Twitter and Jihad: The Communication Strategy of ISIS edited by Monica Maggioni & Paolo Magri. Milan, Italy: ISPI, 2015. 168pp., $10 (p/b), ISBN 978-88-98014-66-8
هدف پژوهش حاضر تحلیل وضعیت کنش ارتباطی در کافه های تهران است. این پژوهش از نوع کیفی و به شیوه مصاحبه نیمه ساخت یافته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه افراد کافه رو تهران است. به منظور انتخاب نمونه از روش غیر احتمالی نمونه گیری هدفمند استفاده شد. حجم نمونه مورد استفاده برای انجام مصاحبه 30 نفر می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش کد گذاری و تفسیر کد های بدست آمده، استفاده شد. نتایج حاکی از آن استالگوی های کنش ارتباطی افراد در کافه های تهران از الگوی کنش ارتباطی هابرماس پیروی نمی کند. در حقیقت کنش ارتباطی افراد بیشتر بر مبنای احساسات، سنت، قومیت و روابط دوستی بود و بسته به نوع مساله مورد بحث، نوع کنش فرق می کرد. در این رابطه به نظر می رسد که این امر در سطح کلان منجر به دو یا چند دستگی شدید در جامعه و بین اقوام و گروه های مختلف می شودکه این امرباعثبه وجود آمدن فضای تشنج در بین اقشار مختلف می شود.در این شرایط افکار موافق و مخالف وضع موجود چندان به چالش کشیده نمی شود و این امر می تواند منجر به تعارض، درگیری و ستیزبین طبقات مختلف در خوشبینانه ترین حالت و در بدترین حالت منجر به سرکوب و حذف یکی از طرفین شود.
دستاندرکاران امور تبلیغات و به ویژه آژانسهای تبلیغاتی تلاش میکنند تا علاوه بر اجاره استودیوها و استادیومها، از نمادها، رنگها، موسیقی، حرکت و تمامی هنرهای دراماتیک بهره بگیرند تا تمایل ما را نسبت به یک محصول یا خدمت جلب کنند. آنها میکوشند تا با مخاطبان وسیعتری ارتباط برقرار کنند. با مخاطبانی که از پیش با مناسبات و علائق مشترک به یکدیگر پیوند خوردهاند و به همین دلیل هم ما را جوانان، معلمان، مهندسان، کشاورزان، ورزشکاران و غیره خطاب میکنند. آنها در واقع از مضمونی سود میبرند که در ارتباطات به آن Band Wagon میگوییم. این مضمون در واقع به ما میگوید: دیگران همه دارند همین کار را میکنند، تو هم باید به دیگران بپیوندی! و از آنجایی که اکثر ما سعی میکنیم از دیگران عقب نمانیم به همان دیگران میپیوندیم! و به همین دلیل هم تکنیک موسوم به Bond Wagon خوب جواب میدهد.
اما از دیگر سو، شبکههای تلویزیونی نیز در برابر مخاطبان آگهیهای تبلیغاتی وظایفی دارند که در قالب مجوز شبکه قابل تبیین است.
هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی رسانه ای حقوق شهروندی ایرانیان است. این پژوهش بصورت آمیخته(کیفی و کمی) انجام گرفته است. در بخش کیفی داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته جمع آوری شده است و روش نمونه گیری، نمونه گیری گلوله برفی بود که تعداد 17 نفر از (تا حد اشباع نظری) ادامه یافت. تحلیل داده ها در بخش کیفی با استفاده از نرم افزار Maxqda انجام گرفت. ابزار پژوهش در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری از بین کارشناسان حقوق، علوم اجتماعی، علوم ارتباطات و روزنامه نگاران شمال غرب کشور که تعداد آنها 10000 نفر می باشد انتخاب شده که با استفاده از فرمول کوکران 370 نفر محاسبه و بدست آمد. ابتدا نمونه گیری خوشه ای و سپس بصورت تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. ابعاد، عوامل موثر و پیامدهای الگوی رسانه ای حقوق شهروندی بر اساس مطالعات کتابخانه ای، مبانی نظری، مطالعه پیشینه تحقیق در ایران و جهان و مصاحبه نیمه ساختار یافته استخراج شد و برای تایید در اختیار پاسخگویان قرار گرفت. روایی و پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون های مربوط مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده های کمی با استفاده از معادلات ساختاری به روش حداکثر مربعات استفاده شد و الگوی نهایی ابعاد، عوامل موثر و پیامدهای الگوی رسانه ای حقوق شهروندی ارائه شد. نتایج تحقیق نشان داد که عوامل موثر بر ابعاد تاثیر دارد و ابعاد الگوی رسانه ای حقوق شهروندی بر پیامدهای آن موثر است.
خانواده یکی از مهم ترین واحدهای اجتماعی است و حفظ سلامت آن در سلامت جامعه و اعضای آن تأثیر بسزایی دارد. رسانه ای شدن زندگی روزمره فرآیندی است که به پیوند مداوم زندگی روزمره فرد با رسانه ها اشاره دارد، فرآیندی که می تواند سلامت خانواده را متأثر سازد. بر این اساس، در این تحقیق با تمرکز بر 530 خانواده تهرانی دارای فرزند، و با استفاده از روش پیمایش، رابطه رسانه ای شدن زندگی روزمره و سلامت خانواده (شامل پنج بعد)، و تأثیر میزان مصرف هر یک از سه رسانه تلویزیون داخلی، شبکه های ماهواره ای و اینترنت بر این رابطه مورد پرسش قرار گرفت. نتایج تحقیق حاکی از آنند که رسانه ای شدن زندگی روزمره رابطه معنادار معکوسی با سلامت خانواده دارد و این رابطه معکوس در ابعاد ارتباطی و فرآیندی سلامت خانواده نمود دارد. در تحلیلی جزئی تر، دو بعد رسانه ای شدن هویت و رسانه ای شدن تعاملات همبستگی منفی با شاخص کل سلامت و با سلامت ارتباطی خانواده داشته اند. همچنین میزان مصرف اینترنت و استفاده از ماهواره با افزایش رسانه ای شدن از سلامت خانواده کاسته اند و استفاده از تلویزیون داخلی نقشی در فرآیند رسانه ای شدن نداشته است.
هدف اساسی پژوهش حاضر، بررسی دلایل و انگیزه های مصرف شبکه های ماهواره ای فارسی زبان است. برای این منظور 458 نفر از شهروندان قائم شهری که بیننده شبکه های ماهواره ای فارسی زبان بوده اند، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. روش تحقیق، از نوع پیمایشی و روش جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بوده است. یافته ها نشان می دهد که مخاطبان بیشتر از برنامه هایی که جنبه تفریحی سرگرمی و آگاهی بخشی دارند، استفاده می کنند. ویژگی های جمعیت شناختی مخاطبان نیز تأثیر زیادی بر میزان و نحوه استفاده از برنامه های ماهواره ای دارد؛
به گونه ای که مردان بیشتر از زنان، برای کسب آگاهی و اطلاع از اخبار و گزارش های سیاسی به تماشای ماهواره می پردازند؛ در حالی که زنان بیشتر از مردان برای نیازهای اجتماعی خود از ماهواره استفاده می کنند. همچنین بر اساس یافته ها، اهمیت استفاده از ماهواره برای کسب اطلاعات شناختی و سیاسی، با بالا رفتن سن مخاطبان افزایش می یابد و خشنودی استفاده از ماهواره برای سرگرمی در سنین پایین و بالای 55 سال اهمیت بیشتری دارد اما از طرف دیگر، استفاده اجتماعی از برنامه های ماهواره در نزد مخاطبان، با افزایش سن رو به کاهش می رود.
نسبیت فرهنگی یکی از استدلال های مشهور کسانی است که به نسبیت گروی اخلاقی معتقدند. به نظر این عده، باورهای متفاوت اخلاقی در میان فرهنگ های مختلف نشان می دهد که مطلق گروی اخلاقی پشتوانه ای ندارد و بنابراین نمی توان به منشأ واحد مانند عقل یا فطرت برای داوری های اخلاقی مشترک فکر کرد. از طرف دیگر، مطلق گروی اخلاقی معتقد است که قواعد اخلاقی جهان شمول هستند و نقطه مقابل نسبیت گروی اخلاقی محسوب می شود. در این مقاله استدلال خواهیم کرد که رویارویی این دو نظریه قبل و بعد از پیدایش عصر اطلاعات و فضای سایبری، مرزبندی های متفاوتی خواهند داشت و دستاوردهای اخلاقی و فرهنگی قبلی دچار تزلزل خواهند شد. ما در این نوشته توضیح می دهیم که بدون در نظر گرفتن عصر اطلاعات، نسبیت گروی فرهنگی ضرورتاً به نسبیت گروی اخلاقی نمی انجامد و یا به تعبیر بهتر، نسبیت گروی فرهنگی با مطلق گرایی اخلاقی قابل جمع است. سپس توضیح خواهیم داد که با لحاظ کردن شرایط ارتباطی عصر اطلاعات و فضای سایبری، نسبیت گروی فرهنگی با نسبیت گرایی اخلاقی بیشتر قابل جمع است. به همین دلیل نشان خواهیم داد که فضای سایبری در آفرینش ارزش ها و پدیده های نوین فرهنگی و اخلاقی ابتکار عمل را به دست گرفته و گونه ای جدید از تعامل بین اخلاق و فرهنگ را رقم خواهد زد که ما آن را تحت یک نظریه جدید، «نسبیت گرایی فرهنگی و اخلاقی سایبری» می نامیم.
