ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۰۱ تا ۳٬۲۲۰ مورد از کل ۱۹٬۲۸۷ مورد.
۳۲۰۱.

دریافت شیخ مفید از مفهوم ثقلینی امامت و بازخورد آن در تعریفِ امامت ا,

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۴۹
شیخ مفید از جمله عالمان پرکار در حوزه امامت است. وی در ابتدای دوران غیبت کبری می زیسته است؛ زمانی که بسیاری از گنجینه روایی شیعه در دسترس بوده است. از این رو متوقع است که او ضمن داشتن دریافتی نظام مند از مفهوم ثقلینی امامت، در پژوهش های امامتی خود، از جمله تعریف امامت، از آن ادراک ثقلینی استمداد طلبد و نتایج آن را در نگاشته هایش انعکاس دهد. این خواسته، از جانب او پاسخ مثبت یافته است. با الگو گرفتن از نظریه «افتراض الطاعه» به عنوان نظریه ای پرشاهد و متقن در تبیین مفهوم ثقلینی امامت، و جستجو از اجزای هفت گانه آن در آثار شیخ مفید، روشن می شود که وی به مفهوم ثقلینی امامت -افتراض طاعت- و سایر پارامترهای اساسی مرتبط به آن، التفات داشته است. شیخ مفید هرچند در تعریف اصطلاحی امامت، از آن مفاهیم سود برده است، اما ادبیات او با واژگان وحیانی فاصله دارد.
۳۲۰۲.

بررسی تطبیقی دیدگاه «وحی غیرزبانی » از نگاه نصر حامد ابوزید و ملاصدرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۲۹
پرسش از ماهیت وحی و نحوۀ تحقق آن از دیرباز موردتوجه اندیشمندان مسلمان قرار داشته که دو دیدگاه عمده دربارۀ آن ارائه نموده اند: زبانی بودن وحی (دیدگاه مشهور) و غیر زبانی بودن وحی. در این جستار دیدگاه قرآن پژوهانی همچون نصر حامد ابوزید (قرآن پژوه مدرن) و صدرالمتألهین(قرآن پژوه سنتی) که به وحی «غیرزبانی» قائل هستند به نحو تحلیلی- تطبیقی بررسی میشود. هر دو اندیشمند، مبدأ وحی را الهی و فرا بشری می دانند، اما در رویکرد و روش تفاوتهایی دارند. ابوزید با رویکرد مطالعات زبانشناسی و هرمنوتیکی و با روشی تجربی به تبیین سرشت وحی میپردازد و بر این باور است که حقیقت خارجی وحی، از فرهنگ زمانه و تجربه پیامبر متأثر است و ایشان در نزول و ابلاغ وحی به مردم، نقش فاعلی دارد. وی فهم صحیح متن قرآن را تنها در پرتو شناخت صحیح از «تعامل وحی با واقعیت» ممکن می داند. در مقابل، مالصدرا با روشی عقلی، نقش پیامبر در تحقق وحی را تنها قابلی میداند، به این بیان که نفس پیامبر بر اثر نزاهت و پاکی به عالم عقل متصل شده و در مرحلۀ ابلاغ، معانی در مرتبه خیال (برای ایشان) تجسم یافته و بر زبان وحی جاری می شود؛ براین اساس، متن وحیانی به مقتضای جهان مادی به صورت حروف و کلمات ظاهر می شود.
۳۲۰۳.

نگرش سیستمی به منطق تعریف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۰۰
منطق سیستماتیک چارچوب فکری است که گسست های منطق تعریف ارسطویی را به همراه ندارد؛ با جای گزینی منطق سیستماتیک در تعریف و تغییر نوع نگاه می توان به گونه ی مطلوب تر به تعاریف لفظی و حقیقی پی برد. این نوشتار با آگاهی از معظلات منطق تعریف در صدد بررسی رویکرد منطق سیستماتیک در مبحث تعریف است. تعریف حقیقی را باید در شبکه ای از رویکردهای گوناگون پیدا کرد، این نوشتار به چگونگی نگرش سیستمی در منطق تعریف با روش کتابخانه ای و رویکرد توصیفی- تحلیلی پرداخته است. سوال اصلی این است که روش تعریف سیستمی چیست؟ «تفکر سیستمی» به عنوان یک روش منطقی کارآمد می تواند پاسخ گوی این مشکلات باشد. نتیجه آن که تعریف، شبکه ای از رویکردهای لازم برای شناخت در جوانب به هم پیوسته است؛ هر کدام از رویکردها زاویه ای از مجهول تصوری را روشن می کند و بر پایه این نگرش تعریف حقیقی در سه سطح لفظی، مفهومی و مصداقی بررسی شده است که الگویی نوین برای تعریف است.
۳۲۰۴.

