ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۶۶۱.

تسلط گفتمان قرآنی بر ذهن و زبان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۶ تعداد دانلود : ۳۴۸
حافظ، قرآن را حافظ بود و نه تنها آن را از برداشت و به چهارده روایت می خواند؛ بلکه قرآن بخشی از وجود و هستی اندیشگی و روحی-معنوی او شده بود. ذهن و زبان انگار یکی هستند. هر آن چه که در انبان ذهن است، از زبان خارج می شود و هر آن چه از زبان خارج می شود، ذهن را تشکیل می دهد، انگار که بین این دو رابطه ای نه دیالکتیکی بلکه مکملی وجود دارد و این دو در حال تکمیل یکدیگرند. زبان حافظ که می سرود، حتی در آن اوقاتی که غزل عاشقانه می سرود، ناخودآگاه بخشی از آن با زبان قرآن مزین بود، چرا که ذهن حافظ از زبانش همان چیزی را برون می داد که گفتمان مسلط بر روح و جسم و ذهن وی شده بود. مدت زمان زیادی بود که حافظ به قرآن و فراگیری علوم قرآنی مشغول بود و هویداست یادگیری کودکی بر زهن و زبان، لوحی است خاموش ناشدنی و این چنین بود که آن کودک مکتب قرآن رفته، بعدها در زیباترین شکل ممکن آموخته های قرآنی اش را در زیبایی شناسانه ترین شکل ممکن سرود و جهانی زیبا را برساخت که هنوزم جامعه بشری، نظیر آن را خیلی کم به خود دیده است. راستی آن ذهن و زبان وقاد چگونه بود که هر چه را که می سرود، بویی از اسرار معرفت قرآنی از آن به مشام می رسید؟ این نوشتار بخشی از این زیبایی های قرآنی را در شعر و زبان شعری حافظ و تسلط این گفتمان را بر زبان لفظی و محتوایی او آشکار کرده است و در تحلیلی معناکاوانه، مفاهیم قرآنی را استخراج کرده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که کمتر شعری از حافظ را می توان یافت که معرفتی قرآنی در قالب واژگان و مفاهیم و معنا و ساختار کلامی در آن رسوخ نکرده باشد و حافظ به بهترین شکل ممکن آن را هنرمندانه در کلام خود به جلوه نگذاشته باشد.
۶۶۲.

نظم التوازن المعماری وقوانینه طریق الوصول إلى التوازن فی العماره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۶ تعداد دانلود : ۳۸۲
یمکن تحدید النّفس موجزاً بأنّها تساوی وجود الإنسان بأکمله، وهی التی تسیّره نحو الکمال الذی یدعو إلى التّوازن، وفی الحدیث عن کمال الروح یُعتبر التّوازن جوهراً لتطوّرها وأداه لحرکتها نحوَ الرّقی والکمال، فلذلک من الضّروری دراسه مفهوم الروح والتعرّف علیها فی مسار التطور والکمال. وهناک علاقه وثیقه بین العماره والنفسیه التی تُلقیها فی الرّوح، فتستطیع العماره أن تمهّد للإنسان أرضیه مناسبه للوصول إلى الکمال، کَما أنّها تساعده للبلوغ إلیه کغایه. بما أنّ العماره تُعَدّ مظهراً من مظاهر عالم التّشریع وهی حقیقه منبثقه من أیدی المعمار کفنّان، فلذلک یجب أن تکون نفسه متوازنهً حتى یظهر هذا التّوازن فی فنّه أیضاً، وبالتالی یتمّ تعریف التّوازن على أنّه أساس العماره والذی یستجیب لرغبات روح البشر الذی یمیل إلى التوازن. هذا المقال یهدف إلی دراسه قوانین التوازن الذاتی وأنظمته الفعاله، فیتابع موضوع التوازن فی العماره وعلاقتها بروح الفنّان من خلال المنهج الوصفی التحلیلی المعتمد على الاستقراء هادفاً الوصول إلى فهم قواعد التوازن فی العماره أو التوازن المعماریّ، فیحاول تبیین القوانین التی تؤثر فی النّفس حتى یتمکّن على تقدیم أشکال المتوازنه فی العماره، فأسئله البحث هی: ماهی قوانین التوازن فی روح الإنسان و ما هی أنظمته؟ ماهی العلاقه بین التوازن فی روح الإنسان وقوانین التوازن؟ وماهی قوانین التوازن وأنظمته فی العماره؟ فیصل البحث إلى أنَّ العماره هی تمثیل من نفسیّه المعمار، فالتوازن فی روح الإنسان حصیله الصراع بین القوى الموجوده فی وجوده أی بین الأزواج المتباینه فیه، فإذا کان المعمار یتمتّع من روح متوازنه یتمثّل هذا التوازن فی حصیله عمله أو فنّه، ومن جهه أخری فلابدّ لکلّ عماره أن تخضع للأصول التوازن السّته وهی: ثنائیه الأزواج، والتزام بالحدود بین الأزواج، ووجود علاقه التفاعل أو التّعارض أو التّناقض بین الثّنائیات، والحرکه والاستمرایه والاکتمال حتی تسمّى متوازنه.ً
۶۶۳.

واکاوی جنبه هایی از شخصیّت اخلاقی دعبل برپایه اشعارش (شجاعت، بدزبانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۹ تعداد دانلود : ۳۱۱
اگر شاعر یا ادیبی درآفرینش اثر هنری، رسالتی را جستجو کند، مهم ترین رسالتی که بیش از هر چیز باید مورد توجه قرارگیرد، اخلاق است. با توجه به رویکرد اعتقادی و سیاسیِ خاصّی که دعبل دارد، همواره و در طول تاریخ، شخصیّت و شعر شاعر محل تاخت و تاز گروه های موافق و مخالف واقع شده است. گروهی بیشتر از روی غرض ورزی تمام محاسن اخلاقی او را نادیده گرفته و شخصیّتی سراسرگناه آلود از او ترسیم نموده اند. در طرف مقابل گروهی که به اصطلاح در اردوگاه موافقان صف آرایی نموده اند، با غلو و بزرگ نمایی و خَلق شخصیتی آرمانی و پیامبرگونه به شکلی دیگر به تخریب شخصیت شاعر پرداخته اند. این دوگانگی و آشفتگی در تبیین شخصیت شاعر، مقدمات سردرگمی مخاطبان را فراهم آورده و آنان را در شناخت جنبه های مختلف شخصیت وی، با نوعی تردید و سردرگمی مواجه ساخته است؛ از این رو برآن شدیم تا طرحی نو درافکنیم و به جای توجه به آرای سایر پژوهشگران، که غالباً تحقیقاتشان را با تعصّب و غرض ورزی آمیخته اند، محور و اساس قضاوت را دیوان شاعر قرار دهیم؛ تا ضمن بررسی و تحلیل مهم ترین مؤلفه های اخلاق در دو جنبه مثبت و منفی به تصویری درست از شخصیت شاعر دست یابیم. نتایج تحقیق-که برآمده از شعر شاعر است- نشان می دهد؛ شجاعت به عنوان فضیلت برتر اخلاقی به شکلی زیبا در وجود شاعر تجلّی یافته است و شاعر با اختصاص حجم نسبتاً زیادی از ابیات، جلوه هایی از شجاعت خود را به نمایش گذاشته است. در نقطه مقابل بدزبانی و سخنانِ پرده درانه با نمودی که در شعر شاعر دارد موجبات تنزّل شخصیت شاعر را فراهم آورده و او را در مظان برخی از اتهامات قرار داده است.
۶۶۴.

سیمیائیه التواصل غیراللفظی فی روایه حربُ الکلبِ الثانیهُ لإبراهیم نصرالله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۹ تعداد دانلود : ۴۴۰
تم دمج العلامات على نطاق واسع فی حیاه الإنسان کأداه مهمه لنقل الرسائل والمعنى. فیما یتعلق بهذا، حاول علم السیمیائیه أن یصف موقف العلامات فی حیاه الإنسان الیومیه خلال فک رموز العلامات فی الظواهر المختلفه. لإبراهیم نصرالله أعمال رائعه حصدت العدید من الجوائز فی مهرجانات مرموقه. روایه حرب الکلب الثانیه من أعماله التی حازت على جائزه بوکر باللغه العربیه، مما یبرز الحاجه إلى البحث عنها. حاولت الدراسه الحالیه دراسه هذه الروایه باستخدام الطریقه السیمیائیه من أجل فهم هذه الروایه بشکل أفضل، وتحدید وتصنیف الأدوات والقنوات التی استخدمها الکاتب لروایه السلوکیات غیر اللفظیه لشخصیاته. تظهر نتائج البحث أن إبراهیم نصرالله فی هذه الروایه الفانتازیه، التی تحمل موضوعاً ملیئاً بالخوف والقلق، قد استخدم حقول دلالیه مرتبطه مثل الغضب والقلق والخوف والمفاجأه فی مواقف مختلفه. کما أن له قدره خاصه على وصف الشخصیات والمشاهد، وباستخدام عناصر مختلفه، یخلق جواً من الخوف والقلق للقارئ، مما یفاجئه بأحداث مختلفه. توضح دراسه نص الروایه أن المؤلف قد استخدم ما مجموعه 135 علامه غیر لفظیه فی هذه الروایه، والتی تحتوی وظیفه الاستبدال على معظم الوظائف وقد تم استخدام وظیفه التأکید 3 مرات فقط. وتشیر النتائج إلى أن السلوکیات الصوتیّه تلعب الدور الأهم فی إیصال معانی العلامات غیر اللفظیه. استخدم نصرالله الحقول الدلالیه ذات الصله فی مواقف مختلفه. الغضب، وبالتالی، الصراخ هو أحد أکثر المواضیع المستخدمه فی هذه الروایه وضوحا. یسبب خوف الناس وقلقهم من کونهم مثل بعضهم البعض فی الشعور بالکراهیه. بالإضافه إلى ذلک، حب راشد لزوجته خالد. فی المشاهد المختلفه للروایه، یلعب التفکیر أیضا دورا لا یمکن الاستغناء عنه. المفاجأه هی موضوع آخر شائع الاستخدام فی هذه الروایه لأن جو الروایه جعل هذا أمرا لا مفر منه. بشکل عام، یمکن الاعتراف بأن نصرالله یمتلک إتقانا خاصا فی جذب الجمهور لقراءه الروایه. أیضا لإبراهیم نصرالله قدره خاصه فی توصیف الأشخاص والمشاهد؛ خلق نصرالله باستخدام عناصر مختلفه، جوّاً مرعباً من القلق والتوتر للقارئ، مما یفاجئ القارئ بأحداث مختلفه.
۶۶۵.

التحلیل السیمیائی للشخصیات فی شعر محمد الفیتوری المقاوم (الشخصیات السیاسیه والتراثیه والأدبیه نموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۱ تعداد دانلود : ۳۹۵
إنّ الشاعر السودانی المعاصر "محمد الفیتوری" من الشعراء الذین وظّفوا الشخصیات الثوریه لیصوّروا آلام مجتمعهم وآماله فضلاً عن تصویرهم لآلام جمیع الشعوب الحرّه وآمالهم. فقد استطاع الشاعر أن یخلق روحاً ملحمیه فی أشعاره، فاستخدم شخصیات مختلفه لیصوّر طموحاته فی العالم العربی. استلهم الشاعر شخصیات تتضمن رموزاً یکشف من خلالها مواقفه وما یعانیه من ظلم وعذاب مستهدفاً بذلک تفسیر واقع الأمه ومعالمها. فیهدف الشاعر من خلال توظیفه للشخصیات إلی تعمیق نظرته للقضایا الوطنیه والإنسانیه، ویبرز مشاعره أمام ظروف قاسیه یعیشها العالم العربی. تحاول هذه الدراسه من خلال المنهج الوصفی-التحلیلی وعلی ضوء التحلیل السیمیائی أن تبحث عن الشخصیات الثوریه فی شعر الفیتوری لیتمّ الکشف عن أهم الدلالات السیمیائیه التی یقصدها الشاعر من وراء هذه الشخصیات، ولتحقیق هذا المقصود نحدّد أسماء الشخصیات السیاسیه والتراثیه والأدبیه ثمّ نسلّط الضوء علی سماتها وأفعالها ودلالاتها فی النص الشعری، وهکذا تصبح هذه الشخصیات فی الأغلب علامات ورموزاً تحمل مدلولات متعدّده ویتجلّی فیها المعنی العمیق للنص الشعری. إنّ التعرّف علی السمات الرمزیه فی أسماء الشخصیات ودلالاتها، یلعب دوراً مهماً فی حفظ القیم والإنجازات الوطنیه، والشعبیه وتقویه روح الأمل . ومن أبرز هذه الشخصیات هو الإمام الخمینی (ره)، ونیلسون ماندللا وصلاح الدین الأیوبی وعنتره بن شدّاد وعبدالخالق محجوب والسلطان تاج الدین. یظهر لنا أنّ دراسه الشخصیات فی شعر الفیتوری ضروری ومهم لأنّ هذه الشخصیات لها دلالات عمیقه تؤثّر فی النفس الإنسانیه وتُثیر فی نفس المتلقّی أفکاراً  کالرفض والتّمرد والثوره ضد الطغیان. إنّ ألفاظ الحدیقه والعصافیر والتراب و... فی شعره تتجلّی بدلالات مغایره ویوظّفها الشاعر لخدمه قضایا وطنیه، و تمثّل مفردات کالمطر والغاب والنهر والعاصفه، إراده أبناء الشعب الذی ناضل من أجل الحصول علی الحریه والسیاده علی أرضه. ومن النتائج التی قد توصّل البحث إلیها هی أنّ هذه الشخصیات عند الفیتوری، تحمل دلالات کالأمل، ومحاربه الظلم، والتحرّر، والدعوه إلی صحوه الشعب ومحاربه الاستعمار وکذلک توعیه الناس وحثّهم علی الدفاع عن عزّه الوطن وکرامته.
۶۶۶.

من قراءه السطوح إلی قراءه دلالات الأعماق؛ مقاربه تأویلیه لقصیده أغنیه الممالک الضائعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۳ تعداد دانلود : ۳۹۴
      المنهج التأویلی منهج نقدی یخرج النص من الغیاب والنص دون قراءه تأویلیِّه تلامسه، یبقی مجرّد انفعال أدبی مکتوم وفی ضوء هذه الحقیقه جاء هذا البحث معتمداً علی المنهج الوصفی – التحلیلی وفی إطار الدرس التأویلی لمقاربه قصیده « أغنیِه الممالک الضائعه » ومن أهم الأهداف المؤمّله إلیها خلق الوعی عند القاریء بعالم هذه القصیده وموضوعها بعد إزاله الستار عن وجوه الرموز والإشارات وتنطلق ضروره هذا البحث عن فقدان بحث علمی منهجی عن شعر العلاق من جهه ومن جهه أخری تنطلق الضروره عن أهمیه القصیده فی کونها ترتبط بالواقع السیاسی وتعکس اشکالیات الواقع السیاسی العربی. هذه القصیده من أشهر قصائد العلاق تسرد ضیاع الأرض العربیِّه من الأندلس ماضیاً إلی العراق وفلسطین حاضراً وهذا الضیاع نتیجه للعلاقات المتشظیّه بین بلدان العالم العربی ونتیجه لفعل الخیانات والقصیده إلی جانب وظیفتها الإفهامیِّه، لم یُمهل فیها الجانب الإبداعی للشعر فهی تکتنز بالطاقات الجمالیِّه والإیحائیِّه الثرّه التی تأتی من الاستعارات ومن التقنیات التعبیریِّه والانحرافات الشکلیِّه.التراث ذات الفاعلیه فاعلیِّه فی قصیده العلاق واعتمد علیه للتعبیر عن الموقف المعاصر وإضفاء الموضوعیِّه إلی مقصدیات النص الشعری ولعبه الإیقاع تحمل الدور الجمالی التعبیری فی هذا النص الشعری وأکثر الشاعر فیها من البنیات المتوازیِّه التی یمکن توزیعها علی شاکله عمود الشعر القدیم والتکرار فی القصیده یحمل وظیفتی الجمالیِّه والتعبیریِّه والتنظیم الصوتی مرتبط بخوالج الشاعر النفسیِّه ویعکس ما یعتمل فی صدر الشاعر من الغضب والسخط لعوده العرب إلی حماقته الأولی ویعکس حزنه الشاعر وزفراته وما یجلب الانتباه فی هذه القصیده هو التشاکل الدلالی بین العنوان وبین النص الشعری وفی الحقیقه أنَّ العنوان له رصیده التاریخی المرتبط بالأندلس و یمثِّل الصوره المختزله لدلالات النص ویشیر إلی فعل الخیانه والضیاع ویعزف علی إیقاع الخواطر عند المتلقی.
۶۶۷.

تصویرشناسی ایرانیان در شهرهای شرقی و غربی ایران در سفرنامه ابن بطوطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۵ تعداد دانلود : ۳۷۸
هدف اساسی در دانش تصویرشناسی بازنمایی تصاویر اقوام و ملل در آثار ادبی ملتی دیگراست و سفرنامه ها ازجمله متون مهمی هستند که سفرنامه نویس از رهگذر سفر به کشورهای دیگر دیدگاه خود را به تصویر می کشد. این تصاویر از یک سو ویژگی های مردم آن کشورها را بازتاب می دهد و از سوی دیگر ویژگی های فردی و قومی سفرنامه نویس را آشکار می سازد.این هدف همانی است که در این جستار در پی آن بوده ایم تا با شناسایی و تحلیل سفرنامه ابن بطوطه، در جایگاه یکی از آثار مهم ادبیات سفرنامه ای در ادبیات عرب انواع تصاویر شهرهای شرقی و غربی ایران قرن هشتم را شناسایی و دلایل نگرش ابن بطوطه را تحلیل و تفسیر کنیم و تا حدّی به شناخت ابن بطوطه دست یابیم.در این راستا با روشی توصیفی مقایسه ای تصویر ایرانیان را در دو حوزه شهرهای شرقی و غربی در سه نوع تصویر مثبت، منفی و خنثی و بر اساس شاخصه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، مذهبی و سیاسی تقسیم بندی کردیم.ضرورت انجام این پژوهش از این جهت است که برای نخستین بار شهرهای شرقی و غربی ایران قرن هشتم با هم مقایسه می شود و نگاه یک جهان گرد مراکشی به ایرانیان تجزیه و تحلیل می شود.نتایج این تحقیق نشانگر این است که از مجموع 48 تصویر استخراج شده نظر ابن بطوطه مراکشی در حدود 80 درصد تصاویر ایرانیان مثبت و20 درصد آن منفی است. دلایل این نگرش مثبت ریشه در شباهت های اجتماعی و فرهنگی میان ایران و طنجه دارد و نیز به سامان بودن اوضاع ایران نسبت به دیگر کشورها و سرزمین ها. هم چنین در مجموع تصاویر شاهد وضعیت مناسب تر اقتصادی شهرهای غربی ایران نسبت به شهرهای شرقی هستیم که به علت تخریب گسترده زیرساخت های اقتصادی شهرهای شرقی ایران پس از حمله مغولان از جمله بازارها و کاروان سراها بوده است.
۶۶۸.

دراسه شعر رشید الدین الوطواط العربی من منظور الاتساعیه النصیه لجیرار جینیت دراسه فی ضوء الأدب المقارن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۸ تعداد دانلود : ۴۱۴
تتلاقی الدراسات المقارنه والتناصیه، خاصه عند جیرار جینیت، الناقد الفرنسی، فی نقد النصوص لنظرتهما إلی الصلات التاریخیه بین النصوص الأدبیه والتأثیر والتأثر بینها. والاتساعیه النصیه من المتعالیات النصیه عند جینیت، والتی تعنى بصوره خاصه بکلّ علاقه توحد النص الحاضر بالنص السابق. یبحث جینیت بصراحه عن علاقات التأثیر والتأثر فی العلاقات النصیه ویجعلهما أساسا فی دراسه النصوص. فمن هذا المنطلق، یتطرّق البحث إلی دراسه الشعر العربی لرشید الدین الوطواط (م. 573ﻫ)، الشاعر الإیرانی ذی اللسانین، والذی عاش فی شرق البلاد الإسلامیه فی ظلّ الدوله الخوارزمشاهیه. تسعی هذه الدراسه من خلال المنهج المقارن أن تلقی الضوء علی شعره الذی لایزال فی خفایا المخطوطات، محاولهً کشف الصلات الأدبیه فی شعره مع النصوص الدینیه والشعر العربی فی ضوء الاتساعیه النصیه، حتّی یتبین مدی تأثر الشاعر الإیرانی بهذا التراث العریق. تحکی نتائج البحث عن أن الشاعر کان ملمّا بالأدب العربی واستفاد من ألفاظ الشعراء ومعانیهم وأخیلتهم فی شعره، حتی نری صدی القرآن الکریم ونهج البلاغه وأشعار الجاهلیین والعباسیین واضحا فیه، حیث یمکن أن نعدّه خیر ممثّل للشعر العربی فی العصر العباسی الثانی فی شرق البلاد الإسلامیه. وأما بالنسبه إلی کیفیه تعامل الوطواط مع هذا التراث وتوظیفه فی شعره، فنرى حضور الأقسام الثلاثه من أنواع التفاعلات النصیه فی الاتساعیه النصیه فی شعره، کما نرى أن الشاعر لم یکتف بالمحاکاه وإدخال اللفظ فی شعره، بل امتصّ المعانی الشعریه، وحوّلها إلی عقود شعریه، وفی القسم الثالث، أی المعارضات الشعریه، یتراءی الشاعر ممتلکا لناصیه الشعر، أبدع القصائد الغرّ التی تنافس روائع الشعر العربی.
۶۶۹.

شعر النقائض الأمویه، دراسه أسلوبیه إحصائیه فی ضوء اللسانیات الکمیه (نقیضه الفرزدق وجریر أنموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۷ تعداد دانلود : ۳۲۱
ترکز الأسلوبیه الإحصائیه على الإحصاء الریاضی بغیه الکشف عن کوامن النصوص الأدبیه. وتعتبر معادله بوزیمان الإحصائیه، من أهم الطرق العلمیه الریاضیه التی تفحص مدى العاطفه الشعریه فی النصوص وتمیّز بین الأسلوب الأدبی والأسلوب العلمی. یرى بوزیمان أنّه من خلال دراسه نسبه الأفعال إلى الصفات، ثم التعرّف على المؤشرات الصیاغیه والمضمونیه المؤدیه إلى التحول الأدبی والعلمی فی عمل کاتب أو شاعر ما، بإمکان القارئ أن یفهم عملیه بناء أعمالهم الأدبیه ویدرک مدى انفعالیتهم أو علمیتهم فی النصوص. فمن هذا المنطلق، یهدف المقال إلى دراسه النقیضتین الهجائیتین للشاعرین الأمویین المرموقین، الفرزدق وجریر بن عطیه. وفی السیاق ذاته، اخترنا نقیضتین "إِنَّ الَّذی سَمَکَ السَماءَ" للفرزدق و"لِمَنِ الدِیارُ کَأَنَّها لَم تُحلَلِ" لجریر أنموذجا وقارنا بین أسلوبهما الشعری،خلال المنهج الإحصائی لنبیّن مدى أدبیتهما وفقا لمعادله بوزیمان الإحصائیه. وانتهى المقال إلى أنّ أسلوب کلا الشاعرین فی نقیضتیهما الهجائیه أدبیٌّ ولکنّ درجه الانفعال والدینامیکیه والإثاره الأدبیه فی أسلوبهما الشعری تختلف. إذ إن نقیضه جریر کانت أکثر أدبیّه من نقیضه الفرزدق؛ حیث أکسى جریر نقیضته الهجائیه مشاعر وجدانیه وانفعالات حسیه  وحرکیه. لقد نزع کلا الشاعرین فی نقائضهما نحو الفنون البیانیه الضخمه من تش بیه واس تعاره ومجاز وکنایه بتفصیل، ولکن لغه جریر الشعریه الخاصه المفعمه بالأحاسیس والعواطف الصادقه جعلته أکثر نجاحًا من الفرزدق.
۶۷۰.

روش شناسی پدیده تضمین نحوی در فرایند ترجمه نهج البلاغه (با محوریت ترجمه های: آیتی، فیض الإسلام، شهیدی، دشتی و جعفری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۷ تعداد دانلود : ۴۶۸
در مطالعات نوین معناشناختی، امکانات متنوع و منحصر به فرد زبان های مختلف به عنوان یکی از معیارهای برتری زبانی به زبان دیگر به شمار می آید؛ از جمله این امکانات زبانی می توان به مقوله «تضمین نحوی» اشاره نمود. تضمین نحوی یک پدیده سبک شناختی است که در اثر خروج از نحو زبان هنجار تشخّص می یابد و نقشی تعیین کننده در پیدایی و کشف معنای دقیق واژه دارد؛ به نحوی که در صورت عدم توجه به این اسلوب، ترجمه دارای نقص و کاستی خواهد بود. در ترجمه تضمین نحوی، توجه به ساختار نحوی و بلاغی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و از میان روش های مختلف ترجمه، ترجمه معنایی می تواند مناسب ترین روش برای ترجمه چنین واژگانی باشد؛ چون در ترجمه این واژگان علاوه بر معنای وضعی و لفظی، باید معنای ضمنی آن را نیز لحاظ کرد. این جستار، با شیوه توصیفی - تحلیلی در پی شناس ایی تضمین نحوی در افعال مورد استفاده در کتاب نهج البلاغه و ارزیابی ترجمه های: آیتی، فیض الإسلام، شهیدی، دشتی و جعفری از نظر رعایت اسلوب مذکور است. بررسی ها نشان می دهد که در بسیاری از موارد، معادلی دقیق با ذکر همه مؤلفه های معنایی برای واژه های متضمن در ترجمه های فارسی انتخاب نشده است؛ در حالی که توجه به بافت کلام و مراعات قوانین نحوی می تواند مترجم را در انتخاب برابرنهادهای دقیق واژگانی یاری نماید.
۶۷۱.

تحلیل سبک شناختی سروده ی قافیه صفی الدین حلی در مدح پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۳۳۴
شناخت سبک و زبان هر اثری در فهم و درک بن مایه های آن اثر کمک بسیاری خواهد کرد، به ویژه وقتی اثر مورد بررسی شعر باشد؛ چرا که زبان شعری در بیشتر موارد از شکل معیار خارج می شود. صفی الدین حلی یکی از بزرگترین شاعران دوره انحطاط است و مدح پیامبر اکرم (ص) در دیوان وی جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است. سروده قافیه ی حلی با 50 بیت، یکی از مدایح نبوی شاعر است که با موضوع تولد پیامبر (ص) و بیان وجد و سرور هستی و طبیعت از این رخداد خجسته و مبارک آغاز می شود و شاعر، میلاد حضرت را پایانی بر عمر ستم طاغوت و سرآغاز سرنگونی استبداد و حکومت کفر معرفی می کند و در ادامه به بیان فضایل پیامبر (ص) و ستایش ایشان می پردازد. مقاله پیش رو بر آن است تا به روش توصیفی تحلیلی و از دریچه سبک شناسی، سروده مذکور را در سه لایه آوایی، نحوی و بلاغی معنایی مورد تحلیل قرار دهد تا از طریق کشف ظرایف سبکی و زبانی این سروده و نقش آن در آفرینش معنا، نشان دهد که شاعر تا چه اندازه در قالب این ساختار شعری توانسته ارادت و محبت و عاطفه خویش را نسبت به ساحت مقدس پیامبر (ص) به نمایش بگذارد. نتایج مقاله، حاکی از آن است که شاعر برای زیباسازی ابیات و افزایش بار موسیقایی قصیده، از جناس بهره فراوان برده است. در حوزه نحوی نیز بسامد استفاده از جملات فعلیه و جملات خبری به ترتیب از جملات اسمیه و انشائیه به مراتب بیشتر است و تقسیم مقاطع آوایی از ویژگی های سبکی مدحیه مورد بررسی وی به شمار می رود. در حوزه بلاغی معنایی نیز دو عنصر تشبیه و استعاره از بسامد بسیار بالایی برخوردارند. سبک به کار رفته در این سروده به خوبی در خدمت پویایی گفتمان شعری بوده و در ترسیم عاطفه و احساس شاعر نسبت به پیامبر (ص) موفق عمل نموده است.
۶۷۲.

تحلیل واژگانی و ساختاری مجموعه داستانی «المعذّبون فی الأرض» اثر طه حسین با رویکرد بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۲ تعداد دانلود : ۳۱۸
طه حسین، ادیب و ناقد معاصر عرب، از پیشگامان جنبش نوگرایی در مصر بود و در ادبیات معاصر عرب، از جایگاه خاصی برخوردار گشت. طه حسین، آثار اجتماعی و تاریخی بسیاری نوشته و به دلیل مصاحبت با قرآن کریم، تحت تأثیر اسلوب قرآن کریم قرار گرفته و جلوه های مختلف این تأثیرپذیری را در شیوه ی نویسندگی خود به ودیعه گذارده است. بی گمان این تأثیرپذیری، سبک داستانی او را پویا، استوار و آهنگین ساخته است. از جمله آثار طه حسین که اقتباس از قرآن کریم در آن نمودی خاص یافته، مجموعه داستانی «المعذبون فی الأرض» است که با تأملی اندک در ساختار این کتاب، می توان بینامتنیت قرآنی را در آن ملاحظه کرد. این مقاله با تکیه بر روش توصیفی– تحلیلی، با تحلیل و واکاویِ واژگانی و ساختاری مجموعه «المعذبون فی الأرض» و تاثیر پذیری این مجموعه از قرآن کریم بر مبنای نظریه بینامتنیت می پردازد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که: الف) نویسنده در این مجموعه داستانی، به گونه های مختلفی از متن قرآن کریم الهام گرفته است که از آن جمله می توان به تأثیر واژگانی، فواصل آیات، ساختار آیات بلند و اسالیب متنوع بیانی قرآن کریم اشاره کرد. ب) جلوه های بینامتنیت قرآنی این مجموعه داستانی را می توان در نوع نفی جزئی یا اجترار و نیز در نوع نفی کلی یا حواری که ادبی تر و دارای نوآوری بیشتری است یافت.
۶۷۳.

تحلیل بصری شعر ابن خفاجه اندلسی با رویکرد امپرسیونیسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۱ تعداد دانلود : ۲۶۷
امپرسیونیسم در واقع نخستین جنبش مدرن در هنر اروپایی، و وارث به حق رئالیسم است که در نیمه دوم قرن نوزدهم نخست در هنر نقاشی ظهور کرد و سپس به هنر ادبیات راه یافت. رابطه نقاشی با ادبیات، رابطه ای است دیرپای که منتقدان ادبیات از گذشته تا به امروز بدان اذعان داشته اند و بی جهت نیست که نقاشی را شعر صامت و شعر را نقاشی گویا نام نهاده اند. در جریان فکری امپرسیونیسم، نگاه و برداشت لحظه ای هنرمند از  پدیده های طبیعت و شواهد اطرافش، تحت تأثیر میزان نور و تفاوت و نوع تابش نور در حالت های مختلف روز جایگاه ویژه ای دارد، مضافاً بر اینکه هنرمندان امپرسیونیستی به بازی رنگ و نور علاقه فراوان داشتند و این ویژگی در آثارشان به خوبی نمایان شده است. ابن خفاجه (451-533ق )، شاعر بنام اندلسی، که به شاعر طبیعت نیز شهره شده، با الهام از چشم اندازهای زیبای طبیعت اندلس، تصویرهایی پویا، سیال و در نوع خود منحصر به فرد خلق کرده است. وی هر چند در قرون معاصر نزیسته، اما شاید بتوان گفت که در آثارش ویژگی هایی مشهود است که چندان با آثار هنری امپرسیونیسم در قرون معاصر بیگانه نیست. این نوشتار حاصل پژوهشی است با روش توصیفی - تحلیلی که اشعار ابن خفاجه را با هدف بررسی و تحلیل ویژگی های بصری آن طبق نگاه امپرسیونیسمی مورد کنکاش قرار داده است. از مهم ترین نتایج حاصل آمده از این پژوهش می توان به تأثیر شدید و انکارناپذیر نور در خلق تصاویر شعری ابن خفاجه و به تبع آن تداعی شکل ها و رنگ هایی متنوع و متفاوت در ذهن شاعر و گاهی دور از واقعیت اشاره داشت که حاکی از برداشت های لحظه ای شاعر تحت تأثیر نور و احساسات خود او دارد. همچنین کاربست قابل توجه رنگ های خالص و ناب در خلق این تصاویر نیز از ویژگی های دیگر اشعار ابن خفاجه است که با هنر امپرسیونیست ها مشابهت دارد.
۶۷۴.

خوانش نُماد وارونگی آب در شعر سیمین بهبهانی و نازک الملائکه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۱ تعداد دانلود : ۳۶۵
آب در نماد شناسی اسطوره های جهان، یکی از پر اهمیت ترین نماد های طبیعی است. نماد آب در چکامه های سیمین بهبهانی و نازک الملائکه یکی از واژه ای پر بسامد و چند معنا است. از اینرو، اشعارشان پژواکی از بحران های انسان معاصر است. هدف پژوهش حاضر، بررسی پیوند نماد آب و پدیده وارونگی آن در شعر سیمین بهبهانی و نازک الملائکه نگارندگان در این جُستار، کوشیده اند؛ تا به خوانش و تحلیل تازه ای از نماد وارونگی آب در سروده های سرایندگان مدّنظر دست یازند. این پژوهش، با رویکردی توصیفی – تحلیلی در صد آن است، تا نماد وارونگی آب را در شعر سیمین بهبهانی و نازک الملائکه بررسی نماید. یافته های اساسی این پژوهش نشان می دهند؛ دو شاعر با توجه به بحران های سیاسی و اجتماعی جامعه عصر خویش نگاهی بدبینانه و یأس آلودی به زندگی خویش داشته اند. در سروده های سیمین بهبهانی و نازک الملائکه نماد آب حکایت از ترسیم جلوه هایی بسان یأس و نا امیدی، شکست، غربت، تنهایی و مرگ اندیشی دارد.
۶۷۵.

بنیه التعبیر فی روایه عازف الغیوم لعلی بدر فی ضوء نظریه التواصل اللغوی لجاکبسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۵ تعداد دانلود : ۷۲۳
لقد تطور علم اللسانیات الحدیث تطورا ملحوظا فی مجال دراسه اللغه، وأنتج هذا التطور تحولاً فی المفاهیم اللغویه، من حیث الوظائف التواصلیه لغویه کانت أم اجتماعیه، مما أدّت هذه الظاهره إلى بروز تفاسیر مختلفه للنص والخطاب. یعد رومان جاکبسون منظرا حقیقیا لنظریه التواصل اللغوی التی تکون أهم النظریات اللغویه الحدیثه؛ إذ قسَّم البناء اللغوی والتواصل بین الأفراد على أساس سته عناصر لعملیه الاتصال وستّ وظائف للغه یتمّ عملها على طاوله تلک العناصر. تعد دراسه الروایات الحدیثه من أهم المواضیع الأدبیه، کما هی ماده خصبه للدراسه والبحث بالنسبه للباحثین والنقاد، وکذلک الروایه من الأجناس الأدبیه التی ترتبط مباشره بالتواصل اللغوی والاجتماعی؛ وذلک لکونها متکونه من الحوار والسرد، فتطبیق وظائف التواصل على الروایه یعد عملا نقدیا فی غایه الأهمیه. نتبع فی بحثنا هذا المنهج الوصفی التحلیلی، حیث نهدف من خلاله إلى دراسه روایه عازف الغیوم ، لعلی بدر بعرض النماذج التی یشاهد فیها استخدامه الدقیق والمتقن للتعبیر بالوظائف اللغویه للتواصل على ضوء نظریه التواصل اللغوی لجاکبسون. فوجدنا سرده وحواره مناسباً للنهوض بغایات بحثنا، ویساعدنا ذلک فی وقوفنا على خصوصیه اللغه ووظائفها فی روایته. من أهمّ النتایج التی توصّلت إلیها الدراسه؛ هی أن فی روایه عازف الغیوم مساحه واسعه للبحث فی مجال اللغه؛ إذ وجدنا الحوار خاضعاً لعملیه التواصل حسب أرکان النظریه السته والوظائف التواصلیه الست، فکشفنا مواطن النظریه فی الروایه، حیث إن الروائی علی بدر اهتمّ فی خطابه بالتواصل مع المتلقی فی السرد والحوار موافقاً بین عناصر اللغه ووظائف التواصل.
۶۷۶.

