هدف این مقاله ارزشیابی محتوای برنامة درسی اخلاق اسلامی دانشگاه ها از منظر استادان دروس معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم است. روش تحقیق از نظر اهداف، «کاربردی» و به لحاظ شیوة جمع آوری اطلاعات، «توصیفی» از نوع «پیمایشی» و جامعة آماری 40 تن از استادان است که کل آنان به عنوان نمونة آماری انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامة محقق ساخته حاوی 25 سؤال بسته پاسخ در طیف پنج درجه ای لیکرت با پایایی 0.89 مطابق آلفای کرانباخ استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، از روش های آمار «توصیفی میانگین»، «انحراف استاندارد»، «واریانس»، «ضریب پراکندگی» و «آزمون استنباطی Z تک گروهی» استفاده شد. یافته ها نشان داد: محتوای برنامة درسی اخلاق اسلامی دانشگاه ها با نیازها و اهداف منظور، فرهنگ، ایده آل ها و آرزوهای اجتماعی، استعداد و توانایی دانشجویان، نیازها و علایق آنان و اصول و قانونمندی های برنامه ریزی درسی کاملاً تناسب دارد که با اطمینان 0.99 و خطای 0.01تأیید شدند. وضعیت نسبی میزان تناسب محتوای برنامة درسی اخلاق اسلامی با اصول و قانونمندی های برنامه ریزی درسی بیش از ملاک های مربوط به تناسب محتوا با ارزش های اجتماعی و ویژگی ها و نیازهای فراگیران است.
امروزه سازمان های حرفه ای برای بهبود عملکرد خود به مجموعه ای از اصول اخلاقی نیاز دارند که با توجه به حرفه و حوزه مأموریت کاری و فعالیت آن ها تدوین شده باشد. بنا بر باور پژوهشگران و صاحب نظران حوزه ارتباطات و رسانه، فقدان نظام نامه و مرام نامه اخلاق حرفه ای مدون از کاستی های قابل توجه در نظام رسانه ای جمهوری اسلامی ایران است. نوشتار پیش رو، به دنبال ارائه الگو و نظریه بومی در عرصه «اخلاق حرفه ای رسانه» و «هنجار رسانه» و غنی سازی ادبیات مرتبط در این حوزه است. روش این پژوهش، به منزله بخشی از روش های کیفی در چهارچوب تفسیرگرایی قرار می گیرد و از نظر شیوه های گردآوری داده ها از تجارب زیسته پژوهشگران، مصاحبه های گروهی، متمرکز و عمیق و نیز از پرسش نامه ها در سطوح مختلف ستاد و صف حوزه عملکردی رسانه (مدیران، برنامه سازان و کارشناسان) با نمونه گیری های هدف مند استفاده شده است. در این مقاله تلاش شده با استمداد از مبانی نظری و روشی پژوهش و با نقد و بررسی نظریه ها، الگوها، مبانی پنج گانه در اخلاق و نظریه های شش گانه هنجار رسانه و با ارجاع به مبانی و تعلیمات اسلامی، «اصول اخلاق حرفه ای رسانه ها در جمهوری اسلامی ایران» بررسی شود.
هدف کلی تحقیق حاضر، تدوین الگوی تربیت دینی کودک (بعد عملی یا فروعات) بر اساس اندیشه تربیتی ابن سیناست. از نظر ابن سینا، تربیت دینی تجلی حکمت، رحمت و نعمت عظیم خداوندی است. به بیانی دیگر، تربیت دینی پرورش بعد معنوی و ایجاد رابطه با خداوند است. «هدف» تربیت دینی آشنایی با اعمال عبادی است. هدف غایی آن از نظر ابن سینا، رسیدن به قرب حق اول، معرفی گردید. زمینه های تربیت دینی، ازدواج و محیط می باشند. اصول تربیت دینی نیز شامل آشنایی با اعمال عبادی و اصل اعتدال است. در زمینه روش ها، روش آماده سازی، الگوپذیری و آشنایی با اماکن مذهبی قابل بحث است. محتوای تربیت دینی را ابن سینا مشتمل بر محتوای عبادی و آشنایی با نماز و دعا کردن می داند. بر اساس بیانات بوعلی، عوامل تربیت دینی شامل خانواده، مدرسه و دوستان است و موانع عبارت اند از شرک در عبادت و صفات رذیله. در نهایت نیز الگوی جامع تربیت دینی تدوین می گردد.
هدف پژوهش حاضر، بررسی جایگاه تربیت اخلاقی در کتاب های درسی دوره ابتدایی بود. روش مورداستفاده، تحلیل محتوای کمی از نوع آنتروپی شانون بوده و واحد تحلیل نیز متن، پرسش ها، تمرین ها و تصاویر می باشد که درمجموع 1247 صفحه مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری، کتاب های دوره ابتدایی بود که براساس نمونه گیری هدف مند (باتوجه به اهداف دروس)، کتاب های هدیه های آسمانی و قرآن به عنوان نمونه انتخاب شدند. مؤلفه ها و شاخص های تربیت اخلاقی از اسناد بالادستی و منابع پیشین استخراج و در کتاب ها مورد بررسی قرار گرفت. روایی محتوایی با استفاده از CVR به دست آمد که برابر با 90/0 و تأیید شد، پایایی نیز براساس ضریب توافقی 87/0 به دست آمد. یافته ها نشان داد که بیشترین میزان توجه و ضریب اهمیت مربوط به مؤلفه رابطه با خدا و کم ترین میزان اهمیت مربوط به مؤلفه رابطه با خود بوده است. درنهایت اینکه تربیت اخلاقی آن طور که باید مورد توجه قرار نگرفته است.
ابن سینا ، به تبع حکمای قبل از خود، حکمت را به نظری و عملی تقسیم کرده و حکمت عملی را جزو فلسفه دانسته و غایت آن را کمال انسان و سعادت دنیا و آخرت بر شمرده است. همچنین در تبیین عقل نظری و عملی، عقل نظری را مدرک کلیات؛چه کلیات مربوط به هست ها و چه بایدها، و عقل عملی را خادم عقل نظری و مدرک جزییات مربوط به اعمال و محرک، می داند. بنابراین حکمت عملی هم که علم به حقایق کلیه ی مربوط به اعمال انسانی است، برگرفته از عقل نظری است که مبادی آن بدیهیات و ذائعات و تجربیات موثق بوده و در نتیجه قابل صدق و کذب هستند. ابن سینا در چند رساله ی مختصر به حکمت عملی پرداخته است که در مقایسه با آثار وی در زمینه حکمت نظری، قابل توجه نیست. ولی در عین حال با توجه به همین مباحث مختصر در کنار مبادی ای که وی برای حکمت عملی بیان کرد، می توان گفت که حکمت سینوی، این قابلیت را دارد که در حکمت عملی، مخصوصا اخلاق هم حرفی برای گفتن داشته باشد.