مقاله حاضر به بررسى دیدگاه ملّاصدرا درباره زبان دین و نیز رابطه صفات الهى با ذات خدا و معناشناسى و تفسیر گزاره هاى دینى، به ویژه گزاره هاى ناظر به صفات الهى مى پردازد. پیش از ورود به مباحث اصلى، به بررسى مبانى فلسفى ملّاصدرا در بحث از زبان دین پرداخته شده است; مباحثى نظیر اصالت وجود، اشتراک معنوى وجود، تشکیک در وجود و مراتب هستى و انسان. در پایان مقاله نیز اشاره اى به روش شناسى تفسیر گزاره هاى دینى از دیدگاه ملّاصدرا رفته است.
ملّاصدرا در بحث از رابطه صفات و ذات دیدگاه هاى گوناگون در این باره را بررسى و به عینیت صفات با ذات الهى تأکید مى کند. در بحث از تفسیر گزاره هاى دینى با بررسى دیدگاه هاى گوناگونى همچون حمل متواطى، اشتراک لفظى و الهیات سلبى معتقد به «حمل تشکیکى» مى شود. و در بحث از روش شناسى تفسیر گزاره هاى دینى به نکات مهمى اشاره مى کند که در تفسیر درست و عمیقِ گفتار خداوند تأثیر زیادى دارند.
در این مقاله سعى شده است نیاز بشر به دین از نگاه شهید مطهّرى تبیین شود. براى تبیین این مسئله، دستگاه هاى شناسایى بشر معرفى و اهمیت و برد هر یک از آنها بیان شده و در نهایت، مشخص گردیده است که هیچ یک از این دستگاه ها توانایى شناسایى و پاسخ کامل به مهم ترین و سرنوشت سازترین پرسش هاى بشر را ندارد. اما در این میان، تنها دین چنین توانایى را دارد و در این کار خود رقیبى ندارد. بنابراین، انسان براى حل حیاتى ترین مشکلات خود، باید متواضعانه خود را در اختیار دین قرار دهد.
انسان در مسیر زندگى خویش از بدو خلقت تاکنون، خود را با پدیده هاى شگفت آورى روبه رو مى دیده است. شگفتى و جذابیت چنین پدیده هایى براى انسان بیشتر از آن رو بوده است که صبغه اى خارج از شکل معمول موجودات داشته اند، و به تعبیرى، خارج عادت محسوب مى شدند. در اینکه امور خارق العاده، هدف مند و غایت محور بوده و با اثباب امر غیرمعتاد و یا نفى امر معتاد، هدف خاصى را دنبال مى کنند، تردیدى نیست، اما امورى از قبیل نوع غایت، و بهره مندى از مقبولیت الهى، آنها را از هم متمایز مى کند. همین تنوع موجود در خوارق عادتى که با پیشینه اى طولانى به وقوع پیوسته است، موضوع مطالعه اندیشمندان بخصوص متکلمان گردیده و نظر آنان را نسبت به حقیقت و کیفیت تحقق آنها، به خود جلب کرده است. معجزه به عنوان مهم ترین و اصیل ترین امر خارق العاده است که روایات تاریخى متقن وقوع آن را به اثبات رسانده است. از آن رو که در گذر زمان شاهد خوارق عادت دیگرى از قبیل کرامت، سحر، جادو و امورى از قبیل تله پاتى، هیپنوتیزم بوده ایم، در این نوشتار به تألیف امور یادشده پرداخته و تفاوت آنها با معجزه را از نظر مى گذرانیم.
با آنکه پژوهشهای تجربی از زوایای گوناگون، شناخت و آگاهی را مورد مطالعه قرار دادهاند، اما به دلیل یک بُعدینگری خاصی که در این حوزه حاکم است، هنوز ابهامات زیادی در مقوله شناخت و آگاهی دیده میشود. این مقاله، با بهرهگیری از منابع دینی، ضمن بررسی نظریههای شناخت از منظر فلسفه و روانشناسی و طرح دیدگاههای متنوع موجود در پیدایش و تحوّل شناخت، به تبیین شناخت حصولی و حضوری پرداخته، دیدگاه روانشناسان در بیاهمیت جلوه دادن شناخت حضوری را به چالش کشانده است. در پایان، علاوه بر اینکه نقش حواس ظاهری در شناخت تبیین شده، اهمیت قوای باطنی، به ویژه قلب در ادراک آشکار گردیده است. شهود و وحی نیز به مثابه نوعی شناخت ویژه تلقّی شده که در روانشناسی دینی باید به آن پرداخته شود.