ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۵۶۱ تا ۸٬۵۸۰ مورد از کل ۱۴٬۲۰۹ مورد.
۸۵۶۳.

میقات موسی در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰۵ تعداد دانلود : ۲۸۸
هنگامه تقرب به پروردگار در اصطلاح عارفان قرآن پژوه «میقات» نام دارد، میقات حضرت موسی در سوره اعراف طی دو قالب «ساختاری: گزارش میقات مقدماتی به مدت سی شب و تکمیلی به مدت ده شب» در آیه 142 از سوره اعراف، و مرحله محتوایی گزارش «تقاضای رؤیت توسط موسی و پاسخ پروردگار» در آیه 143 از همین سوره، مطرح شده است. در این رابطه سه دیدگاه 1- تقاضای دیدار حسی یعنی رؤیت پروردگار با چشم سر به نیابت از قومش، 2- تقاضای دیدار حسی یعنی رؤیت پروردگار با چشم سر برای خودش، 3- تقاضای دیدار شهودی بی واسطه برای خودش، مطرح شده ولی با توجه به شأن پیغمبری و قرائن قرآنی از جمله نزول عذاب آسمانی «صاعقه» در پی درخواست دیدار حسی توسط قومش، هرگز آن حضرت تقاضای دیدار حسی به نیابت از قوم و یا برای خودش نداشته؛ بلکه با توجه به اینکه قبلاً از شهود با واسطه در شنیدن ندایی از درخت در کوه طور بهرمند شده بود در میقات تقاضای دیدار شهودی بی واسطه از پروردگار نمود که با توجه به نداشتن ظرفیت لازم برای دیدار شهودی بی واسطه، خداوند بر کوه تجلی نمود و موسی مدهوش گردید.
۸۵۶۹.

حجیت مفاد فرازهای مستقل قرآن؛ رهیافتها و زمینهها (مطالعه موردی، آیه 189 بقره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰۴ تعداد دانلود : ۵۷۲
قرآن، کتاب هدایتی است که به دلیل جاودانگی، محدوده خطابش منحصر به مردمان عصر نزول نیست. احادیث معصومان علیه السلام با جایگاهی که در تفسیر قرآن دارند، اصطیاد پیام های ماندگار این کتاب را هموار می سازند. این مهم در تفسیر فرازهایی همانند «وَ أتُوا البُیُوتَ مِن أَبوابِها» که مستقل از بستر تاریخی زمانه نزول، بر معنای دیگری هم دلالت دارند، بروز نموده و زمینه توجه بسیاری از مفسران نسبت به قاعده «حجیت مفاد فرازهای مستقل قرآن» را تدارک دیده است. باور به مَثَل بودن این فراز و گرایش تفسیری برخی مفسران از دیگر عواملی است که زمینه ساز نگاه استقلالی به این جمله است. نوشتار حاضر با تحلیل دیدگاه های گوناگون، ضمن اثبات معناداری فراز مذکور در خارج از سیاق آیه 189 بقره، نشان می دهد تفسیر روایات بر پایه استقلال مفاد آن، قاعده ای تفسیری و عملاً آموزشی برای مفسران است.
۸۵۷۴.

روش هاى آموزشى از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن اخلاق و تربیت در قرآن
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه‌ تعلیم و تربیت
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت نظری تعلیم و تربیت و کودک، نوجوان و جوان
تعداد بازدید : ۱۱۰۷ تعداد دانلود : ۷۸۰
اهمیت روزافزون روش هاى آموزشى همچون دیگر دانش ها در میدان توسعه دانش و فناورى هاى امروز بر کسى پوشیده نیست. ازاین رو، شناسایى این روش ها از منظر قرآن کریم به عنوان کامل ترین منبع الهى که برنامه تعلیم و تربیت جهانى بشر را در خود جاى داده است و همچنین به منظور نیل بیشتر متعلمان به رشد و تعالى امرى ضرورى است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسى روش هاى آموزشى از منظر قرآن کریم مى باشد. به منظور وصول به هدف فوق، از روش توصیفى تحلیلى و از منابع اسنادى استفاده گردیده است. نتایج تحقیق مبیّن آن است که روش هاى آموزشى از منظر قرآن کریم را مى توان به دو دسته مستقیم و غیرمستقیم تقسیم نمود. روش هاى آموزشى مستقیم عبارتند از: روش پرسش و پاسخ و سخنرانى. روش هاى آموزشى غیرمستقیم نیز عبارتند از: الف. روش هاى غیرمستقیم کلامى (شامل مباحثه، گفت وگو به منظور کشف حقایق، روشن سازى نگرش ها)؛ ب. روش هاى مشاهده اى (شامل: مشاهده عینى، و ایفاى نقش)؛ ج. روش هاى مبتنى بر کاوشگرى (شامل: حل مسئله، تفکر استقرایى و تفکر قیاسى). از دیگر روش هاى غیرمستقیم مى توان روش تصویرسازى ذهنى را نام برد.
۸۵۷۶.

تأویل هنجارمحور در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن کلیات روش های تفسیر و تأویل
تعداد بازدید : ۱۱۰۴ تعداد دانلود : ۶۳۷
تأویل در حوزة معرفت شناسی دینی، کلامی، فلسفی و عرفانی از واژه های پرکاربرد و پرتأثیر است. حکمای متعالی و عرفای محقق قلمرو تأویل را به حوزة هستی شناسی نیز مرتبط دانسته و سرچشمة تأویل در حوزة الفاظ و مفاهیم را در این مبدأ مستقر دیده اند. بیان ربط این دو حوزه از اهداف مهم حکمای متعالی در تفسیر متون دینی است که پیشاپیش سبب زدودن شبهات نیز می شود. برجسته سازی مقصود و همگرایی این دانایان در منظور از تأویل شایسته و بیان زیرنهاد آن، همسان بودن کتاب تدوین و کتاب تکوین در نیاز به کاربرد تأویل برای راهیابی به حقیقت موجودات و تأثیر منحصربه فرد نگاه یگانه انگار به هستی و فراسو قراردادن آموزه های دینی، همانند ظاهر و باطن، از اهم مقاصدی است که در این نوشتار برای شفاف سازی فرایند تأویل دنبال می شود. همچنین، بی اساس بودن ادعای ظاهرگرایان در نفی مطلق تأویل و اتهام تأویل گرایی گزافه محور علیه رقیبان خود رهاورد ارزشمند این تبیین است. تاریخ ممتد ظاهرگرایی گواه حملات پرتعصب و مجادلات اشباع از تصلب در برابر اعمال قواعد عقلی و شهودی در فهم مقاصد ژرف ظواهر متون دینی است. دامنة شبهه های ظاهرگرایان از منع مطلق تأویل تا تحریف مفهوم و مصداق آن گسترده است، اما ساختار ادبیات متون دینی آن ها را به گذر از ظاهر و ارادة معنای غیرلغوی و دستور زبانی و کاربرد تأویل ناگزیر کرده است. بیش از همه، حکمت متعالیه آماج اتهامات بی اساس این گروه است و ایجاب می کند با نگاهی همه جانبه در قلمرو لفظ و معنا، و در ساحت کتاب تدوین و تکوین، سیر کاربرد تأویل در سنت و سیرة حکمت متعالیه در مواجهه با متون دینی بررسی شود. در این پردازش طرح بدیع حکمت متعالیه یعنی جمع بین بقای الفاظ بر معنای ظاهری و گذر به باطن معنا، در مواجهه با متون دینی محسوس، و کارامدی این روش برای دست یابی به ژرفای آموزه های خردپرور دینی ملموس است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان