تهدید علیه حکومت ها گرچه غالباً سخت افزاری و با هدف تغییر ساختار سیاسی بوده است ولی روزبه روز باتوجه به درک اهمیت عرصه فرهنگ توسط دشمن، جنبه نرم افزاری تهدیدها بیشتر شده است. در این رویکرد فرهنگ به عنوان یکی از کلان نظام های اجتماعی که تأثیرات گسترده ای بر سایر نظام ها از جمله ساختار سیاسی، امنیت و ... دارد، موردتوجه دشمن قرار گرفته و بدین وسیله در عصر حاضر و به طور خاص پس از پیروزی انقلاب اسلامی هجمه ها به فرهنگ اسلامی در قالبی سازماندهی شده و هدفمند بروزیافته و عناصر رکنی فرهنگ اسلام را به منظور ازبین بردن حاکمیت مکتب اسلام بر جامعه، مورد تهدید قرار داده است. گرچه در اسلام با وجود احکامی از جمله امربه معروف و نهی ازمنکر، نقشی به سزا برای مردم در صیانت از فرهنگ اسلامی تعریف شده ولی باتوجه به سازمان مند بودن اقدامات بسیاری از مهاجمان فرهنگی، مواجهه با آنها جز با پشتوانه و قدرتی حاکمیتی جهت رصد و حذف ریشه های تهدید قابل تحقق ناست. این در حالی است که باتوجه به توسعه مفهوم امنیت در عصر حاضر به عرصه های فرهنگی، اقتصادی، زیست محیطی و ...، مواجهه با تهدیدات امنیتی عرصه فرهنگ، اضافه بر مواجهه با تهدیدات سخت و نیمه سخت، از وظایف اساسی حکومت ها از جمله حکومت اسلامی محسوب می شود. نگارنده با پژوهشی میان رشته ای از نوع تحقیقات تحلیلی - اسنادی با روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای، ضمن موضوع شناسی بعد امنیتی عرصه فرهنگ و مؤلفه های مواجهه با تهدید امنیتی، پس از بررسی در منابع فقهی و ادله نقلی و عقلی و بازخوانی الگوی گروه های حسبه، معتقد است همان طور که حکومت اسلامی برای مواجهه با تهدیدهای سخت و نیمه سخت دارای تشکیلاتی منسجم تحت عنوان دستگاه امنیتی اطلاعاتی است، ضروری است برای مواجهه با تهدیدهای نرم نیز به تأسیس نهاد حکومتی امنیت فرهنگی بپردازد که سه نوع مأموریت اساسی را به عنوان نقش آفرینی حکومت اسلامی برای مواجهه با تهدیدات امنیتی عرصه فرهنگ متصور می سازد.
بعد از طرح مفهوم اقتصاد مقاومتی و ابلاغ آن از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، برنامه های گوناگونی در سازمان صدا و سیما برای ترویج و نهادینه سازی اقتصاد مقاومتی تولید و پخش می شود. ولی به نظر می رسد که شبکه های رادیو و تلویزیونی سازمان صدا و سیما از یک الگوی یکسان و منسجمی به عنوان راهبرد ترویجی اقتصاد مقاومتی پیروی نمی کنند و برنامه ها بیشتر به معرفی یک کارآفرین موفق و یا به تصویر کشیدن یک شرکت دانش بنیان خلاصه می شود. در این پژوهش با استفاده از اسناد و سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی و نظر کارشناسان و متخصصان حوزه اقتصاد و رسانه، درصددیم الگوی مناسب و مطلوبی برای تولید و پخش برنامه های رادیویی در راستای ترویج اقتصاد مقاومتی طراحی کنیم. در این پژوهش ابتدا اسناد، سخنرانی ها و سایر منابع مربوط به حوزه اقتصاد مقاومتی با روش مطالعه کتابخانه ای و اسنادی بررسی شد و یافته ها با روش تحلیل مضمون سازمان دهی شد سپس با 14 نفر از اقتصاددانان، جامعه شناسان، اساتید حوزه ارتباطات و رسانه، برنامه سازان رادیو و سیاست گذاران سازمان صدا و سیما مصاحبه به عمل آمد و داده های به دست آمده از مصاحبه ها کد گذاری و مقوله بندی شد. در نهایت در این پژوهش به الگویی مفهومی رسیدیم که دارای دو الزام، «اعتماد سازی و اعتبار افزایی بین مخاطب و رسانه» و «ایجاد هم نگری بین مخاطب و رسانه» است همچنین شامل چهار فرایند: «آگاه سازی و متوجه سازی افکار عمومی به مسائل اقتصادی، آموزش دهی و تربیت گری، سنجش گری و ارزیابی پیام و تعامل با محیط پیرامون جهت ترویج مفاهیم اقتصاد مقاومتی» است.
بحران در اشکال مختلف نوعی جنگ صامت است. این جنگ، بیش از آنکه به سخت افزارهای جامعه ضربه وارد کند، به سیستم نرم افزاری آن ضربه می زند و آن را مختل می سازد. بحران فراگیر یک مخاطره است و جامعه مخاطره آمیز، با مشکل های جدیدی روبه رو می شود که می تواند سبک زندگی و رفتارهای اجتماعی آن را تحت تأثیر قرار دهد. در شرایط بحران فراگیر، جامعه مخاطره آمیز با تغییرهای اساسی، فاصله خود را با آنچه که قبلاً بوده، تعیین می کند. این وضعیت، از این نظر اهمیت دارد که بر ساختارهای فردی و اجتماعی و روابط انسانی، بیش از هر چیز تأثیر می گذارد و مطالعه آن را ضروری می کند. گسترش ویروس کرونا، در سطح جهان یک بحران جدی بین المللی را پدید آورده و جامعه مخاطره آمیز جهانی را به وجود آورده است. در ایران، نیز ویروس کرونا نوعی از بحران را ایجاد کرده که آثار آن در آینده، بیشتر قابل ارزیابی است. اما تحلیل نگاه های استادان و صاحب نظران ارتباطات، در رابطه با این بحران و مخاطره های آن می تواند نوع نگاه به این بحران را از جنبه خبری-ارتباطی روشن کند. در همین راستا، سی مصاحبه از استادان و صاحب نظران ارتباطات، با روش تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفتند که بخشی از آن ها مستقیم و برخی نیز به طور غیر مستقیم انجام شده بودند. برخی از نتایج، نشان دهنده تنوع و تعدد دیدگاه های ارتباطی در این زمینه است. شیوه اطلاع رسانی، مدیریت اخبار، اعتمادسازی، سلامت اجتماعی و روانی، شایعه ها و اخبار جعلی، کروناهراسی و اهمیت سواد رسانه ای، تنها بخشی از مضامین فراگیر است که از نظر رسانه ای ارتباطی مورد توجه بوده اند.
در دنیای امروز، هرچه وسعت و پیچیدگی سینما و تلویزیونِ مدرن افزایش پیدا می کند، شاهد رویکردهای متفاوتی به مذاهب و ادیان گوناگون هستیم. با توجه به آنکه صنعت تلویزیون ایالات متحده آمریکا یکی از معروف ترین، حرفه ای ترین و بحث برانگیزترین صنایع رسانه ای در کل جهان است و همواره رویکردهایی خاص و جهت داری نسبت به اسلامو مسلمانان داشته، مقاله حاضر یکسؤال کلی را دنبال می کند که آیا در سریال های هالیوودی تولید شده پس از حوادث یازده سپتامبر، مفهوم اسلامورومیا به کاربرده شده است؟ مقاله حاضر از تئوری دکتر عاملی که به طور جامع در کتاب «کتاب شناسی تحلیل گفتمانی، دیدگاه آکادمیک غرب درباره ی اسلام، مسلمانان و کشورهای اسلامی» (۲۰۱۲)مطرح شده، استفاده نموده است. با اتخاذ روش نشانه شناسی و به کارگیری پنج کانال کریستین متز و بررسی فصل سوم سریال هالیوودی هوم لند-به عنوان مطالعه موردی-،این مقاله دلایل و تحلیل هایی درباره ی مسئله ی استفاده ی گسترده ی غربی ها از مفهوم اسلامورومیا در سریال های تولید شده بعد از حادثه ی یازده سپتامبر ارائه می دهد.
رشد اخبار جعلی در فضای مجازی، اعتبار منبع در رسانه های نوین را اهمیتی تازه بخشیده و بشر امروزی را از «عصر اطلاعات»، وارد «عصر اعتبار اطلاعات» نموده است. پژوهش حاضر قصد دارد بررسی کند که چه عواملی بر اعتبار منبع در رسانه های جدید، اثرگذار بوده است تا بستری برای مقابله با انتشار اخبار جعلی فراهم شود. به همین منظور، محقق به مصاحبه نیمه ساخت یافته با تولیدکنندگان محتوا در کانال های خبری فارسی پیام رسان تلگرام و نیز متخصصان علوم ارتباطات پرداخته و با روش تحلیل تماتیک، 36 مقوله را به استناد گزاره های مطرح شده در مصاحبه ها، شناسایی و آنها را در شش مقوله اصلی دسته بندی کرده است. حجم نمونه مورد استفاده برای انجام مصاحبه 25 نفر می باشد. مقوله های اصلی شامل «تحول در مفهوم اعتبار اطلاعات»، «کالایی شدن مخاطب و استیلای تبلیغات تجاری»، «افول مسئولیت اجتماعی و حرفه ای گری»، «رهیافت نو در تولید سبک و محتوای خبر»، « دگرگونی در ارزش های خبری» و «تغییرات در مفهوم سنتی دروازه بانی خبر»، در مسیر تحقیق به دست آمد.
اوائل هر سال و هنگام انتشار فصلنامة بهارِ نشریه پژوهش و سنجش انتظار میرود رویش دوبارهای آغاز و گامهای استوارتری بر مبنای تجربیات گذشته برداشته شود. بحمدا… انتشار به موقع چهار شماره در مورد مباحث فرهنگی ـ رسانهای مطرح و مورد نیاز که بنا به اظهار نظرهای کارشناسان، در سال گذشته کمال یافتهتر از سالهای پیش عرضه شد، همین نوید را میدهد. در این شماره نیز که اولین فصلنامه سال جاری است، با پرداختن به موضوع مهم و در خور توجه «تبلیغات بازرگانی در رسانه» و با یاری گرفتن از همکاری صمیمانة اعضاء محترم شورای علمی نشریه، استادان و نویسندگان گرامی و تلاش بیوقفة همکاران اداره کل همکاری با مراکز علمی و هماهنگی پژوهشهای صدا و سیما، ویژه نامهای پر بار و ارزشمند، حاصل شده است.
تبلیغات بازرگانی با هر مفهومی که از آن اراده شود و با هر رویکردی که با آن برخورد شود به علت ناشناختگی و پیچیدگیهای انسان که هدف این فرایند است و نیز به دلیل گستردگی ابعاد گوناگون اقتصادی، فرهنگی و رسانهای آن، موضوعی مهم و پیچیده به شمار میرود که آراء و اندیشة صاحبنظران دربارة آن یکسان نیست.
تبلیغات بازرگانی امروزه بر مناسبات و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی مردم از قبیل انتخاب مسکن، خوراک، پوشاک، وسایل زندگی و در ابعاد کلانتر، ساختار تولید و توزیع اثر میگذارد. مجموع تحقیقات و بررسیهای به عمل آمده در این حوزه، حول سه محور قابل تفکیک و تمایز است. اول مجموع نظریهها و دیدگاههایی که در چهارچوب مکاتب اصلی علوم اقتصادی، اجتماعی و ارتباطات در تایید، رد، نقد و یا پذیرش مشروط تبلیغات بازرگانی ارائه شده است. مباحث مربوط به سازوکارها و ابزارهای نظارتی در سطح ملی، منطقهای و بینالمللی و مسائلی از این دست نیز از آنجا که نقد و پذیرش مشروط تبلیغات بازرگانی به شمار میآیند، در این بخش قرار میگیرند.
محور دوم مطالعات مربوط به تأثیرات تبلیغات بازرگانی بر مخاطبان به ویژه گروههای خردسال، کودکان، نوجوانان و طبقات مختلف اجتماعی است که شامل انواعی از پژوهشهای پیمایشی و میدانی میشود که علاوه بر آن که بازخوردهای پخش تبلیغات بازرگانی از رسانه را ارائه میکند خود نیز مبنای مطالعات بیشتر در سایر حوزهها قرار میگیرد.
محور سوم که تداوم طبیعی و منطقی محور دوم است، به فنون تبلیغ و چگونگی استفاده از فناوریهای نوین در جهت اثربخشی بیشتر تبلیغات و تنظیم رفتار مصرفکننده اختصاص مییابد. انواعی از مباحث مربوط به ساز و کارهای تبلیغ، روشهای جلب توجه و اقناع مخاطبان، جهتدهی و تنظیم رفتار خریداران، زمان و شرایط مناسب تبلیغ، تکرار و استفاده از ابزارهای هنری از قبیل نمایش، موسیقی، گرافیک و مانند آنها در این بخش جای میگیرد.
علیرغم وجود این ادبیات نظری و کاربردی در حوزة تبلیغات بازرگانی و با وجود سابقه طولانی مفهوم تبلیغ در حوزه معارف اسلامی، متأسفانه نظریهپردازی و پژوهش در زمینه تبلیغات بازرگانی با لحاظ کردن ویژگیهای فرهنگی، بومی، ایرانی و اسلامی نادر و فقر مفرط در این زمینه مشهود است. منابع حوزوی موجود در این زمینه بیشتر متوجه تبلیغ مذهبی و مسلکی و منابع دانشگاهی موجود بیشتر شامل ترجمه آثار، تحقیقات و مطالعات خارجی است و این در حالی است که ویژگیهای فرهنگی جامعه ما، ماهیت و ساختار نظام ما، ورود رسانة ملی صدا و سیما به این عرصه و حجم عظیم تبلیغات بازرگانی که هر روزه از این رسانه عرضه میشود همگی، لزوم دستیابی به مبانی نظری و سبک و سیاقی مستقل و مبتنی بر ویژگیهای فرهنگ اسلامی ـ ایرانی را ایجاب میکند.
با درک این نیاز جدّی و به امید دستیابی به نظریات و دیدگاههای اساتید و کارشناسان و نیز ارائه آخرین دستاوردهای فکری در حوزه تبلیغات بازرگانی در آثار خارجی بود که این شماره به مبحث «تبلیغات بازرگانی و رسانه» اختصاص یافت. خوشبختانه فراخوان فصلنامه با استقبال گسترده اندیشمندان و صاحبنظران این حوزه مواجه و مقالات فراوانی دریافت شد که تعدادی از آنها پس از ارزیابی و گزینش توسط شورای علمی فصلنامه در سه محور «نقد و نظارت»، «مخاطبشناسی و تأثیرسنجی» و «فن و فناوری» تنظیم و ارائه شده است. هم چنین در این شماره، برای اولین بار، بخش ضمائم شامل «گزارش همایش»، «نمایه کتابها و مقالات موجود در حوزه تبلیغات بازرگانی» و «نمایه مقالات منتشره در شمارههای سال گذشته» نیز به تنظیم رسید که امید است مورد استفاده پژوهشگران، دستاندرکاران و همة علاقهمندان قرار گیرد.
"پیدایش و گسترش رسانههای جدید، افقهای تازهای را بر روی انسان گشود، به گونهای که سخن از عصر رسانهها و ارتباطات و انفجار اطلاعات به میان آمد و انسان عصر ارتباطات، در حوزه ملی و یا در عرصه جهانی، ساکن دهکدهای تلقی شد که خبرهای این سو و آن سو دور از دسترسش نیستند و در کوتاهترین زمان میتواند با سرعتی روزافزون، مکان را درنوردد و از رویدادها باخبر شود و بلکه شاهد و ناظر آنها باشد.
روزنامهها، مجلات، رادیو، تلویزیون، اینترنت و … ارمغانهای فناورانهای هستند که یکی پس از دیگری، جامعه انسانی را دچار تحولاتی شگرف کردند و زمینههای لازم را برای تعامل فکری و مشارکت سیاسی ـ اجتماعی انسانها و تعاطی اندیشهها و تعامل فرهنگها فراهم آوردند. اما شاید سرسختترین طرفداران فناوری و افراطیترین دوستداران رسانهها نیز نتوانند آسیبهایی را که در نتیجه فعالیتهای رسانهها به جامعه انسانی وارد میشود، یکسره نادیده بگیرند و گمان برند که این حوزه نیاز به مراقبت و ایمنسازی ندارد. هرچند ممکن است در شیوهها و راهکارها اختلاف نظر جدی وجود داشته باشد.
مباحثی مانند اخلاق حرفهای دستاندرکاران و نقشآفرینان رسانهها و نیز سواد رسانهای مخاطبان، هدفی جز ایجاد بسترهای مناسب برای استفاده بهینه از رسانهها و نیز به حداقل رساندن آسیبهای ناشی از فعالیتهای گوناگون و گسترده وسایل ارتباط جمعی ندارند. توجه بیشتر به این گونه بحثهای مهم، به جامعه انسانی کمک میکند که با اطمینان افزونتری به سوی آینده گام بردارد.
اما رسانهها با کارکردهای گوناگون خود ناگزیر به حوزههایی وارد میشوند که امکان لغزش در آنها وجود دارد زیرا از یک سو، مسئله آزادی بیان و افکار و تعاطی اندیشهها مطرح است و از سوی دیگر، پاسداشت منافع فردی و جمعی؛ و حفظ توازن میان دو راه را هموار میکند تا جامعه از دستاوردهای اساسی رسانهها استفاده کند و از آسیبهای احتمالی ایمن باشد.
حوزه حقوق رسانهها میکوشد با استفاده از منابع گوناگون به ایجاد این توازن کمک کند. هر چند این مطالعات به ویژه در حوزه رسانههای الکترونیک، از تازگی و پیچیدگی برخوردار است، زیرا سرعت پیشرفت فناوری در این شاخهها با مطالعات حقوقی انجام شده هماهنگ نیست. در کشور ما، با توجه به پیشینه مطبوعات، مطالعات به نسبت گستردهای در این زمینه انجام شده است، هر چند پژوهشهای بیشتر میتواند زمینهساز پر شدن خلأهای قانونی و نیز بهرهمندی بیشتر جامعه از مطبوعات باشد.
در حوزه رسانههای الکترونیک، به ویژه رادیو و تلویزیون، مطالعات اندکی انجام شده و به رغم سابقه طولانی رادیو و بیش از سه دهه فعالیت تلویزیون، به دلایل مختلف، این بخش از حقوق رسانهها مغفول مانده است، هر چند در سالهای اخیر، با گسترش اینترنت و نیز نفوذ تدریجی ماهوارهها توجه بیشتری به این حوزه معطوف شده است.
موضوع حقوق رسانهها در بخشهای: مبانی نظری حقوق رسانههای جمعی؛ تاریخچه و سیر تحول حقوق رسانهها؛ چالشها و تنگناهای حقوق رسانهها؛ مسئولیت و جرایم رسانهای؛ رسانهها و اطلاعات محرمانه یا حریم خصوصی افراد و حق مالکیت معنوی آثار رسانهای مورد توجه قرار گرفته و مقالاتی از استادان و پژوهشگران این حوزه ارائه شده است. میزگرد این شماره، به موضوع مهم پخش برنامه از طریق ماهواره اختصاص دارد که طی آن شرکتکنندگان موضوع قطع پخش برنامههای شبکه سحر را از ماهواره اروپا مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داده و به مسئله ادعای جریان آزاد اطلاعات در جهان کنونی و نقش کشورهایی که کنترل این جریان را بر عهده دارند توجه کردهاند.
کوشش شده است که مقالات ارائه شده بخشهای مورد نیاز را پوشش دهد. هر چند ضرورت برداشتن گامهای بلندتری وجود دارد که اهتمام محققان حقوق رسانهها را میطلبد و فصلنامه پژوهش و سنجش نیز با توجه به نیازهای سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران این مجموعه را گام اول تلقی میکند.
"
هدف این پژوهش، مقایسه عوامل مؤثر بر گرایش شهروندان اردبیلی به دریافت اخبار از شبکه های اجتماعی در مقایسه با شبکه های ماهواره ای است. روش تحقیق، پیمایشی بوده و پژوهشگر از تکنیک پرسشنامه استفاده کرده است. جامعه آماری، شهروندان اردبیلی بالای 18 سال هستند که از شبکه های ماهواره ای یا شبکه های اجتماعی استفاده می کنند. حجم نمونه، براساس فرمول کوکران، معادل با 400 تن انتخاب شده است. روش نمونه گیری، خوشه ای، چندمرحله ای و تصادفی است. یافته ها نشان می دهد پاسخگویان، کسب اخبار از شبکه های اجتماعی را به شبکه های ماهواره ای ترجیح می دهند. از عوامل مؤثر بر این گرایش، می توان به جذابیت های محتوایی بیشتر اخبار در شبکه های اجتماعی اشاره کرد. در مقابل، اخبار شبکه های ماهواره ای، در شاخص هایی همچون اعتماد، صحت و شفافیت، سرعت انتشار، بی طرفی، عدم سانسور، موضوعات متنوع و مورد علاقه و نیاز مخاطبان، ارجح هستند.
"سلامت در جهان امروز نقش حیاتی دارد و هسته اصلی و مرکزی در توسعه پایدار تلقی میشود. سلامت جامعه، ارتباط عمیقی با رشد اقتصادی ملی دارد. بیتردید رسانهها مهمترین منبع اطلاعات بهداشتی برای اغلب مردم هستند. هدف از آموزش سلامت، ارتقای سواد بهداشتی، اتخاذ رفتارهای سالم و گسترش فرهنگ سلامت در جامعه است.
از سویی رسانهها، بزرگترین مربیان دنیای امروز هستند. از زمان ظهور رسانههایی چون رادیو و تلویزیون به عنوان یک نیروی اصلی، بسیاری از حامیان بهداشت جامعه چنین فرض کردند که ارائة اطلاعات واقعی از طریق بسیجهای ارتباطی به جامعه، به طور خودکار به تغییر نگرشها و متعاقب آن رفتارهای سالم منجر میشود.
با یاری خداوند جلد دوم شمارة «رسانه و سلامت» منتشر شد. در این شماره مقالههای مختلفی در زمینة بیماریهای خاص، پیشگیری از بیماریها، نقش رسانه در بروز یا پیشگیری از بیماریها و توانمندسازی بیماران خاص از طریق رسانه درج شده است که از سوی پزشکان، اصحاب ارتباطات و صاحبنظران این حوزه به رشتة تحریر درآمده است.
ویژهنامة حاضر میتواند فتح بابی برای طرح این مسئله در محافل علمی و دانشگاهی و بررسی عمیقتر زوایای ناگشودة آن باشد و چنانچه مطالعة این دو شماره انگیزة نگارش مقالات دیگری را در زمینة رسانه و سلامت در مخاطبان ایجاد کند، دستاندرکاران فصلنامة «پژوهش و سنجش» افتخار خواهند داشت در شمارة جُنگ آتی که بدون در نظر گرفتن موضوعی ویژه به رسانهها و ارتباطات به طور عام میپردازد، بخشی از فصلنامه را به این موضوع اختصاص دهند.
"
این پژوهش درصدد بررسی سینمای دفاع مقدس در طول چهار دهه بعد از انقلاب اسلامی(1360-1400) است. . چارچوب نظری این پژوهش بر دو نظریه" مکمل – بازتاب" و "شکل دهی" ، استوار است.که طبق آن هنر، بازتابی از شرایط اجتماعی است و در عین حال برای شکل دهی به افکار عمومی جامعه ، از آن بهره برده میشود. در این پژوهش از روش تحلیل محتوای کیفی برای درک عمیق تر ساختار و کار کرد آثار سینمایی دفاع مقدس استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که به لحاظ آسیب شناختی، سینمای دفاع مقدس در طول چهل سال بعد از انقلاب اسلامی دچار بی مهری از سوی دولت ها، مسولین و نهاد های ذیربط واقع شده است. همچنین یافته ها نشان میدهد که اغلب فیلم های این ژانر ، به رغم دسته بندی های متفاوت ، چه در دسته منتقد جنگ و چه در گروه جنگی ، به دلیل حساسیت های ویژه این ژانر ، سعی در تبلیغ دفاع مقدس دارند. اگر چه در طی چهار دهه گذشته فراز و نشیب هایی در کمییت و کیفیت فیلم ها بوجود آمده است ، اما بازتاب وقایع دفاع مقدس کمتر مورد بررسی قرار گرفته و بیشتر فیلم ها سعی در شکل دهی به افکار عمومی داشته اند که البته در دراز مدت موفق نبوده اند. همچنین این پژوهش نشان میدهد ، در دولت ها و معاونت های سینمایی بعد از انقلاب که به مقوله سینما ی دفاع مقدس توجه کرده اند ، پیشرفت هایی را شاهد بوده است.
امروز وضعیت نامناسب محیط زیست ایران، به یک دغدغه مهم ملی تبدیل شده است. ازاین رو، لازم است اندیشمندان حوزه های مختلف از طریق تحقیق و تتبع، به چاره جویی در آن مورد بپردازند. نوشتار حاضر که حاصل یک فعالیت پژوهشی می باشد، با این هدف تنظیم شده است و کوشیده تا رابطه مصرف رسانه (رسانه های جمعی و شبکه های اجتماعی) را با سواد زیست محیطی شهروندان تهرانی تحلیل نماید. روش این پژوهش، از نوع پیمایش است. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 384 نفر تعیین شد. نمونه گیری بر اساس روش خوشه ای و انتخاب افراد بر اساس نمونه در دسترس انجام شده است. برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه ترکیبی محقق ساخته و استاندارد استفاده شد. اعتبار پرسشنامه، به شیوه صوری، و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شد. بر اساس یافته های این پژوهش، بین متغیرهای سن، وضعیت تأهل، تحصیلات و درآمد با سواد زیست محیطی رابطه معنادار وجود دارد. فرضیه اصلی پژوهش مبنی بر رابطه میان استفاده از رسانه ها و سواد زیست محیطی مورد تائید قرار گرفت. این تائید به آن معناست که آگاهی، نگرش و رفتار حمایت گرانه نسبت به محیط زیست در اثر بهره گیری از رسانه تقویت خواهد شد. معادلات ساختاری نیز نشان داد که مدل تحقیق از برازش مطلوبی برخوردار است. نوشتار حاضر، با طرح دلالت های یافته های تحقیق درباره جامعه ایران به پایان رسیده است.
«انسان شناسی زبان شناختی» از رویکردهای نوین انسان شناسی است که به استخراج مؤلفه های فرهنگیِ موجود در زبان های مختلف می پردازد، چه نزد ایشان «زبان» به مثابه ذخیره ای فرهنگی به شمار می آید. مواجهه با متون دینی، به شکل خاص، قرآن کریم از دریچه این دانش، دستاوردهای بسیار مهمی در ترسیم ساحت های انسان شناختیِ قرآن کریم در برخواهد داشت. به شکل خاص در جستار پیش رو بر دو حوزه تمرکز شده است: نخست «استعاره و نقش آن در ترسیم جهان بینیِ حاکم بر دیدگاه کاربرانِ زبان» و دوم «زبانِ قرآن و جنسیت». در این حوزه نیز به کاربردهایِ جنسیتی در زبان قرآن کریم توجه داده شده و از رهگذر دسته بندی کاربردهایِ جنسیتی یاد شده، تا حد زیادی زمینه تبیین رویکرد انسان شناختیِ قرآن فراهم خواهد شد. این بررسیِ اجمالی حکایت از آن دارد که بررسی ابعاد زبان شناختیِ قرآن کریم از طریقِ روی آوردهای انسان شناختی، دریچه های جدیدی به روی مطالعات قرآن و حدیث گشوده و قادر است بسیاری از معضلاتِ اعتقادی و تفسیری را نیز مرتفع نماید.
"درج مطالب متنوع در زمینه های ارتباطی ، توجه به مفاهیم ، فرایندها ، زمینه ها، تاریخ ارتباط ونظریه های مطرح ، از جمله مواردی بوده است که در طول انتشار ده شماره از فصلنامه پژوهش و سنجش دنبال شده است وهدف از درج همه این مقالات این بوده است که در حد توان و با تکیه بر اساسی ترین موضوعات بتوانیم ارتباطات را در حوزه های گسترده آن و نیز در ارتباط با حوزه های دیگر یعنی فرهنگ وتوسعه بنگریم و تاثیر هر یک از آنها را نسبت به یکدیگر از زبان مقالات مختلف بازگو کنیم.امروزه توجه به حوزه ارتباطات در واقع توجه به بسیاری از نیازهای اجتماعی و یا حداقل یافتن زمینه های فراوانی است که بحث درباره آنها به منظور نیل به نگرشهای مناسب در جهت پیشرفت جامعه اسلامی - ملی ما و یافتن عناصر عمده ای که به زعم همگان عناصر عمده تحول توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی به شمار می روند، یک ضرورت است.
بر این اساس ، ارزشها ، باورها ، هنجارهاو الگوهای رفتاری نیز زمینه هایی برای بحث در فصلنامه داشته اند و از اینرو نقش رسانه ها در بیان اینعناصر فرهنگی و کارکرد آشکار ونهفته آنها به منظور ایجاد زمینه آفرینش ها در حوزه های مادی و معنوی فرهنگ از حوزه های گستردهتر دیگری بوده است که در آنها بحثهایی ارائه شده است . پژوهش و سنجش به عنوان یکی از نشریات عمده در زمینه درج نظرات ارتباطی ، در حوزه های مختلف ارتباطی به مسئله مخاطب ،تنوع نگرش آن و نیز عام و خاص بودن مخاطبان ، به اشکال مختلف اشاره داشته و در مجموع فرایند توسعه فرهنگی و سهم رسانه ها در امر برخورد با مخاطبان را در مقالات مختلف دنبال کرده است. شک نیست که انتشار پژوهش و سنجش به عنوان یک فصلنامه ارتباطی ، با درج مقالات متعدد با دیدگاههای متفاوت و گاه متضاد توانسته است علاقمندان زیادی را متوجه مسائل رسانه ای ، اثرات آن بر فرد و جامعه و تغییرات نگرشی جلب نماید و نمادی باشد برای نشان دادن قدرت رسانه و بهره گیری از آن به منظور درک بهتر نقش و قدرت رسانه ها ( چه در مفهوم سنتی یا جدید آن ). بی شک در میان موضوعات ارتباطی مطرح شده در فصلنامه ، تلویزیون ، رادیو ، ماهواره ، و کلیه رسانه های دیداری شنیداری جایگاه خاص خود را داشته اند. بسیاری از مقالاتی که منتشر شده ، می تواند وانصافا ارزش آنرا دارد که در محدوه هایی ورای یک فصل نگهداری و بارها مورد بازخوانی واستناد قرار گیرند. همین امر دست اندکاران را در پرتو پیشنهادات مختلف به این سمت کشانده است که تغییراتی در شکل و اندازه فصلنامه بدهند تا نگهداری آنها آسانتر شود . در همان حال از نظر محتوایی نیز زمینه های گسترده تری از بحث ها مد نظر قرار گیرد . لذا این شماره که در اختیار شماست ، آ[رین شماره ای است که به شکل فعلی منتشر می شود و انشاءا.. با فراهم آمدن مقدمات ، نشریه بعدی شکل و بوی کتاب را خواهد داشت و در آن قطع منتشر خواهد شد، امید است که تغییر قطع آن و نیز تغییرات در جهت درج مطالب با محتواهای گسترده تر و متنوع تر مورد توجه و نظر شما واقع شود."
گرافیک خبری می تواند حجم زیادی از اطلاعات مربوط به یک خبر را در فضایی محدود، با جذّابیت دیداری زیاد، امکان درک و فهم ساده و سریع و با توان عینیت بخشی و باورپذیری بسیار ارائه کند. به رغم آن که از این نوع گرافیک در رسانه های بزرگ جهان فراوان استفاده می شود، اما کاربرد آن در ایران محدود است.
این پژوهش، با هدف بررسی و تبیین کاربرد، ویژگی ها و قابلیت های گرافیک در اخبار تلویزیون انجام شده است. این پژوهش در پاسخ به این مسئله که «گرافیک در خبر تلویزیونی چه کاربرد و ویژگی هایی دارد؟» و «نقاط ضعف و قوت کاربرد گرافیک خبری در سیمای جمهوری اسلامی ایران کدام است؟»، با استفاده از روش های کیفی (نشانه شناسی و مصاحبه با کارشناسان)، عناصر گرافیکی یک بخش خبری را ازهر 5 شبکه سراسری (یک، دو، سه، چهار و خبر) مورد بررسی قرار داده است و در نهایت به این نتیجه رسید که شیوه غالب در بخش های خبری یاد شده، برای ارتباط و انتقال اخبار گفتار و کلام است.
درحالی که در میان آثار موجود، کارهای خوبی نیز دیده می شود، اما عدم استفاده از عناصر گرافیکی ارزشمند و کارآمد، نبود عناصر هویت بخش که نمایانگر هویت ایرانی و چهره ملی نزد مخاطبان باشند، کارکرد تزئینی که به مستند کردن اخبار کمک نمی کند، نبود رابطه بین بود و نبود تصاویر و مستندات بصری و درست استفاده نکردن از رنگ و نوشتار در آثار گرافیکی بخش های خبری بررسی شده از جمله نقاط ضعف به کارگیری عناصر گرافیکی در بخش های خبری یاد شده است.