این مقاله به نقد و بررسى اشکالات یک نویسنده یهودى بر باورهاى شیعه امامیّه درخصوص عصمت پیامبر و عدد ائمّه : اختصاص دارد. به گمان وى، متون اوّلیّه شیعه امامیّه در گذر زمان مورد پالایش قرار گرفته و امروزه در معتقدات شیعه امامیّه، اثرى از آن مشاهده نمى شود. او در کتابى که درباره تفاسیر اوّلیّه امامیّه نوشته، با استناد به دو روایتِ برگرفته از تفاسیر قمى و عیاشى ـ که به ترتیب در مورد معراج پیامبر 9 و معناى تأویلى «سبع سنابل» سخن گفته اند و او آنها را دو روایت غیرعادى مى نامد ـ نسبت به عصمت پیامبر9 و نیز عدد ائمّه : شبهه کرده است. در روایت اوّل ذیل آیه 94 سوره یونس، از وحى الاهى به پیامبر 9 در شب معراج در مورد مقامات امیرالمومنین 7 و خطور عظمت آن مقام در نفس پیامبر 9 سخن به
میان آمده که به گمان آن نویسنده بر حسادت پیامبر به امام على 7، شکّ در این وحى و در نتیجه عدم عصمت ایشان دلالت دارد. در روایت دوم هم که هفت تن از فرزندان امام حسین 7 بعنوان مصادیق سنبله ذکر شده است، نویسنده یاد شده مدّعى است که این روایت برخلاف آنچه شیعه امروز به آن معتقد است، از حصر تعداد ائمّه به هفت نفر و قائم بودن هفتمین آنها حکایت دارد.
قرآن کریم این عظیم ترین سند الهی که باطل در آن راه ندارد در آیات متعددی از بالاترین مرتبه ای که امام حسین(ع)در نزد خداوند متعال به آن دست یافت با شیوایی بسیار سخن می گوید.این مقاله به معرفی سوره ای(سوره فجر)می پردازد که شان نزولش به سومین سپهر ولایت و امامت بر می گرد د.ابتدا به هدف خلقت اشاره و سپس سیمای امام حسین(ع)به تصویر کشیده می شود و در ادامه به تحقق رسیدن هدف نهایی خلقت و اتم مطلوب خداوند نیز اشاره می گردد.
تفسیر موضوعی به رغم داشتن پیشینه دیرینه، اصطلاح جدیدی است. مفسّر در تفسیر موضوعی، مسئله یا سؤالی را به قرآن عرضه میکند و با جمعآوری و بررسی تمام آیات مربوط به آن، نظر قرآن درباره آن را به دست میآورد. تفسیر موضوعی به دو شکل جزءنگر و کلنگر است. در شکل نخست، تلاش میشود نظر قرآن در یک یا چند موضوع به دست آید. اما در شکل کلنگر دیدگاه قرآن در تمام موضوعات قرآنی استخراج میشود. در این شکل، باید موضوعات را به شکل منطقی تقسیم و مرتب کرد. در تفسیر موضوعی پس از عرضه موضوع به قرآن، باید با مطالعه دستکم یک بار از اول تا آخر قرآن، آیات مربوط جمعآوری گردد و سپس این آیات دستهبندی و هریک در جایگاه خود فهم شود و در نهایت، مجموع آیات با توجه به آیات دیگر و تمام قراین تفسیر گردد. تفسیر موضوعی ذومراتب است و در شکل کامل آن باید مسئله موردنظر با مجموع نظامها و موضوعات دیگر ملاحظه شود.