"تعلیق علی ما حدث" و"العهد الآتی") وتحلیل النصوص المختاره فیها. هنا سیتمّ الترکیز على استخراج المؤشرات البیئیّه والاستعارات المستخدمه فی تصویر العلاقه بین الإنسان والطبیعه، بالإضافه إلى رصد توجّهات الشاعر فی التعبیر عن القضایا البیئیّه ضمن سیاقاته الشعریه المختلفه. ترتکز الدراسه على هذا المنهج فی استقصاء الأبعاد البیئیّه فی شعر أمل دنقل وتحلیل الصور الفنیّه والرموز والدلالات الّتی تسهم فی تشکیل رؤیته البیئیّه. المستجدات: یتّضح من خلال دراسه شعر أمل دنقل أنّ الطبیعه لم تکن مجرّد عنصر جمالیّ فی نصوصه، بل کانت حاضره ونشیطه بوصفها فضاءً نقدیاً یعکس رؤیته العمیقه للعلاقه بین الإنسان والبیئه. لقد استخدم الشاعر فی هذا المجال أسالیب تعبیریه متنوّعه، من الرمزیه إلى الاستعارات الطبیعیّه لیکشف عن الأثر السلبیّ لاستغلال الإنسان للطبیعه ویؤکّد على أهمیه الحفاظ علیها، کما أن نقده البیئیّ لم یقتصر على تصویر الدمار البیئیّ، بل یشمل أیضاً تحلیل الأبعاد الإنسانیّه وغیر الإنسانیّه الّتی تساهم فی تشکیل الأزمات البیئیه. تتجلّى رؤیته البیئیّه فی ثلاثه محاور رئیسیه وهی سیطره الإنسان على البیئه، والخصائص الإنسانیّه والخصائص اللاإنسانیه الّتی یمکن العکوف علی جمیعها فی حنایا عرض التفاعل بین الإنسان والبیئه. البحث والنتائج: تعکس سیطره الإنسان على البیئه فی شعر أمل دنقل انحیازه الواضح إلى عناصر البیئه والدفاع عن حقوقها. یظهر هذا التفاعل بشکل جلیّ فی العدید من قصائده ویصل إلى درجه یولی فیها الشاعر حیاه عناصر الطبیعه، مثل الشجره، أهمیّه تفوق أهمیّه حیاه الإنسان نفسه. یقدّم الشاعر فی تصویره لسیطره الإنسان على الطبیعه صوره بارده وقاسیه من النظم البیئیه الحضریّه الحدیثه التی تتّسم بالآلیه والمادیه؛ فیبتعد عن هذه الصوره المرعبه لیمیل إلى استخدام صور واقعیه وبیئیّه تمثل الطبیعه فی حالاتها الملموسه والمفهومه. قد تزداد سعه هیمنه الشاعر على الطبیعه فی شعر أمل دنقل لتشمل الأبعاد العامّه للبیئه مثل الأرض الّتی یقوم الشاعر بخلطها بالجوانب الأنثویّه. إنّ تدهور ظروف الأرض لا یُفهم فقط من خلال الصور الجنسیّه الّتی یقدّمها الشاعر، بل یُستشعر أیضاً من خلال تفاعل الأرض مع أبعادها الجزئیه الّتی تقوم على التدخّل البشریّ. قد یخرج الشاعر بالإنسان من مظهره الإنسانیّ ویُلبسه الملابس البیئیّه لیهدی انتباه القارئ بطریقه متنوّعه إلی تعزیز الفکره البیئیّه، حیث تبرز فیها المعاناه البشریّه والحیوانیّه بسبب التفاعلات السلبیّه مع البیئه وتؤدّی إلی جعل القارئ یتأمّل فی العلاقات المعقدّه بین الإنسان والطبیعه. قد یستخدم الشاعر الخصائص الإنسانیه للطبیعه لیمنح لها الحیویّه ویؤکد على أنّ الطبیعه کیان نابض بالحیاه یتأثّر بالإنسان ویؤثّر علیه فی الوقت ذاته.
۱۹۵۵.

