تکثر فهم پیامبران، از جمله دلایلی است که عده ای از طرفداران نظریه پلورالیسم حقانیِ ادیان برای تقویت دیدگاه خود بیان می کنند. آنان فرضیه خود را از دو منظر تفسیر کرده اند. نخست اینکه پیامبران با قابلیت ها و حالات ویژه خود، هر یک از نظر گاه ویژه خود به حقیقت واحد نگریسته و دریافت های متفاوت خود را به شکل دین به پیروان خود عرضه کرده اند؛ و دوم اینکه تجلیات و ظهورات خداوند بر پیامبران گوناگون بوده و علتی برای پیدایش ادیان مختلف شده است. این عده در بیان فرضیه خود، به آیاتی از قرآن کریم نیز استناد کرده اند.
پیوند قرآن و عترت مهمترین تدبیر پیامبر به منظور نگهدارى ساحت قرآن کریم است که اگر از همان آغاز مورد بىمهرى قرار نمىگرفت، هرگز آنهمه تشتت فکرى، تفرقه مذهبى، اختلاف عقیدتى و سستپندارى در تفسیر معارف پدید نمىآمد. سوگمندانه باید پذیرفت، آنچه در قرنهاى نخستین تاریخ اسلام بر سر منابع روایى و آثار حدیثى آمد و تنگناهاى عظیمى که براى اهلبیت علیهمالسلام و ارائه معارف قرآنى پدید آورد، سبب شد که امت اسلامى آنگونه که باید از این چشمه زلال بهرهبردارى ننماید.
اهلبیت علیهمالسلام مفسّران و حامیان واقعى قرآن هستند و قرآن نیز بر مقام والاى عصمت آنها و دوستى مردم نسبت به ایشان تأکید دارد؛ از جمله آیات «مودّت» و «تطهیر» بر فضیلت و موقعیت ویژه اهلبیت پیامبر علیهمالسلامدلالت دارند و تمام مفسّران شیعه و جماعتى از مفسّران اهلتسنن بر آن تأکید ورزیدهاند. البته عدهاى براساس کینههاى دیرین یا گرایشهاى مذهبى، براى در ابهام ماندن دلالتشان با استناد به برخى از روایات، شبهاتى نسبت به مدلول آنها وارد کردهاند. این مقاله درصدد آن است که نشان دهد هیچیک از این شبهات وارد نیست و دلالت این آیات بر آن روشن است.
تبیین تاریخی مسئله امامت شیعی و پرداختن به چالش های فراروی، موضوع این مقاله است. برای رسیدن به این منظور ابتدا جایگاه امامت در اندیشه شیعی و سپس این نظریه که امامت در اندیشه شیعی دچار تطور شده است، طرح می شود. در ارزیابی این نظریه، با توجه به تفکیکی که بین مفهوم امامت و اندیشه امامت کرده ایم، آسیبی که از ناحیه خلط اندیشه و مفهوم متوجه بحث شده، روشن گشته است. در ادامه به حساسیت مسئله امامت و ناتوانی تحلیل های صرف تاریخی و همچنین عدم توجه به ظرفیت های سیاسی اجتماعی طرح مسئله امامت، به عنوان آسیب های دیگری در این حوزه اشاره می شود و سرانجام با توجه به نقدهای صورت گرفته، تبیین قاعده مندی از تاریخچه امامت صورت می گیرد و فهم و برداشت مسلمانان اولیه از این اصل مورد توجه قرار می گیرد.
تشکیل حکومت جهانی، هدف انبیا و جانشینان آنان بوده است که فقط مدت کمی توانستند به آن دست یابند و در آن مدت کوتاه هم با انواع توطئه های دشمنان خارجی و مقاومت داخلی روبه رو بودند. اما قیام حضرت مهدی(ع) هنگامی محقق می شود که آمادگی پذیرش داخلی به وجود آید و دشمنان خارجی نیز منکوب شوند و شرایط برپایی حکومتی بر مبنای توحید در سراسر جهان فراهم شود و نابودی کفر و شرک و نفاق را در سراسر گیتی در پی داشته باشد. خداوند در قرآن فرموده است: «و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین کله لله؛ با آن ها بجنگید تا فتنه ای نباشد و دین تمام برای خدا باشد.»
امام باقر(ع) در تفسیر این آیه فرموده: «تاویل و تفسیر نهایی این آیه هنوز نیامده است و اگر قائم ما بعدآ قیام کند، هر کس او را درک کند، خواهد دید که دین محمد(ص) تا آن جا که شب آن را می پوشاند، خواهد رسید، تا این که بر روی زمین مشرکی باقی نماند.»
بشارت های دیگری نیز هست؛ از جمله این آیه که در سه جای قرآن تکرار شده است: «هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله؛ اوست کسی که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر تمام ادیان پیروز سازد.»
در حکومت جهانی مهدی(عج)، یکتاپرستی تمام جهان را فرا می گیرد و توحید از تجاوز به حریم حق جلوگیری می کند. از مشخصات بارز حکومت مهدی(ع) این است که قدرت به دست آمده، به سستی نمی گراید و به بغی و ستم و ناحق کشیده نمی شود، زیرا حکومت دین محور است.
مفاد آیات قرآن و روایاتِ ائمه (ع) گویای آنند که پیامبر اکرم (ص) در دریافت وحی الهی کاملاً منفعل است، و امینِ خدا دردریافت وابلاغ کلام او به شمار می رود؛ ازاین رو، آیات و روایات ،همزبان، نزول الفاظ و معانی قرآن را بر آخرین رسول الهی تایید می کنند؛ حال آن که انگاره دخالت پیامبر اکرم(ص) درخلق الفاظ قرآن، آشکارا با آیات و روایات در تعارض است. آنچه مؤید این نظریه است، عبارت است از: توجه به دو شان متمایز تبلیغی و تبیینی پیامبر اکرم (ص)؛ آیاتی که قرآن کریم را نازل شده به زبان عربی قلمداد و ازآن با عنوان «کلام الله» تعبیر می کند؛ آیاتی که از قرائت و تلاوت قرآن بر پیامبراکرم (ص) سخن می گوید؛ آیاتی که کلام خدا را ازکلام رسول تفکیک می کند وهمزمان به هر دو حجیت می بخشد؛ روایاتی که قرآن را نازله به همین الفاظ موجود نشان می دهد؛ احادیثی که تکلم فرشته وحی را ابزارِ انتقال آیات قرآن به پیامبر(ص) می داند و روایاتی که قرآن ، حدیث قدسی و حدیث نبوی را دارای هویت مستقل برمی شمارد.
نظریه تجربه دینی رهیافتی است که پیش آهنگان طرح آن، متفکران غربی هستند و برجسته ترین آنان شلایرماخر است. تعریف دقیق تجربه دینی به دلیل ابهام در معنای تجربه و دین مشکل است؛ ولی این مطلب مورد اتفاق است که هر چیزی که تجربه خوانده شود، باید به وصفی از دیدگاه فاعل آن توصیف شود. با فرارسیدن عصر جدید و ظهور تجربه گرایانی چون هیوم، الاهیات طبیعی به این نسبت رسید و اعتبار کتاب مقدس محل تردید قرار گرفت؛ ولی پیشگامان این مکتب، سرآغاز دین و دیانت را احساسات، عواطف و نوعی تجربه درونی معرفی کردند. بی شک چنین تفسیری از دین و وحی نمی تواند بیان گر حقیقت دین الاهی باشد. از این رو اشکالات فراوانی به این نظریه وارد است که در این مقاله به آنها اشاره می شود