تاریخ جهان در قرن بیستم شاهد جنبشهای قومی دسته جمعی متعددی در کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه بوده است. برای نمونه می توان حکومتهای دمکراتیک و دیکتاتوری از قبیل کانادا، بریتانیا، اسپانیا، هند، سودان، نیجریه، آفریقای جنوبی و اندونزی را نام برد.
پلیس به عنوان نیرویی اجتماعی، کارکردهایی دارد و تابع پیامدهای ناشی از تحولات و تغییرات اجتماعی است. بنابراین، امر معقول این است که پلیس نیز همانند دیگر نیروهای اجتماعی با آنها همگون گردد، کارکردهایش را با نیازهای امنیتی جدید تسهیل نماید و با چالشهای جدید مقابله نماید. پلیس به عنوان نیرویی امنیتی باید از منظر امنیتی مورد بحث قرار گیرد. این مقاله، به این پرسش میپردازد که چگونه میتوان تحول کارکردهای پلیس را از منظر تحلیل نظریههای امنیت خرد، تبیین نمود؟برای این کار چهار بحث کارکردهای اصلی و سنتی پلیس، کارکردهای جدید پلیس، کارکردهای اجتماعی پلیس و رابطه پلیس با امنیت ملی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
نگارنده در مقاله حاضر تلاش دارد از رهگذر شناخت بنیادهای گفتمانی جاهلیت در موضوع امنیت و استفاده از آن به مثابه یک غیر ، به تصویر روشن ترین از گفتمان امنیتی اسلام دست یابد. برای این منظور ، چهار رکن اصلی گفتمان جاهلی - یعنی تعدد خدایان ، تعدی ، تجارت و تعصب - شناسایی و متناسب با آنها ، تلقی سلبی از امنیت که مد نظر اعراب جاهلی بود ، معرفی شده است . در ادامه نویسنده با استناد به ایات الهی و از طریق تحلیل جهان بینی اسلامی ، چهار رکن بدیل برای ارکان جاهلی که در مکتب اسلام مورد توجه قرار گرفتند - یعنی توحید ، ایمان ، ولایت و سعادت - را معرفی و بازخوانی امنیتی می نماید.
این تصور که قدرت در محور معادلات امنیت ملی قرار دارد، گذشته از انتقاداتی که بر آن وارد شده، هنوز هم از اعتبار بالایی برخوردار است؛ به گونه ای که گروه کثیری از تحلیل گران و تصمیم گیران حوزه مسایل امنیتی، بر جایگاه منحصر به فرد دولت (به عنوان دارنده مشروع قدرت) در تعریف و تعیین وضعیت امن اتفاق نظر دارند. با این حال پذیرش اهمیت جایگاه قدرت در فرآیند امنیت سازی را نمی توان دلیلی بر محوریت دولت در شکل گیری معنای امنیت دانست. نوشتار حاضر با توجه به این بعد از موضوع، پرسش از وضعیت امن را بدین صورت مطرح می سازد
امّت و جامعه اسلامی بر مبنای اصول و آیین جهان شمول اسلامی است. امروزه سیستم ملت ـ دولت ــ چنان که انتظار میرفت ــ دیگر ضامن آرامش اجتماعی و حافظ اقتصاد ملی نیست و نظام سرمایهداری جهانی از این محدوده فراتر رفته است. نهضتهای اسلامی باید یک سیستم آلترناتیو سیاسی و اقتصادی جهانی ایجاد کنند.
بسیج جامعه برای دفاع از کشور ، همواره از مهمترین دغدغه های رهبران سیاسی و نظامی کشورهاست . بسته به نوع کشورها و وضعیت سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی آنها ، عاملان مختلفی در این بسیج نقش آفرینی می کنند . در جوامع انقلابی ، معمولاَ مهمترین عامل ، رهبری انقلابی کشور است که می تواند با تکیه بر جاذبه عمیق و فراگیر خود ، جامعه را برای تحقق اهداف و ارزشهای عمومی به حرکت درآورد . جاذبه فراگیر رهبر نیز به نوبه خود ، ممکن است تحت تاثیر عوامل مختلفی باشد که در جوامع با فرهنگ دینی ، الگوهای رهبری و اسطوره های تاریخی می توانند از جمله نیرومندترین منابع جاذبه بخشی برای رهبری معاصر باشند .
مفهوم «امنیت ملی» ، اساسا مفهومی مدرن است که با تکوین دولت ملی معنا و مفهوم یافته است . «مطالعات امنیت ملی» نیز بحثی جدیدتر و مربوط به قرن بیستم است . در حالی که «امنیت» را باید مقوله ای کهن و دیرینه دانست که با جوهر هستی انسان پیوندی ناگسستنی داشته و ادمی حتی زمانی که بر هیبت و هویت اجتماعی در نیامده بود ؛ به امنیت به چشم آشنایی همیشه همراه می نگریست . اما با مرور زمان و با تحول در زندگی و هویت اجتماعی او مفهوم امنیت نیز دگرگون شد . بر اساس چنین تحول در زندگی و هویت اجتماعی او مفهوم امنیت نیز دگرگون شد .
این مفروض که بین معانی و ساختارهای عینی رابطه ای وثیق وجود دارد و از طریق تجزیه و تحلیل ساختارها می توان به ابعاد نظریه های مختلف پی برد ، بنیاد الگوی تحلیلی مقاله حاضر را شکل می دهد . نگارنده در پی آن است تا با بررسی الگوی حکومت نبوی (ع) به مثابه الگوی معتبر اسلامی در عرصه سیاست و حکومت ، به پاره ای از آموزه های موثر در بحث از « امینت اسلامی » دست یابند . برای این منظور ساختار جامعه اسلامی در عصر نبوی (ع) را از دو حیث به بررسی می گذارد : نخست از منظر ساخت اجتماعی و دوم از منظر ساخت سیاسی
نقش زبان به عنوان یکی از پایه های اصلی عملیات روانی بسیار وسیع است و استفاده از آن در اسکال مختلف عملیات روانی کاربرد ویژه ای دارد . به همین علت کاربرد زبان به عنوان یک ابزار عملیاتی با قابلیت های هجومی و دفاعی دور از انتظار نیست . کلام انسان (مکتوب و غیر مکتوب) حاوی مجموعه ای از ریزترین یا کلی ترین رگه های معنایی است که برآمده از ذهن و احساس اوست .