شیطان گرایی در مکتب عرفان و تصوف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۴ تعداد دانلود : ۳۱۵
یکی از بارزترین وجوه انحرافی در تصوف، دیدگاه منحصر به فرد صوفیان راجع به ابلیس است که مخالف با اعتقاد توحید بوده و دوری اندیشه آنان از باورهای اسلام را نشان می دهد. دیدگاه صوفیان در باب تقدیس ابلیس، مخصوص به فرقه خاصی از تصوف نیست و اعتقادی فراگیر به شمار می آید. در این نوشتار سیر تاریخی اندیشه تقدیس ابلیس و تطورات آن، از همان ابتدای پیدایش فرقه صوفیان توسط حسن بصری تا عصر ابن عربی واکاوی گشته و مبانی و پایه های نظری این اندیشه، مورد بررسی قرار گرفته است. صوفیان در اولین مواجهه با ابلیس، ابتدا بر پایه جبرگرایی اشعری، صفاتی مانند کفر، تکبر و ضلالت را از او زدوده و سرپیچی وی از فرمان خداوند برای سجده به حضرت آدم را، با مجبوربودن او توجیه کردند. در قرن سوم و چهارم، با پایه ریزی مبانی سلوک عاشقانه توسط حلاج و پیروانش، صوفیان با قداست بخشیدن به چهره ابلیس، در صدد معرفی او به عنوان یک الگوی طریقتی در سلوک به سوی خداوند برآمدند و عمل خلاف شرع وی را در چارچوب سلوک طریقتی، امری ممدوح و پسندیده دانستند. محیی الدین ابن عربی در قرن ششم، با طرح اندیشه وحدت شخصیه وجود، مسئله تقدیس ابلیس را در جایگاه منحصربه فردی در نظام معرفتی و جهان بینی صوفیان قرار داد و بر همین اساس، توجیهات جدیدی از جانب صوفیان برای ترک سجده ابلیس به حضرت آدم مطرح گردید. در نظام فکری وحدت وجود، ابلیس و شیاطین به عنوان بارزترین مظاهر برای برخی از اسما و صفات الهی، مورد تقدیس و تمجید قرار می گرفتند.
۳۲۰۵.

بررسی و تبیین بشارت و شهادت مسیح علیه السلام به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در انجیل یوحنا

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۲۲۸
قرآن مجید از زبان عیسای مسیح می فرماید که به بنی اسرائیل وعده آمدن پیامبری به نام احمد را داده است (الصف/6) در این تحقیق در صدد بررسی دو عبارت ازانجیل یوحنا هستیم که می تواند مصداق این تعبیر قرآنی قلمداد شود. حضرت مسیح از آمدن فردی بعد از خود به نام  پاراکلیتوس (παράκλητος) خبر می دهد این عبارت دلالت بر پیامبر اسلام دارد که با استناد به خود کتاب مقدّس قابل اثبات است. هم چنین عیسای مسیح به حواریون و نیز در داستان دادگاه اورشلیم، بشارت به آمدن احمد را داد. انجیل یوحنا آن شخص را نئوما تیس آلیتیاس (ἀληθείας τῆς Πνεῦμα) نوشته است. برگردان این واژه به عبری معادل نام آسمانی پیامبر اسلام אמת (eh'-meth) یعنی احمدصلی الله علیه و آله است. مکاشفه یوحنا نیز با دو اسم امین و احمد از ایشان پیشگویی کرده است.
۳۲۰۶.

کاربست نظریه علم دینى آیت الله جوادى آملی در مرجعیت علمى قرآن برای علوم سیاسی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۶ تعداد دانلود : ۵۱۲
مرجعیت علمی قرآن کریم، به معنای اثرگذاری معنادار در علوم سیاسی، از مباحث مهم و نیازمند کنکاش فراوان است؛ از جمله پژوهش های مهم، نمایاندن این مرجعیت بر پایه نظریه علم دینی است. در این مقاله نظریه علم دینی آیت الله جوادی آملی به عنوان نظریه ای جامع مورد استفاده قرار گرفته است. مسئله ما این است که نظریه علمی دینی ایشان با چه کاربستی می تواند به مثابه چارچوبِ نظریِ مرجعیت علمی قرآن کریم در دانش سیاسی قرار گیرد؟ ادعای مقاله این است که نظریه علم دینی آیت الله جوادی آملی با ویژگی های منحصر به فرد، مناسب ترین چارچوب نظری برای نشان دادن مرجعیت علمی قرآن کریم در علوم انسانی و طبیعی است. تبیین جامع نظریه در مراحل شش گانه، تحلیل محتوایی و تلفیق مراحل هم خوان در چگونگی کاربست آن در مرجعیت علمی قرآن، مهم ترین دستاورد این پژوهش است. این هدف با توسعه در منابع کشف دین، توسعه در مفاهیم علم، عقل و دین؛  و با روش تنفیذ، امضا و استنباط فروعات از اصول کلی صورت گرفته و چگونگی تحقق آن در علوم سیاسی به تصویر کشیده می شود.
۳۲۰۷.

امکان خوانش توحیدی از نظریه های علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۱ تعداد دانلود : ۳۹۱
مقصود از خوانش توحیدی از یک نظریه ی علمی این است که آن نظریه را در بستر یک متافیزیک توحیدی تفسیر کنیم. براین اساس لازم است نشان دهیم که نظریه های علمی واجد نوعی متافیزیک هستند که در پرتوی آن متافیزیک، امکان تفسیرهای مختلف از آن نظریه فراهم می شود. به علاوه باید نشان دهیم که متافیزیک مذکور می تواند متافیزیکی مبتنی بر یک هستی شناسی توحیدی باشد. برخی از فلاسفه چنین خوانشی از نظریه های علمی را ناممکن می دانند، چراکه ازنظر آن ها چنین تلاشی با چهار چالش اساسی مواجه است: چالش تبیینی، منطقی، روشی و علمی. هدف ما در این مقاله آن است که نشان دهیم هیچ یک از چالش های یادشده نمی توانند نشان دهند که خوانش توحیدی از نظریه های علمی ناممکن است. براین اساس می توان متافیزیک علم را مبتنی بر یک هستی شناسی توحیدی شکل داد و نظریه های علمی را در بستر چنین متافیزیکی تفسیر کرد.
۳۲۰۸.

چگونگی امکان معرفت از دیدگاه علامه طباطبایی و کانت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹۳ تعداد دانلود : ۹۰۹
کانت فیلسوف شهیر آلمانی در کتاب دوران سازش، نقد عقل محض، کوشیده است شرائط امکان معرفت کلی و ضروری را به دست دهد و در پی آن مرزهای دانستن را مشخص کند. از نظر کانت، حکم تالیفی پیشینی تنها زمانی امکان می پذیرد، که صورت های محض زمان و مکان، تمثلات داده شده در شهود را متعین کنند. او تلاش می کند نشان دهد شرط صدور حکم تجربی عینی، اطلاق صورت های محض فاهمه و مقولات 12گانه بر شهودهایی است که به تعینات زمانی و مکانی متعین شده اند. از دیدگاه او، همه شرط های شناخت نیز خود، مشروط به وحدت استعلایی ادراک نفسانی اند. من استعلایی کانت و تبیین او از شرائط امکان شناخت، دستمایه ای برای مقایسه دیدگاه او با آموزه ی معرفت حضوری و نظریه ی نحوه پیدایش کثرت در ادراکات در دستگاه فلسفی علامه طباطبایی دراختیار می نهد. او شرط امکان هر گونه دانستن، حتی دانش حصولی را وابسته به حضور معلوم نزد نفس فاعل شناسا و اتحاد و اتصال وجودی این دو می داند. او نخستین فیلسوف در سنت حکمت اسلامی است که تبیینی خلاقانه از پیدایش کثرت در ادراکات و چگونگی حصول مفاهیم بدیهی اولیه به دست داد. توصیف و تفسیر سازوکار معرفت شناختی امکان شناخت در دو دستگاه فکری کانت و علامه، مساله ای است که این مقاله درصدد توضیح آن است.
۳۲۰۹.

هستی شناسی صدرایی و حکمت زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۰ تعداد دانلود : ۷۰۳
زندگی و مسائل آن به هیچ وجه از فلسفه جدا نیستند. از همان آغاز کاوش های فلسفی در روزگار باستان، توجه به زندگی و یافتن شیوه درست زیستن یکی از مهمترین موضوعات تفکر فلسفی فیلسوفان بود. این روند با فراز و فرودهایی در طول تاریخ فلسفه ادامه داشت و امروزه نیز احیا شده است. بررسی فلسفی این موارد را می توان حکمت زندگی نامید. برخی از فیلسوفان چنین چیزی را موضوع اصلی تأملات فلسفی خود قرار داده اند. در این میان ملاصدرا این گونه نبوده است و در فلسفه متافیزیک محور او به طور مستقیم چنین مباحثی یافت نمی شود، اما این مطلب بدین معنا نیست که نمی توان از اندیشه های او چنین استفاده ای کرد. ادعای ما این است که اصول و مبانی هستی شناسی او این قابلیت را دارند که در زمینه حکمت زندگی مورد بهره برداری قرار بگیرند؛ مبانی و اصولی همچون اصالت وجود، بساطت وجود، تشخص وجود، سنخیت و یکی بودن کمالات و تشکیک وجود. این مبانی و اصول لوازم و دلالت های مهمی در مورد زندگی در بر دارند به طوری که می توانند راهنمای چگونگی زیست انسان واقع شوند.
۳۲۱۰.

نسبت قاعده ی «بسیط الحقیقه» و «کل القوی بودن نفس» در حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۶ تعداد دانلود : ۸۴۱
بساطت، وصفی کمالی و تعیین کننده ی مرتبه ی وجودی موجود متصف به آن است. گستره ی این ویژگی در خدا، با قاعده ی بسیط الحقیقه همه چیز است و هیچ یک از آن ها نیست و در نفس انسانی، با عبارت نفس در وحدتش، همه ی قواست، بیان می شود. اهمیت تبیین نسبت دو قاعده این است که هم راه گشای شناخت خدا از طریق معرفت نفس است و هم رابطه ی طولی خدا با عالم، و ازجمله خود نفس را به گونه ای معقول ترسیم می کند. مسأله این است که دو قاعده ی یادشده، ازنظر مفهوم و مصداق چه نسبتی با یکدیگر دارند؟ در حکمت صدرایی، نفس، خلیفه و مَثَلِ اعلای حق تعالی است و بین این دو، با حفظ مراتب، هم شباهت وجود دارد و هم تفاوت؛ به همین تناسب، قاعده ی کل القوی نیز بدیل و خلیفه ی قاعده ی بسیط الحقیقه است. با این وصف، مناسبت های وجودی و معرفتی خاصی بینِ این دو حاکم است که در این مقاله به آن پرداخته ایم.
۳۲۱۱.

ارزیابی ساختار انتوتئولوژیکی متافیزیک در حکمت سینوی با نگاهی به تلقی هایدگر و ماریون از انتوتئولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۹ تعداد دانلود : ۳۷۰
انتوتئولوژی، حضور همزمان هستی شناسی و الهیات را در متافیزیک به رسمیت می شناسد. در انتوتئولوژی، خدا در مفهوم متافیزیکی خویش، به مثابه موجودی در میان دیگر موجودات است با شماری از صفات ایجابی همانند علت العلل و ذاتی دست یافتنی و شناختنی و قابل نامگذاری برای بشر. به ادعای هایدگر، متافیزیک با ساختار انتوتئولوژیک خود، خدا را به مفهومی متافیزیکی تنزل داده که فاقد هر گونه شکوه و هیبتی برای عبادت است. پرسش این است که آیا فلسفه سینوی ساختاری انتوتئولوژیک دارد؟ دستاوردهای این پژوهش عبارت است از: یکم. تلقی هایدگر از متافیزیک تلقی نادرستی است که فلسفه سینوی آن ویژگی ها را ندارد. حتی درصورت عدم پذیرش دلایل ارائه شده در نادرستی این تلقی، و به فرض صحت آن، مؤلفه ها و لوازم انتوتئولوژی به روایت هایدگر و ماریون را نمی توان در فلسفه سینوی به نحو قاطع یافت؛ دوم. هرچند ابن سینا از خدا به جهت وجودش در فلسفه اولی سخن می گوید، اما وجود را نه حقیقت خدا که از لوازم حقیقتش می داند و حقیقتش را نامعلوم معرفی می کند. در عوض برای جبران محدودیت های شناختی فراروی بشر در متافیزیک سعی می کند فیلسوفانه از امکانات درونی تعالیم وحیانی مدد گیرد و به جای به کارگیری الهیات ایجابیِ انتوتئولوژی از متافیزیک سلبی ایجابی بهره ببرد.
۳۲۱۲.

بررسی تعداد عناصر بسیط در حکمت مشاء و حکمت اشراقی سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۱ تعداد دانلود : ۷۵۲
نظریه غالب در مورد تعداد عناصر بسیط اولیه (اسطقسات) در طبیعیات قدیم، متعلق به مشائیان است که تعداد آنها را چهار عدد دانسته اند. ایشان سه دلیل در اثبات نظریه خود بیان کرده اند که عبارت اند از: 1. استدلال از طریق جایگاه طبیعی اجسام و میل طبیعی آنها بر اساس کیفیت های سنگینی و سبکی؛ 2. استدلال از طریق کیفیت های ملموس اصلیِ مشترک میان اجسام(گرمی، سردی، خشکی و تری)؛ 3. استدلال از طریق ترکیب و تحلیل. ایشان سپس مصادیق عناصر اربعه(خاک، آب، هوا و آتش) را به نحو استقرایی تعیین کرده اند. ابوریحان بیرونی و سهروردی با این نظریه مخالفت کرده و آتش را عنصر مستقلی به شمار نیاورده اند و آن را همان هوای داغ دانسته اند. سهروردی با تغییر ملاک تقسیم بندی اجسام بسیط اولیه، آنها را بر اساس کیفیت های مبصر و میزان عبور نور از آنها دسته بندی کرده و تعداد عناصر را سه عدد(حاجز، مقتصد و لطیف) دانسته است. در این مقاله دلایل مشائیان و اشکالات سهروردی در مورد عناصر اربعه مورد نقد و بررسی قرارگرفته و نشان داده شده است که دلیل مخالفت سهروردی با عنصر دانستن آتش در طبیعیات و تغییر ملاک تقسیم بندی عناصر بسیط اولیه توسط وی، از نظام خاص الهیاتی وی ناشی شده است و او درنهایت، نظام طبیعیاتی کامل و مستقلی بر اساس نظریات خود بنا نکرده است.
۳۲۱۳.

توحید افعالی در پرتو وحدت وجود در دیدگاه آقاعلی مدرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۵ تعداد دانلود : ۴۳۰
تمام رویش و جنبش توحیدگرایان بر اساس این محور دوران دارد. متکلمان اسلامی در پردازش های کلامی، مرحله به مرحله از توحید ذات و صفات و افعال الهی بحث نموده و مقاصد کلامی را بر آن استوار نموده اند. حکمای اسلامی با مبانی و روش متفاوت، مبحث توحید را واکاوی کرده و با نوآوری، مطالب ژرفی به یادگار نهاده اند. در نگاه نافذ آنان، مغز توحید اخلاص است و اخلاص در سراسر کنش و واکنش موحدان باید نمایان باشد. توحید افعالی عنوانی است که همه بار معنایی این مقصود را در خود دارد. حکمای اسلامی با این عنوان، در   صدد هستند نسبت آثار و افعال را به واجب و ممکن، به نسبت طولی حقیقی نه موازی یا مجازی، به هر یک از دو طرف تبیین کنند. در این میان حکمای متعالی با توجه به معیارهای توحیدی برگرفته از آموزگاران وحی، از نسبت طولی نیز فراتر رفته و با معیار «امر بین الامرین» و نظر به توحید وجودی، موضع بدیع پدید آورده اند. در همین راستا، حکیم آقاعلی مدرس دغدغه خود را درباره توحید با بیان هنرمندانه و متعالی در رساله فی التوحید به یادگار گذاشته است. وی مضاف بر بدایع الحکم که مفصل به تبیین مبانی توحید وجود می پردازد، در این رساله مختصر، عنان بحث را ماهرانه به بیان مبانی منتهی به توحید افعالی می سپارد. در این رهگذر توحید عامی و خاصی و اخصی در قلم زرنگار او، هر   یک جایگاه خاص خود را می یابد تا اوج و حضیض به هم درنیامیزد. واکاوی مدققانه در مواضع توحیدی وی، مضاف بر زدودن اتهام شبهه آمیز مخالفت با توحید وجود به او، به تصور متعالی از آموزه توحید کمک شایان خواهد کرد.
۳۲۱۴.

مکان و خلأ در فلسفه سینوی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۳ تعداد دانلود : ۸۴۸
یکی از گزاره های بسیار مورد توجه در فلسفه اسلامی، به ویژه در بحث طبیعیات، بحث مکان و به تبع آن بحث خلأ است؛ به طوری که همواره این پرسش، ذهن را مشغول می کند که: آیا خلأ و ملأ وجود دارند؟ و اگر وجود دارند، آنها غیر از مکان هستند یا منطوی در مکان شده اند؟ این مقاله درصدد است به این پرسش ها پاسخ دهد: اولاً، خصوصیات و ویژگی هریک چگونه است؟ ثانیاً، وجود و عدم وجود آنها، با کدام ادله عقلی قابل اثبات است؟ همواره دو تلقی از مکان وجود داشته است: یکی اینکه مکان، سطح خارجی جسم است و دیگر اینکه مکان، ابعاد سه گانه طول، عمق و عرض فضایی را داراست که جسم در آن واقع می شود. اما این پرسش مطرح است که: آیا جسم دارای ابعاد سه گانه است؟ اگر هست، مکانی که ابعاد سه گانه دارد، آیا جمیع ابعاد جسم را من جمیع الجهات دربرمی گیرد؟ به عبارت دیگر، آیا جسم من جمیع الجهات در مکان قرار دارد یا بعدی از ابعادش در بعدی از ابعاد مکان قرار می گیرد؟ اغلب فیلسوفان اسلامی، خلأ را انکار می کنند، ولی برخی دیگر درصدد اثبات آن هستند. این مقاله از نوع تحقیقات بنیادی بوده، روش پاسخ گویی به پرسش های آن، تحلیلی توصیفی است. همچنین شیوه گرد آوری اطلاعات به صورت اسنادی و گزارش های علمی بوده است. نتیجه این پژوهش آن است که ابن سینا مکان را سطح خارجی جسم محوی یا سطح داخلی جسم حاوی به شمار می آورد و در هر حال این مکان چیزی جز متمکن نیست که یا حاوی و یا محوی است. بنابراین، وی نمی تواند خلأ را به عنوان محیطی که از هرگونه ماده خالی باشد، بپذیرد. ابن سینا بطلان خلأ را بر سه اصل استوار ساخته است: 1. فاقد ابعاد بودن خلأ؛ 2. فرض بی نهایت بودن آن؛ 3. اثبات بطلان حرکت در محیط لایتناهی.
۳۲۱۵.

بررسی تطبیقی نخستین عهد الهی در متون زرتشتی، قرآن کریم و عرفان قبالایی (از منظر خصوصیت ها و کارکردها)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۹ تعداد دانلود : ۵۷۴
در برخی متون زرتشتی به ویژه متون پهلوی، نخستین عهد الهی به پیش از آفرینش جهان مادی باز می گردد؛ در حالی که در اوستا به چنین پیمانی اشاره نشده، همان گونه که نزد عرفای قبالای زوهری اعتقاد به عهد ازلی عمومیت دارد؛ ولی در تورات و تلمود به آن پرداخته نشده است. در قرآن ​ کریم نیز درباره نخستین عهد الهی سخن گفته شده که به عهد ألست مشهور است، و اکثر مفسّران آن را به پیش از آفرینش انسان بازمی   گردانند. این جستار علاوه بر پرداختن به این موضوع به بررسی تحلیلی- تطبیقی نخستین عهد الهی در متون زرتشتی، قرآن و زوهر قبالاییان می پردازد؛ و نشان می دهد اعتقاد به چنین عهدی، به اهمیت پاسخ به سه پرسش اساسی انسان در خصوص مبدأ، هدف و مقصد آفرینش بازمی گردد؛ و زرتشتیان، قبالاییانِ زوهری و اکثر مسلمانان در اعتقاد به عهد ازلی و وجود پیشین ارواح، با یک دیگر هم عقیده اند؛ اما کارکردهای این عهد در هر آیین متفاوت   است. علاوه بر این، با آن که بحث عهد ازلی پیش از اسلام نیز میان ایرانیان زرتشتی رواج داشته؛ ولی خصوصیات هرکدام با توجه به اصول اعتقادی   شان، متفاوت بوده است؛ و نگاه اسلام در این خصوص، بر دو آیین دیگر از نظر تأکید بر عقل، اخلاق و توحید برتری دارد.
۳۲۱۶.

جایگاه نفس در کرامت انسان از دیدگاه علامه طباطبایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸۹ تعداد دانلود : ۵۳۹
در پژوهش حاضر جایگاه نفس در کرامت انسان از دیدگاه علامه طباطبایی تبیین و بررسی میشود. با توجه به اهمیت مسئله کرامت انسان و جایگاه ویژه نفس در آن هدف از این پژوهش تبیین جایگاه نفس در رسیدن انسان به کرامت برای اصلاح و ارتقای سطح بینش پژوهشگر و دیگر افراد جامعه نسبت به این موضوع از دیدگاه علامه طباطبایی یکی از برجستهترین اندیشمندان حکمت متعالیه در عصر حاضر است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی-توصیفی و با بهرهگیری از آثار علامه طباطبایی و برخی آثار حکمت متعالیه ابتدا سیر نزولی و صعودی نفس در رسیدن به کرامت، حرکت استکمالی نفس در سیر صعودی و جامعیت وجودی نفس در عوالم وجود را بررسی میکند و سپس حقیقت کرامت نفس از دیدگاه علامه طباطبایی را بیان میکند. نتیجه این پژوهش نشان میدهد که از دیدگاه علامه طباطبایی حقیقت نفس از عوالم بالای تجرد است که در کمال پذیری و تکامل به بدن وابسته است و از کرامت جامعیت وجودی عوالم سهگانه وجود برخوردار است، یعنی نفس میتواند با حرکت اشتدادی خود همه کمالهای مادون و کاملتر از آن را به دست آورد و کرامتهای وجودی شدیدتری بهدست آورد. بالاترین مرتبه کرامت نفس رسیدن به تجرد عقلی و فوق عقلی است و حقیقت کرامت نفس رسیدن آن به کمال نهایى خود است که همان فناى ذاتى، وصفى و فعلى در حق تعالی است و انسان برای رسیدن به آن میتواند با علم و عمل از مرحله قوه و استعداد درآمده و به مرحله فعلیت برسد.
۳۲۱۷.

یأس و ناامیدی از ظهور (علل و راه های برون رفت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰۱ تعداد دانلود : ۵۷۲
در این نوشتار، علل یأس و ناامیدی از ظهور امام مهدی4 مورد بررسی قرار گرفته است. از آن جا که عقیده به ظهور امام زمان4 یکی از کلیدی ترین مبانی عقیدتی شیعه اثنا عشری است؛ ناامیدی از تحقق آن، چالشی مهم محسوب می شود؛ چرا که پیامدهای خطرناکی در انتظار چنین افراد و جامعه ای خواهد بود. در این مقاله، هشت ریشه ناامیدی از ظهور واکاوی شده است ؛ عللی همچون طولانی شدن غیبت، شتاب زدگی (استعجال)، تعیین وقت، تطبیق ناصحیح علائم ظهور، عدم معرفت صحیح، ملاقات گرایی، قدرت و تسلط جبهه باطل بر مسلمانان و عملکرد ناصحیح منتظرنمایان. همچنین شش پیامد مهم یأس از ظهور بیان شده است که عبارتند از: گریز از امام، بدبینی به امام، انکار امام، سستی و تنبلی، ترک امر به معروف و نهی از منکر و چیرگی بیگانگان. در این پژوهه، با توجه به ریشه های ناامیدی و پیامدهای آن، به وسیله روش تحلیلی و کتابخانه ای، با استناد به روایات، هشت راهکار مهم و کاربردی برای پیشگیری از این چالش و درمان آن، به این ترتیب بیان کرده ایم: استمداد از خدای متعال به وسیله ادعیه مأثور، معرفت امام، تبیین پیامدهای ناامیدی، تبیین صحیح مقوله انتظار، تبیین آثار صبروتسلیم برای ظهور، توجه به بداء پذیری ظهور، توجه به روایات ناهی از توقیت، تقویت ارتباط معنوی با امام.
۳۲۱۸.

مفهوم، جایگاه و بازتاب انتظار و اهداف بازگشت مسیح (ع) در میان مسیحیان کاتولیک(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۰ تعداد دانلود : ۲۶۷
انتظار منجی، مفهومی مشترک در آموزههای ادیانی خصوصاً ادیان الاهی است که ضمن برخورداری از اصالت در کتاب مقدس آنان در میان پیروانشان نیز بازتاب اعتقادی و عملی دامنهداری داشته و دارد. در سنّت مسیحی به عنوان یکی از ادیان ابراهیمی نیز انتظارِ بازگشت دوباره منجی موعود، مفهومی کتاب مقدسی و انجیلی و زیربنای یک الاهیات فرجامشناسانه است که عیسی مسیح7 محور آن است و بازتاب آن در جایجای الاهیات و اخلاق مسیحی کاملاً مشهود است؛ اینکه یک مسیحیِ منتظر باید به عیسی7 اقتدا کند و خود را شبیه او سازد تا بعد از داوری نهایی در ملکوت الاهی همنشین او باشد، شاهبیت و غایت زیست اخلاقی و منتظرانه مؤمنان مسیحی است. این مقاله درصدد است با مراجعه به متون کلاسیک و معتبر در سنّت مسیحیت کاتولیک به عنوان اصلیترین شاخه مسیحیت، بازتابها و غایت این اعتقاد را در اعتقادات و حیات ایمانی کاتولیکها بکاود و از این رهگذر ضمن مراجعه مستقیم به منابع معتبر نزد آنان، ادبیاتی علمی جهت به کارگیری در مباحث تطبیقی و بینالأدیانی تأسیس و نیز مسیری بدون ابهام برای گفتوگوی کاربردی میان پیروان ادیان پیریزی نماید.
۳۲۱۹.

دفاع از دفاع ناگاساوا از برهان وجودی آنسلم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۵ تعداد دانلود : ۷۶۲
برهان وجودی آنسلم از همان بدو معرفی، هم از حیث تصوری که از خدا ارائه کرده و هم از حیث استدلالی که برای وجود او به دست داده، معرکه ی آرا بوده است. سنخی از نقدها معتقدند که الف) خدای آنسلمی مستلزم خدای مطلق است؛ اما ب) خدای مطلق ناممکن است. یوجین ناگاساوا، فیلسوف دین معاصر، در پاسخ به این نقدها معتقد است که حتی اگر (ب) صادق باشد، باز هم به سبب کذب (الف)، نقصی بر برهان آنسلم نیست؛ زیرا خدای آنسلمی نه مستلزم خدای مطلق، بلکه مستلزم خدای بیشینه است. اولاً نشان خواهم داد که ناگاساوا معتقد است که در سناریوهایی که خدای مطلق، ازلحاظ متافیزیکی ناممکن است، نمی توان او را تصور کرد؛ ثانیاً استدلال خواهم کرد که چنین ادعایی مخدوش است و خدشه ی به آن، استدلال ناگاساوا را از پا می اندازد؛ ثالثاً استدلال خواهم کرد که با یک تعدیل مختصر، یعنی فراسازدانستن امکان، می توان این خدشه را برطرف کرد و استدلال ناگاساوا را دوباره سر پا کرد.
۳۲۲۰.

سیر انفسی از منظر غزالی و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۴ تعداد دانلود : ۵۶۶
انسان به ویژه گروه اندیشمندان همواره در پی یافتن مسیر سعادت و کشف حقیقت خود هستندو راههایی را برای رسیدن به آن از درون و برون نفس می بینند و استواری و قطعیت آنها را با یکدیگر می سنجند.سیرمعرفتی مبتنی بر ادراکات نفسانی به سوی حق متعال سیر انفسی است.غزالی معرفت نفس را کلید معرفت و شناخت خداوند می داند و شناخت ملائکه و آخرت و همه معارف را از این طریق میسر می داند.او نحوه شناخت در انسان را در مراتب ادراکی از ادراکات حسی،خیالی ، عقلی و مقام فوق آن به نام نبوت دانسته و اینکه انسان رابا عبور از اشتغالات دنیایی قادر به عالم عقلی نقش یافته به جمیع معقولات شدن می داند. او ادراک حقیقت الحقایق و عشق الهی را سعادت انسان معرفی می کند.ملاصدرا معرفت نفس را فصل الخطاب و همه مراتب ادراکی را نفسانی و مجرد می داند بطوریکه در هر مرحله از قوه به فعل می رسند تا با رفع کدورتهای حاصل از اشتغالات نفسانی با عقل فعال که کمال ویژه انسان است متحد گردد و به درجه ای برسد که موجودات اجزای ذاتش شوند ونیرویش در همه آنها ساری و وجودش غایت همه مخلوقات و به مقام قرب الهی برسد.بر اساس سیر انفسی منازل اخروی، حکایتی از مقامات نفسانی انسان در سیر عروجی او به سوی حق تعالی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان