قرآن کریم در شش آیه، از نزول «سکینه» از سوی خدا بر پیامبر(ص) و مؤمنان و در آیات دیگری با مشتقات همین واژه از سکینه بودن امور دیگری برای انسان ها سخن گفته است. آیا «سکینه» در آیات شش گانه با سکینه ای که از امور دیگر برای انسان ها حاصل می شود از یک سنخ است؟ یا آنکه میان آنها تفاوت ماهوی وجود دارد؟ این تحقیق با روش استنادی، تحلیلی و با مراجعه به تفاسیر و بررسی و نقد آراء مفسِران در باب چیستی حقیقت سکینه، این نتیجه را در اختیار می گذارد که سکینه در آیات شش گانه، حقیقتی فرامادی است که تحت شرایط خاص و در موقعیت های ویژه ای بر قلب پیامبر(ص) و مؤمنان نازل می شود و آثار و نتایج ویژه ای را برای آنان در پی دارد. از این رو سکینه در آیات ششگانه با سکینه ای که از امور دیگر حاصل می شود تفاوت ماهوی دارد.
مفاهیمی که خدای متعال از واژهها و عبارتهای قرآن کریم قصد نموده، متعدد است. این مفاهیم در دو بخش معنای ظاهری و باطنی مطرح میشود.
پژوهش حاضر، نخست چیستی «معنا» و «معنای واژهها و عبارتهای قرآن» را بیان میکند و تعدّد معانی ظاهری واژههای قرآن اعم از معنای حقیقی، مجازی و کنایه را بررسی میکند و در پی آن، معانی متعدّد ظاهری عبارتهای قرآن را منطوق، مفهوم و مدلول سیاقی ذکر میکند. سپس برخی روایاتی را که بر وجود باطن برای تمام آیات دلالت دارد، ذکر کرده و در پایان، به بیان نمونههایی از معانی باطنی در روایات میپردازد.
»محکم«و»متشابه«یکی از مهم ترین عناوین و بحث های علوم قرآنی است که ظاهرا پیشینه آن به صدر اسلام برمی گردد.در این باره،بحث ها و تحقیق های زیادی انجام شده است و آرای گوناگونی در تفاسیر یا به طور مستقل دیده می شود که غالبا ذیل آیه هفتم سوره آل عمران است.این مطالعه به مقایسه دو برداشت متفاوت،یکی مشهور از دیدگاه علامه محمدحسین طباطبایی و دیگری دیدگاه استاد محمدباقر بهبودی،پرداخته است.از نظر طباطبایی براساس این که آیات قرآن به دو قسمت»محکم«و»متشابه«تقسیم می شوند، »متشابه« آیه ای با معنای شک برانگیز از جهت مفهوم است که با معنای آیه»محکم«دیگر که هیچ تردیدی در آن وجود ندارد،ناسازگار است؛به گونه ای که این ناهماهنگی از جهت لفظ نیست که با طرق مختلفی چون ارجاع عام به خاص یا مطلق به مقید و مانند آن قابل برطرف شدن باشد.در مقابل،به نظر محمدباقر بهبودی باتوجه به آیه مذکور، با این مبنا که بخشی از آیات قرآن»آیات ام الکتاب«هستند و در مقابل»آیات متشابهات«قرار دارند،»متشابهات«آن دسته آیاتی هستند که مانند»ام الکتاب«و شبیه به آنان،در قالب اصول احکام قرآنی جلوه گر می شوند،درحالی که فروع و سنن احکام هستند و باید به اصول خود یعنی»ام الکتاب«و فرائض الهی ارجاع شوند.شیوه استدلال و نتایج به دست آمده از آرای این دو دانشمند معاصر شیعی،بسیار متفاوت است و معلوم است دقت در نکات ادبی آیه،مانند معادل یابی برای امای تفصیلیه و توجه در تبعات این نکته و حفظ انسجام سیاق آیه در تفسیر،تا چه حد در بیان مفهوم آیه و ارائه معنایی برای»محکم«،»متشابه« و»تاویل«مؤثر است.
نزول دفعی قرآن جزء مباحثی است که قرآن پژوهان از دیرباز به آن توجه کرده اند و در هر دوره ای، موافقان و مخالفانی داشته و دارد. علامه طباطبایی، یکی از طرفداران نزول دفعی قرآن، تلاش کرده است با تفسیر قرآن به قرآن این نظریه را تبیین کند؛ اما آیت الله معرفت این دیدگاه را نقد کرده است؛ ازاین رو، تلاش کرده ایم با تبیین آیت الله جوادی آملی از دیدگاه علامه، این نقدها را واکاوی کنیم. این نوشتار کوشیده است با شیوه اسنادی تحلیلی، دیدگاه این سه اندیشمند را بررسی کند. براساس اندیشه نزول تجلی گونه قرآن، می توان به گونه ای از نزول دفعی قرآن برداشت کرد که به نقدها پاسخ داد.