ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۵۸۱ تا ۱۶٬۶۰۰ مورد از کل ۱۹٬۲۹۵ مورد.
۱۶۵۸۱.

نقد و بررسی نظریه «خلق الایمان و الکفر» فخررازی و تأثیر آن در فهم او از قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۱ تعداد دانلود : ۵۰۱
فخررازی بر این باور است که حصول ایمان و یا کفر در انسان تنها به وسیله ایجاد مستقیم و بی واسطه خداوند است. به این دیدگاه، نظریه «خلق الایمان و الکفر» می گوییم. در این مقاله ابتدا مهم ترین ادله فخر رازی برای اثبات این نظریه، توسط نگارنده، به روش تحلیل محتوا و با استدلال های عقلی مورد نقد و بررسی قرار گرفته و معلوم شده است که هیچ یک از 7 دلیل او صحیح نیست. سپس تفسیرهایی که او تحت تأثیر این دیدگاه ارائه کرده، مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. به این منظور تمامی آیاتی که وی تحت تأثیر این دیدگاه، برخلاف معنای ظاهری تفسیر کرده است، جمع آوری شده و با توجه به سایر آیات، لوازم و پیامدهای تفسیرهای رازی و معنای ظاهری الفاظ، صحت و سقم برداشت های او توسط نگارنده، معین شده و این نتیجه به دست آمده است که هیچ یک از 12 تفسیر فخر رازی (که تحت تأثیر نظریه مذکور ارائه شده است) صحیح نیست.
۱۶۵۸۲.

نقد و بررسی دلایل سلفیان جهادی بر کفر حاکم و مردمان سرزمین های اسلامی با توجه به کلام اهل سنت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۰ تعداد دانلود : ۳۴۳
سلفیه جهادی به جریان های از سلفیه اطلاق می شود که با مبانی خاص خود، داعیه برقراری حکومت و خلافت اسلامی دارند و تنها راه رسیدن به آن را جهاد مسلحانه می دانند. آنان قائل به کفر نظام های فعلی و جاهلیت جوامع هستند و تنها راه تغییر را جهاد اعلام می کنند. سلفیه جهادی با تکیه بر آیاتی همانند 123 توبه و بدون توجه به دیگر آیات، حاکمان ممالک اسلامی را کافر قلمداد کرده و جنگ و قتال علیه آنان را واجب عینی می دانند. این مسأله از دو جهت قابل نقد است؛ اول: کافر بودن حاکمان ممالک اسلامی، دوم: مخالف بودن این دیدگاه سلفیه جهادی با کتاب، سنت و اجماع. از این رو ضرورت ایجاب می کند که ضمن تعریف صحیح سلفیه جهادی، با تمسک به آیات و روایات به بیان دیدگاه صحیح در برخورد با حاکمان بپردازیم و بیان نماییم که برداشت سلفیان جهادی از این آیه با تفاسیر علمای اهل سنت در تضاد است، چرا که علمای اهل سنت، کفر در این آیات را کفر اصغر دانسته که سبب خروج از اسلام نمی گردد و نهایتاً حاکم، فاسق و ظالم می شود نه کافر.
۱۶۵۸۳.

استمرار امامت در آیه اطاعت(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۰ تعداد دانلود : ۳۱۵
یکی از معارف مشترک بین شیعه و اهل سنت اعتقاد به امام مهدی؟عج؟ است، با این تفاوت که غالب علمای اهل سنت قائلند در آخرالزمان متولد خواهد شد، اما شیعه قائل است متولد شده و فعلاً غایب است و در آخرالزمان ظهور خواهد کرد، بنابراین سخن در این است که فارغ از روایت های خاص طرفین، از آیه های قرآن هم که مورد قبول طرفین است، می توان دلیلی بر وجود امام معصوم اقامه کرد؟ در صورت مثبت بودن جواب، در زمان حاضر هم امام معصومی وجود دارد؟ هدف این تحقیق این است که براساس آیه شریفه Gیا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ...F(نساء: ۵۹) که در آن به صورت مطلق امر به اطاعت اولی الامر شده است و علمای شیعه به اتفاق ائمه معصومین؟عهم؟ را مصداق آن می دانند و مفسران اهل سنت در مصداق آن اختلاف نظر دارند، ثابت کند یکم این که: اولی الامر معصوم هستند؛ دوم این که: در هر زمانی فردی به عنوان ولی امر معصوم در خارج وجود دارد که اطاعت از او واجب است؛ سوم این که: اگر او را نمی یابیم، ناگزیر براساس اعتقاد شیعه باید غایب باشد و این غیبت مانع از اطاعت او نخواهد بود. در این نوشته جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای بوده و تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی اطراف سه مسئله انجام گردیده است: الف) اثبات عصمت اولی الامر؛ ب) اثبات وجود خارجی فردی از اولی الامر در هر زمان؛ ج) امکان اطاعت از ولی امر زمان حاضر حتی اگر او را نیابیم. بنابراین لزوم وجود ولی امر و امام معصوم در زمان حاضر و وجوب اطاعت از او از آیه شریفه اطاعت قابل استفاده است.
۱۶۵۸۴.

بررسی تطبیقی «هویت استعلایی انسان» در اندیشه هیدگر و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۰ تعداد دانلود : ۴۷۶
آرای هیدگر و ملاصدرا در باب «هویت استعلایی انسان» را می توان از جهاتی مورد بررسی تطبیقی قرار داد. در این تطبیق، قرابت ها و تمایزهایی به دست می آید. وجوه قرابت از این قرارند: نخست، هر دو قائل به معنایی واحد از استعلا در بستر وجود هستند و به تأثیرگذاری یک جانبه وجود در تحقق استعلای انسان اذعان دارند؛ دوم، به اهمیت استعلا در تعریف انسان اعتقاد داشته و هویت انسان را قائم به استعلا تلقی می کنند؛ وانگهی، هر دو به استمرار دائمی استعلای آدمی تصریح دارد. جهات تمایز نیز به این شرح است: نخست، مبنای آن ها درباره استعلا متفاوت است؛ زیرا آغاز استعلا در هیدگر با نقد سوبژکتیویسم دکارت است و به این عقیده نائل می شود که انسان تنها موجودی است که اشیا را در گشودگی اش درمی یابد؛ اما آغاز استعلا در اندیشه ملاصدرا با تبیین عین الربطی موجودات به وجود حقیقی ترسیم شده و بر این عقیده استوار است که انکشاف هستی در انسان، بر مدار حرکت جوهری، اراده و فیض وجود حقیقی رخ می دهد؛ دوم، هیدگر با نظام هستی شناسانه ای که ترسیم کرده، به خوداتکاییِ دازاین در امر استعلا اعتقاد دارد، اما در اندیشه ملاصدرا اهتمام به الوهیت و در پرتو آن، تمسک علمی و عملی به جوانب آن از اهمیت بنیادین برخوردار است.
۱۶۵۸۵.

مسئله خدا نزد ائونومیوس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۹ تعداد دانلود : ۴۹۶
ائونومیوس، از پیروان افراطی آریوس، دربارۀ شناخت خدا گفت: من خدا را همانگونه می شناسم که او خودش را می شناسد. او نام گرا (nominalist) بود و اعتقاد داشت که علم و شناخت فقط با نام اشیاء سر و کار دارد. نام یا دلالت بر ماهیت شئ دارد و یا صرفاً صوتی بی معناست. ائونومیوس دربارۀ نام خدا نیز گفت : همانطور که خدا نام خود را می داند من هم نام او را می دانم. نام او Agennetos (ایجاد نشده یا بی منشأ) است و این یگانه نام خداست. همة نام های بسیار دیگری که در سراسر کتاب مقدس پراکنده اند یا لفاظی های بی معنایی هستند که هیچ چیز دربارۀ خدا نمی گویند و یا صرفاً با Agennetos مترادف اند. نظر ائونومیوس در میان آباء کلیسا با مخالفت روبرو شد. از جمله، کاپادوکیایی ها با تأکید بر متن کتاب مقدس از یک سو اظهار کردند که خدا ناشناختنی است و ائونومیوس را متهم به فضولی در راز الهی کردند و از سوی دیگر اعلام کردند که خدا، آنگونه که در تار و پود تاریخ و ساختار جهان ظهور می کند، شناختنی است. بدین ترتیب انسان ها در مورد خدا در وضعیت علم و جهل قرار دارند. اینکه چگونه و چرا خدا هم شناختی است و هم ناشناختنی پرسشی بود که آباء کلیسا کوشیدند به آن پاسخ دهند.
۱۶۵۸۶.

