هدف این پژوهش شناسایی تحولات رخ داده در نظرگاه های تفسیرپژوهان پیرامون مفهوم تفسیر اجتماعی قرآن است و به دنبال پاسخ این پرسش است که آیا تلقی تحلیل گران، روش ها و گرایش های تفسیری درباره این گرایش نوپدید، بسان خودِ این پدیده، در طول سده اخیر دستخوش فراز و فرود و در نهایت کمال گردیده است؟ مهم ترین دستاورد این پژوهش نیز چنین است: چیستی تفسیر اجتماعی در نگاه تفسیرپژوهان نخست، مفهومی بسیط و تنها در قواره یکی از تأثیرات تحولات فرهنگی و اجتماعی جوامع مسلمان بر اندیشه و سپس آثار تفسیری مفسران معاصر است و کارایی آن تنها به تلاش برای برقراری سازگاری میان آیات قرآن و نیازهای نوین جوامع مسلمان خلاصه می شود (تفسیر تطبیقی). این تلقی در گام پسین خود، علاوه بر مفهوم بسیط نخستین و کارایی محدود آن، عبارت از گرایشی می شود که با تمامی مسائل مرتبط با حیات فردی و اجتماعی مسلمانان ارتباط می یابد و غایت خود را اثبات صلاحیت و کفایت قرآن برای هدایت گری نوع انسان قرار می دهد (تفسیر هدایتی). در فرجام و در گام سوم، تفسیر اجتماعی به معنای دانشی میان رشته ای و مرتبط با گزاره های علم جامعه شناسی نیز مطرح می شود.
قرآن، سبک و اسلوب بى همتایى از نظر نظم تعابیر و از لحاظ ترکیب الفاظ روش ممتازى دارد. عربها پیش از نزول قرآن کریم با چنین سبک و نظمی آشنایى نداشتند و با اینکه اهل فصاحت و بیان و سوارکاران عرصه بلاغت و گفتار بودند این سبک و اسلوب براى آنها نامأنوس تجلی یافت. معجزه بودن قرآن از جهات مختلف، قابل بررسی است یکی از آنها اعجاز ادبی و بیانی است که ابعاد گوناگون جنبه های ظاهری و ساختاری الفاظ قرآن را در بر می گیرد. بدون شک موسیقی و نظم آهنگ قرآن در پرتو برخی آرائه های زبانی از جمله رعایت فواصل است.
این پژوهش فاصله آیات سوره نبا را مورد تحلیل قرار داده و به واکاوی مقاطع صوتی آن به گونه آماری پرداخته و بدین دریافت رسیده است که با تغییر مضمون آیات، حروف روی فاصله دگرگون می شود و با تغییر سیر خطاب، مقطع صوتی، از مغلق به مفتوح گرایش می یابد.
شناخت کرامت انسان اهمیت بسیار دارد که در دین مقدس اسلام و اسناد بین المللی موضوعیت مربوط به خود را داشته است. در اسلام کرامت جایگاه ویژه ای دارد و با تفکیک کرامت ذاتی و اکتسابی، آن را مورد بررسی قرار داده است، کرامت ذاتی را مختص همه انسان ها اعم از زن و مرد دانسته و برای رسیدن به کرامت اکتسابی یا ارزشی، ملاک را تقوا معرفی کرده و شاخص های آن را در قرآن و روایات تعیین نموده و زن را همانند مرد در رسیدن به مقام انسانیت یکسان دانسته است. در دوران معاصر، برخی از نظام های حقوقی دنیا، از جمله حقوق جهانی بشر، از دیدگاه غرب، کرامت انسانی را در کرامت ذاتی محصور کرده و از کرامت ارزشی سخنی به میان نمی آورند و پیامدهای منفی این تلقی را در جوامع غربی شامل هم جنس گرایی، فحشا و بی بندوباری، از بین رفتن حیا، رکود انسان و ... شاهد هستیم. علاوه بر آن، اعلامیه حقوق بشر اسلام را مورد بررسی قرار داده و سپس جایگاه کرامت زن در اسلام و اسناد بین المللی با تکیه بر رهنمودهای امام خمینی(ره) مورد تحلیل قرارگرفته است. در این مقاله و با مرور بر اسناد بین المللی غرب معاصر با رویکردی تطبیقی به حوزه معنایی موضوع، قلمرو و جایگاه کرامت زن از دیدگاه اسلام و اسناد بین المللی مشخص شده و سپس مقایسه و مقابله گردیده است.
سوره انسان از جمله سوره هایی است که در فضیلت حضرت علی واهل بیت پیامبر ـ علیهم السلام ـ نازل شده است. روایات، اقوال و منابع زیادی بر این امر دلالت دارد؛ اما برخی از منابع اهل تسنن با مکی برشمردن سوره، این فضیلت را نادیده انگاشته اند. با استناد به منابع اهل تسنن و گردآوری و تحلیل روایات و اقوال در ترتیب نزول سوره های مکی و مدنی و نیز روایات اسباب نزول، نزول سوره در مدینه و اختصاص فضیلت یاد شده به اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و بی اساس بودن سبب نزول های دیگر اثبات می شود.
مبارزه با قرآن کریم به روش های مختلفی، از جمله شبهه افکنی علیه قوانین و احکام آن از صدر اسلام تاکنون مورد اهتمام دشمنان بوده است. ازدواج یک مرد با چند زن یا «تعدد زوجات» از مسائل مهم و حساسیت برانگیز مربوط به زنان و خانواده است. قرآن در آیه 3 سوره نساء مجوز تعدد زوجات را در صورت توانایی بر مراعات عدالت میان آنان، صادر می کند و در آیه 129 این سوره ممکن نبودن رعایت عدالت میان زنان را بیان می کند. دکتر سها در کتاب نقد قرآن ضمن القای شبهاتی در مورد «تعدد زوجات» و خلاف حکمت خواندن آن ادعا می کند آیه 129، آیه 3 را نسخ کرده و آورنده حکم از تداوم آن پشیمان شد ه است. پژوهش حاضر به روش توصیفی - تحلیلی باگرایش انتقادی و به روش اسنادی، به بررسی دقیق این شبهه می پردازد. حاصل پژوهش این است که احکام قرآن کریم، از جمله جواز تعدد زوجات، بر مبنای حکمت و نیاز واقعی انسان تدوین شده و دلایلِ ناقد قرآن نمی تواند خدشه ای بر آن وارد سازد. همچنین هیچ گونه رابطه ناسخ و منسوخی بین دو آیه پیش گفته وجود ندارد.
در آیه 81 سوره زخرف چنین می خوانیم که «قُلْ إِنْ کانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدینَ: اگر خدا فرزند داشت، من نخستین عابدم». بیشتر مفسران بر این باورند که این آیه حاوی استدلالی است که می توان آن را در قالب یک قیاس استثنایی بیان نمود. اما علی رغم پیشنهادهای مختلف ایشان در خصوص صورت این استدلال در قالب این قیاس، تقریباً هیچیک از صوری سازی های مزبور تصویر کاملی از مفاد آیه به دست نداده، صدق و اعتبار را تأمین نمی کنند. دشواری این آیه و کثرت و تنوع تفاسیر ذیل آن، بی شک، در ارتباطی مستقیم و محوری با واژه «اوّل» در آیه مزبور قرار دارد. در این تحقیق، پس از نقد و بررسی هر یک از تفاسیر مزبور، قالب قیاس اولویت یا طریق اولایی پیشنهاد شده، ادعا می گردد که این شکل از استدلال، به جهت بهره مندی از یک حدّ اضافه، می تواند به خوبی مفاد آیه مزبور را به نمایش بگذارد.