ایران از جمله کشورهایی است که با رشد بی رویه جمعیت روبروست. بررسی های آماری نشان می دهد که جمعیت ایران از سال 1355 تا 1370 یعنی طی 15 سال‘ 23 میلیون نفر افزایش داشته است و این در حالی است که در سوئیس طی 10 سال گذشته تنها نیم میلیون نفر بر جمعیت این کشور افزوده شده است. بدون شک چنین رشدی نه تنها برای خانواد های پر اولاد‘ بلکه برای جامعه ما از جهات گوناگون منجمله در زمینه های اقتصادی – اجتماعی یک خطر جدی است. طبق گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران هر ساله 30 درصد از نیاز غذایی ایران از خارج وارد می شود که در صورت ادامه روند رشد جمعیت‘ این رقم در سال 1385 به 60 درصد خواهد رسید. این در حالی است که به گفته کارشناسان سازمان جنگل ها و مرا تع هر ساله یک میلیون هکتار از خاک ایران به کویر تبدیل می شود. از طرف دیگر‘ با افزایش جمعیت و ضرورت تامین مسکن جمعیت افزوده شده‘ هر ساله بخش قابل ملاحظه ای از زمین های زراعی به ساخت و تامین مسکن اختصاص می یابد. هر ساله احداث 30 هزار کلاس درس پاسخگوی یک میلیون دانش آموزی که سالانه به جمعیت کشور اضافه می شوند نیست و ... علاوه بر این مدیرکل کنترل جمعیت و تنظیم خانواده وزارت بهداشت‘ درمان و آموزش پزشکی اعلام می دارد که سالانه 330 هزارنفر به جمعیت جویای کار در کشور افزوده می شود. گرچه عوامل متعددی منجمله عوامل بهداشتی و کلینیکی در نوسانات سطح باروری و در نتیجه جمعیت کشور دخالت دارند‘ لیکن بررسی های مقدماتی نشان می دهد که وضعیت اشتغال زنان نیز یکی از عوامل عمده بر تعداد فرزندان آنان می باشد‘ بدین معنی که تعداد فرزندان زنان شاغل کمتر از تعداد فرزندان زنان خانه دار است. بدین جهت تصمیم گرفته شد که اثر این عامل بر روی تعداد فرزندان یکی از اقشار نسبتاً محروم پراولاد این جامعه‘ یعنی قشر کارگر مورد آزمون قرار گیرد. نتایج این تحقیق مسئولین مربوطه را قادر خواهد ساخت تا لااقل برای پاره ای از مسائل جمعیتی خانواده های این قشر به چاره جویی بپردازند.
این مقاله به بررسی یکی از وجوه ناکامی فرایند دموکراسی سازی (تحول به دموکراسی یا دموکراتیک شدن) به مثابه هویت سیاسی برون زا در کشورهای توسعه نیافته می پردازد. با توجه ویژه به این مساله که در سال های اخیر با ظهور عرصه های گوناگون جهانی شدن، حکومت های اقتدارگرا از سوی شمال – به خصوص ایالات متحده – تحت فشار قرار گرفته اند. تامل نظری در این خصوص برای این دانش پژوه ایرانی از اهمیت مضاعفی برخوردار است. مدعای مقاله حاضر آن است که این «الگوی تجویزی» به رغم کامیابی در برخی از عرصه ها، در عرصه های بسیاری ناکام مانده و در عمل، منجر به واکنشی هویتی و بروز وضعیتی سیاسی شده است که می توان آن را «شبه دموکراسی» نامید.
باورهای عامیانه که ریشه در اساطیر، آیین ها و معتقدات بشر ادوار کهن دارند، در نواحی مختلف ایران، از جمله ایلام با تاریخ و فرهنگ چند هزار ساله، حضور دارند. تحقیق در سابقه باورها و سنن عامه، ما را با گوشه هایی از ذهنیت مردم در ادوار کهن آشنا می کند. به سبب سیطره سنت شفاهی بر ادبیات و فرهنگ ایلام و عدم کتابت آثار در روزگاران کهن، نمی توان در باب ریشه و قدمت آیین ها و باورهای این ناحیه، تحقیقی اطمینان بخش عرضه کرد. یکی از راه های تحقق این امر، جستجو در آثار کهن ادبیات فارسی و نشان دادن موارد همسان و مشابه در این متون است. بیان این اشتراک به این معنی نیست که آیین ها و باورهای عامیانه ایلام از رهگذر متون کهن ادبیات فارسی در این ناحیه رواج یافته است؛ بلکه به منظور نشان دادن ریشه و قدمت این امور در زمان های کهن است. باورها و آیین هایی که از روزگاران کهن کمابیش به صورت یکسان در نواحی مختلف ایران رواج داشته، در خراسان و آذربایجان و فارس به متون کهن راه یافته؛ اما در ایلام در آن عهد، ثبت و ضبط نگشته است. پژوهش حاضر بیانگر این است که آیین ها و باورهایی چون: کارد و کفن برگرفتن به نشانه طلب عفو، خجسته انگاشتن مهره فیروزه، آواز بی هنگام خروس و دلالت آن، جَستن چشم و معنای رمزی آن، تقدس درخت و همسان پنداری آن با انسان، بانگ زاغ و مرغوا و نظایر آنها، ریشه در ژرفای روزگاران بسیار کهن دارد و حاکی از استمرار فرهنگی دیرپا با عناصری مشخص در ایلام است.
حیات امام سجاد علیه السلام مقارن با دوره ای خاص از شرایط فرهنگی اجتماعی تاریخ اسلام بود که می توان آن را دوره حاکمیت فرهنگ جاهلی دانست؛ با این حال ایشان هم زمان با مدیریت این فضای فرهنگی، به بازآفرینی فرهنگ اسلامی اقدام نمودند. در این راستا از راهبردهایی بهره بردند: افشای ماهیت فرهنگی بنی امیه و طراحی سامانه فرهنگی. راهبرد کلی ایشان در این میان، الگوی خاصی از «فرهنگ و شخصیت» و ارتباط دوسویه این دو بوده است. ایشان با بازآفرینی فرهنگ اسلامی، شخصیت افراد پیرامونی خود را تحت تأثیر قرار دادند و در مقابل، این شخصیت ها توانستند به بازآفرینی فرهنگ اسلامی یاری رسانند. نظام فرهنگی امام (ع) نیز دارای راهبردی سامانه ای است که در چند سطح و هر سطح در چندین لایه طبقه بندی می شود. با توجه به توفیق راهکارهای ایشان در برون رفت از فضای فرهنگی ناهنجار و بازآفرینی فرهنگ مطلوب، می توان با بازخوانی راهبرد امام سجاد علیه السلام از این راهبرد در دیگر فضاهای فرهنگی اجتماعی به تناسب بهره برد.