تلویزیون یکی از مهمترین ابزارهای جامعه پذیری در جوامع مدرن است و سریال های تلویزیونی یکی از بهترین ابزارهای انتقال و تغییر ارزش ها در زندگی اجتماعی. در پس ظاهر «خنثی» و «معصوم» این سریال ها، رفتارهای گفتمانی به نمایش در می آیند که حکم تعریفی تلویحی از واقعیت اجتماعی را دارند و در نهایت نحوه فاعلیت ذهن ما را تعیین می کنند. هدف این مقاله، تحلیل نشانه شناختی شیوه های بازنمایی ازدواج در سریال های تلویزیونی بوده است. بدین منظور با استفاده از روش نشانه شناسی، به بررسی پنج سریال تلویزیونی پربیننده ایرانی در دو دهه مختلف (70 و 80) پرداخته شد. نتایج نشان داد که در این سریال ها با دست کم، سه گونه بازنمایی ازدواج در این سال ها روبرو بوده ایم: ازدواج سنتی، ازدواج نیمه سنتی و ازدواج مدرن. هر یک از این شیوه ها با دلالت های رسانه ای مختلفی رمزگذاری شده اند.
این مقاله در پی پاسخ به این سؤال است که آیا دین اسلام که مبتنی بر «کلام» و «کلمه» شکل گرفته است، می تواند با رسانه ای همچون تلویزیون که ماهیتی تصویری دارد، نسبتی برقرار سازد. برای پاسخ به این پرسش ابتدا به لحاظ نظری بخشهای مختلف دین و نسبت آن با تصویر تبیین شده است. در این بخش مشخص شد که «اخلاقیات» از جمله «ادراکات اعتباری» در فلسفه اسلامی به حساب می آیند و لذا «تصویر تلویزیونی» می باید برای نیل به نتیجه، صورت احساسی مثبت از یک «عمل اخلاقی» ایجاد نماید. چنانچه «اعتقادات» محور برنامه دینی باشد، زمانی موفق می گردد که بتواند تصاویری مختلف از افکار را در برابر بینندگان قرار دهد تا مخاطب بتواند از میان این تصویرها، تصویر درست را انتخاب نماید. برای ارزیابی این چارچوب نظری، برنامه گفتگومحور تلویزیونی «سمت خدا» مدنظر قرار گرفت. در این تحقیق با روش کیفی و با استفاده از نشانه شناسی مشخص شد که این برنامه به لحاظ رنگ و نور، دکور و جلوه های بصری زیبا، تلاش نموده که فضای احساسی مثبتی را برای گفتگوی دینی پیرامون اخلاق فراهم آورد. اما به لحاظ حرکت تصویری، تغییر زوایای دوربین و ترکیبهای تصویری نتوانسته برنامه ای متناسب با ماهیت حرکتی تصویر تلویزیونی تولید نماید و در حد «گفتار» باقی مانده است. علاوه بر این به دلیل اینکه گفتگو به صورت یک طرفه و تنها از سوی یک دیدگاه، «تصویری از اعتقادات دینی» را مطرح می نماید، نمی تواند برای حوزه اعتقادات به اندازه کافی مفید باشد و تنها بخش «پاسخ به سؤالات» تا حدی جبران این نقیصه را می نماید.
مسئله تعلیم (پداگوژی) هر روزه قرابت بیشتری با تعریف مطالعات فرهنگی می یابد. مدرسان باید تعریف تعلیم را گسترده سازند تا بتوانند از مرز محدود آموختن فنون و روش ها فراتر روند. (ژیرو،1385) می خواهم در این گفتار «تصور جمعی غالب» که در فضای آموزشی دانشگاه های ما از آموزش نظریه ها وجود دارد واکاوی کنم و نشان دهم «آموزش نظریه ها» به ویژه نظریه های فرهنگی چه چیزهایی نیست و چه چیزهایی باید یا می تواند باشد. امروزه محققان «درس پژوهی» نشان داده اند که تدریس و یادگیری هر دانشی به مجموعه وسیعی از عوامل بستگی دارد. آموزش نظریه های فرهنگی را نوعی «تمرین فکری» می دانم. در این تمرین کردن ما انواع تمرین های انسانی و فکری را تجربه می کنیم. این تمرین ها را با توجه به تجربه ای که از آموزش و یادگیری «نظریه های مطالعات فرهنگی» دارم در چهار مقوله متمایز طبقه بندی می کنم: «تمرین نظری»، «تمرین اخلاقی»، «تمرین شناختی»، و نهایتا «تمرین عاطفی». این رویکرد به آموزش نظریه فرهنگی ریشه در این واقعیت دارد که نظریه فرهنگی آن گونه ای که تاکنون تکوین و توسعه یافته است همواره در کنار هدف های شناختی و معرفتی، اهداف سیاسی، اخلاقی و زیبایی شناختی ویژه ای را دنبال کرده است.
رسانه ها به صورت تدریجی بر ذهن مردم تأثیر گذاشته و حساسیت ها و برداشت های تازه ای را نسبت به تمام جنبه های زندگی در میان آنان ایجاد می کنند. با توجه به اینکه فراوانی نام ها در هر جامعه نشان دهنده گرایشات و رویکردهای فرهنگی مردم است، در کشورهای مختلف دولت ها در صدد نظارت و کنترل این تغییرات هستند. در این پژوهش با استفاده از دو روش اسنادی و پیمایشی به بررسی رابطه پخش سریال های تلویزیونی و فراوانی نام ها در جامعه پرداخته شده است.
جرم شناسان بر این باورند که فیلم های سینمایی منبع فرهنگی مهمی برای درک ماهیت و علل انحرافات اجتماعی و جرم هستند و تبین های ویژه ای از جرم را مورد تأیید قرار می دهند و مباحث ملی و بین المللی درباره علل جرم را برای بینندگان به نمایش می گذارند. هدف این پژوهش، بررسی چگونگی تبیین جرم در فیلم های سینمایی ایرانی بوده است. برای نیل به این هدف، هشت فیلم جنایی ایرانی ساخته شده بین سال های 1377 تا 1384 با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که فیلم های ایرانی مورد بررسی برای تبیین جرم سه نظریه روانشناختی، جامعه شناختی و کنش عقلانی را بازنمایی نموده اند.
تدوین سیاست های کاربردی مطلوب شبکه هیسپان تی وی، یکی از ملزومات مبنایی رسانه آلترناتیو مذکور است که در راستای تقویت دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی در کشورهای اسپانیایی زبان ایجاد شده است. کارشناسان معتقدند اگر رسانه مذکور نتواند به درک مشترکی با مخاطب برسد و بر تفاوت های بین فرهنگی فائق بیاید، نه تنها نمی تواند مؤثر واقع شود، بلکه ممکن است به اقدامی ضدتبلیغی تبدیل شده و موج اسلام هراسی، شیعه هراسی و ایران هراسی را دامن بزند. لذا محقق، با بهره گیری از نظریه داده بنیاد با 20 نفر از نخبگان و متخصصان عرصه دیپلماسی و رسانه، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام داد. در خلال مصاحبه ها، 457 کد اولیه، 256 کد ثانویه، 60 کد مفهومی و 11 مقوله به دست آمد. بر اساس نتایج تحقیق که در قالب 7 طبقه اهداف و اولویت ها، سیاست های محتوایی، راهبردهای ساختاری، راهبردهای مدیریتی و توزیعی، محیط شناسی و مخاطب شناسی احصاء شد، هیسپان تی وی برای اینکه بتواند نقشی مؤثرتر در دیپلماسی فرهنگی ایفا کند، باید سیاست های محتوایی خود را بر اساس اهداف و اولویت های رسانه و با در نظر گرفتن شرایط محیطی مخاطب تدوین کرده و راهبردهای ساختاری، مدیریتی و توزیعی مطلوب و متناسبی را در برنامه ها و محیط درون رسانه در پیش بگیرد.
سواد رسانه ای لازمه عصر ارتباطات برای پرورش شهروندانی آگاه و فعال است. قدرت نقد رسانه ها، مهارت در تولید محتوا، دسترسی عادلانه به رسانه ها و توانایی کنترل مصرف رسانه ای همگی در گرو داشتن سواد رسانه ای است. سواد رسانه ای به شهروندان کمک می کند که به پیام های دریافتی از رسانه ها دیدی نقادانه داشته و داشتن سهمی از فضای رسانه ای را حق خود بدانند و در رد یا قبول پیام ها یی که به آنها عرضه می شود و سود و ضررشان آگاه گردند. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیامدهای جامعه شناختی سواد رسانه ای بر آگاهی از حقوق شهروندی و دموکراسی خواهی(در بین شهروندان 18 سال به بالای شهر اهواز) انجام شده است. نوع پژوهش کاربردی و ماهیت آن توصیفی- تحلیلی بوده است. در این پژوهش از روش پیمایشی و از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری جمعیت 18 سال به بالای ساکن شهر اهواز به تعداد 780728 نفر بوده و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران برابر 392 نفر برآورد شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که میزان سواد رسانه ای شهروندان شهر اهواز در حد متوسط است. بین متغیر سواد رسانه ای به عنوان متغیر مستقل و آگاهی از حقوق شهروندی و دموکراسی خواهی به عنوان متغیرهای وابسته رابطه معنیا داری مشاهده شد؛ یعنی با افزایش سواد رسانه ای، میزان متغیرهای وابسته نیز افزایش می یابد.
"به منظور توصیف و تبیین هر چه بیشتر نقش و کارکرد رسانهها در جنگ، میزگردی با حضور آقایان دکتر پیمان جبلی، دکتر مجید شاهحسینی و دکتر محمود اربابی تشکیل شد. در این میزگرد سیر تاریخی نقش رسانهها در جنگ، عملکرد رسانهها در جنگ اول و دوم خلیجفارس، عملکرد شبکه العالم در جنگ دوم خلیجفارس، عملکرد رسانهها در جنگ ایران و عراق، چگونگی جلب اعتماد افکار عمومی به اخبار و اطلاعات در زمان جنگ، نقش اینترنت در جنگ و چشمانداز آتی رسانهها به ویژه رادیو و تلویزیون، به بحث گذاشته شده است. ضمن تشکر از شرکتکنندگان در میزگرد، خوانندگان گرامی را به مطالعه آن دعوت میکنیم.
"
ظهور و تحول رسانه های اجتماعی، باعث افزایش پیشرفت و اهمیت ارتباطات دهان به دهان و ظهور پدیده جدیدی به نام تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی شد. طوری که امروزه تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی، یکی از تأثیرگذارترین و متقاعدکننده ترین منابع، بین کاربران رسانه های اجتماعی محسوب می شود. هدف از انجام این پژوهش، طراحی مدل تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی در روابط بین فردی کاربران رسانه های اجتماعی بوده است. به منظور اجرای پژوهش از رویکرد پژوهش کیفی، بر مبنای روش داده بنیاد و با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاری از متخصصان حوزه تبلیغات و رسانه استفاده شده است. حجم نمونه با منطق نمونه گیری نظری و تا حصول اشباع نظری در مجموع 12 نفر را در برگرفت. کدگذاری داده ها با استفاده از نرم افزارMAXQDA انجام شد. یافته های پژوهش تبلیغات دهان به دهان الکترونیک با 9 عامل (عوامل مربوط به محرک، رسانه تبلیغ دهان به دهان الکترونیک، ارائه نظرها، منبع تبلیغ دهان به دهان الکترونیک، عوامل مربوط به بازار، جست وجوی نظرها، عوامل موقعیتی، تأثیر تبلیغ دهان به دهان الکترونیکی و گیرنده تبلیغ دهان به دهان الکترونیک) و45 مؤلفه تبیین شد. نتایج این پژوهش می تواند برای مدیران کسب و کار جهت مدیریت تبلیغات دهان به دهان الکترونیک در رسانه های اجتماعی، مفید واقع شود.
پوشش خبری پرونده های قضایی می تواند موضوع بحث مهمی برای کارشناسان حقوقی و رسانه ای باشد؛ چرا که برخورداری از دادرسی منصفانه و عادلانه از حقوق اولیه هر فرد محسوب می شود و برگزاری علنی دادگاه ها برای پاسداشت همین حق است. اما از آنجا که همه اعضای جامعه نمی توانند هم زمان در جلسات رسیدگی حضور داشته باشند، خبرنگاران به منزله چشم و گوش مردم در محاکم عمل می کنند؛ چرا که وقتی جریان یک دادرسی از تلویزیون یا ماهواره پخش می شود مخاطب می تواند از تک تک لحظات و واکنش های طرفین محاکمه در دادرسی اطلاع کسب کند و خود مخاطب به طور مستقیم از آن دادرسی تحلیل خود را کسب کند.
حال، مقرراتی که قانون گذاران برای پوشش رسانه ای دادرسی ها وضع می کنند بسیار حائز اهمیت می باشد. اینکه مقررات پوشش رسانه ای دادرسی ها برای کدام رسانه ها باشد و اینکه به چه شکلی باید تصویب و اجرا شود نیازمند یک مطالعه گسترده در این زمینه و همین طور نیازمند مطالعه تطبیقی در کشورهای دیگر می باشد. در این مقاله برآنیم تا به مقررات پوشش رسانه ای چند ایالت از ایالات متحده امریکا پرداخته و ساختاری را برای این مقررات نویسی یافت کنیم.
شبکه های اجتماعی امروزه گسترش زیادی یافته اند و طیف وسیعی از افراد جامعه فارغ از قشربندی های اجتماعی عضو این شبکه ها هستند. کارکرد و خدمات این شبکه ها به سرعت در حال تغییر و تحول است چنانچه بسیاری از نیازها و خدمات روزمره افراد در این شبکه ها عرضه می شود مهمترین بحث در ارتباط افراد با این شبکه ها صرف نظر از امکانات فنی اعتماد کاربران به این شبکه ها است این اعتماد به نوعی مهمترین عامل وفاداری به آنها می باشد اعتماد اجتماعی به راحتی قابل تولید نبوده و پیدایش آن از انباشت انواع اعتماد در سطوح مختلف جامعه به وجود می آید. اعتماد مقوله ای اکتسابی است که از طریق آموزش و تجربه در بستر جامعه حاصل می شود. این تحقیق با هدف یافتن رابطه بین ابعاد تبلیغاتی شبکه های اجتماعی با اعتماد اجتماعی صورت پذیزفته است در این راستا تاثیر شبکه های اجتماعی بر سه بُعد اعتماد به تبلیغات:آموزش و تحصیلات، سبک زندگی، خرید محصولات مورد بررسی و سنجش قرار گرفته است. روش تحقیق این پژوهش، پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه است. نمونه آماری این پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده حجم۱۵۰ نفر تعیین گردید. برای انجام مباحث آمار توصیفی و استنباطی از نرم افزار spss استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد بین ابعادتحقیق با اعتماد اجتماعی ارتباط معناداری وجود دارد.