تلویزیون به عنوان مکمل تربیتی در کنارخانواده، عامل رشد فکری و شخصیتی کودکان می شود. از آنجا که کودکان به میزان قابل توجهی در معرض تماشای سریال های پویانمایی قرار می گیرند؛ لذا بسیاری از الگوهای تربیتی را به شکل چشمگیری آموخته و در آنها نهادینه می شود. در این مقاله تلاش شده است با استفاده از روش تحلیل محتوای کمی، ضمن تحلیل الگوهای تربیتی ارائه شده در سریال های پویانمایی شبکه استانی؛ به نقش این سریال ها در آموزش الگو های تربیتی و مهارت های فردی و اجتماعی به کودکان در قالب موضوعات مختلف بپردازد. نمونه این پژوهش در کل 71 دقیقه و 517 صحنه از سریال های پویانمایی مرتبط بوده است. یافته ها نشان می دهد؛ الگوهای تربیتی به صورت گفتگویی(کلامی) بین شخصیت های داستان و «رفتارهای اجتماعی چون تمیز نگه داشتن طبیعت و مهربانی با حیوانات، رفتارهای فردی چون و سلام کردن و راستگویی، رفتارهای بین فردی چون همکاری در کارها و قدرشناسی به کودکان آموخته و الگودهی می شود. بارزترین الگوی تربیتی که از طریق شخصیت پدر و مادر درسریال ها ارائه شده الگوی«غلبه بر خجالت و کمرویی» است و آموزش الگوهایی چون؛ نحوه کنترل و بروز هیجان های مثبت(عشق) و منفی(خشم) بیشتر در قالب داستان و قصه به کودکان و به طور غیر مستقیم، از طریق شخصیت های اصلی به کودکان الگودهی می شود.
در سال های اخیر، به واسطه تحولات فراوان در حوزه تولید و نمایش فیلم در ایران، گرایش به وجوه هنری و متفاوت در گونه های مختلف فیلم سازی، منجر به تشکیل گروه سینمایی هنر و تجربه شد. این گروه با حمایت های دولتی توانست در مدت زمانی کوتاه، خود را در میان سینماگران و مخاطبان، به عنوان پایگاهی فرهنگی برای تولید فیلم هنری، مطرح کند. مشابه چنین فرایندی را می توان در تجربه تاریخی سینمای فرانسه در دهه شصت میلادی مشاهده کرد. این پژوهش می کوشد با بهره گیری از آرای پیر بوردیو، جامعه شناس فرانسوی، به ویژه نظریه میدان وی و مفاهیم پیرامونی آن، جایگاه فرهنگی گروه سینمایی هنر و تجربه در سینمای ایران را تحلیل کند. همچنین نشان دهد که سینمای هنر و تجربه، به منزله مجرایی برای سینمای هنری و تجربی، چگونه تلاش می کند در میدان قدرت سینمای ایران، برای خود زیرمیدانی با ویژگی خودمختاری تعریف کند و در این زمینه، تا چه حد موفق بوده است.
کودکان یکی از پربیننده ترین و مخاطبان خاص تلویزیون هستند. تلویزیون، به دلیل بهره مندی از جذابیت های تصویری و قدرت همانندسازی، بر برداشت مخاطب کودک از هویت خود، درونی شدن فرهنگ و الگوهای فکری و رفتاری وی تأثیر می گذارد. بنابراین، تنها شبکه تخصصی کودک در ایران انتخاب شد تا قابلیت های هویت سازی آن مطالعه و به این پرسش پاسخ داده شود که برنامه های آن در چه مفصل بندی گفتمانی تولید و پخش می شوند؟ بدین منظور، ابتدا نظام معنایی گفتمان انقلاب اسلامی و کودک مطلوب آن با رویکرد لاکلائو و موفه از بیانات و مکتوبات رهبران انقلاب اسلامی مفصل بندی و در مرحله بعدی نظام معنایی برنامه های تلویزیونی شبکه کودک، در بازه زمانی شش ماهه دوم سال 96، تحلیل گفتمان شد. در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی، «کودک مطلوب» به معنای پرورش یافتن قوای روحی، جسمی و شکوفایی استعدادهای ذاتی وی است و این مهم بدون توجه به دال مرکزی توحید میسر نمی شود. هویت های «کودک مؤمن»، «ایرانی»، «انقلابی»، «عالم و فلسفه دان»، «اخلاق مدار»، «تندرست» و «جامعه پذیر» هفت هویت کودک مطلوب گفتمان انقلاب اسلامی را تشکیل می دهند. نتایج نشان می دهد که شبکه به اشکال مختلف، آن هویت ها را برساخت کرده است. در مجموع برنامه های تولیدی و تأمینی شبکه، هویت «کودک جامعه پذیر»، «کودک عالم و فلسفه دان»، و «کودک مؤمن»، به ترتیب بیشترین بازنمایی را داشته اند. در برنامه های تولیدی، بیشترین بازنمایی مربوط به «کودک جامعه پذیر» است و بازنمایی هویت «کودک عالم و فلسفه دان» و «کودک مؤمن» در رتبه های بعدی قرار دارند. لکن برنامه ای که منحصراً «کودک انقلابی»، «کودک ایرانی»، «کودک اخلاق مدار»، و «کودک تندرست» را بازنمایی کند، یافت نشد. در برنامه های خارجی بازنمایی هویت های «کودک جامعه پذیر» و «کودک عالم و فلسفه دان»، بسامد بالایی داشته است. در برنامه های تأمینی داخلی نیز بیشتر هویت «کودک جامعه پذیر»، «کودک مؤمن»، «کودک اخلاق مدار» بازنمایی شده است. کلیپ های پخش شده هم به ترتیب هویت های «کودک عالم و فلسفه دان»، «کودک مؤمن»، «کودک جامعه پذیر» و «کودک ایرانی» را بازنمایی کرده اند.
یکی از رایج ترین ترفندهای مورد استفاده در تبلیغات تلویزیونی استفاده از افراد مشهور است که محصول را مورد تأیید قرار می دهند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر استفاده از تأیید کننده های مشهور بر قصد خرید با توجه به نقش میانجی نگرش، به نام تجاری(برند) و تبلیغات است. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل مصرف کنندگان شهر یزد بوده که در معرض تبلیغات تلویزیونی صدا و سیما (شبکه سراسری) قرار گرفته اند. از این جامعه با استفاده از رابطه کوکران، نمونه ای به حجم 420 نفر و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است که پایایی و روایی آن مورد تأیید قرار گرفته است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS و PLS استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ویژگی های تأیید کننده مشهور بر نگرش نسبت به تبلیغات تأثیر مثبت و معناداری دارند. همچنین، نگرش نسبت به تبلیغات بر نگرش به برند تأثیر معناداری دارد. همچنین نگرش نسبت به تبلیغات در رابطه بین ویژگی های تأیید کننده و نگرش نسبت به برند نقش میانجی ایفا می کند. در واقع استفاده اصولی و علمی از تأیید کننده های مشهور در تبلیغات می تواند بر نگرش مخاطبین تأثیرگذار باشد.
پژوهش حاضر، با هدف تبیین نقش رسانه های اجتماعی در ارتباطات علمی اعضای هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی صورت گرفته است. پژوهش از نوع کاربردی به روش پیمایشی- تحلیلی انجام گرفته و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته براساس مدل لانه زنبوری کیتزمان در رسانه های اجتماعی و مدل دانشگاه نامرئی (مدل زاکالا) در ارتباطات علمی بوده است. برای روایی پرسشنامه؛ روایی صوری- محتوایی و برای پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده و مقدار آن 91/. بدست آمد. جامعه آماری 460 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی تهران بودند و 150 نفر به شکل نمونه گیری تصادفی ساده به پرسشنامه پاسخ دادند. یافته های پژوهش نشان داد که میانگین استفاده از انواع رسانه های اجتماعی 1۳/2 پایین تر از حد متوسط بوده و ارتباطات علمی اعضای هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی در گوگل اسکالر بیشتر از سایر رسانه ها بوده است. بیشترین ارتباط اعضای هیات علمی با متخصصان داخل کشور بود و بیشترین علت حضور آن ها در رسانه های اجتماعی، آشنایی آنان با دیگر تخصص ها و استفاده از توان متخصصان رشته های دیگر بوده است. بیشترین گفتگو و مکالمه از طریق ایمیل صورت گرفته است. به طور متوسط اعضای هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی برای معرفی خود در رسانه های اجتماعی صداقت داشته و بیشترین تشکیل گروه متعلق به گروه آموزشی دانشگاه خودشان بوده است.
زرگراههای اطلاعاتی ، وسایل ارتباط جمعی وانواع نظامهای اطلاع رسانی دیگر ، دنیا را به دهکده ای کوچک بدل کرده اند که در واقع گردانندگان آنرا صاحبان شرکتها وموسسات خبری شکل می دهند. در چنین فضایی چگونه می توانبه اخبار اعتماد کردآیا آنها که مسیر هدایت اخبار را در دست گرفته اند به تحریف واقعیتها وحقیقتها اقدام نکرده اند؟ آیا رسانه های بی المللی به عینیت گرایی و واقعیت نگاری - آنچنان که ادعا می کنند- پایبندند؟ والتر لیپمن در تعریف خبر می گوید :خبر انعکاس موقعیتهای اجتماعی نیست بلکه گزارش جنبه های مطرح شده درجامعه است ، خبربه مسایلی می پردازد که فوری ، تازهوالزاما پیچیده و مبهم باشد. درضمن وی معتقد است که خبر وحقیقت الزاما یکی نیستند، وظیفه خبر این است که حادثه ای را مطرح کرده وسر زبانها بیندازد ،حال آنکه وظیفه حقیقت این است که واقعیات پنهان و نامعلوم را روشن کرده ، آنها را به هم ربط داده و تصویری از واقعیت به دست دهد که بشر بر اساس آن عمل کند . با نگاه و مداقه در رویدادها و پدیده هایی مانند جنگ خلیج فارس ، بحرانهای الجزایر ، افغانستان ، بوسنی هرزگوین و رخدادهای سودان ، کوبا،لیبی و ...می توان دریافت که مصلحت گرایی ومنفعت گرایی پیوسته بر حقیقت گرایی چربیده است. بسیاری از اخبار منتشره در جهان در واقع گزینش شده اربابان رسانه های بزرگی هستند که سیر افکار عمومی را در اختیار گرفته اند ، این چنین است که حقایق موجود در ایران اسلامی دور از دسترس جهانیان قرار گرفته وچهره ای دگرگون شده از ایران واسلام به مردم دنیا ارائه می شود. صاحبان حقیقی و واقعی کنونی جهان ، دیگر چهره های بزرگ سیاسی نیستند و آنها جای خود را به (تدترنر) رئیس شبکه سی ان ان ، (روپرت مردوخ )، ارباب نیوزکورپوریشن لیمیتد،( بیل گیتس )، صاحب مایکروسافت ( لاری رانگ) چایناتراست اندانترنشنال اینوستمنت ( رابرت آلن)، صاحب ای تی تی و ( ژرژ سوروس )سرمایه دار معروف داده اند. گروههای صنعتی و سرمایه داری اینک درجنگی مرگبار برای حکمرانی بر منابع رسانه های چند منظوره ای و بزرگراههای اطلاعاتی درگیر شده اند ، ودسترسی به انبوه مخاطبان در مقیاس جهانی ، جنگهای افسانه ای را ایجاد کرده است .اکنون واقعیت قدرت جهانی به طور گسترده ای از اختیار حکومتها و دولتها خارج شده وقدرتهای تازه ای سر بر آورده اند که ساختار حکومتی ودولتی کشورها را بی رحمانه در می نوردند. در این وادی است که آداب و رسوم ، فرهنگها و ارزشهای اعتقادی و باوری جوامع مختلف دستخوش دگرگونی ونابودی می شود.یک هفته نامه بزرگ فرانسوی به تازگی تحقیقی درباره پنجاه مرد پرنفوذ به چاپ رساند که هیچ رئیس جمهور ،نخست وزیر ، وزیر یا نماینده هیچ کشوری در آن وجود نداشت. هفته نامه دیگری نیز تیتر اول خود را به پر نفوذترین مرد دنیا اختصاص داده بود ، فکر می کنید چهکسی بود؟ ویلییام کلینتون؟ هلموت کهل ؟ بوریس یلتسین ؟ خیر هیچکدام از اینها نبودند. این بار دیگر پر نفوذترین مرد دنیا بیل گیتس رئیس مایکروسافت معرفی شده بود. آیا باز هم نباید به حقیقت اخباری که هر روز از طریق رسانه ها، بزرگراههای اطلاعاتی و خبرگزاریها ارسال می شود شک کرد؟