اعجاز قرآن کریم ابعادی دارد؛ یکی از آنها اعجاز تشریعی است؛ یعنی تحدی خداوند در مورد قرآن شامل نظام تشریعی (معارف اعتقادی و احکام) آن نیز می شود. درباره این بُعد از اعجاز قرآن به گستردگی دیگر ابعاد اعجاز قرآن ، بحث نشده است. هدف این نوشتار، اثبات اعجاز قرآن در بُعد تشریع است که برای اثبات آن به روش تحلیلی و اسنادی به جامعیت و گستره معارف و احکام قرآن و قدرت انطباق بر مقتضیات زمان با حفظ اصول و قواعد نازل شده بر پیامبر9 استدلال شده است. در تبیین جامعیت قرآن، با بیان دیدگاه جامعیت مطلق نسبت به تمامی علوم الهی و بشری و دیدگاه جامعیت در امور مربوط به هدایت انسان ها، ایده سومی مطرح شده و آن اینکه مقصود از جامعیت قرآن، بیان اصول و قواعد راهگشا برای دستیابی انسان ها به علوم گوناگون است. برای اثبات این دیدگاه سوم، شواهد قرآنی و روایی و نیز مطالعه در گستره و قلمرو آیات قرآن ذکر شده است؛ در ضمن راز انطباق تشریعات قرآن بر مقتضیات زمان با پنج اصل (انطباق با فطرت، بیان اصول کلی و ماندگار، عناوین ثانویه، حجیت سنت پیامبر و معصومان7 و اصل اجتهاد) توضیح داده شده است. نتیجه اینکه این معارف هدایتی تنها از جانب خدا صادر شده است؛ زیرا بشر عادی بدون اتصال با وحی نمی تواند در ابعاد مختلف معارف اعتقادی در گستره ای عام از آغاز تا فرجام جهان و به کار گرفتن شیوه های مختلف در استدلال از آیات آفاقی و انفسی سخن بگوید و در همان حال در احکام حقوقی و اخلاقی آورنده تعالیمی جامع، فراگیر، قابل انطباق بر مقتضیات همه زمان ها باشد.
ادبیات خاص زبان قرآن، ترجمه آن به زبانی دیگر را با مشکل مواجه می کند. بررسی اسلوب تأکید، به عنوان یک مقوله نحوی در ترجمه های قرآن می تواند اختلاف و نارسایی معادل های آن ها را براساس نظریات موجود در این علم نشان دهد. با توجه به موقعیت این اسلوب در زبان مبدأ، نقد و ارزیابی معادل های دو وجه مفعول مطلق تأکیدی و عطف مترادف براساس الگوی متن گرایی هاوس می تواند راه گشای ترجمه دقیق تر در این زمینه باشد. بررسی دو وجه تأکیدی مزبور در ترجمه های انگلیسی شاکر، ایروینگ و هلالی – خان با این معیار که بر گزینش واژگان و ساختار هم ارز با متن مبدأ استوار است، پرده از برخورد ناهمگون آن ها در برقراری تعادل های مذکور بر می دارد. معادل یابی سطحی مفعول مطلق تأکیدی، عدم انعکاس ساختار تأکیدی معادل در زبان مقصد و کیفیت برخاسته از آن و نیز عدم برقراری تعادل ساختاری مناسب در آیات مزیّن به قاعده عطف به مترادف (توسط واو) از جمله مهم ترین نواقص این ترجمه هاست. اما مترجمان در برخی موارد، چون برقراری تعادل مناسب ساختار تأکیدی با استفاده از الگوی ساختار موازی در زبان مقصد در مورد قاعده عطف به مترادف (توسط واو به همراه لا) عملکرد مناسبی داشته اند. گرچه اعجاز بیانی قرآن، تفاوت های دستوری دو زبان و نقش خود مترجم در ترجمه متعادل و یا نامتعادل این ادوات تأثیر مشهودی دارد، اما با توجه به موقعیت زبانی تأکید در متن مبدأ، روش ترجمه آشکار هاوس می تواند روش برتر در این حوزه درنظر گرفته شود.
قرآن پژوهان در چند دهه أخیر با رویکرد تفسیر ساختاری سوره های قرآن کریم معتقدند که این شیوه نوین، کمک قابل توجهی به درک مفاهیم قرآن کریم می کند. این شیوه در درجه نخست، به دنبال کشف أهداف أصلی و فرعی سوره هاست و سپس کشف إرتباط سیاق جمله ها و آیه ها با یکدیگر در ترسیم أهداف فرعی و در فضایی بالاتر هدف کلی سوره است. مقاله حاضر بر أساس چنین رویکردی، سوره «ص» را با جستاری در تفاسیر متعدد شیعه و سنّی ازجمله تفسیر المیزان، مورد تأمل و بررسی قرار داده است. نتیجه حاصل از بررسی ساختاری سوره «ص» نشان دهنده آن است که غرض کانونی سوره «ص» ناظر به آموزش و تربیت و تمرکزدادن شخص پیامبر اسلام | و به تبع مبلغان دینی به وظایف گوناگون ایشان در أمر هدایت و إنذار مشرکان در مسا ئل مبدأ، معاد و نبوت است و به این و ظایف در ضمن موارد متعدد تذکر داده شده است. تمجید ا ز برخی انبیاء و زدودن اتهام های سن گین و جلوگیری از تخریب وجهه ایشان نیز ، به عنوان هدف فرعی دیگر نیز مورد توجه بو د ه است .