علاقه النوع والجنس والهویه السوسیولغویه فی منطقه جباله بالمغرب من السرد والنطق إلى تمثیل اللغه وإحیاء الثقافه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۸۱
تستکشف هذه الدراسه أنواع التقنیات السردیه والخطابیه واللغویّه التی یعتمدها المتکلّم المغربیّ بمنطقه جباله للتعریف بنفسه، وبهمومه الآنیه وما ورثه عبر الزمن عن أجداده من تراث شفویّ محکیّ وغیر محکی. وتدلّ التقنیات والتراکیب اللغویّه واللفظیه والنصّیه والتراثیّه المستعمله على أنّ کلّ هذه الأشکال تعبّر عن واقع معیّن وتروی قصّه أو حدثاً تاریخیّاً مخفییْن، وهکذا تعتبر من النصوص والخطابات الهویاتیه المهمّه فی التراث المروی أدبیاً کان أم لسانیاً أم خطابیاً بهذا المحیط. وهی بهذا تساهم فی إظهار العلاقه بین الجنسین وتمییز قیمتها فی مجال الممارسات والواجبات الیومیه التی تمیّز الواقع العربیّ فی زمن الصراعات الأیدیولوجیه والتداخلات الثقافیه والعولمه والحداثه. ستحاول هذه الورقه دراسه الجدال الذی یدور حول هذا النوع من الأشکال السّردیّه والأدبیّه والخطابیّه وصعوبه تصنیفها کنصّ أو کخطاب. وسیهتمّ البحث المعمّق فی التراث المحلی، والذی یمزج بین طرق ومناهج اللسانیات المیدانیّه التطبیقیه واللسانیات النصیّه والسّردانیه، بتوضیح أنّ هذه الأنواع والتراکیب اللغویّه والنصیّه والخطابیّه "أعیُّوع" مثلاً، هی خطابات، وهی فی نفس الوقت روایات واقعیّه تلخّص التأثیرات الاجتماعیّه والاقتصادیّه على حیاه الفرد والجماعه فی منطقه جباله شمال المغرب، خصوصا العنصر النسوی منه. وستساعد معرفه الأدوات والأسالیب المستعمله على الوصول إلى الغایه المرجوه، وهی کیفیّه إیصال الرساله من وإلى الإنسان الجبلی وبعده إلى المجتمع الإنسانی من خلال تبنی مناهج وتقنیات خطابیّه وسردیّه واقعیّه تساهم فی تشکیل مجتمع متکامل انطلاقاً من الحدیث عن شخصیات شارکت فی بناء تاریخ هذه المنطقه من المغرب ومن البحر المتوسط والعالم العربی. وبهذا تساهم هذه الورقه فی إحیاء لغه شفویَّه وتراث إنسانی مهدّد بالاندثار. وتماشیاً مع التطور السریع الذی یعرفه المجتمع المغربی بکلّ أشکاله، والذی ینعکس على السلوکیات والممارسات الفردیّه والجماعیّه فی المجتمع، ستحاول هذه الدراسه، أولاً، إبراز الدور المهم الذی لعبته المرأه الجبلیه عبر التاریخ فی الحفاظ على الهویّه اللغویّه والثقافیّه لمجتمعها ونقلها إلى أبنائها عبر الأجیال. ثانیاً، ستوضح هذه المقاله کیفیه ونوعیه حضور المرأه الجبلیه فی وسطها عن طریق إظهار نوع الأعباء التی تستحملها لکی تضمن البقاء لبیئتها الطبیعیه والاجتماعیه خصوصا وأنّ النساء الجبلیات یلعبن دوراً رائداً فی الحفاظ على التقالید والثقافه عبر مشارکتهنّ فی صیانه الموروث الثقافیّ الشفویّ. ثالثاً، ستؤکد هذه الدراسه من خلال تبسیط وتحلیل البنیات اللّغویه والخصائص الممیّزه لها کالإماله وتصغیر الأسماء والصفات والمزاوجه الحرکیّه، ووجود مقاطع منطوقه مدمجه مثل (دج)، أنّ المیزات اللغویّه تسهل على الدارس والمتلقی کیفیه التمییز بین اللغه الجبلیّه وباقی اللغات المحلیّه والجهویّه التی تطبع الوسط اللغوی المغربی.
۶۷۷.

دراسه لتاریخ تعلیم الشیعه الإمامیه فی القرون الخمسه الأولی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۴ تعداد دانلود : ۴۶۰
قام أئمه الشیعه إثر وفاه رسول الله الأعظم (ص) بمهمه تعلیم أتباعهم أحکام الدین وما إلى ذلک فی کل مکان وزمان وعلى قدر المستطاع صیانه لدین الله وهدایه للمجتمع الإسلامی. لذا أصبح للمساجد والکتاتیب والأمکنه المقدسه أهمیه خاصه فی مجال التعلیم. لقد ذکرت فی الحقب التالیه من التاریخ الشیعی أسماء لمراکز أخرى للتعلیم إضافه إلى ما بینا للتو إلا أنها لم یتم بعد بشأنها الدراسات الکافیه حتى یتسنى لنا إمکانیه الکشف عن مکامن ضعفها وقوتها فی ظل مقارنتها مع أوضاعها الحالیه. والفکره الشائعه أن الشیعه مدینه بمراکزها التعلیمیه للآخرین إذ لم یکن لها أی ابتکار أو إبداع فیها. وفی هذا السیاق یرمی بحثنا الحاضر إلى تسلیط الضوء على الأمکنه والأزمنه التی وظفها أئمه الشیعه لتعلیم أتباعهم فی القرون الهجریه الأولى وکذلک المراحل التعلیمه التی مرت بها عملیه التعلیم وذلک فی ضوء دراسه تاریخیه وروائیه واعتمادا على المنهج الوصفی-التحلیلی وأخیرا إعطاء صوره واضحه عن التطور التاریخی الذی شهدته الأنشطه التعلیمیه للشیعه فی الفتره ذاتها. ولم یفتنا لتحقیق أهدافنا هذه مراجعه المصادر التاریخیه الموثوق بها والقریبه من الفتره نفسها. ومن أبرز المعطیات التی توصلنا إلیها من خلال هذا البحث هی أن المذهب الشیعی استطاع أن یسبق المذاهب الإسلامیه کلها فی المشوار التعلیمی وتدشین مراکز حدیثه لتعلیم أفکاره ورؤاه التی لم یسبق لها مثیل ولا نظیر.
۶۷۸.