دراسة الأنساق الثقافيّة في القصص القصيرة «وجهها وطن» لفاطمة يوسف العلي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۵۵
النقد الثقافیّ منهج تحلیلیّ یهدف إلى فهم النصوص المختلفه ومنها الأدبیّه بربطها بسیاقاتها الثقافیّه والاجتماعیه. وهو أحد فروع النقد النصّیّ الشامل الذی قدّم عبد الله الغذامی فی إطاره قراءات جدیده وکشف عن الأنساق الثقافیّه الکامنه، بتجاوز البعد الجمالی فی النقد الأدبیّ. ینوی هذا المقال دراسه النسق الثقافیّ المتأصّل فی قصص "وجهها وطن" للکاتبه فاطمه یوسف العلی بمنهج وصفی تحلیلیّ فی إطار النقد الثقافیّ ویرکّز على کیفیه تجسید القصص للقضایا النسویه فی المجتمع، وتأثیر التقالید والعادات على تصورات المرأه عن نفسها ودورها من منظور النقد الثقافیّ فی مشروع الغذامی. تشتهر  فاطمه یوسف العلی، بقصصها القصیره التی تناولت قضایا المرأه الکویتیه والمجتمع بشکل عام؛ ویدرس المقال قصصها فی المحاور الثلاثه من الحبّ والزواج، التألیف والکتابه، الدین والخرافات لترسیم الهویه الأنثویه. وتوصّل البحث إلی أن الکاتبه تظهر تصورات متضاربه عن المرأه وقضایاها. وقد تقوم بالنقد النسوی للأفکار والاتجاهات السائده لفهم تجارب المرأه وتحدیاتها. وقد تقبل النسق الحاکم وتعتنق به، فیؤثر النسق الثقافیّ بشکل کبیر على کتاباتها، حیث تتأرجح بین القبول والرفض لهذا النسق.
۱۹۵۶.

بحوث فی أهمّیه بسم الله الرّحمن الرّحیم

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۸۵
إنّ وقوع "البسمله" فی أول کتاب الله المجید، ثمّ تکرارها بعدد السور القرآنیه، أوّلُ ظاهره تجلب الأنظار، وتنبّه الإنسان إلى أهمیّتها، وتدفع إلى البحث عن أسباب عظمتها وقیمتها. فهی أول آیه وردت فی القرآن فی بدء سوره الحمد وبدء کلّ سوره إلا سوره البراءه، وجاءت خلال سوره النمل. على الرّغم من صغر حجمها المادی وقلّه کلماتها وحروفها فی الظاهر، تحمل فی معانیها أوسع المعانی وأعظم المفاهیم المعرفیه. وقد تکررت مأه وأربع عشره مره، وهذا ما یدل علی قیمتها ومکانتها بین الآیات القرآنیّه. فقد تناولت هذه الدراسه أحکام آیه البسمله بأسلوب تحلیلی وصفی وقامت بالبحث عن أهمیتها من خلال عرض زوایاها المختلفه من اللغه والإعراب والبلاغه عرضاً بسیطا. ورکّزت علی مباحث کلامیه حول البسمله وما حوت من الکلمات: کلمه الإسم بصوره خاصه والأسماء الثلاثه التی فیها وهی الله والرحمن والرحیم. ثم دخلت إلی الساحه العرفانیه بمساعده أحادیث أهل البیت علیهم السلام، وغرفت من معینها العذب بمقدار ما یسع المقال. فتوصّلت إلی نتایج توحی إلی أن آیه البسمله تعتبر نواه القرآن التی منها نبتت شجره القرآن وآتت ثمارها. إنها جمعت فی طیاتها أعظم الأسماء الإلهیه وهو الله، ومن اسم الله ظهرت یداه الرحمانیه والرحیمیه المبسوطتان والعطایا الربانیه التی تشمل جمیع الخلق والأمر وجمیع النعم الإلهیه فی الکون؛ المادیه منها والمعنویه. کما هو عصاره الهدایه الإلهیه والرساله النبویه والولایه العلویه.
۱۹۵۷.