حکم فقهی توقیت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۰ تعداد دانلود : ۴۹۸
توقیت را از منظرهای گوناگونی میتوان بررسی کرد. در این تحقیق برآنیم توقیت را از منظر فقهی مورد کنکاش قرار دهیم و بیان کنیم که توقیت و وقت تعیین کردن برای زمان ظهور امام زمان7 از نظر شرعی چه حکمی دارد؟ در این مقاله توقیت موضوعشناسی و حکمشناسی میشود. در موضوعشناسی بیان میشود که توقیت غیرمعصوم دو نوع است: توقیت بیواسطه غیرمعصوم و توقیت باواسطه (خبر از توقیت معصوم) و در حکمشناسی، حکم این دو نوع توقیت بیان میشود. روش در این تحقیق جمعآوری و دستهبندی روایات مربوط به توقیت و تحلیل و بررسی آنها با روش فقهی از جهت بررسی سند، دلالت و رفع تعارض است. دستاورد تحقیق: اصل در توقیت بیواسطه(توقیت غیرمعصوم) جواز است؛ بدین معنا که اگر مراد کذب مخبری باشد و منشأ توقیت هوا و هوس باشد جایز نیست، اما در موارد دیگر جایز است. مراد از روایات کذبالوقاتون کذب خبری بهمعنای عدم ترتیب اثر است. توقیت باواسطه (اخبار از توقیت) جایز نیست زیرا ادله جواز تمام نیست.از پنج دسته روایات دال بر عدم جواز اخبار از توقیت، دلالت دو دسته اول تمام است. مهمترین دلیل، روایت صحیح من أخبرک عنّا توقیتا فلاتهابنّ أن تکذّبه فإنّا لانوقّت لأحد است؛ به قرینه ذیل، مراد کذب مخبری و دروغگویی است.
۱۶۵۸۷.

بازخوانی جایگاه ایرانیان در پرتو احادیث(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۰ تعداد دانلود : ۳۵۲
در مصادر کهن حدیثی روایات بسیاری وجود دارد که زبان به نکو داشت نژاد فارس گشوده و از نقش آفرینی او در آینده تاریخ سخن گفته است. این روایات را در دسته های متعددی می توان صورت بندی کرد؛ در نوشتار پیش رو روایات یاد شده به تفصیل بیان و علاوه بر مداقه در منابع و اسناد آن تلاش می شود محتوای آن نیز مورد ارزیابی و تحلیل قرار گیرد. می توان حاصل بررسی های مربوط به این روایات را در این جمله خلاصه کرد که: فی الجمله درباره تکریم مردمان سرزمین پارس و نیز نقش ویژه ای که این قوم در آینده تاریخ ایفا خواهد کرد روایات معتبری در مصادر کهن شیعه و اهل سنت وجود دارد؛ روایات یاد شده هم می تواند امیدآفرین، انرژی بخش و حرکت زا باشد و انگیزه های امت مؤمن و انقلابی ایران را در پیمودن مسیر تعالی و پیشرفت مضاعف نماید و هم می تواند ترسیم کننده چشم انداز و تعیین کننده رسالت تاریخی او باشد.
۱۶۵۸۸.

آرمان شهر در دین زرتشت و آیین کنفوسیوس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۹ تعداد دانلود : ۴۳۹
حکیمان و فیلسوفان همواره درباره آرمان شهر و مؤلفه های آن بحث می کرده اند. از دغدغه های اساسی آرمان شهر این بود که جامعه آرمانی چه مؤلفه هایی دارد و چه اقداماتی باید از طرف شهریاران و شهروندان صورت گیرد تا گذاری از وضع موجود به وضع مطلوب صورت گیرد. در بین حکیمان و فیلسوفان، زرتشت و کنفوسیوس به فراخور زمان، موقعیت، مبانی سیاسی، اخلاقی و دینی درباره آرمان شهر بحث می کرده اند. مؤلفه های آرمان شهر زرتشتی خرد، اشه و قدرت شهریاری و مؤلفه های آرمان شهر کنفوسیوسی تربیت و پرورش الگوهای اخلاقی، حکومت حاکم - حکیم، رعایت اصل لی و اصلاح عناوین است. آرمان شهر زرتشتی و کنفوسیوسی در شکل گیری تدریجی، جایگاه شهریار، اشه و هماهنگی، بایسته های شاهی، عدالت شاه آرمانی و اصلاح عناوین، رابطه مردم و حکومت و جایگاه انسان در جامعه آرمانی وجه اشتراک دارند و در منشأ و منبع قدرت شهریار، موروثی بودن پادشاهی، کارکرد نظام طبقاتی و اصلاح عناوین و روش نهادینه کردن فضیلت های اخلاقی در جامعه با یکدیگر تفاوت دارند. این پژوهش بر آن است تا با رویکردی تحلیلی و نظری و با هدف مقایسه آرمان شهر و مؤلفه های آن بین دین زرتشت و آیین کنفوسیوس به این سؤال پاسخ دهد که وجوه اشتراک آرمان شهر زرتشتی و آرمان شهر کنفوسیوسی چیست.
۱۶۵۸۹.

بازخوانی جوهر و عرض از منظر ملاصدرا در تفسیر آیات اسماء و صفات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۰ تعداد دانلود : ۶۹۹
در بررسی آثار ملاصدرا درباره جوهر و عرض در تفسیر آیات اسما و صفات الهی با دو معنا از جوهر و عرض روبرو هستیم. رابطه این دو معنا مشترک لفظی است. یکی معنای مشهور که طبق آن موجود ممکن به جوهر و عرض تقسیم می شود. در این معنا وجود حق در هیچ یک از این اقسام جای نمی گیرد؛ زیرا در این تقسیم ماهیت مقسم است. ملاصدرا با توجه به همین معنا «لیس بجوهر» را از صفات سلبی خدا می داند و دلایلی را برای آن اقامه می کند. معنای دیگر با توجه به مبانی خاص ملاصدرا چون اصالت وجود، وحدت شخصی وجود و فقر وجودی است. در این معنا تعریف ملاصدرا از جوهر و عرض متفاوت با تعریف آن دو در فلسفه است و این تفاوت به خاطر تعریف خاص و ویژه ای است که برای ماهیت مطرح می کند. وی در تفسیر آیات اسما و صفات الهی، حق را جوهر و اسما و صفات او را عرض می داند. مقسم در این تقسیم ماهیت یا موجود ممکن نیست بلکه اصل وجود است و در این معنا ماهیت ظل وجود و اخس آن است. این مقاله با روش تحلیل مفهومی به توصیف و مقایسه این دو معنا می پردازد.
۱۶۵۹۰.

خیال به مثابه نفس حیوانی بازشناسی قوّه خیال نزد صدرالمتألهین در پرتوی تبیین مبانی و تحلیل کارکردها(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۸ تعداد دانلود : ۴۳۵
قوّه خیال در فلسفه ابن سینا و تابعان وی، «خزانه» صوَری معرفی می شود که جزئی است و به وسیله حسّ مشترک ادراک شده است؛ در مقابل، صدرالمتألهین در مقام تعریف قوّه خیال، دو دیدگاه متفاوت، ولی منسجم و منطقی ارائه کرده که با تحلیل روش شناختی وی در مباحث نفس، قابل استنتاج و توصیف است. مسئله اساسی پژوهش جاری، توصیف نظریه واقعی صدرالمتألهین در مسئله چیستی خیال و سپس مقایسه آن با دیدگاه رایج مشائیان، به منظور کشف نقاط اشتراک و افتراق حقیقی این دو دیدگاه است. یافته اصلی که براساس روش تحلیلی منطقی و با تکیه بر روی آورد تحلیل گزاره ای و سیستمی عبارات صدرالمتألهین در دو مقامِ «تبیین مبانی شناخت قوّه خیال» و «ارائه کارکردهای این قوّه» به دست آمده است، حاکی از اتخاذ دو رویکرد از سوی صدرا در تعریف قوّه خیال است. وی در ابتدای مباحث نفس شناسی و قوای آن، تابع دیدگاه مشهور مشائیان است و پس از آن و در فرایندی تعالی گونه و با ابتنا بر امکان تشکیک در قوای نفس، دیدگاه دیگری را در بازشناسی قوه خیال ارائه می دهد. صدرالمتألهین خیال را به مثابه نفس حیوانی و فصل حقیقی انسان در مرتبه حیوانیّت معرّفی می کند که خود بر قوّه انگاری هریک از مراتب سه گانه نفس انسانی در نظام فلسفی وی مبتنی است.
۱۶۵۹۱.

بررسی حقیقت «ایمان» از نگاه مجتهد شبستری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۷ تعداد دانلود : ۲۷۷
در این مقاله آرای محمد مجتهد شبستری در باب حقیقت ایمان مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. از دیدگاه ایشان، «ایمان» حقیقتی از سنخ تجربه های دینی است و نه تنها با مقوله نظر و استدلال میانه ای ندارد، بلکه اصلاً با علم و معرفت به صورت عموم و با اعتقاد و باور به صورت خاص رابطه ندارد. وی ایمان را با شک قابل جمع می داند، ولی با یأس قابل جمع نمی داند. ایشان بر اساس روش پدیدار شناختی تاریخی معتقد است که مسلمانان بیشتر باید متکی بر تجارب دینی شان باشند تا معارف دینی، زیرا احیای دین وابسته به احیای تجارب دینی مسلمانان است نه احیای تفکر و معارف دینی؛ چرا که معارف دینی بر گرفته از تجارب دینی است که عمیق ترین لایه دین است. در باب حقیقت ایمان، شبستری در ابتدا می خواهد تجربه های همه مؤمنان را به صورت کلی ملاک و معیار ایمان قرار دهد تا شامل هر مدعی ایمان بشود، اما در مقام تبیین حقیقت تجربه های اصیل دینی به گونه ای پیش می رود که بسیار از سطح های زندگی انسان را شامل نمی شود، لذا در بررسی و تحلیل نظریات ایشان می توان به این نتیجه رسید که انسجام درونی گفته های وی در مورد حقیقت ایمان زیر سئوال می رود.  
۱۶۵۹۲.

ارائه ی الگوی وحدت عالم ماده براساس مبانی حکمت متعالیه و فیزیک جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۶ تعداد دانلود : ۴۳۶
کشفیات و تجربه های زیاد در ابتدای قرن بیستم نشان داد که فیزیک کلاسیک برای به تصویر کشیدن صورت صحیحی از عالم طبیعت کافی نیست و همین نارسائی ها منجر شد تا تفکر بشر در مسیر جدیدی از علم فیزیک قرار گیرد. در نگرش جدید فیزیک، نگاه به پدیده های هستی ، نگاه به اجزای جدانشدنی و در کنش و واکنش یک کل هماهنگ است. از سوی دیگر در حکمت متعالیه با توجه به مبانی فلسفی صدرا مانند تشکیک طولی و عرضی، وجود زمان مشترک و... نظامی از عالم طبیعت توصیف شده که با یافته های جدید فیزیک مسانخت بسیار دارد. یکی از بزرگ ترین نتایج این کاوش آن است که اشیای مادی به صورت متمایز از یکدیگر نیستند، بلکه به-گونه ی جدایی ناپذیر، به محیط پیرامون خود متصل شده اند و خواص آن ها تنها بر حسب ارتباط آن ها با کل جهان قابل درک است. این روابط تا فواصل دوردست عالم کبیر و تا ستارگان و کهکشان های بسیار دور کشانیده می-شود و درنهایت با تلفیق این دو نگرش، وحدت عالم هستی در جهان ماکروسکوپی نمایان می شود. تلفیق دست آوردهای جدید علوم طبیعی با تفکر فلسفی گامی رو به جلو در شناخت بهتر و کامل تری از عالم طبیعت است.
۱۶۵۹۳.

مطالعه تطبیقی آرای فخررازی و ملاصدرا درباره عالمان به تاویل متشابهات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۸ تعداد دانلود : ۵۶۸
تأویل پذیربودن یانبودن متون مقدس و کتب آسمانی از جمله مسائل مطرح میان اندیشمندان مسلمان وغیرمسلمان بوده است.به گونه ای که در دستگاه سنتی تفسیرکتاب مقدس،از تعابیری چون «بطن»،«معنای ناپیدا»،«معنای آشکار»،و«عالمانبهتاویل» در مبحث تاویل استفاده شده است.ودر این باب اینکهچهکسانیصلاحیتتاویلمتشابهات رادارند؟ازجمله مسائل موردمناقشه بین پژوهشگران،بوده است . وجودچنین تعارضی مارابرآن داشت که پژوهشی انجام داده ونظرات فخررازی وملاصدراراموردمقایسه قراردهیم.برخی ازاندیشمندان تاویل متشابهات راصرفا"مخصوص خداونددانسته اند.وبرخی دیگرآنرامنحصربرای خداوندنمی دانند .ملاصدرا ((تاویل))راازمحدودبودن به حوزه زبان بیرون آورده ومعتقداست که هرپدیده ای تاویل وتفسیری دارد .نظرملاصدرادرباب آیات متشابه براصول ومبانی عقلانی-شهودی ابتناء داردوازسنخ ((وجودشناختی))است. ملاصدرامیان فهم آیات متشابه وفهم جهان هستی هماهنگی خاصی راقائل بوده ومصداق کامل راسخان درعلم راعلاوه برمعصومین،عالمان غیرمعصوم نیزمی دانددرمقابل فخررازی معتقداست تنهاخدای متعال به تاویل متشابهات آگاه است.ازدیدگاه ایشان عدم علم به تاویل متشبهات به معنای انکاروجودخداوندنیست بلکه آنهابانگ برمی آورندکه "آمنابه کل من عندربنا" یعنی ماعلاوه برآیات محکم،به آیات متشابه هم ایمان داریماگرچه علم به آیات متشابه نداشته باشیم.
۱۶۵۹۴.

نگرشی بر دیدگاه های رایج قلمرو دین در حوزه اخلاق با تمرکز بر اخلاق اجتماعی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۵ تعداد دانلود : ۴۰۱
در این پژوهش، سعی شده است، دیدگاههای رایج ناظر به قلمرو دین در حوزه اخلاق با تمرکز بر اخلاق اجتماعی مورد تبیین و بررسی قرار گیرد. هدف از این پژوهش، بررسی دیدگاههای مطرحشده در باره دین و اخلاق برای دست یافتن به دیدگاه صحیح در باره قلمرو دین در حوزه اخلاق اجتماعی، با توجه به اهمیت دینو اخلاق اجتماعی در زندگی انسان وسعادت  اجتماعی او است. بدین منظور، ابتدا به تعریف دین، اخلاق و اخلاق اجتماعی و سپس به بررسی معرفی دیدگاهها و رویکردهای مختلف در باره رابطه دین و اخلاق و قلمرو دین در حوزه اخلاقپرداخته است. با بررسی دیدگاهها در این باره، روشن میگردد که دین و اخلاق در اصول کلی مستقل از یکدیگرند و عقل بشر توانایی درک کلی مفاهیم اخلاقی را دارد، امابه لحاظ معرفتشناختی، مفاهیم و گزارههای دینی و اخلاقی، از جهت محتوا، متعلّق، آثار و آنچه بدان ناظر هستند، اتحاد دارند و اخلاق جزیی از دین به شمار میآید. افزون برآن، اخلاق و دین، در جهات بسیاری، با هم تعامل دارند و به یکدیگر وابسته هستند؛ اخلاق برای شناخت مصادیق و ضمانت اجرایی آنها نیازمند به دین است و دین نیز در خداشناسی، پذیرش و تبلیغ دین به اخلاق وابسته است. دین اسلام، تأکید فراوانی به ارزشهای اخلاقی دارد، به طوریکه بسیاری از احکام و آموزههای متون دینی به ارزشهای اخلاقی، به ویژه اخلاق اجتماعی اختصاص یافته است. بنابراین، قلمرو دین در حوزه اخلاق اجتماعی بسیار گسترده است.
۱۶۵۹۶.

بازخوانی انگاره «هستی» در معنویت گرایی جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۵ تعداد دانلود : ۵۷۲
دیدگاه افراد درباره چیستیِ هستی و نسبت انسان و خدا با کلّ هستی، در نحوه معنویت گرایی آنها مؤثر است. شیوه معنویت گرایی فردی که هستی(طبیعت، ماوراء طبیعت، انسان و خدا) را یک کلّ یکپارچه و بدون تمایز فرض می کند با فردی که عرصه غیب و شهود را متمایز می داند و انسان و خدا را دو موجود مستقل به حساب می آورد تفاوت هایی بسیار دارد. در این مقاله با استفاده از پژوهش های موجود درباره عقاید معنویت گرایان جدید نشان خواهیم داد که انگاره هستی در این جریان چگونه ترسیم می شود و هستی شناسی برخاسته از این انگاره چه تأثیراتی در خداشناسی و انسان شناسی معنویت گرایان جدید دارد. در مقاله حاضر با استفاده از مفهوم مونیسم سعی خواهیم کرد این مدل هستی شناختی را تبیین کرده و به اجمال به برخی لوازم اعتقادی آن اشاره کنیم.  
۱۶۵۹۷.

بررسی و نقد رویکرد انتقادی محمد عابد الجابری بر عقلانیت عربی- اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۴ تعداد دانلود : ۴۲۳
این مقاله در دو بخش تنظیم شده است. بخش اول به دنبال بررسی رویکرد انتقادی عابدالجابری در بررسی میراث عربی-اسلامی می باشد در این بخش با روش کتابخانه ای به توصیف ابعاد مختلف نظریه جابری پرداخته ایم. او برای بنیاد نظریه خود سه مدخل اساسی تعریف می کند: اول نقد رویکردهای لیبرالی، مارکسیستی و بنیادگرایانه در بررسی میراث، دوم تعریف عقل و عقلانیت و سوم فرآیند روش شناختی جهت بررسی میراث می باشد. جابری بعد از این سه مدخل به نقد عقلانیت عربی-اسلامی در دو سطح تکوین تاریخی و بافت ساختاری و در سه حوزه معرفت، سیاست و اخلاق می پردازد. در بخش دوم با مبنای روش شناسی بنیادین به بررسی نظریه جابری در دو سطح عوامل معرفتی منطقی و عوامل وجودی اجتماعی پرداختیم. بر این مبنا نتیجه گرفتیم که مواضع هستی شناسی و معرفت شناسی جابری در مسیر روش شناسی های برساختی تفسیری حرکت می کند و حوزه های معرفتی که مبتنی بر استقلال سوژه هستند را فعال می کند. در نتیجه مبانی فکری جابری و روش شناسی که وی برای رسیدن به نظریه خود طی می کند در بستر عقلانیت های غربی است.
۱۶۵۹۸.

نقش روایات نبوی در کاربرد «مهدی» در عصر حضور(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۴ تعداد دانلود : ۳۳۹
کاربرد «مهدی» بازتاب اندیشه مهدویت و برگرفته از روایات نبوی است. در نوشتار حاضر، بر پایه روش تحلیل تاریخی، در پاسخگویی به این مسئله که: «روایات نبوی در کاربرد مهدی در عصر حضور ائمه؟عهم؟، چه نقشی داشت»، دانسته شد: در روایات نبوی، مهدی در دو مفهوم انعکاس یافت: «هدایت شده»(لغوی) و «مُنجی»(اصطلاحی). این دو مفهوم، خاستگاهی برای کاربردهای دوگانه و متمایز مهدی در عصر حضور شد. در این میان، کاربرد لغوی، کمتر واکنش برانگیز بود. این کاربرد، گاهی به مفهوم اصطلاحی می آمیخت و به عدل گستری منجی، یادشده در روایات، اشاره داشت. همچنین دقیق نبودن شناخت کاربران از روایات، سبب می شد تا گاهی کاربرد مهدی صرفاً از سرِ امید _ و نه، اعتقاد _ باشد. روایات نبوی، بسترساز کاربرد مهدی در قیام های شیعی بود. این کاربرد درباره محمدبن حنفیه در قیام مختار، لغوی بود و پس از وفات ابن حنفیه، به اصطلاحی تطور یافت. در قیام محمدبن عبدالله حسنی، هم مدعیان و هم منکران مهدویت وی، به روایات توجه داشتند. کاربرد مهدی درباره خلفا، ابزاری برای قداست و توأم با تحریف روایات بود. کاربرد مهدی درباره امام دوازدهم، در عصر حضور، با روایات نبوی و شرایط نقل آنها ارتباط تنگاتنگ داشت و پس از آن، به پایاترین کاربرد اصطلاحی و اعتقادی منجر شد.
۱۶۵۹۹.

سیر تحول آرای مستشرقان در مورد مهدویت: دوره دوم (از 1946 تا 1978 میلادی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۴ تعداد دانلود : ۵۳۱
مستشرقان و پژوهشگران غربی بیش از 150 سال است به موضوع مهدویت و جایگاه آن در عقاید اسلامی به طور خاص علاقمند شده و در این زمینه به فعالیت گسترده ای پرداخته اند. نگاهی به نوشته های این خاورشناسان، نشان دهنده نوعی تغییر و تحول در گزارش ها و آراء ایشان در گذر زمان است. با توجه به برخی شاخص ها، نظرات محققان و نویسندگان غربی در مورد مهدویت را می توان در 4 دوره زمانی تقسیم بندی نمود که بررسی سیر تحول آراء ایشان در دوره دوم (از 1946 تا 1978 میلادی)، موضوع کار تحقیقاتی پیش روست. نوشتار جاری که از نوع اکتشافی بوده و با روش توصیفی-تحلیلی تهیه شده، پس از دسته بندی و ذکر مهمترین دیدگاه های مستشرقان در زمینه مهدویت در این بازه زمانی، تحلیل ها و آمارهای مختلفی در زمینه نوع و حجم موضوعات مورد توجه، منابع به کار رفته و برخی آمارهای دیگر از جمله ملیت مستشرقان در این دوره ارائه شده است.
۱۶۶۰۰.

نسبت علم الهی با معلوم از دو منظر عرفانی و صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۴ تعداد دانلود : ۳۴۹
هدف: حکیمان و عارفان مسلمان در معنا و منشأ تبعیّت علم از معلوم با یکدیگر اختلاف نظر دارند. هدف این پژوهش، کشف رویکرد عرفان اسلامی و حکمت متعالیه در خصوص این موضوع است. روش: پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل و مقایسه، به بررسی تحلیلی و تطبیقی نگرش عرفانی و صدرایی در این موضوع پرداخته است. همچنین، این تحقیق مبتنی بر داده های کتابخانه ای انجام گرفته است. یافته ها: در معناشناسی نسبت علم با معلوم در نگرش عرفانی، سه بیان متفاوت در سخنان عرفا قابل مشاهده است؛ معنای اول، ناظر به عدم مجعولیّت معلوم توسط علم است؛ معنای دوم تبعیّت، مطابقت علم با معلوم است؛ معنای سوم از تبعیّت به تبعیّت اضافه از طرف اضافه برمی گردد. از سوی دیگر، در نگرش صدرایی، تبعیّت علم از معلوم به تبعیّت در معنای سوم عرفانی تبیین شده است؛ همچنین ملاصدرا بر اساس رهیافت اصالت وجود، به عدم مجعولیّت معلوم و عدم دخالت علم در معلوم گرایش دارد. نتیجه: تبیین عرفانی و صدرایی در این نکته با یکدیگر مشترک هستند که عین ثابت در هر دو اندیشه، حقیقتی متعیّن بالذات و غیرمجعول است؛ از این رو، علم الهی در هیچکدام از دو نگرش، مؤثر و فاعل در عین ثابتِ موجود در صقع ربوبی نیست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان