فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۸۱ تا ۱٬۸۰۰ مورد از کل ۹٬۴۴۱ مورد.
بررسی مطالعات جهانی اخلاق زیست محیطی و لزوم آموزش مبانی مشترک آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زیست کره زمین فارغ از مرزبندی های سیاسی، دینی و زبانی نیازمند مراقبت ویژه ای است. این مراقبت در سایه رعایت اصول اخلاقیِ مشترکِ جهانی تحقق می پذیرد که می توان تحت عنوان اخلاق زمین (Earth Ethics) از آن یادکرد. شاید، اصرار بر ارائه تعریف مشترک جهانی پیرامون رابطه انسان با خدا، خودش و دیگران ضرورتی نداشته باشد، اما سلامت و حفظ زیست کره نیازمند تعریفی مشترک از رابطه انسان با طبیعت است. بحران محیط زیست که در قرن اخیر چهره خود را آشکارتر ساخته است، موجب شده است علاوه بر بازنگری نحوه تعامل انسان با طبیعت در استفاده از علم و تکنولوژی، یک بازنگری کلی در همه ادیان و نحله های فکری، دینی و اخلاقی در مورد جایگاه انسان در جهان و اخلاق زیست محیطی صورت گیرد. شاید، بتوان مقاله لین وایت را بزرگترین محرک در این بازنگری در جهان مسیحیت دانست؛ به گونه ای که از سال تألیف این مقاله (1967) تا کنون، به اشکال گوناگون در موافقت و مخالفت آن سخن رفته است که تحت عنوان اخلاق زیست محیطی (Environmental Ethics) که زیرشاخه ای از فلسفه است، از آن یادمی شود. در جهان اسلام نیز شاهد شکل گیری تألیفات و تحقیقات وسیع در این زمینه هستیم؛ از آن جمله، می توان از آثار سید حسین نصر، پرویز منظور، محقق داماد، خالد فضلان و جوادی آملی نام برد. در این مقاله بر آنیم تا ضمن بیان گزارشی از این تحقیقات، به این امر تصریح کنیم که بی آنکه لازم باشد برای حفظ محیط زیست به مکتب خاصی در غرب یا شرق روی آوریم، می توانیم به جهانی های مشترک در اخلاق زمین دست پیدا کنیم که از مکاتب و ادیان مختلف نشئت می گیرد. با شناخت و آموزش این اصول می توان هم زمان با حفظ محیط زیست، به توافقی جهانی در بخشی از اصول اخلاقی نیز نائل شد.
اخلاق و عرفان اسلامى از دیدگاه استاد مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ۱۳۸۷ شماره ۱۲۹
حوزههای تخصصی:
وجود حالاتی همچون ترس، غم، غصه، و اندوه که ملایم طبع و نفس انسانی نیستند و نیز شادی و نشاط که ملایم طبع و نفس انسانی است چه آثار و پیامدهایی برای روح و روان انسان دارد؟ آنچه مهم است نحوه و نیز میزان بهره مندی از این حالات روحی و روانی است و اینکه چگونه به درستی و به موقع از آنها استفاده کنیم و در بهره مندی از آنها دچار افراط و تفریط نشویم امور غریزی، خوردنی ها، آشامیدنی ها، غضب، شهوت و... جملگی نعمت هایی هستند که در نهاد انسان به ودیعت نهاده شده اند. استفاده به هنگام و صحیح از آنها، آثار و پیامدهای بسیاری بر روح و روان آدمی دارد. بهره مندی نامناسب، نابهنگام، افراط و یا تفریط گون از هر یک از امور فطری و غریزی آثار زیانباری بر روح و روان انسان وارد می سازد. باید با استفاده درست از این حالات روحی و غریزی و نیز خوف و ترس از خدا و تعلق و دلبستگی نداشتن به لذایذ و تعلقات مادی، زمینه روشنایی دل خود و هدایت به سوی سرای ابدی را فراهم ساخت.
تبیین جایگاه و کارکرد قوه خیال در صدور رفتار و افعال عاقلانه از انسان با تأکید بر مبانی نفس شناسی صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابن سینا صدور فعل آگاهانه-عاقلانه انسان را با بهره گیری عقل عملی از قوه خیال و همراهی آن دو تبیین می کند. صدرالمتألهین نیز اگرچه این تفسیر را رد نمی کند، با تعریف جدیدش از قوه خیال، آن را کل نفس حیوانی درنظر می گیرد و خیال را در همه شئون و رفتار عاقلانه و غیرعاقلانه انسان مؤثر می داند. تأثیر و کارکرد قوه خیال را در صدور فعل عاقلانه نزد صدرالمتألهین، در دو ایستار می توان تبیین کرد. نخست آنکه فعل آگاهانه- عاقلانه متقوم تفکر برای ایجاد علت غاییِ صدور فعل در ذهن فاعل است. صدرالمتألهین با اعتقاد به تأثیرپذیری تعقل از تخیل، تفکر عاقلانه را همواره آغشته به قوه خیال و متأثر از آن می داند و حصول تعقل صرف و تفکر فلسفی را در مبادی علمی صدور فعل و رفتار نفی می کند. کارکرد و تأثیرگذاریِ دیگر قوه خیال در مبادی علمی صدور فعل و رفتار، تبدیل غایت ها و شوق های کلی به جزئی، مصداق یابی و برنامه ریزی برای حرکت از حال کنونی و وصول به حال مطلوب و رفتار جدید است.
رابطه اخلاق و دین(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«تلقین»: چالشی فراروی تربیت دینی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تربیت دینی همچون بسیاری از مفاهیم رایج در تعلیم و تربیت، از جانب پرورشکارانی که با رویکرد تحلیلی به مباحث تربیتی مینگرند، بررسی و نقد شده است. برخی، آموزش دین را به سبب ماهیت غیرعینی و آموزه محور معرفت دینی، فرایندی قلمداد میکنند که در بیشتر موارد به «تلقین» منجر میشود. عده ای نیز معتقدند که تلقین، تهدیدی است که متوجه هر نوع آموزش است؛ زیرا هرگاه موضوعی با شیوه ای غیراخلاقی انتقال یابد، تلقین رخ داده است. در این مقاله، پس از بررسی تمایز مفهومی بین «تربیت» و «تلقین»، دو معیار موجود برای تلقین یعنی «محتوا» و «روش ارائه» بررسی شده است. در هرنوع آموزش، از جمله آموزش معارف دینی، شیوة غیراخلاقی عرضة مطلب، فرایند آموزش را به سمت تلقین میکشاند. بدین منظور، پس از ذکر شاخص های تربیت حقیقی از منظر فلسفة تحلیلی، بر این نکته تأکید شده است که در تربیت اسلامی، شاخص های مذکور مورد تأیید بوده و از حیث نظری، تربیت اسلامی با تعریفی که فلاسفة تحلیلی از «تربیت حقیقی» ارائه میدهند، همخوانی دارد.
نقش فرد و موقعیت درقضاوت اخلاقی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از رویکردهای پژوهشی در زمینة قضاوت اخلاقی که اخیراً بر آن تأکید شده، رویکرد تفاوت های فردی است. مقالة حاضر برای بررسی نقش تفاوت های فردی دربارة قضاوت اخلاقی در مورد یکی از معماهای اخلاقی کلاسیک، یعنی معمای واگن انجام شده است. 389 دانشجو در دو پژوهش شرکت کرده اند. در پژوهش اول، 225 دانشجو علاوه بر پاسخ به معمای واگن، به خزانه بین المللی گویه های شخصیت و مقیاس تجدیدنظرشده جهت گیری دینیپاسخ داده اند. در پژوهش دوم، 164 دانشجو علاوه بر پاسخ به نسخة دیگری از معمای واگن، به پرسش نامه شخصیت هگزاکو، پرسش نامه کنجکاوی و اکتشاف 2 و مقیاس خودارزیابی معنویتپاسخ داده اند. نتایج دو پژوهش نشان میدهد که تفاوتی بین دو جنس در قضاوت اخلاقی وجود ندارد. سن، متغیرهای دینی و شخصیتی (به جز وظیفه شناسی در پژوهش اول، و صداقت-فروتنی در پژوهش دوم) رابطه ای با قضاوت اخلاقی نداشتند. مقایسه دو نسخه معمای واگن نشان میدهد که احتمال مخالفت با آسیب رساندن به یک نفر در صورتی که پیامد جانبی نجات جان چند نفر باشد (معمای دوم)، کمتر از موردی است که آسیب رساندن به یک نفر، وسیله ای برای نجات جان چند نفر است (معمای اول). طبق این نتایج، قضاوت اخلاقی دربارة معمای واگن به تفاوت های فردی چندان حساس نیست. موقعیت و قصد عامل (فراتر از پیامدهای عمل) مؤلفة تعیینکننده ای در قضاوت اخلاقی دربارة اعمال دیگران است.
جایگاه مفهوم ایمان در تربیت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قرآن کریم گرچه به ایمان آوردن دستور داده شده ولی در برخی آیات آن، ایمان امری غیر ارادی و هدیهای الهی شمرده شده است. این چالشی تئوریک بر راه تربیت دینی است و تا این گشوده نشود، امکان تربیت دینی در عمل نخواهد بود. در این نوشتار، به روش توصیفی- تحلیلی، نگرشهای تفسیری خردگرا بررسی گردیده و کوشیده شده است با تفسیری حاشیهای (و نه کانونی) از طباطبایی و نگاهی کانونی (و نه حاشیهای) از غزالی راهی برای این چالش پیشنهاد شود و دلالتهای آن در تربیت دینی روشن گردد. نتیجة بررسیها این شد که آن گروه از آیاتی که ایمان را در اراده خداوندی دانسته است در یک تراز؛ و آیاتی که ایمان را در ارادة بشر دانستهاند در ترازی دیگر باید معنی کرد. در ترازِ نخست سخن بر سر تمهیدِ مقدماتِ ایمانِ راستین است. آدمی باید بکوشد که ایمان راستین را دریافت دارد و برای این کار بسترسازی لازم است. این بسترها پالودن دل آدمی از عواطف منفی و خویِ بد و آراستن آن به عواطف مثبت و خوی نیک است. با این کوششها، مقدمات فراز آمدن به تراز دوم آماده میگردد که ایمان راستین، ای بسا چونان هدیهای الهی به بشر ارزانی داشته شده و فرد با چشم جان، متعلق ایمان را خواهد دید و به آرامش خواهد رسید. بنابراین، تربیت دینی را باید بر احساسات و عواطف شاگردان متمرکز نمود. در چنین تربیتی نخست باید احساسات شاگرد را در مسیری مثبت جاری کرد و عواطف او را درگیر ایمان کرد. پالودن دل از عواطف منفی و آراستن آن با عواطف مثبت زمینه ساز فهمی ژرف می گردد که امکان روی آوردن به ایمان را برای او ممکن می سازد.
اخلاق محبت در آرا و اندیشه های آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
محبت و عشق از عناصر کلیدی و زیربنایی در عرصه های معرفتی، اخلاقی و عرفانی است. از این رو پژوهش دربارهٴ آن در همهٴ ساحت های یادشده، می تواند بخشی اصلی از مباحث زیربنایی یا روبنایی شمرده شود.
جایگاه محبت در عرصهٴ اخلاق و رابطهٴ عمیق و تنگاتنگ آن با بخش های مختلف اخلاق و عرفان عملی، باعث می شود پیوندی ناگسستنی میان اخلاق و عرفان از یک سو، و اخلاق و محبت و عشق از دیگر سو، پدید آید. عمق این درهم تنیدگی تا جایی است که محبت و عشق به شکوفایی و شکل گیری یک نظام اخلاقی مبتنی بر محبت، منتهی شده است. این نظام اخلاقی مبتنی بر محبت و عشق که «اخلاق محبت» خوانده می شود، از یک جهت، مبانی کلامی و فلسفی خود را با عنصر محبت (محبت خدا) مرتبط می داند؛ و از جهت دیگر، در پرتو اصل محبت و عشق، به مسائل فرعی و موضوعات متنوع اخلاقی می پردازد.
در این پژوهش بر آنیم که با تکیه بر آرا و اندیشه های استاد فرزانه، آیت الله جوادی آملی، اصول و مبانی «اخلاق محبت» را بررسی و احصا نموده، جایگاه آن ها را در شاخصه دهی به یک ساختار نظام مند اخلاقی در مقایسه با سایر نظام های رایج و تعریف شدهٴ اخلاقی ترسیم کنیم. در نهایت شاخصه مبنایی برای تمایز «اخلاق محبت» و دیگر نظام های اخلاقی، به دست خواهیم داد.
اهم این اصول و مبانی، در چهار گروه کلی «معرفتی و معرفت شناختی»، «مبدأشناختی»، «انسان شناختی»، و «عملی و غایت شناختی» قرار می گیرند.
بررسی تطبیقی مبانی فلسفی شیخ اشراق و برگسون و دلالت های تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه تعلیم و تربیت
سهروردی و برگسون در زمرة فیلسوفانی هستند که به عرفان و شهود اهمیت وافری داده اند. در این پژوهش سعی شده است با بررسی مبانی فلسفی این دو فیلسوف بزرگ، دلالت های تربیتی آنها استخراج گردد. بررسی مبانی هستی شناختی، انسان شناختی، ارزش شناختی و معرفت شناسی برگسون و سهروردی نشان می دهد که مفاهیم اساسی در فلسفة برگسون زمان، تکامل، شهود و تغییر می باشند. اما در فلسفه سهروردی، نور از جایگاه ویژه ای برخوردار است. هر دو بر ارادة فردی و شهود تأکید می ورزند. همچنین دیدگاه برگسون و سهروردی نسبت به انسان و خداوند متفاوت است. در این موضوع، سهروردی، بحث قوای گوناگون را مطرح می سازد و برگسون به رابطة مغز و ذهن اشاره می کند. خدای برگسون، پیوسته در حال تغییر و تکامل است و خدای سهروردی متعالی و منزه از هر گونه تغییر است. در بحث معرفت شناختی، هر دو علی رغم تأکید فراوانی که بر شهود دارند، تفکر و تعقل را برای شناخت لازم می دانند. در بحث دلالت های تربیتی چنین استنباط شده است که هدف غایی تربیت، از نظر سهروردی رسیدن به کمال مطلق و از دیدگاه برگسون پرورشِ انسانی، عقلانی ‐ شهودی است. اصول تربیتی حاصل از آرای برگسون شامل: اصل تغییر، اصل تکامل، اصل آزادی و اصل تدریج است. اصول تربیتی حاصل از اندیشه های شیخ اشراق غفلت گریزی، کرامت نفس، صبر و خودشناسی است. از میان روش های تربیتی برگرفته از آرای سهروردی و برگسون، می توان به اهمیت عرفان، شهود، تفکر و تعقل، که هر دو بر آن تأکید داشته اند، اشاره کرد.
اخلاق و عرفان اسلامى از دیدگاه استاد مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ۱۳۸۷ شماره ۱۲۶
حوزههای تخصصی:
بحث درباره اوصاف عبادالرحمان بود. در شماره گذشته بیان کردیم که انبیا به عنوان مصداق بارز «عبادالرحمان»، اهتمام خاصی به مسئله خانواده و فرزندان خود داشتهاند. در این زمینه، از باب نمونه به آیاتی در مورد حضرت ابراهیم علیهالسلام و درخواستهای آن حضرت در مورد فرزندان و ذریّه خود اشاره کردیم. در این جلسه، در شرح آخرین وصف عبادالرحمان آمده است: عبادالرحمان از خدای متعال میخواهند که امام متقین باشند. به راستی امام متقین به چه معناست؟ این بحث پیرامون این دعای مؤمنان و بندگان خداست؛ شرایط امامت چیست، امامت از منظر قرآن به چه معناست، چگونه مؤمنان میتوانند رهبر و پیشوای دیگران باشند.
خدای متعال در این آیات در پی الگوسازی است؛ هم به جنبههای مثبت و اموری که عبادالرحمان بدان آراستهاند و هم به جنبههای منفی و اموری که از آن پیراستهاند اشاره میکنند. این مقال به این موضوع میپردازد.
مفهوم شناسی تطبیقی ملکات نفسانی در آثار فلاسفه و حکمای اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
از محورهای مهم در زمینه انسان شناسی، اخلاق و فلسفه تصمیم، بحث از ملکات نفسانی است که در آن، «مفهوم شناسی و تبیین دقیق تعریف ملکه» بر سایر مسائل تقدم دارد. تفحص در آثار فلاسفه و حکمای اسلامی، بیانگر وجود اختلافاتی در تعریف «ملکه» بوده است. این پژوهش، به دنبال آن است که ابتدا تعاریف موجود از ملکه در آثار فلاسفه و حکمای اسلامی را کشف و دسته بندی نماید. سپس، ضمن بررسی تطبیقی و مقایسه ای تعاریف، به تحلیل نوع اختلاف و ترابط معنایی آنها بپردازد. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است. مبتنی بر دستاوردهای پژوهش، تعاریف موجود از ملکات در قالب شش دسته و بر مبنای این ملاک ها قابل تبیین است: 1. رسوخ، 2. سرعت زوال، 3. استقرار در موضوع، 4. امکان مفارقت، 5. ثبوت، 6. سختی زوال. طبق بررسیِ تطبیقی و مقایسه ای، این تعاریف و ملاک ها، علی رغم اختلافات، به طور کلی بی ارتباط و مباین از هم نیستند؛ بلکه نوعی ترابط معنایی بین آنها وجود دارد. ملاک ها، به پایه و غیرپایه تقسیم می شوند. برخی از این ملاک ها، هم ارزش برخی دیگر بوده و برخی به نسبت سایرین، رابطه علّی معلولی دارند. این تبیینات از ترابط معناییِ ملاک ها، منجر به یک مدل مفهومی در پژوهش شده است.
قرآن، کودکان و یادگیری
توصیه هایی در مورد بیان احکام
منبع:
مبلغان ۱۳۸۳ شماره ۶۰
دانش تربیت؛ وضعیت مطلوبِ علوم تربیتی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف بررسی وضع موجود علوم تربیتی، و ارائة نمایی از وضع مطلوب و جهت گیری ایده آل و آرمانی مطالعات تربیتی صورت گرفته است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی است. برای تبیین وضعیت موجود، در باب ماهیت و نیز وحدت یا تکثر علوم تربیتی و استقلال علمی آن، دو نظریه ترکیب اتحادی و انضمامی مطرح شده است. با ارائه شواهدی، دیدگاه هویت واحدِ علوم تربیتی و ترکیب اتحادی، ترجیح داده شد. اما از آنجایی که دیدگاه اتحادی نیز با کاستیهایی روبروست، با تعمیق نظرگاه ترکیب اتحادی، پیشنهاد تأسیس دانش تربیت مطرح گردید. برای تئوری سازی این ایده، زوایا و مقتضیات این اندیشه، تبیین شد. «دانش تربیت» این پیشنهاد دارای نگاه جامع به همه ابعاد تربیت است و در پژوهش های تربیتی از روش های چند گانه بهره میبرند در عین استدلال از دانش های میان رشته ای موسوم به «علوم تربیتی»، تعامل خود را با یافته های مطالعاتی آنان حفظ میکند و خود نیز مولد گرایش های تخصصی خواهد بود.
تکبّر و بررسی آثار آن در وظایف اساسی مدیریت(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«تکبّر»، یکی از رذایل نفسانی انسان و عاملی مخرّب در زندگی فردی و سازمانی وی محسوب می شود. عواملی مانند مال، موقعیت و دانش در پیدایش تکبّر دخالت دارند، اما مهم ترین عامل تکبّر، جهل و عدم توجه به قوای نفسانی است. تکبّر موجب کاهش روابط و همکاری صمیمانه میان افراد می گردد و به بهره وری، وجهه و اعتبار سازمان ها آسیب می رساند. افراد متکبّر در سازمان، نه تنها از اعتماد، مشارکت، دانش و اطلاعات دیگران استقبال نمی کنند، بلکه به دلیل موقعیت و امکانات ویژة سازمان، با رفتارهای آمرانه و تحقیرآمیز، اعضای سازمان را دل سرد و مأیوس می کنند. در نتیجه، میان اعضای سازمان در سطوح گوناگون، فاصله ایجاد می شود و وظایف مدیریتی مانند برنامه ریزی، سازمان دهی، نظارت و رهبری با مشکل مواجه می گردد.
در این تحقیق، «تکبّر» به عنوان یک مسئله، با روش «توصیفی ـ تحلیلی» بررسی شده و آثار آن در مقایسه با وظایف مدیریت، تحلیل گردیده و برای جلوگیری از تکبّر، توجه به سه حوزة معرفتی (معرفت نسبت به خداوند متعال، معرفت به ضعف های جسمی و روحی انسان، معرفت به نیازهای خود نسبت به دیگران) ضروری تلقّی گردیده است.