ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۰۲۱ تا ۱۴٬۰۴۰ مورد از کل ۱۹٬۲۹۵ مورد.
۱۴۰۲۲.

دعا در فرهنگ قرآن و اهل بیت علیهم السلام

۱۴۰۲۶.

فلسفه، عقل الهام یافته

مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴۱ تعداد دانلود : ۹۸۰
هدف نویسنده در مقدمه کتاب فلسفه بر سر تقاطع روشن کردن موضع خود در پاسخ به این پرسش است که آیا خدمات فلسفه به تفکر به پایان رسیده و تنها وظیفه باقی مانده ایضاح مطالب قبل است یا وظایف دیگری هم بر عهده فلسفه است. وی بحث خود را با تعریف فلسفه آغاز می‏کند.مراد او از فلسفه «تفسیر تجربه باستانی» است این تجربه باستانی است چون انسانهای اولیه هم به نحوی به آن اعتقاد داشتند. تجربه باستانی اجزایی دارد که پسوخه و ثومُس نام دارند و اجزای عقل بشر به مفهوم عام هستند. پسوخه، خود واقعی انسان است که دائمی، فناناپذیر، سرچشمه الهام و جنبه منفعل و پذیرای عقل است. ثومُس خود متغیر و فناپذیر است که کارکرد فعال و جنبه استدلالی عقل است. خودی که تجربه می‏کند، می‏خوابد، بدن را تدبیر می‏کند و‏… نسبت میان پسوخه و ثومُس همچون نسبت میان الهام و تفکر استدلالی است. وظیفه فلسفه به کارگیری و تلفیق این دو جزء است، نه صرفاً توجه به یکی از آنها. بنابراین، «فلسفه، عقل الهام یافته» است. وی خاطر نشان می‏کند عامل پیوند فلسفه افلاطون با فلسفه جدید، و آنچه باعث شده فلسفه غرب حاشیه‏ای بر فلسفه افلاطون باشد، همین دو جزء عقل در فلسفه اوست. در فلسفه افلاطون، با استفاده از دیالکتیک، از طریق تفکر استدلالی، رؤیت مثال خیرونیل به فضیلت میسر می‏شود. چنین تحلیلی معرفت را به دو قسم معرفت واضح از جهان ومعرفت مبهم از خیر افلاطونی تقسیم می‏کند. در قرون وسطی، اغلب درصدد بودند به معرفت خیر نایل آیند؛ اما در دوره رنسانس بیشتر به حصول درک واضح از جهان تمایل پیدا کردند. متفکران دوران جدید جنبه استدلالی و ریاضی تفکر افلاطون را مورد توجه قرار دادند و وصول به خیر برای آنان معنای دیگری غیر از فضیلت پیدا کرد. خیر در نظر اینان چیزی جز سلطه و سیطره پیداکردن بر طبیعت نبود. پیشرفتهای علمی قرون اخیر ثمره چنین رویکردی است. در نتیجه توجه به جنبه استدلالی، از اهمیت جنبه شهودی عقل کاسته شد. در حالی که، بنابر عقیده مؤلف، فلسفه بر سر تقاطع عقل استدلالی و شهود قرار دارد و نادیده گرفتن جنبه منفعل و شهودی عقل فاجعه‏ای بشری است.
۱۴۰۲۹.

جوانان و دغدغه ى دینى

۱۴۰۳۲.

‌معرفت‌ و گونه‌های‌ توجیه‌(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۵۹۶۳
در این‌ مقاله، ابتدا انواع‌ توجیه‌ شامل، عقلگرایی، تجربه‌گرایی، پوزیتیویسم‌ منطقی، انسجام‌گرایی، عرف‌اندیشی‌ و عملگروی‌ مرور می‌شود. در ادامه، بحثِ‌ شاکله‌های‌ توجیه‌ مطرح‌ می‌شود. نویسنده‌ دیدگاه‌های‌ مبناگرایی، کل‌نگری، درون‌گرایی‌ و برون‌گرایی‌ را بررسی‌ می‌کند. وی‌ پس‌ از نقد و بررسی‌ دیدگاه‌های‌ مختلف‌ نهایتاً‌ نتیجه‌گیری‌ می‌کند که‌ روش‌ صحیح‌ در توجیه‌ معرفت، راهی‌ عقلانی‌ است‌ و شاکله‌ای‌ که‌ برای‌ آن‌ انتخاب‌ می‌کند مبناگرایی‌ مبتنی‌ بر بداهت‌ و برهان‌ است. با توجه‌ به‌ مباحثی‌ که‌ دربارة‌ «سرشت‌ معرفت» و «هویت‌ توجیه» ارائه‌ شد، اینک‌ به‌ طور فشرده‌ به‌ انواع‌ و گونه‌های‌ توجیه‌ اشاره‌ می‌شود تا در پرتو آن‌ بتوان‌ با جامع‌ نگری‌ بیشتری‌ دربارة‌ «ارزش‌ شناخت» به‌ بحث‌ پرداخت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان