فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۰۱ تا ۲٬۲۲۰ مورد از کل ۵٬۸۱۳ مورد.
بررسی احادیث انحصار احسان به افراد نجیب و دین دار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در برخی منابع روایی شیعه و سنی روایتی با صیغه های متعدد و اسانید متفاوت نقل شده که مهم ترین نقل آن عبارت «لَا تَصْلُحُ الصَّنِیعَةُ إِلَّا عِنْدَ ذِی حَسَبٍ أَوْ دِینٍ» است. ظاهر این روایت، گستره احسان را به یکی از دو قید نسب والا {اصالت خانوادگی} یا دینداری{اصالت دینی} محدود و مشروط کرده است. این در حالی است که در قرآن کریم و روایات معصومان(ع)، نیکی و احسان به عنوان یک اصل انسانی مشتمل بر نوع انسان با هر کیش و آیین، بلکه فراتر از آن و نسبت به هر جانداری مطلوب است. به نظر می رسد این روایت در صدد نفی مطلق احسان از برخی افراد نیست، بلکه در صدد نفی احسان ابتدایی از ایشان است. دلیل نفی و عدم مصلحت چنین احسانی، ویژگی های غالبی شخصیتی و رفتاری انسان های غیر شریف و نجیب و بعضاً انسان های بی دین (یا بی قید و بند در امور دینی) است. یکی از بارزترین رفتارهای چنین انسان هایی، ناسپاسی و کفران نعمت است.
تحلیل انتقادی شروح و تفاسیر حدیث «یَکُونُ بَعْدِی اثْنَاعَشَرَ خَلِیفَه»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام امام شناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث کلیات فقه الحدیث شرح الحدیث
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث کلیات فقه الحدیث حدیث شناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی وحی و نبوت و امامت در روایات
حدیث «یَکُونُ بَعْدِی اثْنَاعَشَرَ خَلِیفَة» از مهم ترین احادیث بحث امامت است که علاوه بر منابع شیعی، در منابع اهل سنّت هم به وفور نقل شده است. برخلاف نظر شیعه، علمای اهل سنت از این حدیث، مسئله خلافت خلفای اهل تسنن را برداشت کرده اند. به نظر می رسد راه حل مناسب در تبیین مفهوم این حدیث و بیان نظر صحیح، طرح نظرات مختلف و نقد آنها باشد.
در این مقاله پس از بررسی اعتبار سندی حدیث نزد علمای شیعه و اهل سنّت، و نقل شروح و تفاسیر متفاوت ایشان، اشکالات نظر علمای سنّی بر اساس اسناد و متون ارائه شده در منابع اهل سنّت تبیین شده و تفسیر صحیح حدیث مشخص شده است.
لازم به ذکر است، نظراتی که در مقاله راجع به این حدیث ارائه شده، متعلق به علمای برجسته و صاحب اثر اهل سنت بوده و نقدها و اشکالاتی که بر نظرات آنها صورت می پذیرد نیز بر مبنای اظهاراتی است که در کتب خویش بیان کرده اند.
حدیث «یَکُونُ بَعْدِی اثْنَاعَشَرَ خَلِیفَة» از مهم ترین احادیث بحث امامت است که علاوه بر منابع شیعی، در منابع اهل سنّت هم به وفور نقل شده است. برخلاف نظر شیعه، علمای اهل سنت از این حدیث، مسئله خلافت خلفای اهل تسنن را برداشت کرده اند. به نظر می رسد راه حل مناسب در تبیین مفهوم این حدیث و بیان نظر صحیح، طرح نظرات مختلف و نقد آنها باشد.
در این مقاله پس از بررسی اعتبار سندی حدیث نزد علمای شیعه و اهل سنّت، و نقل شروح و تفاسیر متفاوت ایشان، اشکالات نظر علمای سنّی بر اساس اسناد و متون ارائه شده در منابع اهل سنّت تبیین شده و تفسیر صحیح حدیث مشخص شده است.
لازم به ذکر است، نظراتی که در مقاله راجع به این حدیث ارائه شده، متعلق به علمای برجسته و صاحب اثر اهل سنت بوده و نقدها و اشکالاتی که بر نظرات آنها صورت می پذیرد نیز بر مبنای اظهاراتی است که در کتب خویش بیان کرده اند.
فرهنگ اسوه(2)
منبع:
فرهنگ کوثر ۱۳۷۸ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تربیت تربیت دینی الگوها و عبرتهای شخصیتی و رفتاری
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی تاریخ و سیره پیامبران و امامان در روایات
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی اخلاق و تربیت در روایات
راز نیاز
نقش و کارکرد تقابل های معنایی در ترجمه نهج البلاغه (مطالعه موردی ترجمه های دشتی، شهیدی، فقیهی، جعفری و فیض الاسلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زمینه ی تحلیل متن و درک مفاهیم دقیق آن می توان از ساز و کارهای فراوانی مدد جست که در این بین، توجه به تقابل های دوسویه بین واژگان، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در حوزه ی با هم آیی که یکی از مباحث بسیار مهم معنی شناسی به شمار می رود، تقابل های معنایی با انواع خاص خود می تواند مترجمان را به معنای دقیق واژگان متن رهنمون شود. بدین معنا که مترجم با شناخت تقابل های دوسویه ی بین واژگان جملات مقارن با یک دیگر، می تواند بسیاری از چالش های دست یابی به ترجمه ی دقیق را پشت سر بگذارد. از آنجا که کتاب گهربار نهج البلاغه سرشار از واژگان متقابل با یک دیگر می باشد، در این جستار در پی پاسخ به این پرسش هستیم که آیا مترجمان فارسی خطبه های نهج البلاغه در برگردان تقابل های دوسویه ی واژگانی به خوبی عمل کرده اند و تا چه اندازه بافت کلام را مورد اهتمام قرار داده اند؟ بدین منظور ابتدا به انواع با هم آیی واژگانی و تقابل های معنایی اشاره ای خواهیم نمود و در ادامه، فرازهایی از خطبه های نهج البلاغه را که حاوی چنین تقابل هایی هستند ارائه می نماییم و سپس به تبیین عملکرد ترجمه ها ی فارسی دشتی، شهیدی، فقیهی، جعفری و فیض الاسلام در انتقال معنای صحیح این تقابلات خواهیم پرداخت. برآیند این جستار نشان می دهد که در بسیاری از موارد، مترجمان با بی توجهی به جملات متقابل، از معنای دقیق دور شده اند و با در نظر گرفتن بافت کلام این نقیصه را می توان بر طرف نمود.
اصول حاکم بر سیره پیامبر (ص) در خانواده(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ و سیره حضرت محمد(ص)
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق دینی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه تعلیم و تربیت
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت نظری تعلیم و تربیت و خانواده
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی اخلاق و تربیت در روایات
سیره پیامبر خاتم (ص) در عرصه های مختلف زندگی از جمله «عرصه خانوادگی» و ارتباط های درونی آن، الگویی برای رفتار همگان است. در این پژوهش کوشیده ایم تا با گزینش کلید ترین گزارش ها از زندگانی خانوادگی پیامبر (ص)، به بازشناسی اصولی بپردازیم که آن حضرت در رفتار با اعضای خانواده خود داشته اند. در این مقاله، به چند اصل مهم از جمله: «اهتمام به خانواده»، «توجّه به معنویات»، «اخلاق و ادب مداری»، «خردورزی»، «هم اندیشی» و «مشارکت و همدلی» اشاره می گردد.
فقه الحدیث در نگاه آیة الله بروجردی(ره)
حوزههای تخصصی:
«دیدگاه های حدیثی ملاصدرا در «شرح أصول الکافی
حوزههای تخصصی:
جوانان
پاسخی به شبهاتی پیرامون نهج البلاغه
حوزههای تخصصی:
تبیین حدیث با قرآن ، امکان ومصادیق آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد عمومی وتلقی رایج در میان دانشمندان اسلامی به خصوص محدثان ،مفسران وفقیهان ،همواره این بوده که این حدیث است که میتواند مبیّن و مفسِر قرآن باشد و از ایفای این نقش توسط قرآن نسبت به حدیث ، غفلت شده است . و این در حالی است که با واکاوی آیات مرتبط با روایات ، به این حقیقت دست می یابیم که در پاره ای موارد ، می توان وضعیت و مضامین روایات را نیز با بهره گیری از آیات تبیین نمود .
هم چنان که تخصیص حدیث با حدیث نیز جای بحث به نظر نمی رسد و می توان برای آن به حدیث نبوی لاتنتفعوا من المیته باهاب ولاعصب [ از پوست و پی مردار استفاده نکنید .] مثال زد ضرورت عرضه داشتن احادیث بر قرآن -در صورت مشکوک بودن آن ها یا به گونة مطلق – سخن به میان آمده است .می توان این روایات را به دو دستة کلی تقسیم نمود ، دستة نخست روایاتی که بر لزوم کنار نهادن احادیث نا موافق با قرآن تأکید
مصادیق مهم و قابل ذکر در این فرایند عبارتند از :
تبیین صحت و سقم حدیث با قرآن ، تخصیص ، تفسیر و نسخ حدیث با قرآن و استدلال بر مضمون حدیث با قر آن .