از سال ها پیش، اندیشمندان، به ویژه اندیشمندان مسلمان، به طرح موضوع معنویت در امر مهم سلامت پرداخته اند. امروزه نیز دانشمندان دریافته اند که سلامتى بدون معنویت داراى کمبودى اساسى است. هدف اصلى این پژوهش، شناسایى مؤلفه هاى سلامت معنوى در آموزه هاى دین مبین اسلام است که با روش توصیفى تحلیلى و با مراجعه به دو منبع ارزشمند قرآن کریم و صحیفه سجادیه به استخراج این مؤلفه ها پرداخته مى شود. یافته هاى تحقیق نشان مى دهند که دین مبین اسلام در ارتقاى سلامتى پیروان خود نقش اساسى داشته و رابطه محکمى بین ایمان و سلامت روانى وجود دارد. خاستگاه سلامت معنوى در فرهنگ اسلامى، حقیقت قلب یا همان روح و نفس است که در کنار جسم قرار دارد و در عین حال، داراى شخصیتى مستقل است. مؤلفه هاى سلامت معنوى در قرآن و صحیفه سجادیه نیز عبارتند از مؤلفه هاى معرفتى، هیجانى، عملى و بازدهى.
عماربن یاسر از بزرگان صحابه و سابقان در اسلام است. او پس از پیامبر (ص) یک شیعه راستین بود و به عنوان یکی از ارکان شیعه شهرت یافت. درباره عمار تاکنون نوشته های فراوان و گوناگونی منتشر شده اما آنچه در این میان مغفول مانده، شخصیت حدیثی و شخصیت تفسیری این صحابی بزرگ است. با توجه به ثقه بودن عمار نزد فریقین، در منابع روایی شیعه و سنی، میراث حدیثی قابل توجهی از وی به یادگار مانده است. البته تعداد روایات منقول از وی، در جوامع حدیثی شیعه نسبت به روایات او در منابع اهل سنت کمتر است. این مقاله ضمن بازشناسی منابع روایات عمار، به بررسی علل اهتمام بیشتر محدثان متقدم اهل تسنن به نقل احادیث وی، در قیاس با محدثان شیعه پرداخته است. افزون بر آن، روایات جناب عمار را، از حیث محتوایی نیز مورد توجه قرار داده است؛ محتوای عمد? روایات عمار را می توان چنین دسته بندی کرد: سیره و معجزات پیامبر (ص) ـ فضائل اهل بیت علیهم السلام ـ تاریخ اهل بیت علیهم السلام، ـ ملاحم، فتن و علائم ظهور مهدی موعود عجل الله فرجه الشریف ـ تفسیر قرآن ـ موضوعات فقهی.
برخی روایات ائمه اطهار (ع) از سوی منتقدان مذهب جعفری حمل بر تحریف قرآن کریم شده است. در این میان روایات امام صادق (ع) از اهمیت و گستره بیشتری برخوردار بوده و به گونه های زیر تقسیم می شود: روایات دالّ بر افزایش برخی عبارات یا واژگان به آیات، تبدیل واژگان قرآنی، اختلاف قرائات و کاهش آیات.
در این مقاله تلاش شده تا هریک از گونه های روایات امام صادق (ع) در خصوص مسئله تحریف قرآن، از جنبه سندی ومتنی، نقد شده و در نهایت وجه صحیح دلالت روایات صحیح السند از میان آنها تبیین گردد. در خصوص این روایات باید گفت که مراد از تحریف قرآن در آنها، عموماً اشاره به تحریف معنوی بوده و منظور از افزایش یا تغییر عبارات و واژگان قرآنی نیز، افزایش های تفسیری یا اختلاف قرائات است.
تنزیل و تأویل در این گونه روایات نیز حاکی از وحی بیانی بوده و تنها روایت منقول از این امام همام که دلالت بر کاهش آیات می نماید، افزون بر شذوذ و مخالفت با اجماع اندیشمندان امامیه، منقول از نسخه ای مغلوط است.
از دیدگاه مولانا، رابطه ی مطلوب انسان با خداوند رابطه ای تحکم آمیز (زاهدانه) یا توافق مبتنی بر حقوق و وظایف (تاجرانه) نیست؛ بلکه این دو رابطه گرچه کارکردهای مثبتی دارند، در حقیقت دارای ارزش ابزاری هستند و نه ارزش ذاتی و صرفاً برای کسانی مفیدند که توان دستیابی به رابطه ی عاشقانه را ندارند؛ اما رابطه ی مطلوب میان انسان و خداوند رابطه ای عاشقانه است که ویژگی ها و مؤلفه هایی دارد که عبارت است از: اراده ی معشوق را اراده ی خود دانستن، توجه انحصارگرایانه، تمایل به یکی شدن با معشوق و رنج عاطفی.
تلمیح استفاده از آیه، حدیث، داستان یا مَثَل معروفی در کلام است و موجب زیبایی کلام و تأکید و ترویج منبع مورد استفاده می گردد. عالمان فنّ بلاغت، تلمیح را در مجموعة صنایع معنوی بدیع قرار داده اند و برخی آن را مترادف و بعضی قِسمی از تضمین می دانند. جایگاه قرآن کریم و پس از آن، نهج البلاغه به عنوان دو منبع غنی معارف اسلامی همواره مورد نیاز انسان ها بوده است و خواهد بود. این مقاله با پرداختن به تلمیحات قرآنی، بخشی از کلام امیرالمؤمنین، یعنی اشاراتی که حضرت در خطبة اوّل نهج البلاغه نسبت به آیات نورانی قرآن داشته اند، نشان می دهد که چگونه تجلّی نور خدا در وجود معصومین(ع) سراسر زندگانی و سخنانشان را تحت تأثیر قرار داده است و در هر بخش از آن می توان بهره و استفاده ای از وحی الهی را به دست آورد. رئوس تلمیحات این خطبه در چند بخش مهم قابل دسته بندی است: تلمیح به آیات توحیدی و صفات پروردگار، تلمیح به آیات متضمّن آفرینش و عجایب آن، تلمیح به آیات مرتبط با فرشتگان، تلمیح به آفرینش آدم، تلمیح به سجدة ملائکه و هبوط، تلمیح به نبوّت عامه، ضرورت و اهداف، تلمیح به نبوّت خاصّه، قرآن و امامت.
حدیث «یکونُ بَعْدِی اثْنَاعَشَرَ خَلِیفَهً» از احادیث شاخص در بحث خلافت پیامبر 2 است که بر جانشینی و امامت ائمه شیعه دلالت دارد و در پرتو این روایات، حقانیت اعتقادات امامیه اثبات می شود. نقل های فراوانی از روایت «اثناعشر خلیفه» در منابع اهل سنت وجو دارد. بیشتر علمای این مذهب در تطبیق حدیث مذکور بر خلفای خود، بر عبارت های الحاقی آخر حدیث تکیه کرده اند. از شرایط ضروریِ کشف دلالت دقیق این حدیث و نقد توجیهات برخی علمای اهل سنت درباره مفاد آن، روشن نمودن مسئله تخریج، فضای صدور و عبارت های الحاقی آن است که مقاله حاضر به آن ها خواهد پرداخت. از سوی دیگر، دانشمندان اهل سنت با تکیه بر دو عبارت « کلّهم تجتمع علیه الامه» و «کلّهم مِنْ قُرَیشٍ» که در برخی نقل های این حدیث یافت می شود، بر تفسیر شیعه از «اثناعشر خلیفه» و تطبیق آن بر امامان اهل بیت k اشکال کرده اند. ازاین رو، در مورد سند و دلالت این دو عبارت نیز می بایست پژوهش شایسته ای صورت پذیرد . مقاله حاضر با بررسی سندی این دو عبارت و دقت در فضای صدور آن ها و تفاوت آن با وضعیتِ سندی و فضای صدور اصل حدیث، نشان خواهد داد که این عبارت ها از جانب ناقلان به آخر حدیث افزوده شده و تفاسیر ناصوابی با تکیه بر این دو عبارت، از جانب مفسران اهل سنت صورت گرفته است.