نقد زیباشناسیک تابلوهای هنری در شعر پایداری ایران و فلسطین (مطالعۀ تطبیقی اشعار نصرالله مردانی و تمیم البرغوثی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۹۹
هدف و مقدمه: تصویر مهم ترین ابزار تخیل شعری است که وقتی با آرایه ها و هنرسازه های ادبی تلفیق می شود و چیدمان هنری واژگان نیز به کمک آن می آید تصویرسازی ادبی شکل می گیرد. البته نوع نگاه شاعر به جهان اطراف خویش و ظرافت های ذهنی نقش مهمی در ساخته و پرداخته شدن تصویرها دارد. تصاویر استعاری و کنایی و مجازی در کنار تصویرسازی کلاژ به هنرسازه های شگرفی تبدیل می شود که تابلوی هنری زیبایی را می آفریند و قادر است، تا به بهترین صورت ممکن، معنا و مفهوم را ارائه کند. تصویرسازی در انواع ادبی، اعم از شعر و نثر، از اهمیت بالایی برخوردار است و اصولاً نویسنده با همین تصویر است که مقاصد خود را دقیق و تأثیرگذار به خواننده منتقل می کند و به تجسم سوژه ها و موضوعات خود می پردازد. تکنیک تصویر پردازی در اشعار پایداری و مقاومت از اهمیت فزون تری برخوردار است، زیرا موضوعی که شاعر به آن می پردازد، برای مخاطب عام و خاص، حساسیت و اهمیت بالایی دارد. بنابراین، بلاغت تصویر در این نوع شعر برای برجسته کردن بُعد احساسی و عاطفی خود و انتقال هدف خود به خوبی بسیار ضروری می نماید. شاعران مقاومت با موضوعاتی چون دلاوری، شهادت، ایثار و فداکاری، مبارزه، مرگ و زندگی، آزادی و زندانی شدن مواجه اند. این موضوعات بخش بسیاری از شعر پایداری آنان را به خود اختصاص می دهد و موفقیت آنان در انتقال و ثبت دقیق این موارد شعرشان را پویا، دقیق، تأثیرگذار و واقع گرا می سازد. بنابراین، هدف این مقاله تصویرشناسی شعر مقاومت است و اینکه شاعران مقاومت برای ترسیم موضوعات خود چگونه و با چه ابزارهایی از تصویرسازی بهره می برند.روش شناسی: در این مقاله، شعر دو تن از شاعران ایرانی و فلسطینی با روش توصیفی – تحلیلی و تطبیقی با استفاده از مقولهٔ تصویرشناسی در نقد ادبی بررسی شده و متکی بر نظریهٔ مشخصی نیست.. شاعر ایرانی نصرالله مردانی است که هم زمان با جنگ اشعار حماسی و نغزی با مضمون پایداری و پس از جنگ نیز سروده هایی با این مضمون سروده است. شاعر فلسطینی تمیم البرغوثی است که با اشعار شیوا و دقیق و حماسی خود در حوزهٔ ادبیات مقاومت فلسطین نقش برجسته ای ایفا کرده است. این پژوهش درصدد است به مطالعهٔ تطبیقی تابلوهای هنری متشکل از انواع تصویرسازی در شعر این دو شاعر از طریق پردازش عناصر و سازوکارهای تابلو هنری به کار رفته بپردازد تا پاسخی برای سؤالات ذیل بیابد: نحوهٔ ساخت تابلوی هنری در شعر دو شاعر چگونه است و از چه هنرسازه هایی بهره گرفته شده است؟ مفاهیم برآمده از تابلوهای هنری در شاعران شعر مقاومت ایران و فلسطین چیست؟یافته ها: مقاومت به لطف شاعران بزرگی در ایران و فلسطین و سایر کشورهای عربی به تابلویی سرشار از هنرسازه های تصویری و تأثیرگذار تبدیل شده است. نصرالله مردانی و تمیم البرغوثی در ایران و فلسطین از آن جمله اند. استعاره و کنایه و تکرار و تضاد مهم ترین هنرسازه هایی است که به تابلوی هنری شاعران مقاومت زیبایی می بخشد. تلاش نصرالله مردانی برای خلق تصاویر مبتکرانه، همچنین تلاش تمیم برغوثی برای ساخت تصاویری متفاوت با پیشینیان در کاربست شیوهٔ بیانی نقش مهمی ایفا کرده است. آشنایی زدایی و هنجار گریزی در ساخت ترکیب های تازه و استعاره های نو از ویژگی اشعار این دو شاعر مقاومت است؛ با این تفاوت که مردانی، به دلیل اینکه شاعر جنگ و انقلاب است، زبانی شعارگونه و پًرطمطراق دارد و دارای وزن و قافیه است و بیشتر اشعار او به ترانه های انقلابی تبدیل شده؛ این در حالی است که اشعار برغوثی با سادگی بیانی و به دور از زنگِ وزن و قافیه در قلب مخاطب نفوذ می کند. تصویر سازی کلاژ در شعر از تکنیک هایی است که این دو شاعر مقاومت در شعر خود به کار گرفته اند. البرغوثی در شعر «فی القدس» فضای شهر قدس را به گونه ای به تصویر می کشد که گویی یک عکس با دورنمای زیاد از آن گرفته است. او با تکنیک کلاژ می خواهد به خواننده بگوید که اشغال گران قدس از سرزمین های دوردست آمده اند و در آنجا ساکن شده اند و مدیریت امور قدس را به دست گرفته اند.بحث و نتایج: در این مقاله، فرآیند شکل گیری تابلوی هنری بر پایهٔ هنرسازه های بلاغی در شعر مقاومت ایران و فلسطین نشان داده شده و عناصر مهم و برجستهٔ تابلو فنی به صورت تطبیقی بررسی شده است. نتیجهٔ به دست آمده آن است که تابلوهای هنری شعر مقاومت با کمک استعاره، کنایه، تضاد و مقابله، کلاژ و آشنایی زدایی های تصویری و دیگر ابزارهای زبانی قادر است در ذهن و ضمیر مخاطب تأثیرگذار باشد و بیرون و درون شعر را با هم هماهنگ سازد. تصویرهای شاعر ایرانی، نصرالله مردانی، به تحریک و تشویق رزمندگان به مبارزه و جهاد و زنده نگه داشتن یاد شهیدان اختصاص یافته و شعر شاعر فلسطینی، تمیم البرغوثی، بیشتر ناظر بر حسرت وی از دوری قدس و تلاش برای زنده نگه داشتن یاد فلسطین در خاطر مسلمانان و فلسطینیان است.
۱۹۵۸.

دراسة شخصية "بيروتاغونيست" في رواية "الاعترافات" بناء علي نظرية إيزنك للشخصية(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۵۹
من العناصر الرئیسه فی بناء الروایه هی عنصر الشخصیه؛ لأنّها تشارک فی أحداثها سلباً وإیجاباً وتعتبر إحدى التقنیات السردیه التی تقوم علیها الروایه کما أنّها تعدّ العامل الذی تحصل الروایه عن طریقه علی النجاح والتمیّز والخلود. من بین أنواع الشخصیات، فإنّ دور البطل أو بیروتاغونیست، باعتباره العنصر الأبرز، یثیر مشاعر القارئ ویحفّزها طوال الروایه ویخلق التآزر والتقارب مع المتلقّی. تتحدّد أحداث الروایه من خلال العملیه المحوریه لدور بیروتاغونیست حیث تتشابک مع شخصیات مؤثره أخرى. من ثمّ یسعی هذا البحث إلی دراسه شخصیه البطل والتعرف علی أبعادها فی روایه "الاعترافات" للروائی ربیع جابر والتی تدور أحداثها حول "مارون"، أی الشخصیه التی تعیش تجربه الحرب الأهلیه اللبنانیه حیث یکشف مارون فیها عن الصراعات الداخلیه التی یعانی منها، وکیف تحاول الحرب أن تشوه هویته وتبعده عن ذاته. یهدف هذا البحث إلی دراسه معرفه أنماط سجیه الاعترافات بناءً علی نظریه إیزنک للشخصیه مستخدماً المنهج الوصفی-التحلیلی وأسلوب ببلیوغرافی. نظریه إیزنک للشخصیه، باعتبارها أقدم وأهم نظریات سمات الشخصیه، تقوم بدراسه الطبائع وتحلیلها فی ثلاثه أبعاد ثنائیه القطب فی الشخصیه وهی الانطواء مقابل الانبساط، العصابیه مقابل الاتزان الانفعالی، والذهانیه مقابل السواء. توفر هذه الأبعاد الثلاثه إطارا یمکن أن یساعدنا على فهم سمات الشخصیات وتشجعنا على الکشف عن تعقیداتها بشکل أفضل. تدل نتائج البحث علی أنّه بسبب الأجواء المتوتره الناجمه عن الحرب الأهلیه اللبنانیه، فإنّ الشخصیه الرئیسه والمؤثره فی الروایه لدیها هویه غیر مستقره نفسیاً وسلوکیاً وتواجه أزمه داخلیه حتی تصبح غیر متیقنه من مستقبل شخصیتها ولیس لها مصیر سوى الظلام والتعاسه. وفقاً لنظریه إیزنک تعانی الشخصیه الرئیسه من العصابیه والانطوائیه والذهانیه. من أعراض الانطوایه لدی الشخصیه الرئیسه هی التألّم من الاکتئاب الناجم عن المیل الشدید للشعور بالنقص واللوذ بالفرار من الظروف المأساویه عن طریق التنقل إلی المدن الفاضله کما أنّها تعانی من عدم التصرّف بالعقلانیه والاعتراف بتأنیب الضمیر أمام النزعات نتیجه إصابتها بالعصابیه. فضلاً عن ذلک، تتألّم من الذهانیه أیضاً حیث لا تستطیع التخلّص من الوضع المأساوی.
۱۹۵۹.

بررسی ایماژ اسلامی جهاد واستکبارستیزی در سروده های رشید سلیم خوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۲۷
هدف و مقدمه: دین در طول تاریخ نقش بسزایی در ادبیات، به ویژه شعر، ایفا کرده است و همواره شاعران و پژوهشگران بسیاری به آن، به عنوان یکی از مهم ترین اغراض شعری، توجه کرده اند، از این رو میان دین و ادبیات رابطه ای دو سویه برقرار بوده است. چنین ارتباطی موجب شده است تا شعر در بسیاری از موارد در خدمت دین در آید و به گسترش و بیان روشن تر اهداف دینی بشتابد، از سوی دیگر، دین نیز با موضوع ها و زمینه های فکری بی نظیر خود در خدمت طبع آزمایی شاعران و ادیبان قرار گیرد. با این توصیف، دسته ای از شاعران، با کاربست معانی دینی در اشعار خود، شعر را به منزلهٔ ابزاری برای نیل به اهداف اجتماعی، تربیتی و سیاسی به کار برده اند. رشید سلیم خوری، معروف به قِروی، از شاعران مسیحی لبنان است که در ادب مهجر از جایگاه ویژه ای برخوردار است و اندیشه های دینی، به ویژه اسلامی، به شکل آشکار و برجسته ای در اشعار او نمود یافته است. تأثیر پذیری از اندیشه های دین اسلام  و الهام گرفتن از آموزه های قرآن و آیات آن از بارزترین ویژگی های شعری او به شمار می آید که این امر نشان گر ارتباط محکمی میان این شاعر مسیحی با دین اسلام و قرآن کریم است، از این رو، بسیاری از باورهای دین اسلام دوشادوش باورهای مسیحی شاعر، حتی به شکل بارزتری، در سروده های او نمودار شده است. اندیشهٔ جهاد و استکبار ستیزی، که از مبانی دین اسلام و از مهم ترین ضرورت های آن به شمار می رود، در تعالیم  اسلامی در مقایسه با مسیحیت از تأکید بیشتری برخوردار است. برای پی بردن به اهمیت مسئلهٔ جهاد در اسلام کافی است بدانیم که این موضوع به عنوان یکی از فروع دین اسلام مطرح شده و در بسیاری از آیات قرآن بر ضرورت آن تأکید شده است. این در حالی است که تعالیم اولیهٔ مسیحیت بر این عقیده بنا شده که جهاد و قوانین جنگ نباید در قلمرو دین وارد شود، زیرا دین ضد جنگ است. بنابر این، با توجه به شرایط حساس زادگاه رشید سلیم خوری که بیش از چند سده زیر سلطهٔ حکوت عثمانی و کشورهای استعمارگر بوده و با در نظر داشتن محل زندگی وی میان مسلمانان و تأثیر پذیری بالای او از اندیشه های اسلامی، جستار حاضر در پی آن است به بررسی تأثیر اندیشهٔ اسلامی جهاد و استکبار ستیزی بر سروده های این شاعر مسیحی بپردازد و، در صورت وجود تأثیر پذیری، هدف های شاعر از کاربست این اندیشه در اشعار خود را بررسی کند.روش شناسی: در این پژوهش، نگارندگان کوشیده اند تا با روش توصیفی- تحلیلی به تبیین نمونه هایی از کاربرد اندیشهٔ جهاد و استکبار ستیزی در شعر رشید سلیم خوری بپردازند و به هدف های او از کاربرد چنین اندیشه ای دست یابند. برای انجام این پژوهش، به مجموعه های شعری شاعر، به ویژه دیوان «أعاصیر»، توجه شده و نمونه های شعری با روش قیاسی (کل به جزء) انتخاب شده است، به این ترتیب، ابتدا همهٔ سروده های شاعر خوانش و بررسی شده، سپس نمونه هایی، که دارای اندیشهٔ جهاد و استکبار ستیزی و مفاهیم اسلامی مرتبط با این اندیشه بوده، انتخاب و تحلیل شده است.یافته ها: با توجه به اینکه شاعر زادگاه خویش یعنی لبنان را در پی نابه سامانی های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ناشی از سلطهٔ حکومت های مستکبر و استعمار گر فرانسه و انگلستان ترک کرده، با این حال، او از فضای عربی و اسلامی زادگاه خویش تأثیر بالایی پذیرفته، به گونه ای که تأثیر پذیری از آموزه های قرآن و تعالیم استکبار ستیزانهٔ دین اسلام در اشعار او نمود یافته و این امر موجب شده است تا شاعر به اندیشهٔ اسلامی جهاد و استکبار ستیزی دیدگاهی مثبت و مدافعانه داشته باشد.بحث ونتایج: اندیشهٔ جهاد و استکبار ستیزی، به عنوان  یکی از ضرورت های دین اسلام و مهم ترین مبانی آن، به شکل عمیقی با باورهای دینی رشید سلیم خوری پیوند خورده و در برخی اشعارِ این شاعر مسیحی جلوه گر شده است. این در حالی است که به چنین اندیشه ای در آموزه های اولیهٔ مسیحیت، که برمبنای صلح و سازش و تسلیم بنا شده، کمتر توجه شده است. در همین راستا شاعر در اشعار خود نه تنها به مخالفت با روحیهٔ تسلیم پذیری و سازش در دین مسیحیت برخواسته، بلکه شخصیت پیامبر اسلام (ص) را به عنوان بهترین آموزگار جهاد و مبارزه با مستکبران ستوده است. وی در برخی سروده های خود با بهره گیری از تعالیم قرآن بر ایجاد آمادگی نظامی و تسلیحاتی، به عنوان اصلی مهم در جهاد و عاملی برای هراس افکنی در وجود دشمن، تأکید کرده است. شاعر در اشعار خود با بهره گیری از معارف اسلامی بر اهمیت اتحاد و یکپارچگی، به عنوان نخستین گام در راه جهاد، اشاره کرده و لازمهٔ پیروزی در جهاد با مستکبران را وجود جامعه ای متحد و خالی از تقرقه دانسته است. از نظر او، تنها راه رسیدن به استقلال مبارزه و جهاد با مستکبران و کشورهای استعمار گر غرب به ویژه انگلیس، فرانسه و اسرائیل است، از این رو، شاعر مردم لبنان را به مبارزه و جهاد با مستکبران تشویق می کند و به گرامی داشت و تقدیس شهیدان و مدافعان حریم کشور خود در برابر استکبار گران می پردازد. او، با کاربست اندیشهٔ دینی جهاد و استکبار ستیزی در سروده های خود، شعر را به منزلهٔ ابزاری برای رسیدن به اهداف اجتماعی و سیاسی و تشویق جامعهٔ لبنان و جهان عرب به جهاد و مبارزه با دولت های استعمار گر غرب، به ویژه اسرائیل، به کار گرفته است تا این کشورها بتوانند با دستیابی به استقلال مانع دخالت بیگانگان در امور داخلی خویش شوند.
۱۹۶۰.

تمظهرات تقنية الصور الحسيّة في شعر إبراهيم مصطفى الحمد (مقاربة تحليلية في ديوان «وَألقَيتُ بي» نموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۲
إنَّ الصور الحسیّه هی آلیه من آلیات تشکیل الصوره الشعریه وتسهم فی تعمیق المعنی وتکثیف الدلاله، فلهذا یجمع بین المدرکات ویآلف بین وظائف الحواس بما یمنح تجاوباً جمالیّاً یعین علی إثراء الإمکانات الإیحائیه. إبراهیم مصطفى الشاعر والناقد العراقی المعاصر قد وظّف هذه الآلیه بکثره فی شعره خاصه فی دیوانه «وألقیت بی» الذی خصّه بأشعار ثوریّ تجاه قضایا الأمّه الإسلامیه والعربیه؛ وقد عبّر الشاعر فی هذا الدیوان عن حبّ الوطن وأبدیه الذود والدفاع عنه بأشکال تعبیریه رائعه ممّا دفعنا إلى دراسه الصور الحسیّه وأثرها على نفس المتلقّی ووقعها علیه وفق المنهج الوصفی والتحلیلی. ومن أهمّ ما توصّلت إلیه الدراسه فی نهایه المطاف أنَّ الشاعر بنى دیوانه على الصوره الحسیّه ووظّف فیه حواس الخمس: البصریه، الشمّیه، السمعیه، اللمسیه، والذوقیّه، واستخدم الصورتین البصریه والسمعیه أکثر من غیرها، فلعب هذان الحسّان دوراً محوریاً فی بنیه قصائده. کما کشفت الدراسه أنّ الصور الحسیّه فی قصائد الدیوان ساعد على تولید دلالات إیحائیه قویّه دفعت المتلقی إلى التأمّل وفتحت أمامه أبواب ممارسه ذهنیه وقراءه فاحصه لشعره.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان