قرائتی از سوره عصر که مغایر با قرائت های معتبر قرآن کریم می¬باشد به امیر مؤمنان (ع) نسبت داده شده است، از آن جهت که این قرائت در بردارنده اضافه¬هائی بر سوره عصر است، پذیرش آن به معنای حذف بخش¬هائی از قرآن کریم است، بررسی اسناد دو روایتی که این قرائت را به امام (ع) نسبت می¬دهد، بیانگر این است که این روایات از جمله اخبار آحاد است و جز توسط یک راوی مجهول الحال نقل نشده است، ابو اسحاق سبیعی تنها کسی است که روایت را از آن راوی نقل کرده است، روایت¬های ابو اسحاق از جهت عدم تصریح به سماع و تحدیث و نیز تدلیس او مورد نقد جدی رجالیان و محدثان قرار دارد، علاوه بر آن ابو اسحاق در سال¬های پایانی عمر از حافظه مناسبی برخوردار نبوده است، قرائت منسوب همراه با اختلاف نیز نقل شده است به گونه¬ای که این اضطراب و آن اخلال در سند، پذیرش آنرا ناممکن می¬سازد.
از دیرباز درک معانی باطنی قرآن در کنار معانی ظاهری و به تعبیری گرایش به تأویل همراه تفسیر، در کانون توجه اندیشمندان این حوزه قرار داشته است. در این میدان فیض کاشانی با اندوختههای فلسفی ـ عرفانی از یک سو و بهرههای قرآنی ـ حدیثی از سوی دیگر، تفسیر روایی خود را بر اساس تأویل باطنی آیات سامان داده است. وی تأویل را فراتر از مدلول لفظ و به مثابه معانی حقیقی و روح و باطن الفاظ می¬داند. تأویلات فیض از ابعادی چون: مفهوم و حقیقت تأویل، گونه¬های آن و مبانی وی در تأویل آیات، مورد توجه است. در این میان, شناخت حقیقت تأویل و تأویل آیات قرآن در شأن اهلبیت (علیهم السلام) نیازمند نقد و بررسی افزون¬تر است. زیرا برخی با نقد این گونه نگرش, چنین برداشتهایی را دور از ذهن و غیرمنطبق با سیاق و شأن نزول آیات دانستهاند. تبیین و ارزیابی تأویلات فیض مستلزم بررسی نگرش وی به رمز و راز تأویل و مبانی او در این زمینه است.
دست توفیق، حجه الاسلام و المسلمین دکتر احمد احمدی را مهمان و سخنران ویژه مراسم بزرگداشت علامه طباطبایی مفسر بزرگ قرآن و فیلسوف ژرف اندیش دنیای اسلام کرد. ایشان در کمال بزرگواری و علی رغم کمبود فرصت، دعوت دانشکده علوم حدیث را پذیرا شدند و افزون بر ارائه سخنرانی، پرسش های دانشجویان گرامی را نیز به پاسخ نشستند. مطالب آمده در این سخنرانی و نیز پرسش و پاسخ ها، بس مهم و درخور توجه است؛ زیرا استاد احمدی در هر دو عرصه عقل و نقل، تا آخرین مدارج متداول علمی در حوزه های دینی و دانشگاهی پیش رفته و سال های متمادی است که در هر دو عرصه به تدریس در عالی ترین سطوح آموزش اشتغال دارد. این استاد کهنسال (متولد1312) که در هشتمین دهه عمر خود قرار دارد، ده ها سال در محضر عالمان بزرگ دینی، مانند آیت الله بروجردی، محقق داماد، مشکینی، امام خمینی(ره)، علوم نقلی را فراگرفته و نزدیک به پانزده سال نیز در محضر پرفیض علامه طباطبایی، به جد و جهد، به فراگیری فلسفه، تفسیر و حدیث پرداخته است.
دکتر احمدی، دکترای فلسفه غرب را نیز در اندوخته های خود دارد و از سال 1352 هجری تاکنون عضو هیات علمی دانشگاه تهران است. او، بیش از پنجاه مقاله دارد و چندین کتاب را تالیف و ترجمه کرده است. نقد تفکر فلسفی غرب و اصول و روش های تربیت در اسلام، از جمله نوشته های ایشان است. داشتن اندیشه های فلسفی در کنار تعبد به متون دینی و به خاطر سپاری صدها بیت اشعار فارسی و خیال پردازی های ظریفانه در کنار تفکر منطقی، نشان دهنده سریان روح مواج و زیبای علامه طباطبایی در شاگردان ممتاز ایشان است.
نظریه تکثرگرایی دینی که مدعی تساوی ادیان و مذاهب در حقانیت و تساوی دینداران در امکان نجات و رستگاری است، دارای رویکردها و تقریرهای متفاوتی می باشد. مهم ترین رویکرد، دیدگاهی است که سعی دارد این تئوری را از نگرشی خاص به وحی استخراج نماید. این نگرش، همان تجربی انگاری یا تجربه دینی تلقی کردن وحی است. مقاله حاضر ضمن بیان تئوری های بدیل نظریه تجربه دینی در خصوص ماهیت وحی و نشان دادن برآیند آنها در نظریه تکثرگرایی دینی، به بررسی امکان یا عدم امکان انتاج این نظریه از آنها می پردازد. این مقاله درصدد اثبات این فرض است که نظریه تکثرگرایی دینی نه تنها ازطریق رویکرد تجربی نسبت به وحی، بلکه به کمک هیچ تلقی دیگری درباره وحی نیز قابل توجیه نیست.