"از زمان پیروزی انقلاب اسلامی و قطع روابط سیاسی با امریکا که منجر به حذف نهادهای فرهنگی و آموزشی آن در ایران شد، رسانه های بین المللی امریکا به عنوان یکی از ارکان دیپلماسی عمومی آن کشور، نقش تعیین کننده ای در قبال ایران ایفا می کنند. مقاله حاضر با تکیه بر مطالعه موردی درباره بخش فارسی شبکه «صدای امریکا» سعی در تخمین ارزیابی میزان توفیق این رسانه ها در جامعه ایران دارد. این مطالعه میدانی بر اساس نظریه جوزف نای و کارشناسانی از قبیل بوید (1997) و گیلبوا (2000) شکل گرفته که چهار هدف را برای به کارگیری رسانه های بین المللی ارائه می کنند. با توجه به این اهداف، نگارندگان به تحلیل محتوای برنامه های صدای امریکا پرداخته و سپس با نظرسنجی از مخاطبانِ ایرانی، چگونگی دریافتِ پیام های موجود در محتوای این رسانه بررسی می کنند.
"
"رسانه ها در کنار خانواده و آموزش و پرورش، از جمله عوامل جامعهپذیر کردن افراد یک جامعه هستند. آنچه رسانه ها به نمایش میگذارند هم برگرفته از فرهنگ جامعه است و هم تاثیرگذار بر آن. تاثیرگذاری رسانه ها، در مراحل و مواردی چشمگیر است. به عنوان مثال افرادی که ارتباطات اجتماعی محدودتری دارند، فرصت بیشتری را با رسانه هایی همچون تلویزیون سپری میکنند و آنچه در آن میبینند، علاوه بر جنبه تفریح و سرگرمی، جنبه آموزشی نیز دارد. افرادی که به طور مداوم خواننده روزنامه طرفدار خود هستند نیز چنین آموزشی دریافت می کنند. در این مقاله به بررسی صفحه حوادث روزنامه و بررسی ساخت کلیشه های جنسیتی در آن می پردازیم. در این تحقیق با استفاده از نظریه نقش جنسیتی و جامعه پذیری جنسیت، مدل تحقیقی ـ ترکیبی ارائه می شود. نتایج به دست آمده نشان می دهد مردان بیشتر از زنان مرتکب جرم می شوند و زنان در واقع سوژه انواع جرم هستند. بارزترین کلیشه ای که در مجموع به دست آمده این است که مردان در نقش «مهاجم و متعرض» به زنان، و در مقابل زنان به صورت قربانی بازنمایی شده اند. کلیشه های موجود در نمونه بررسی شده هم توصیفی و هم تجویزی است.
"
"در این مقاله سعی بر آنست تا با معرفی دو رویکرد اصلی در شرق شناسی -شرق شناسی کلاسیک و شرق شناسی نوین- نگرش غرب نسبت به شرق در سطح کلان و اسلام در سطح خرد در هر یک از این دو رویکرد بررسی و رویدادهای مؤثر در ایجاد شرق شناسی نوین برشمرده شود. حادثه یازدهم سپتامبر 2001، یکی از اتفاقات مهم و تاثیرگذار در قرن حاضر و شرق شناسی نوین بوده است. از آن جایی که رسانه ها مهم ترین وسیله برای بازنمایی تفکر شرق شناسانه و نژادپرستانه هستند، گونه معاصر نژادپرستی، تاکید بر تفاوت های فرهنگی است. بر همین اساس، در این پژوهش نگرش فرهنگی غرب نسبت به ایران در ساخت های زبانی روزنامه های گاردین و دیلی تلگراف از انگلیس و مجلات تایم و نیوزویک از آمریکا پس از این حادثه تحلیل و تفسیر می شود. چارچوب نظری پژوهش بر پایه مدل بازنمایی کنش/ کنشگران اجتماعی ون لیوون 1995 و 1996 بنا شده که یکی از چهار رویکرد اصلی در تحلیل گفتمان است.
"
در تعاریف عمومی، هر آنچه از فرستنده به گیرنده در فراگرد ارتباط منتقل می شود را پیام می نامند. این پیام در قالب ها و اشکال مختلف و در رسانه های مختلف تجلی می یابند. در یک تقسیم بندی کلان پیام های قابل ادراک را می توان به شکل خودآگاه و غیرخودآگاه دسته بندی کرد. بدین معنا پیام هایی که از آستانه درک مخاطبان به شکل خودآگاه پایین تر هستند را پیام های مخفی یا فروآستانه ای می نامیم. ادبیات استفاده از پیام های فروآستانه ای از علم روان شناسی نشئت گرفته است. این پیام ها در گذشته در حالت اغماء و یا هیپنوتیزم برای آموزش پنهان یا نهفته مورد استفاده قرار می گرفت و امروزه تحت رسانه هایی همچون سینما فرایند انتقال پیام انجام می شود. پویانمایی یکی از قالب های اصلی فیلم و با حوزه مخاطبان عمدتاً کودک و نوجوان است که این تکنیک را در خود جای داده است. در این مقاله به فرایند استفاده از پیام های فروآستانه ای در پویانمایی خواهیم پرداخت و تبعات استفاده از آن را از دیدگاه تبلیغات تجاری و حقوقی بررسی می کنیم.
این مقاله به دنبال تبیین نقش و میزان رابطه حکومت و فرهنگ در جمهوری اسلامی ایران است؛ مسئله ای راهبردی که بر نوع، کیفیت و جهت سیاست گذاری کلان فرهنگی کشور تأثیر اساسی می گذارد. بدین منظور با استفاده از روش مطالعات کتابخانه ای و پس از تبیین رابطه سیاست و فرهنگ، با تشریح دیدگاه مقام معظم رهبری به عنوان بالاترین سیاست گذار کشور به حل مسئلة رابطة حکومت و فرهنگ در جمهوری اسلامی ایران پرداخته و نقش و جایگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی را در ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران در جهت مذکور از دیدگاه مقام معظم رهبری مورد بررسی قرار می دهد؛ بدین صورت که با تعریف نقش مرکزی و ستاد فرماندهی برای شورای عالی انقلاب فرهنگی، سیاست گذاری، هدایت و مراقبت را از اهم وظایف حکومت در رابطه با فرهنگ برمی شمارد.
در این مقاله کوشش بر آن است که فرهنگ عمومی و ارتباطات اجتماعی ایرانیان، که رفتارهای فراوانی مبتنی بر فرهنگ عمومی را در خود دارد، از نگاه سفرنامه نویسان اروپایی که در دوره های قاجار و پهلوی به ایران سفر کرده اند، بررسی شود.
در ابتدا، به اهمیت این دو دوره در تاریخ معاصر ایران پرداخته می شود، سپس به تاریخچة کوتاهی از سیروسیاحت در ایران اشاره می شود. بخش بعدی نیز به سفرنامه ها و سفرنامه نویسان اروپایی دورة قاجار و بررسی نظرات آنان اختصاص دارد. ضمناً با توجه به نقش اساسی زبان و ادبیات فارسی در فرهنگ عمومی ایرانیان بخشی مستقل به این موضوع می پردازد.
در واپسین بخش نیز، با بررسی اجمالی عصر پهلوی، دیدگاه ها و نظرات سفرنامه نویسان دربارة فرهنگ عمومی و ارتباطات اجتماعی ایرانیان بررسی می شود. نتیجه گیری و جمع بندی مباحث طرح شده هم در انتهای مقاله آمده است.