توکل یکی از ویژگیهای انسان مؤمن است که بیانگر رابطه خاص بین او و خداست. توکل در بسیاری از آیات و روایات مطرح و بدان امر شده است. از شبهاتی که دراین باره مطرح میشود، این است که میان توکل با مسئله کار و تلاش، نوعی تضاد و ناسازگاری وجود دارد؛ زیرا گفته میشود از سویی لازمه توکل بر خدا، دست برداشتن از کوشش در زندگی دنیایی است و از سویی دیگر، در اسلام به کار و تلاش سفارش گردیده است، در این پژوهش می کوشیم تا به این شبهه پاسخ دهیم تا عدم تنافی میان توکل با کار و تلاش تبیین گردد.
الکلامُ یدورُحول العیون من وجهة نـظرالقرآن الکریم والادباء الماضین منهم والحاضرین،والذین بلغ عددهم فی هذه المقالة أکثر من خمسة وأربعین شاعراً، وما ترشح منهم من معانی الجمال لاوصاف العیون العظیمة، علی لسان الظرفاء من الادباء، من سعة العیون، و سوادها وبیاضها ،وسهامها ونبالها وسیوفها و ... التی قدمتها الشعراء فی هذا المضمار والتی بلغت المئات، فجئنا بشواهد مختلفة حیث بلغ أکثر من مئة وخمسین بیتاً من الفنون الشعریة مع ذکر أصحابها، ثم أشرنا الی الفنون المختلفة التی صدرت عن أفواه الشعراء، والنظرة الایجابیة والسلبیة للعیون.
بحث پیرامون تحریف و یا عدم تحریف قرآن کریم،از دیرباز توجه محدثین،اخباریون و مفسران شیعه و سنی،حتی علماء ادیان دیگر را به خود معطوف نموده است.هرگروه با استناد به دسته ای از روایات،در پی اثبات نظریه خود می باشد.البته قائلان به تحریف نیز،سخنی از زیادت به میان نیاورده اند و تنها از وقوع برخی نقیصه ها سخن رانده اند که علامه طباطبایی ـ طی هفت فصل ـ با استدلالات روشن و قطعی این دعا را رد نموده و عدم ایجاد هر گونه تحریفی درقرآن را به اثبات رسانده است.ما در این نوشته پس از تعریف واژه تحریف و بیان عوامل پیدایش نظریه تحریف،این هفت فصل را به طور مختصر می آوریم.
قرآن به بخش وسیعی از ویژگی ها و مؤلفه های فرهنگ جاهلی ـ به گونه ای مستقیم و غیر مستقیم ـ پرداخته است.در این مقاله،مواجهە قرآن را با فرهنگ جاهلی در موضوعاتی چون:خدا؛بت؛زن؛حج؛دختر؛وفرزند بررسی کرده ایم و این نتیجه حاصل شد که مواجهە قرآن کریم با فرهنگ جاهلی مواجهه ای اصلاحی بوده وخداوند دربیان احکام ومعارف مصلحت اندیشی کرده است.
در این مقاله تفسیر المیزان که یکی از تفاسیر مهم شیعی عصر حاضر است، با تفسیر المنار که از تفاسیر معتبر قرن چهاردهم اهل سنت است، از نظر روش شناسی مورد مقایسه و تطبیق قرار گرفته است. از رهگذر این مقاله، جایگاه تفسیر المنار در تفسیر المیزان، و روش شناسی نقد آرای شیخ محمد عبده و رشیدرضا به وسیله محمدحسین طباطبایی روشن خواهد شد. گفتنی است مؤلف المیزان با تکیه بر دیدگاه شیعی و شاخص هایی که به وسیله اهل بیت ارائه شده است. آرای مورد اختلاف مؤلفان المنار را در این موضوع نقد و بررسی کرده است. بسیاری از اختلافات دو تفسیر، معلول باورهای مبنایی مؤلفان آن است؛ ولی بسیاری از اختلافات دیگر، به تفاوت روش آنان در تحقیق و عدم پژوهش کامل در یک موضوع بازمی گردد.