درباره این که خشونت چیست و حد و حدود آن کدام است، تفسیرهاى مختلفى در مباحث جامعه اسلامى، جامعه شناختى و لغوى ارائه شده است. برخى خشونت را شیوه هاى خلاف نرم یا برخلاف طبع فرد و جامعه مى گویند.
تجسیم به معنای اطلاق جسم بر خالق هستی، یکی از مفاهیم جنجالی کلام اسلامی است. در باب پیشینة تاریخی تجسیم و نفوذ اندیشه هایی از این دست باید گفت تجسیم در اندیشة فرق دیگر مجال بروز و ظهور بیشتری داشته است، اما معتزلیان نخستین به هشام بن حکم، متکلم بزرگ عصر امامت نسبت تجسیم داده اند. این نسبت کانون توجه فرق نگاران غیرشیعی و نیز برخی محدثان شیعی قرار گرفته و آن را در آثار خود آورده اند. باتوجه به نوشته ها و آثار و مباحثات پیشین کلامی، باید معتزله را نخستین نسبت دهندگان دانست. در علل و چرایی این نسبت، برخی محققان به انگیزه ها و رقابت و کینه جویی معتزله اشاره کرده اند. ادعای معتزله علاوه بر منابع غیرشیعی، بر آثار شیعی نیز اثر گذاشته است. پیامد این نسبت را می باید ابهام در شخصیت هشام شمرد. برای نمونه دست کم بیش از پنج روایت در اصول کافی و روایاتی در توحید صدوق و رجال کشی، در زمینة نسبت تجسیم به هشام وارد شده است. دربارة هشام کمتر نوشته و یا پژوهشی را می توان یافت که به اثبات و یا نفی این موضوع نپردازد.
برخی احادیث در فرایند انتقال به نسل های بعدی آسیب هایی دیده اند که از جمله آن ها می توان تصحیف ، تحریف و جابه جایی را برشمرد؛ بنابراین، پیش نهاد کردن روش هایی برای کشف و تصحیح این آسیب ها ضروری است.در این مقاله، «با هم آیی» (اصطلاحی در حوزه زبان شناسی) را به مثابه راه کاری برای شناخت و تصحیح احادیث آسیب دیده معرفی و پیش نهاد کرده ایم؛ بدین منظور، در آغاز، این روش را معرفی کرده و سپس با ذکر مثال هایی، کارآیی آن را در بررسی و تصحیح آسیب دیدگی حدیث نشان داده ایم.
یکی از انواع علوم قرآنی، تعیین مبهمات آن است. منظور از مبهمات قرآن ، افراد، مکانها، زمانها، اقوام و اشیایی است که در آیات قرآن به شکل مبهم از آنها سخن به میان آمده است و مصداق آنها به روشنی معیّن نیست. همچنین برخی جزئیات قصص قرآن و امور غیبی مانند حقیقت فرشتگان، ابلیس، جن و بهشت نیز از جمله مبهمات محسوب می شود. برخی مفسران برای تبیین آنها، به آنچه از متن قرآن فهمیده می شود، اکتفا می کنند، گروهی دیگر به روایات متوسل شده و تا جایی پیش می روند که از هر روایت اسرائیلی نیز روی گردان نیستند و با اشتیاق فراوان به نقل آنها می پردازند، البته یکی از بسترهای نقل روایات اسرائیلی نیز مبهمات است. این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی و با هدف بررسی تطبیقی دو تفسیر المنار و الفرقان درباره جایگاه و نقش روایات در تبیین مبهمات قرآن سامان یافته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که این تفاسیر جزء گروه اول بوده و به شدت از روایات و به خصوص اسرائیلیات در تبیین مبهمات پرهیز نموده ، و به آنچه از قرآن فهمیده می شود، بسنده کرده اند. برخی از مهم ترین دلایل روی گردانی آنان از روایات در تبیین مبهمات، عبارتند از: سکوت خداوند در بیان جزئیات بیشتر در این آیات، ضعف در روایات تفسیری، وجود اسرائیلیات در روایات و مشکل نقل به معنا در روایات.
یکی از بزرگان و عالمانی که تلاش و جهادی کم نظیر در عرصه فقه الحدیث داشته، مرحوم ملا محسن فیض کاشانی با اثر خود، «الوافی» است که با طرح و نگاهی ژرف به مباحث فقه الحدیثی، به حق این مباحث را به اوج رساند. این پژوهش با روشی توصیفی– تحلیلی، انجام گرفته و درصدد است به واکاوی روش ها و مبانی فقه الحدیثی فیض کاشانی در کتاب «وافی» بپردازد. نتایج پژوهش، گویای این واقعیت است کهملامحسن فیض به ریشه لغوی و معنای اصطلاحی مفردات و لغات حدیث التفات ویژه ای داشته است؛ و به مباحثی چون «سبب و فضای حاکم بر صدور روایت»؛ «سیاق حدیث»؛ «جایگاه متن و سند حدیث» و «خانواده حدیث» در مباحث فقه الحدیثی روایات، التزام ویژه ای داشته است. .
امام سجاد علیه السلام برنامه «شبانه» شیعیان واقعى را عبادت، توبه، انابه، قرائت قرآن و ستایش خداوند و برنامه «روزانه» آنان را بردبارى، نیکوکارى و پرهیزکارى، مردم دارى و ارتباط خداپسندانه با مردم، جلب رضایت خدا و اجتناب از حرام و گناهان و عمل به تکالیف واجب خدا برمى شمارند.
یک مسلمان طبق تصریح قرآن کریم، در برابر هر رفتار ناپسندى باید با مدارا، بردبارى و مدیریت رفتار خود و کاملاً حساب شده عمل کند. علم و دانایى و آگاهى از تکالیف دینى، نیکى کردن و پرهیزکارى ازجمله ویژگى هاى شیعیان است. ترس از خدا از یک سو، لازمه باورداشت خداى سبحان و از سوى دیگر، عامل حرکت و کوشش و عمل. اما بزرگ ترین عذاب شیعیان، حرمان از گفت وگو با خداى سبحان است.
احادیث لعن امت از روایات باب أشراط الساعه است که در آن ها، لعن شدن نسل های اولیه امت اسلامی توسط نسل های بعدی، از اسباب گرفتاری مسلمانان به بلاهای آخرالزمان معرفی شده است. روایات یادشده غالباً توسط شیخ صدوق و شیخ طوسی نقل شده است که شیوخ حدیثی غیر امامی نیز داشته اند. با توجه به شباهت لفظی و سندی احادیث لعن امت در کتب شیعه و اهل سنت، احتمال منتقله بودن روایات یادشده از منابع اهل سنت به منابع شیعه وجود دارد. بعضی از علمای اهل سنت، به سبب عدم اعتقاد امامیه بر عدالت همه صحابه از سویی و لعن نمودن برخی از صحابه از سوی دیگر، بر آن ها خرده گرفته و به حدیث لعن امت استناد کرده اند، درحالی که تمام اسناد و طرق حدیث لعن امت، به نظر محدثین ضعیف است. در صورت قبول ارتباط بین لعن امت و آخرالزمان، حدیث لعن امت، می تواند بر لعن شدن علیR توسط بنی امیه و خوارج و نواصب دلالت داشته باشد.