المدائح العلویه فی العراق العثمانی؛ دراسه وتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۹ تعداد دانلود : ۳۵۶
العهد العثمانی هو ثانی أقسام العصر الترکی (أو العصر الانحطاط علی زعم بعض الدراسین، المنقسم علی القسمین: المملوکی و من ثمّ العهد العثمانی) ، ومن الملحوظ فی أدب العصر الترکی ولاسیّما أدب العصر العثمانی قلهُ الدراسات والبحوث عن الأدب العربی فی هذه الفتره لأسبابٍ ما. ومن السمات البارزه لأدب هذه الفتره هو انطباعه بالطابع الدینی وازدهاره فی حقل المدائح النبویه التی تشتمل علی مدح النبی محمد (ص) والأئمه الأطهار(ع) من قبل بعض الشعراء الذین نظموا أشعاراً رائعه فی هذه المجالات. فمن هذا المنطلق، هذه المقاله وفقاً للمنهج الوصفی- التحلیلی قد رمت إلی تعریف إجمالی للمدائح النبویه و تحلیل المدائح العلویه التی تناولها الشعراء العراقیون فی الفتره العثمانیه، بمثابه فرع من فروع المدائح النبویه.من أهم النتائج التی توصلت إلیها هذه المقاله هی إن شعراء العراق العثمانی سواء کانوا من الشیعه أو أهل السنه، کثیراً ما نظموا قصائدَ علویات تحتوی علی مضامین منها: التغنی بأرض مدینه النجف الأشرف، الحدیث عن ولایه الإمام علی (ع) و واقعه الغدیر وبیان صفاته وفضائله إضافه إلی أنه من المستحیل أو علی الأقل من الصعب أن نفضّل بعض فضائل الإمام علی(ع) ومناقبه علی البعض الآخر فی المدائح العلویه للشعراء العراقیین فی الفتره العثمانیه.
۶۷۹.

منهجیّه ترجمه الصور الکنائیّه عن القیامه فی القرآن الکریم وفق نظریه لارسون ترجمه مکارم الشیرازیّ وحسین أنصاریان نموذجاً(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۵ تعداد دانلود : ۳۹۵
إن ترجمه النصوص المختلفه وخاصّه المقدّسه منها والصور الأدبیّه المستخدمه فیها، بما فی ذلک الکنایه، تتطلّب حلولاً أساسیّه. ولارسون هی واحده من اللغویّین الذین قدّموا استراتیجیات عملیّه لترجمه الصور المجازیّه، حیث تؤکّد، من خلال تقدیم ثلاث ااستراتیجیات والتمییز بین الأسس الدلالیّه والبنى الفوقیّه النحویّه والمعجمیّه والصوتیّه للغه، على اکتشاف المعانی الأصلیّه من خلال فحص البناء اللغویّ ثم إعاده التعبیر عنه فی إطار اللغه الهدف؛ إذ ترجمتها الدلالیّه هی ترجمه وفیّه للغه المصدر وتعتبر طریقه موثقه لترجمه النصوص المختلفه وخاصه النصوص الدینیّه. والغرض من هذا البحث هو التعرّف على طرق الترجمه فی نموذج لارسون ودراسه مدى فعالیّه الاستراتیجیات المقترحه فی هذا النموذج ونسبه توافقها مع ترجمه "مکارم الشیرازی" و"حسین أنصاریان" فی ترجمه کنایات النصف الأول من القرآن الکریم. تم تنظیم هذا البحث من خلال طریقه مراجعه الترجمات بناءً على نهج لارسون، حیث اختیرت اثنتا عشره صوره کنائیّه من إحدى وعشرین صوره موجوده عن موضوع القیامه فی هذا القسم. ومن أهمّ نتائج البحث التی تجدر الإشاره إلیها هی أنّ أداء المترجمَیْن کان مختلفاً فی مکوّنات الترجمه الدلالیّه، إذ کان "مکارم" فی ترجمه المعانی المجازیه أکثر دقّه من أنصاریان، واتّصف الأخیر فی ترجمه المکوّنات المعجمیّه المهمّه ونقل المعلومات الضمنیّه والصریحه للنصّ بأداء أکثر دقّه وحساسیّه. ولکنهما فی ترجمه العلاقات العامّه والخاصّه للکلمات یتّبعان نهجاً مشابهاً.
۶۸۰.

تکرار الضمیر فی شعر ابن مقبل، سیاقاته، دلالاته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۳۲۵
التکرار ظاهره أسلوبیّه تفنن العرب فی استخدامه، إذا أرادوا معنًى إضافیّاً، لا یتحقّق بغیره، ویربط بین أجزاءٍ معنویّه متعلّقهٍ بمرجعٍ واحدٍ یقع علیه التکرار، وله لطائفه البلاغیّه والمعنویّه التی یحدّدها السّیاق الذی جاء فیه، والمقام الذی فرضها، ومقتضى الحال. ویکون التکرار فی اللفظ والمعنى معاً، وربّما یقع فی اللفظ من دون المعنى، أو فی المعنى من دون اللفظ، سواءٌ أکان فی الجمله أم فی اللفظ المفرد. فمن تکرار اللفظ المفرد الذی رسم به ابن مقبلٍ لوحاته الفنیّه کان تکرار الضمیر؛ إذ بدأ کلاًّ منها بالمرجع الذی یشکّل أساسها، ثمّ عدل عنه إلى ضمیره ال مُغنی عنه، یستکمل به أوصافه المتعدّده، أو یذکِّر به بعد طول فصلٍ، أو یؤنس به نفسه، أو یؤکّد معنًى أراد تقریره فی نفس المتلقی، أو یظهر لوعهً وحسرهً ملأت قلبه، إلى غیر ذلک من المعانی التی جادت بها کیفیات التعبیر الشعریّه لدیه، وتوقّف البحث عندها.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان