تامل در رهیافت اجتماعی با هدف تبیین نسبت نظری امنیت و هویت، از رویکردهای متاخر در مطالعات امنیتی به ویژه در میان اروپاییان بوده است و نو واقع گرایانی چون باری بوزان و اندیشمندان مکتب کپنهاگ را در توضیح معماهای امنیتی در سطوح درون دولتی و میان دولتی یاری داده است. اصطلاح امنیت اجتماعی را نخستین بار باری بوزان در کتاب «مردم، دولتها و هراس» به کاربرد و مسائل آن را شامل تهدیداتی دانست که هویت جامعه را مورد تعرض قرار می دهند......
امّت و جامعه اسلامی بر مبنای اصول و آیین جهان شمول اسلامی است. امروزه سیستم ملت ـ دولت ــ چنان که انتظار میرفت ــ دیگر ضامن آرامش اجتماعی و حافظ اقتصاد ملی نیست و نظام سرمایهداری جهانی از این محدوده فراتر رفته است. نهضتهای اسلامی باید یک سیستم آلترناتیو سیاسی و اقتصادی جهانی ایجاد کنند.
هدف این مقاله، بازشناسی جایگاه قومیت و قوم گرایی به عنوان متغیری امنیتی در مطالعه امنیت ملی جوامع چند قومی می باشد. در این راستا، بررسی رویکرد نظریه پردازان نوسازی و نیز رویکرد مارکسیستی در دوره جنگ سرد نشان داد که آنها نگرش واقع بینانه ای به اهمیت سیاسی و امنیتی ناسیونالیسم قومی و ملاحظات مرتط به تنوع قومی نداشته اند. با تشدید مناقشات قومی در دهه آخر جنگ سرد و به ویژه پس از فروپاشی بلوک شرق و تاثیرات گسترده امنیتی (داخلی و منطقه ای) این مناقشات، شان و اهمیت ناسیونالیسم قومی در مطالعات امنیت ملی نیز اعتبار گسترده ای یافت
اینترنت اغلب عرصه های حیات بشری را تحت تاثیر قرار داده است . از جمله اینها ، عرصه تبلیغات ، ارتباط اقناعی و عملیات روانی است . در این عرصه ، دو تاثیر تحول ساز اینترنت عبارت است از تبدیل تبلیغات و عملیات روانی مقیاس انبوه ، به عملیات روانی هدایت شونده دقیق ، و عملیات روانی سلسله مراتبی و ساختارمند ، به عملیات روانی پلورال و ساختار شکن . مقاله حاضر در پی آن است تا بهره گیری از این گزاره های نظری ، عملیات روانی انجام شده در جنگ عراق را تجزیه و تحلیل کرده و میزان انطباق ، و صحت و سقم آنها را در پرتو شواهد و داده های این جنگ به محک تجربه بیازماید .
نگارنده این نوشتار بر این باور است که عامل مغلوب شدن زودهنگام ارتش عراق در جنگ2003، پفروپاشی روحیهپ آن ارتش بود. به همین سبب، در این نوشتار ابتدا عوامل اساسی مؤثر برروحیه، و پیامدهای زوال آن را مورد بحث و بررسی قرار داده و آن گاه فرایند تخریب روحیه ارتشعراق را مورد مداقه قرار دادهاست. به باور نویسنده، آمریکا برای تخریب روحیه ارتش عراق ومغلوب ساختن آن، براساس یک سناریوی از پیش طراحی شده طی چند مرحله، اقدامات روانی ـتبلیغی خویش را به اجرا گذاشته است. در مرحله نخست، ارتش و نیروهای مسلح عراق را دچار ترس و وحشتی فراتر از آستانه تحملآدمهای بهنجار کردهاست; پس از آن، آنان را از نیازهای روانی ـ زیستی، که مقاومت مستمر، لازمهبرآوردن آنهاست، محروم ساخته است; سپس آنان را نسبت به دستگاه رهبری عراق، و شخصصدام حسین، بیاعتماد و بدبین ساخته است. افزون بر آن، آمریکا از روشهایی همچون شایعه،تبلیغات و فریب به شکل دقیق و اثربخش بهره گرفتهاست.
این مقاله که ترجمهای از نوشتار «تأثیر و جایگاه کانون اندیشه در آینده» است، ضمن اشاره به پیشینه و انواع این کانونها، اهم فعالیتها و علل گسترش این کانونها را بیان میکند.