مسئله تجلی در تفکر ویشنویی، در عین حفظ تعالی ذات مطلق، به حضور برهمن در عالم وجود قائل است. این اندیشه گویای این حقیقت است که هر انسانی به نوعی ظهور برهمن است. در اندیشه ویشنویی، برهمن خود را به پنج شکل متفاوت متجلی می سازد. نخست، پرَه اوتاره یا اعلاترین شکل تجلی که در این حالت، ارواح رهایی یافته از حضور برهمن لذت می برند. دومین شکل تجلی ذات مطلق ویوهه ها می باشند. ویوهه ها اشکالی هستند که برهمن برای اه داف آیینی، آفرینشی و... در آن متجلی می شود؛ برخی از این ظهورات، مظهر معرفت و جلال، برخی مظهر فرمانروایی و برخی مظهر آفرینش اند. سومین شکل تجلی برهمن، ویبهوه است که شامل ده ظهور از موجودات فرازمینی است. چهارمین شکل تجلی از ذات مطلق، انتریامین می باشد. در این حالت، ذات مطلق در عالم آفاق و انفس جای می گیرد و با شهود یوگی دیده شده روح را در سلوک خود همراهی می کند. پنجمین شکل از تجلی ذات مطلق، حالتی است که برهمن در شمایل یا تمثال های ساخت بشر استقرار می یابد. یافته های تحقیق نشان می دهد که نظریه تجلی در اندیشه ویشنویی را می توان از دو جهت مورد توجه قرار داد: یکی از آن جهت که جهان است و دیگر از آن جهت که نمودی است که بر سیمای حقیقت وجود به ظهور رسیده است. بنابراین تجلی به اعتبار جهان و دنیای ظاهری «تجلی واقعی» است، اما تجلی به اعتبار حقیقت وجود جنبه «توهمی» دارد. در این پژوهش ضمن تحلیل دیدگاه های مختلف پیرامون مسأله توهمی و یا واقعی بودن تجلی نشان داده ایم که اثبات تجلی امری شهودی است و نظریه تجلی برهمن در تفکر ویشنویی، جنبه توهمی دارد، نه واقعی.
این مقاله شرحى است بر کلام معصوم علیه السلام در باب صفات شیعیان توسط استاد علّامه مصباح. عنوان «شیعه» از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام، جایگاه، منزلت و قداست خاصى دارد. شیعیان از نظر اهل بیت علیهم السلام، داراى ویژگى هاى ممتازى هستند. ازجمله صفاتى که موجب مى شود شیعیان در پناه خدا از آفات و خطرات دشمنان در امان بمانند، عبارتند از: 1. به اصلاح رابطه با خدا بپردازند؛ 2. ارتباط خود را با امامشان اصلاح کنند؛ 3. به وظایف خویش در قبال برادران دینى عمل کنند.
از ویژگى هاى شیعیان اینکه پارساترین و باتقواترین مردمانند، با متانت و آرام سخن مى کنند، عقده گشانى نمى کنند، در ستایش پیشوایان معصوم، زیاده روى نمى کنند، با دوستان اهل بیت علیهم السلام با رفاقت رفتار مى کنند. با گمراهان همنشینى نمى کنند، دشمن اهل بیت را دوست نمى دارند. همچنین در روایاتى متانت، خوشرفتارى، ناآزمندى، نداشتن گمان بد به دیگران، در برخورد با دیگران مهربان، عامل به وظایف خود و عزت نفس، از مهم ترین ویژگى شعیان واقعى شمرده شده است.
بررسی مبانی انتظار در منظومه فکری اندیشمندان اسلامی موجب می شود با الهام از آن افکار، جامعه منتظِر خود را برای ایجاد و تحقق جامعه موعود و آرمانی اسلامی که در اندیشه اسلامی از آن به حکومت جهانی امام مهدی× یاد می شود، آماده نماید؛ در نتیجه با شناخت آثار و ابعاد مختلف انتظار می توان در سیاست گذاری و برنامه ریزی برای آینده جامعه اسلامی به منظور احیای تمدن اسلامی از آن کمک گرفت. انتظار در منظومه فکری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای – مد ظله- متأثر از هستی شناختی، معرفت شناختی، انسان شناختی و جامعه شناسی اسلامی است. در نوشته پیش رو، مبانی هستی شناختی انتظار در منظومه فکری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(مدظله) بررسی گردیده، به این سؤال پاسخ داده می شود که: «مبانی هستی شناختی انتظار بر اساس منظومه فکری رهبر معظم انقلاب(مدظله) چیست؟» برای یافتن پاسخ این پرسش و تبیین آن، به آثار مکتوب و منقول معظم له که در سایت منعکس شده، مراجعه گردیده و در تحلیل آن ها از روش عقلی و نقلی توأمان بهره گرفته شده است. در منظومه فکری حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله) مبانی هستی شناختی انتظار مبتنی بر محور و مدار توحید است. در این مقاله، سه مبنای هستی شناختی تدبیر و حکمت و لطف الهی در جهان هستی، بررسی شده و ارتباط انتظار با این سه، تبیین گردیده است
یکی از مباحث مهم عرفان نظری در اسلام بحث از خاتم الاولیاء است. عرفا معتقدند هر آنچه در هستی و کائنات وجود دارد مظهری از مظاهر حق تعالی است. خداوند دارای صفات و اسمائی است و هر یک از آن ها در جهان نیازمند مظهری است تا خود را نشان دهد. یکی از اسامی مهم خداوند ولیّ است، پس آن نیز نیازمند مظهری است که اولیای الهی مظاهر این ولایت هستند. از آنجا که جهان و مظاهر الهی روزی به پایان می رسد، لازم است مظهر اسم ولیّ نیز دارای خاتمی باشد که با ظهور او جهان به پایان برسد. در اینکه این خاتم کیست در آثار ابن عربی از حضرت عیسی (ع)، حضرت مهدی (عج) و خودش نام برده شده است. در این مقاله بر آنیم که دیدگاه مؤیّد الدّین جَندی یکی از شارحان ابن عربی و فصوص الحکم را که اصرار فراوانی بر خاتم بودن ابن عربی دارد، طرح و سپس نقد کنیم و ضمن اشاره ای کوتاه به دیدگاه قیصری اثبات کنیم که ابن عربی نمی تواند خاتم اولیاء باشد.
فرقه «دونمه» یک فرقه یهودی _ اسلامی است که شکلگیری آن، ریشه در ادعاهای دروغین عارفنمایی یهودی به نام «شَبتای صِوی» دارد. او که در تاریخ ادیان به عنوان یک یهودیِ مسلمان شده شناخته میشود، در دوره یهودی بودنِ حیات خویش با کمک پیامبر دروغین دیگری به نام «ناتان غزّهای» ادعای پیامبری و سپس خدایی نمود و با جذابیتی که در ابعاد مختلف شخصیتش وجود داشت به سرعت پیروانی را به گرد خود فراهم آورد. لیکن پس از آنکه از سوی علمای یهود مورد تکفیر قرار گرفت، با فشار سلطان عثمانی، به ظاهر مسلمان گشت و به «محمد افندی» تغییر نام داد و در همین وضعیت نیز درگذشت. اما این پایان جریان شبتایی نبود و برخی از پیروان یهودی وی با طرح ادعاهایی جدید، مقدمات تشکیل فرقهای را فراهم آوردند که «دونمه» نامیده میشود. این فرقه نه تنها آسیبهای فراوانی را بر یهودیت وارد نمود، بلکه در سقوط حکومت عثمانی و حاکمیت اسلام در ترکیه نیز نقش بهسزایی داشته است. در این مقاله سعی شده تا ضمن تبیین شخصیت شبتایصوی به عنوان خاستگاه اصلی این جریان؛ رابطه میان این مدعیان دروغین و تأسیس فرقه دونمه، و تأثیر آن بر جامعه یهودی و اسلامی مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.
کیفیت حیات حضرت عیسی(ع) همواره یکی از بحثبرانگیزترین مباحث حتی در میان مسیحیان است. در این مقاله ابتدا با تحلیل اسنادی و مبتنی بر نصوص اولیه مسیحی، به دستهبندی سه دیدگاه قابل استخراج از این نصوص درباره سرشت الوهی یا طبیعی عیسی(ع) پرداختهایم و سپس این موضوع را از دیدگاه قرآنی بررسی کردهایم. سه دیدگاه سرشت الهی، سرشت الهی انسانی و سرشت انسانی و طبیعی عیسی(ع) در نصوص مسیحی و نیز سرشت غیرالوهی عیسی(ع) دیدگاههابی هستند که در اندیشهقرآنی بررسی شدهاند در ادامه، با تحلیلی فلسفی و کلامی به پارادوکسها و برخی دشواریهای نظری و کلامی پیشِ روی برخی دیدگاههای مسیحی در حوزههایی نظیر «پرستش»، «وحدت ذات خداوند»، مسئله هدایت و نیز مسئله فهمپذیری فعل خداوند پرداختهایم. در این میان به مسئله «هدایت» بهعنوان یکی از کلیدیترین اهداف نبوت توجه شده است؛ اینکه تجانس زیستی نبی با جامعه مخاطبان وی، اساساً هدایت را ممکن میسازد و سپس در دل این امکان، احتمال تحقق اهداف نبوت و اقبال به نبی، تحقق هدایت را افزایش میدهد؛ تجانسی که از قرآن کریم و در باب پیامبر اسلام(ص) و انبیای سلف از جمله عیسی(ع) نیز قابل استخراج است و بر این اساس، دعوت انبیا از دید قرآن با اقبال مواجه بوده است؛ اما برخی دیدگاههای مسیحی که تمام یا وجهی از سرشت عیسی(ع) را الوهی میدانند، بهلحاظ نظری و کلامی، تحقق تدریجی رستگاری و مفهوم «هدایت» در طول تاریخ، نقش اراده انسانی مؤمنان در تحقق این امر و نیز توفیق انبیا در این امر را با چالش مواجه میسازند؛ رویکرد قرآنی با این چالش مواجه نیست.
در این تحقیق با تعریف علوم انسانى توصیفى و دستورى و بیان تفاوت روش تحقیق آنها نشان مى دهیم که از منظر علامه طباطبائى ارزش ها در تعیین اهداف و جهت دهى به مسائل علوم انسانى دستورى نقشى اجتناب ناپذیر خواهند داشت. ازاین رو براى تولید علوم انسانى دستورى سعادت آفرین، نیازمند نظام ارزشى جامع نگر و کاملِ دین حق هستیم، و ازآنجاکه مسائل علوم انسانى دستورى بعد از تعیین هدف و دستیابى به توصیف هاى لازم شکل مى گیرند، رویکرد ایشان در استنباط مسائل این علوم در سه مرحله تبیین شده است: 1. گردآورى مبانى و توصیف هاى لازم؛ 2. بیان یا دست کم در نظر داشتن اهداف دین حق در مسئله؛ 3. تنظیم پاسخ مسئله.