فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۸۱ تا ۳٬۴۰۰ مورد از کل ۱۹٬۲۸۷ مورد.
اندیشه فلسفی سنخیّت میان خدا و خلق؛ نقدها و پاسخ ها(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۷
117 - 141
حوزههای تخصصی:
عدم درک صحیح از مسیله سنخیت میان خدا و خلق، موجب مطرح شدن اشکالاتی از سوی مخالفان شده است. تمامی این اشکالات در این سؤال اساسی خلاصه می شود که: چگونه سنخیت میان خدا و خلق موجب تشبیه او به مخلوقات نمی گردد؟ در پاسخ به این سؤال با مراجعه به متون فلسفه اسلامی و استفاده از روش تحلیلی، درمی یابیم که تنزل معلول از علت به عنوان یکی از مبانی اثبات سنخیت - میان علل فاعلی ایجادی و معلولاتشان رخ می دهد، نه علل طبیعی، و خداوند در این مسیله، شباهتی با علل طبیعی ندارد. افزون بر این، او با شدت وجودی خویش از سایر علل ایجادی نیز متمایز است. لازمه سنخیت، واجب بودن ممکن و تعدد واجب الوجود نیست؛ زیرا وجود همانند ماهیت نیست تا لازم باشد در تمام مصادیقش، ذات خود را حفظ کند. قاعده «معطی شیء فاقد شیء نیست» شامل فاعل بالاراده ای چون خداوند نیز می باشد؛ با این تفاوت که مالکیت خداوند بر وجودی که به مخلوقات عطا کرده، مالکیت حقیقی و برترین نوع مالکیت است. سنخیت میان خالق و مخلوق از جهاتی و تباین میان این دو از جهات دیگر، مستلزم ترکیب در ذات خداوند نخواهد بود؛ زیرا این جهات هر دو به وجود برگشت می کنند که حقیقت واحدی است.
رابطه اختیار و شرور اخلاقی از دیدگاه ملاصدرا و آگوستین(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۸
57 - 80
حوزههای تخصصی:
مسیله شر از چالش بر انگیزترین مباحث فلسفه و کلام به شمار می رود. عده ای از متفکران در طول تاریخ با این اشکال در صدد نفی وجود و صفات کمالیه خداوند بر آمدند. در مقابل اندیشمندان بسیاری نیز برای پاسخ به اشکال شرور کوشیدند. در این مقاله به مهم ترین پاسخ کلامی به مسیله شرور، یعنی شرور لازمه اختیار، از دیدگاه ملاصدرا و آگوستین پرداخته ایم. این دو فیلسوف در این مسیله اشتراکات و اختلافاتی دارند، البته به خاطر اعتقاد به توحید و توجه آنان به آثار افلاطون، نقاط مشترک آراء آنان بسیار بیشتر از اختلافاتشان است. آنان انسان را موجودی مختار می دانند و بالطبع از این موجود مختار، گاهی خیر و گاهی شر صادر می شود. هرچند پاسخ اختیار لازمه وجود شرور، تنها پاسخ مسیله شرور نیست، اما قسمت قابل توجهی از شرور یعنی شرور اخلاقی با آن توجیه می شود.
حملیه موجبه کلیه بدیهی پایه هر تصدیق بدیهی و نظری دیگر در منطق و معرفت شناسی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۸
103 - 126
حوزههای تخصصی:
تصدیقات و قضایای معتبر در علم محصورات اربعه از حملی و شرطی هستند. پایه و بن مایه این قضایا، موجبه کلیه است؛ زیرا بر اساس روش اشراقی، قضایا به موجبه کلیه تحویل می روند و نیز بر اساس اثبات عام غیر مقابل تمام قضایا حتی قضایای سالبه با حفظ سلب، اثباتی اند. همانطورکه تمام قضایا، حتی قضایای سلبی به لحاظ ضرورت صدق ایجابی اند. علاوه بر اساس اصل تقصی علم، همه قضایا باید به بدیهیاتی ختم شوند که پرسش علمی قطع شود. ازاین رو در تقصی، علم همه نظریات به بدیهیات ختم می شوند و همه جزییات، هرچند بدیهی باشند به کلیات ختم می شوند، زیرا حکم در جزیی ازآن رو که جزیی است ابهام دارد و پرسش از کدامین روست. از سوی دیگر سالبه ها هم باید به موجبه ها برگردند؛ زیرا هرچند حکم برخی سالبه ها بدیهی هم باشند، باز این پرسش مطرح است که از چه رو موضوع قضیه مقتضی سلب محمول است. این پرسش آنگاه پاسخ درخور می یابد که در بن حکم سلبی، حکم ایجابی وجود داشته باشد و حکم سلبی لازمه عقلی آن باشد. بدین سان از منطق و معرفت شناسی، بن مایه همه تصدیقات و قضایا به تصدیق و قضیه موجبه کلیه باز می گردد
تحلیل فلسفی توبه در پرتو حرکت جوهری از منظر انسان شناسی صدرایی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۸
213 - 238
حوزههای تخصصی:
تحلیل رایج کلامی توبه، آن را مسیله ای استحقاقی(ارزشی) عنوان می کند و در نهایت، آن را چشم پوشی مولا از تعذیب عبد می داند. حقیقت آن است که این تحلیل، حتی اگر صحیح باشد، نارسا و ناقص است و تنها بخشی از حقیقت توبه را نشان می دهد. آیا می توان، به جای تحلیل کلامی و رایج، تحلیلی وجودی و فلسفی از این مسیله ارایه داد؟ تحلیلی که توبه را طلب وجودی جدید و قبول آن را افاضه آن از موجود برتر بداند؟ چنین تحلیلی علاوه بر اینکه با متون دینی همخوانی بیشتری دارد، عقلانی تر و دلنشین تر است. در این تحلیل، پیش از اینکه قبول توبه مسیله ای لازم و اخلاقی باشد، نظام وجودی و علی معلولی جهان معد آن است. قبول توبه از این منظر، رسیدن عبد است به مرحله ای که در آن مستعد جوهر پسین است و در حقیقت، قبول توبه از همین تبدل وجودی و جوهری انتزاع می شود. به نظر می رسد مسیله توبه جز با حرکت جوهری نفس قابل تبیین نیست و یا حداقل، حرکت جوهری اشتدادی نفس، بهترین تبیین فلسفی موجود به شمار می رود . این نوشتار درصدد است جوهر توبه را به مدد حرکت جوهری و غنای فلسفه صدرایی در مقوله انسان شناسی تحلیل و تبیین کند و به نارسایی تحلیل کلامی و فلسفه غیرصدرایی اشاره داشته باشد.
بررسی تفویض تشریع به پیامبر و ائمه از دیدگاه آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال چهاردهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۵۲
27-44
حوزههای تخصصی:
تفویض تشریع به معصومین ^ در بسیاری از روایات، از مباحثی است که رد و پذیرش آن در علوم اسلامی، نزاع های زیادی را به همراه دارد. هر کدام از عالمان شیعه با توجه به یکی از ابعاد موضوع، سعی در ارایه مفهوم و دلیلی جهت رد یا پذیرش آن نموده اند و دو گروه مخالف و موافق را تشکیل می دهند که گاهی منجر به ارایه مفاهیم متعدد از این واژه و نیز مخالفت و موافقت با تفویض تشریع در آرای یک اندیشمند می شود. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، با فرض پذیرش تفویض تشریع از دیدگاه آیت الله جوادی آملی، تبیین های مختلف ایشان از مفهوم تفویض تشریع و ادله آن را ارایه و به این نتیجه می رسد که علی رغم اینکه ایشان از مخالفان تفویض تشریع به نظر می رسد، ولی مفاهیم و ادله ای از تفویض، با محوریت انسان کامل در نظام تشریع و نیز رابطه بین نظام تشریع و تکوین ارایه و تفویض تشریع را در محدوده «ولایت در تشریع» و «ولایت بر تشریع» می پذیرد.
زمینه های شکل گیری اندیشه کلامی ابن تیمیه در حوزه کلام اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال چهاردهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۵۲
121-138
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، داده ها به صورت اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده اند و با روش توصیفی تحلیلی به تحلیل محتوای آنها پرداخته می شود و نیز با رویکردی اجتماعی به علم کلام تلاش خواهد شد خاستگاه های اجتماعی پیدایش اندیشه کلامی شخصیتی چون ابن تیمیه مورد بررسی قرار گیرد. مهم ترین نتایج تحقیق حاکی از آن است که عوامل اصلی تأثیرگذار در شکل گیری اندیشه های وی را می توان در قالب مؤلفه هایی چون «شرایط سیاسی»، «سقوط خلافت عباسی» و به دنبال آن، «اضمحلال اقتدار سیاسی بخشی از جامعه اسلامی»، «مناقشه های معرفتی»، «مناقشه های کلامی»،«جهت دهی خاص به روش های فهم آیات، روایات و احادیث نبوی» و «فعالیت دراویش و نصیریه» در شام احصاء نمود. جاذبه های اندیشه ابن تیمیه با توجه به شرایط بحرانی جهان اسلام، وضعیتی را به بار آورده است که همچنان خود را در جریان های سلفی معاصر احیا می کند.
حقیقت سیال انسان در پرتو حرکت جوهری صدرایی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال دهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۳۵
157 - 179
حوزههای تخصصی:
در ﻣیﺎن ﻣﺠﻤﻮع کاینات، «اﻧﺴﺎن»، کانون توجه اﻧﺪیﺸﻤﻨﺪان، ﻓﻼﺳﻔﻪ و ﻋﺮﻓﺎ بوده، ایشان سعی در ﺷﻨﺎﺧﺖ اﺑﻌﺎد وﺟﻮدی او داﺷﺘﻪ اند و روح اﻧﺴﺎن را از نظر ذات، ﺻﻔﺎت و اﻓﻌﺎل، ﻣﻈﻬﺮ ﺗﺠﻠی ﺧﺪاوﻧﺪ ﺧﻮاﻧﺪﻩ اﻧﺪ؛ ﺗﺎ ﺁﻧﺠﺎ که ﺷﻨﺎﺧﺖ و ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻧﻔﺲ، ﻣﻘﺪم ﺑﺮ ﻣﻌﺮﻓﺖ رب و یکی از راه های ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺧﺪاوﻧﺪ ﻗﺮار دادﻩ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ. در این میان، صدرالمتألهین، انسان را نسخه عنصری جامع جمیع عوالم معرفی کرده، حقیقت او را نفس ناطقه اش می داند که قابلیت تبدیل شدن به نفس قدسی را دارد. این حکیم متأله معتقد است حقیقت این عصاره خلقت به طور کامل قابل شناسایی نیست؛ زیرا طبق حرکت جوهری، نفس، مدام در حال تغییر و اشتداد بوده، آناً فآناً در حال شدن و رسیدن به کمال مطلوب است و هر آن در حال آمد و شد در اکوان مختلف وجودی است؛ لذا ماهیت ثابت مشخصی برای او قابل لحاظ نخواهد بود. پس بدیهی است شناخت حقیقت چنین موجودی که در مرتبه ای خاص توقف ندارد و همواره در حال تحول و تکامل است، بسیار دشوار بوده، همین صعوبت، سبب ظهور دیدگاه های مختلف گردیده است. اما از آنجا که لازمه هر حرکتی غایت و جهت است، هرچند نفس انسانی ماهیت ثابتی ندارد، به سوی غایت و ثباتی رو می نهد و از نظر صدرا رسیدن به مدارج بالاتر و مقام عندیت، غایت اوست. در این نوشتار بر آنیم تا حقیقت سیال انسان را در پرتو حرکت جوهری، و مثال خدا شدن او را با توجه به نظام فلسفی صدرالمتألهین، با روش تحلیلی توصیفی بررسی کرده، نتایج مترتب بر آن را ترسیم نماییم
جایگاه وجودی و معرفتی عقل انسانی از منظر ابن عربی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال دهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۶
167 - 190
حوزههای تخصصی:
عقل با توجه به معنای لغوی، خصوصیات و لوازم ذاتی آن، میان همه موجودات عقلانی، از عقل اول گرفته تا قوه عاقله انسانی مشترک است. به همین دلیل، ابن عربی وقتی از عقل سخن می گوید، معنای لغوی آن را در نظر می گیرد. عقول انسانی از عقل اول به نحو تجلی و افاضه به وجود آمده اند. براین اساس، حقیقت عقول انسانی، همانند عقل اول، از سنخ نور و مجرد از ماده اند. کثرت عقول انسانی و نیز تفاوت و امتیاز میان آنها به واسطه مواد قابلی است، نه از ناحیه فاعل مفیض. عقل انسانی دارای دو بعد یا جنبه است: جنبه عملی که مربوط به کنترل غرایز نفسانی و هدایت آن به سمت موارد مشروع و دعوت به خیر و جلوگیری از انجام شر است، و جنبه نظری که عقل از این جهت به عنوان یکی از قوای ادراکی انسان، ابزار و طریق و یا منبع برای معرفت و شناخت به واقع است. عقل دارای هویت نوری و ادراکی است و همانند نور کاشفیت و روشنگری درباره غیر دارد و ازاین رو، در حد توان خود می تواند واقع را بیابد. عقل برای کسب معرفت جدید، یا از قوه فکر و نظر مدد می گیرد (عقل ناظر) و یا اینکه حقایق و معارف از سوی حق تعالی بر او افاضه می شود و او می پذیرد (عقل قابل).
ادله عقلی تجرّد نفس از دیدگاه آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۲
5 - 29
حوزههای تخصصی:
تجرّد یا عدم تجرد نفس، مهمترین مسئله نفس شناسی است که تأثیر بسیاری بر دیگر مسائل این موضوع دارد. آیت الله جوادی آملی مانند دیگر حکما و به ویژه پیروان حکمت متعالیه به تجرّد نفس معتقد بوده و دیدگاه برخی دین پژوهان نقل گرا را که از جسمانیت نفس دفاع می کنند ناتمام دانسته و ادعای خویش را با ادله عقلی متعددی مستند می کند. در این تحقیق با روش کتابخانه ای آثار متعدد استاد جوادی آملی رصد و ادله ایشان گردآوری شده است؛ سپس با تحلیل توصیفی این ادله تبیین و به دو قسم کلی تقسیم شده اند: ادله معرفتی با اقسام «علم حضوری به خود»، «تحصیل علم حصولی توسط نفس»، «ادراک کلّیات» و «اتحاد علم، عالم و معلوم» و ادله غیر معرفتی با اقسام «اشتیاق به زندگی جاوید» و «نفس، منشأ امور ثابت» قابل تحلیل است. متکلمان نقل گرا این ادله را مخدوش دانسته و سعی در مناقشه در آنها دارند. نگارنده با تأمل در این مناقشات، به پاسخ گویی آنان بر اساس مبانی استاد پرداخته است. در ادامه اشاره ای به ادله متعدد و متکثر تجرّد نفس در آثار پیشینیان و برخی کاستی های آنها و گذر و تمسک آیت الله جوادی آملی از ادله ناتمام، به ادله تامّ شده است. نویسنده معتقد است افزون بر ادله مورد استناد ایشان، ادله دیگری نیز توان اثبات تجرّد نفس را دارد که استاد به آن ها اشاره ننموده اند.
بررسی شفاعت برزخی در قرآن، روایات و اندیشه تفسیری علامه طباطبائی(ره)
حوزههای تخصصی:
اگرچه اصل شفاعت از امور مسلّم بین مسلمانان است اما اینکه محدوده شفاعت، علاوه بر قیامت، برزخ را هم شامل شود، همواره میان اندیشمندان شیعی مورد بحث بوده است. به گونه ای که شفاعت در برزخ موجب آمرزش گناهان شده و از سویی مایه ارتقاء رتبی و تعالی درجه معنوی افراد شود. علامه طباطبائی وجود شفاعت در عالم برزخ را نپذیرفته و استعانت های معصومان (ع) در برزخ را نوعی اجازه تصرّف از سوی خدا در عالم برزخ می داند. لذا معتقد است که شفاعت در عوالم پیش از قیامت محقق نمی شود زیرا از دیدگاه ایشان بحث شفاعت پس از مسجّل شدن ورود به بهشت یا جهنم معنا می یابد و برای این منظور نیز به برخی روایات استناد می کنند. در این مقاله ضمن پرداختن به دیدگاه های مطرح، و نقد و بررسی ادله آراء ایشان روشن می گردد که با توجه به اطلاق ادلّه آیات و روایات و عدم تقیید آیه به شفاعت در قیامت و شمولیت آن نسبت به عالم برزخ، نیز توجه به مثالیّت عالم برزخ و وجود پدیده های دنیا در آن عالم با مرتبه شدیدتر، و استمرار شفاعت پیامبر(ص) از دنیا تا برزخ و نیز قیامت، و التفات به اصل تخویف و ترساندن و هشداردهی برای پیشگیری از وقوع گناه در دین اسلام و نیز اصل سبقت گیری رحمت الهی بر غضب او و همچنین اصل نجات بخشی انسان، می توان امکان شفاعت برزخی را اثبات نمود. و اینکه شفاعت در برزخ نیز وجود دارد.
بررسی علل تحیر در ابتدای عصر غیبت و تمهیدات امام دوازدهم(عج) برای مقابله با آن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴۸
129 - 146
حوزههای تخصصی:
مسئله حیرت به عنوان یکی از مؤلفههای عصر غیبت، بهویژه در ابتدای غیبت صغری در روایات طرح شده است. این واژه در روایات، دارای مشخصههایی چون گرویدن به آرای باطل، عدم پیروی از امام، ناتوانی در پاسخ به پرسشها و... میباشد. مطالعه اسناد روایی و تاریخی نشان میدهد عواملی چون انشعابات فرق، ضرورت مخفی بودن تولد امام از قدرت حاکم و ادعای کذب برخی امینان در ایجاد تحیر در ابتدای عصر غیبت مؤثر بوده است. اما در راستای رفع این تحیر افزون بر تلاشها و تمهیدات معصومین پیش از عصر غیبت، که بیشتر ناظر بر وجه اثبات حق از قبیل تبارشناسی، وصفشناسی، اعجاز و پیشگویی بوده است؛ در سنت امام دوازدهم، نیز به طور خاص تمهیدات و اقدامات بازدارندهای مانند لعن، خلع از وکالت، معرفی معتمدین به عنوان علامت صدق سخن و توقیعات مشاهده میشود. این مقاله به صورت کتابخانهای و با هدف توصیف و تحلیل به مسئله تحیر میپردازد.
تحلیل و نقد دیدگاه علی عبدالرازق مصری درباره حکومت مهدوی با تکیه بر منابع اهل سنّت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴۸
147 - 164
حوزههای تخصصی:
علیرغم توجّه جامعه اهلسنّت به مسئله مهدویت و اعتقاد به تحقق حکومت جهانی مهدوی، امروزه برخی نواندیشانِ اهلسنّت، این عقیده را از جایگاه حقیقیِ آن فروکاسته و به انکار آن پرداختهاند. از جمله این افراد، علی عبدالرازق مصری است. وی با محدود ساختن رسالت نبوی به ابلاغ وحی، بر آن است که قرآن و سنّت نبوی سخنی از حکومت اسلامی ارائه ندادهاند و سیره پیامبر6 نیز در جهت تشکیل حکومت نبوده است. بر این اساس، اصطلاحاتی چون «حکومت دینی» یا «حکومت مهدوی» که از سوی مسلمین مطرح میشود، واژههایی ناسازوار و سخنانی بیوجه است. در این مقاله ادّعای مذکور مورد سنجش و نقد واقع شده و همراهی اهلسنّت با شیعه در مسئله حکومت جهانی حضرت مهدی؟عج؟ نشان داده شده است. یافتهها نشان میدهد که هم آیات قرآن و هم احادیث نبویِ موجود در منابع روایی اهلسنّت، دینی بودن حکومت را تایید نموده و حتی به صراحت از تحقق حکومت مهدوی در زمان ظهور حضرت مهدی؟عج؟ سخن گفتهاند.
بررسی امکان تحقق عرفان شیعه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۱
47 - 69
حوزههای تخصصی:
این مقاله به این پرسش پاسخ می دهد که آیا عرفان شیعه امکان تحقق دارد یا نه. می توان از سه معنای عرفان شیعه بحث کرد: عرفان شیعه به معنای عرفان شیعیان؛ عرفان شیعه به معنای مجموعه ای از تفاسیر شیعی از انگاره های عرفانی یا علم عرفان شیعی؛ عرفان شیعه به معنای وجدانیات و یافته های معنوی منطبق بر ذهنیت شیعی. دو معنای نخستِ عرفان شیعه محقق است. به گواه تاریخ، شیعیان زیادی اهل سلوک معنوی، مشاهدات، مکاشفات و نیز آثاری درباره ابعاد علمی عرفان بوده اند. تفسیر آموزه ها و تجربیات عرفانی بر مبنای معتقدات شیعه نیز محقق است؛ به ویژه در مسئله ولایت و خاتمیت آن (در طول تاریخ مجموعه های فراوانی از این مباحثات را در نصوص و آثار می توان یافت). بحث درباره معنای سوم عرفان شیعه (تجربه عرفانی شیعی) منوط به موضع گیری ذات گرایانه یا ساخت گرایانه درباره ماهیت تجربه عرفانی است.
گستره و راز بداهت تصدیقات ازنظر صدرا و دکارت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۱
69 - 97
حوزههای تخصصی:
تلاش های فیلسوفان برای یافتن اساس محکم برای معرفت، منجر به یافتن معارفی شده است که به آن بدیهی می گویند. حال بدیهی چیست؟ چه رابطه ای با شهود، وضوح و تمایز دارد؟ گستره آن تا کجاست و چه رازی در بداهت بدیهی وجود دارد؟ این مقاله تلاش می کند پاسخ این پرسش ها را ازنظر ملاصدرا و دکارت بررسی کند. بررسی ها نشان می دهد رابطه وضوح و تمایز با بدیهی، رابطه عام و خاص مطلق و با شهود احتمالاً مترادف است. پاسخ دو فیلسوف درباره گستره بدیهیات تصدیقی یکسان است و هردو آن را محدود به اولیات و وجدانیات می دانند؛ ولی درباره ملاک و راز بداهت تصدیقات، صدرا ویژگی درونی و مفهومی و دکارت بساطت گزاره ها را معرفی می کند.
فراطبیعت باوریِ ترکیبی کاتینگهام و نقش آن در معناداری زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر در صدد است تأثیر عوامل فراطبیعی در معناداری زندگی را بر اساس دیدگاه جان کاتینگهام تبیین نماید. در این راستا ابتدا رویکردهای سه گانه ی «طبیعت گرایی، ناطبیعت گرایی، فراطبیعت گرایی» که ناظر به نظریه های معنای زندگی (هدف، ارزش، کارکرد) هستند تبیین شده و سپس به نقد و بررسی دیدگاه کاتینگهام در باب معنای زندگی پرداخته می شود. کاتینگهام خدا و جاودانگی روح را به عنوان دو عامل فراطبیعی در معنابخشی به زندگی لحاظ می کند. وی «هنجارهای تغییرناپذیر اخلاقی» را درباره ی عامل خدامحوری و استناد به مؤلفه ی «موفقیّت» را درباره ی جاودانگی روح به عنوان دو دلیل برای مبنای تأیید خویش قرار می دهد. او در دلیلی که برای دیدگاه خدامحوری ارائه می دهد به تبعیت از دیدگاه فراطبیعت گرایی، نقش خدا را در معناداری، نه به صورت تشریعی و در قالب «امر و نهی الهی» محض، بلکه به صورت تکوینی و در قالب «قانون طبیعی» بیان می کند. از این روی می توان دیدگاه های اختصاصی کاتینگهام در باب معنای زندگی را به قرار زیر معرفی نمود: الف) تفسیر معنا به «هدفِ ارزشمند»، ب) بهره گیری از نظریه ی قانون طبیعی برای معنادار کردن زندگی، ج)پذیرش فراطبیعت باوریِ ترکیبی.
معناشناسی علم الهی از دیدگاه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیدگاهِ غالبِ علامه طباطبایی در معناشناسی صفات الهی و از جمله علم الهی، دیدگاه " اصلِ معنا"ست. اما این نظریه به عنوان مبنایِ معناشناختی در فلسفه ی علامه، با مبنای معناشناختی دیگری در فلسفه ی ایشان یعنی قاعده ی سیاق، در تعارض است؛ این مقاله سعی دارد که با تبیین سیاقِ کلام و ارائه ی آن به دیدگاهِ اصل معنا، نواقص این دیدگاه را بیان کند و دیدگاهی را معرفی نماید که در عین توجه به هسته ی معنایی (معنای اولیه و شرح اللفظی)، به توسعه ی این معنا در سیاق های مختلف بپردازد. این روش در صفت علم الهی از دیدگاه علامه طباطبایی بررسی می شود تا معنایِ این علم از تشبیه مبرا گردد.
ملاک تمایز تسخیر و تغییر طبیعت در فناوری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در صدد پاسخ گویی به این سؤال مهم در حوزه فناوری دینی می باشد که مرز بین تصرف مطلوب در طبیعت (تسخیر) با تصرف مذموم در طبیعت (تغییر) از دیدگاه قرآن چیست؟ نویسنده ابتدا اصطلاحات تسخیر، تغییر، فناوری و فناوری اسلامی را تعریف کرده و سپس با ذکر 40 مصداق تصرف، سعی در پاسخ به این سؤال با الهام از فناوری های چهارگانه قرآنی که در زمان انبیا پیشین بوده و فناوری هایی که در روایات به آنها اشاره شده است و همچنین تفسیر آیات مربوطه دارد. یافته های تحقیق: شش ملاک برای این امر پیشنهاد می شود. برخی پسینی و برخی پیشینی؛ از سوی دیگر پاره ای از ملاک ها سلبی (عدم اسراف و تبذیر و عدم آلایش و تخریب محیط زیست) و برخی نیز ایجابی (فکر، ذکر و شکرِ لسانی و عملی) هستند. نتیجه تحقیق آن است که هر مقدار فناوری بتواند نوع تصرف خود را با ملاک های طرح شده بیشتر هماهنگ شود، اسلامی تر و مفیدتر خواهد بود. روش تحقیق تحلیل اسنادی می باشد.
اجماع عام یا فطرت: دو چهره از یک استدلال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجود یک حس مشترک در همه انسان ها در گستره تاریخ، ادیان توحیدی را بر آن داشته است که با اندیشه های عقلی، خداشناسی و خداجویی فطری را مستدل نمایند. این تلاش در غرب به برهان اجماع عام و در فضای اندیشه اسلامی به برهان فطرت مشهور است. این تحقیق بنیادی با روش تحلیلی تطبیقی، در پی پاسخ گویی به این سؤال است: آیا می توان ادعا نمود برهان اجماع عام و برهان فطرت تقریرهای متفاوت از یک استدلال به شمار می آیند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که برهان اجماع عام چهره ای متفاوت ار برهان فطرت را به ذهن متبادر می سازد و در برخی از تقریرها با تکیه بر همگانی بودن (به جای فطری بودن)، با برهان فطرت رابطه عموم و خصوص من وجه می یابد. این دو استدلال در اموری مانند، شکل، تقریر، رویکرد و بهره گیری از عقل عمومی بشر به جای فطرت، متمایز هستند؛ اما در بسیاری موارد مانند بالقوه بودن امور فطری، استدلال از طریق ذات اضافه بودن گرایش خداجویی، عدم استقلال وتکیه بر براهین دیگر در اثبات وجود خداوند به یکدیگر شبیه می باشند.
بررسی دیدگاه وگنر درباره توهم اراده آگاهانه با تکیه بر مبانی ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش های جدید اختیار که بر پایه برخی یافته های علوم تجربی مطرح شده، چالشی است که وگنر درباره شهود همگانی ما از اختیار مطرح کرده است. او متأثر از برخی یافته های علوم عصب شناسی و روان شناسی به این نتیجه رسید که شهود اراده آگاهانه، یک شهود تفسیرگرایانه و غیر مستقیم از نیروی علّی اراده است و به همین دلیل ارزش معرفتی ندارد. از نظر او، تجربه اراده آگاهانه یک فریب است که ذهن ما آن را طی یک فرایند روان شناختی تولید می کند. این مقاله پس از بیان دیدگاه وگنر درباره توهم اراده آگاهانه، با استفاده از مبانی ملاصدرا آن را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که شواهدی که وگنر برای رسیدن به مقصود خود بیان کرده، تام نیستند و مطلوب او را اثبات نمی کنند. در حکمت متعالیه، علم انسان به اراده آگاهانه یک شهود مستقیم و بی واسطه است، و دیدگاه وگنر درباره تفسیرگرایانه بودن این شهود، صرفاً یک ادعاست که شواهد معتبری ندارد، از این رو نمی تواند با علم حضوری انسان به اراده آگاهانه مقابله کند.