تردیدی نیست که حمایت از کپی رایت به خصوص در فضای رو به رشد مجازی نه تنها موجب حفظ حقوق مؤلف خواهد شد، بلکه تأثیر چشمگیری در جذب سرمایه گذاری خارجی، نوآوری و به اشتراک گذاری آثار به عنوان عواملی مؤثر در رشد و توسعه کشور خواهد داشت. با ورود آثار فضای فیزیکی به فضای مجازی، حقوق مادی و معنوی تعریف شده برای مؤلف در فضای فیزیکی به فضای مجازی تعمیم یافته است؛ با وجود این، ماهیت خاص فضای مجازی و ظهور آثار جدید در این فضا باعث گردیده که گستره حقوق مؤلف دستخوش تغییراتی شود. برای مثال در اتحادیه اروپا حق تکثیر، شمول گسترده تری یافته و تکثیر موقت را نیز در بر می گیرد و یا قانون آمریکا حق اجرای عمومی را محدود به آثار صوتی ضبط شده می نماید. حقوق معنوی مؤلف نیز در برخی نظام های حقوقی مانند ایران به صورت عام و در برخی دیگر مانند آمریکا فارغ از فضای فیزیکی یا مجازی به صورت خاص و صرفاً برای پدیدآورندگان آثار هنرهای تجسمی شناسایی شده است. استثنائات فضای مجازی نیز مشابه فضای فیزیکی است، اما حق تکثیر موقت یا ذخیره سازی به عنوان بخش جدایی ناپذیر از فرایند استفاده از اثر در فضای مجازی، به حوزه استثنائات حق مؤلف اضافه شده است. در پژوهش حاضر موضوع حقوق مادی و معنوی مؤلف در فضای مجازی و تمایز آن با فضای فیزیکی در سه حوزه قضایی ایران، آمریکا و اتحادیه اروپا مورد بررسی قرار می گیرد.
به منظور دستیابی به نظرمردم تهران درباره برنامه «صبح جمعه باشما» با 673 نفر از افراد 15 سال به بالای ساکن شهرتهران مصاحبه شد.
هدفهای این بررسی عبارت بود از:
دستییابی به میزان شنونده و نحوه و مدت زمان گوش کردن و انگیزه شنوندگان برای توجه به برنامه «صبح جمعه باشما» و هم چنین دستیابی به نظر شنوندگان درباره جنبههای مختلف و نقاط ضعف و قوت برنامه.
"فصلنامه پژوهش و سنجش، نشریهای علمی ـ رسانهای با گرایش رادیو و تلویزیون است. این نشریه از سال 1372 با صاحب امتیازی سازمان صداوسیما آغاز به کار کرد و در طول سالهای پرفراز و نشیب فعالیت، مشی علمی و رسانهای مطالب خود را همواره با دقت مورد توجه قرار داد. چنان که به نظر میرسد راز ماندگاری و اثربخشی آن که کم و بیش اقبال و تأئید شخصیتها و مجامع علمی ـ رسانهای را نیز به همراه داشته ناشی از همین ویژگی مهم یعنی خارج نشدن از مشی علمی و رسانهای بوده است.
با اینکه نشریه از ابتدا به سازمان صداوسیما تعلق داشته است، محل تولد و نشو و نمای آن مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامهای این سازمان بود و ادامه کار آن نیز تا سالها در همین مرکز تحقق یافت اما از آنجا که تغییرات گسترده مدیریت این مرکز در سالهای گذشته امکان برنامهریزی و استقرار مشی ثابت را از میان برده بود از سال 1376 مدیر مسئولی نشریه از عهده مدیریت مرکز خارج شد و به نگارنده که از همان سالها به عنوان پژوهشگر در زمره همکاران ثابت سازمان درآمده بود سپرده شد.
وجه مثبت این اقدام، امکان برنامهریزی دراز مدت و زمینهسازی برای تداوم رشد و حرکت رو به پیش نشریه و جلوگیری از تغییرات مختلف و گاه سلیقهای شدن آن بوده است اما یک مسئله همچنان وجود داشت و آن نیاز به تأئید و حمایت نهایی مدیریت در حال تغییر مرکز تحقیقات بود که سابقه کار نشریه نشان میدهد همین امر در مقاطعی باعث کندی یا توقف بدون دلیل نشریه و ادغام دو شماره در یک جلد شده است. در سال 1379 که بنابر یک ضرورت سازمانی، مدیر مسئول از مرکز تحقیقات به «اداره کل همکاری با مراکز علمی و همانگی پژوهشها» در حوزة ستادی معاونت تحقیقات و برنامهریزی سازمان منتقل شد، با حمایت و تأئید رئیس محترم سازمان و معاون محترم تحقیقات و برنامهریزی، نشریه از مرکز تحقیقات به این ادارة کل انتقال یافت و طی سالهای 1383 - 1379 ، 15 شماره از فصلنامه در آنجا منتشر شد. نگارنده و بسیاری از همکاران و کسانی که با نشریه ارتباط دارند معتقدند این اقدام در حفظ و تداوم رشد نشریه نقش موثر و غیر قابل انکاری داشته است. سرانجام در شهریور 1383 باز هم بنا به اقتضای سازمانی، مدیر مسئول به مرکز تحقیقات بازگشت و ادارة کل یاد شده در مرکز تحقیقات ادغام شد. به این ترتیب نشریه باز به مرکز تحقیقات انتقال یافت و این شماره از نشریه نخستین شمارهای است که مجدداً در مرکز تحقیقات منتشر میشود.
شماره حاضر به موضوع «رسانه و زن» اختصاص یافته است. این مقوله مدتها بود که در دستور کار نشریه قرار داشت. علاوه بر آنکه حوزة نظری بحث بهویژه با رویکرد بومی و فرهنگ کشور ما نیازمند امعاننظر اندیشمندان و صاحبنظران است، نیازهای علمی حوزة تولید و ساخت برنامهها در سازمان صداوسیما نیز ضرورت پرداختن به این مسئله را ایجاب میکند. برای نشریة «پژوهش و سنجش» که رفتن از سطح به عمق در مباحث، جزء ضرورتهای آن است، کنکاش و واکاوی مسائلی مانند «رسانه و زن» با یک شماره خاتمه نمییابد و لزوم پرداختن به آن از زوایای دیگر همچنان احساس میشود. با این همه آنچه در این مجموعه آمده است محصول تلاش دستاندرکاران نشریه و ارائة مطالب مقدور است، نه آنچه ضرورت دارد در این زمینه تهیه شده و انتشار یابد. امید است این مقالات که درباره محورهای مهمی در باب مطالعات راهبردی و کاربردی زن و رسانه تهیه و تدوین یافته است مورد قبول و استفاده همه خوانندگان و علاقهمندان واقع شود. محورهای مهمی که در این مقالات مورد توجه قرار گرفته است عبارتند از: تاریخچة رسانههای زنان، بازنمایی تصویر زنان در رسانهها و تصویر مطلوب زن در رسانه از منظر ارزشهای دینی، بازتاب مسایل و موضوعات مربوط به زنان در رسانهها، خشونت علیه زنان، تقابل نگاه بومی و رویکرد جهانی در طرح موضوع زن و رسانه و سهم و جایگاه زنان در حوزة مشاغل رسانهای.
حال که انطباق مسئولیت انتشار فصلنامه و اداره این مرکز امکان آیندهنگری و برنامهریزی دقیقتر را فراهم آورده است انتظار میرود با بهرهبرداری از ظرفیتهای موجود مرکز تحقیقات سازمان صداوسیما و برخورداری از همکاری شورای علمی صاحبنظر و دلسوز همواره شاهد رشد و بالندگی و توسعه کمی و کیفی نشریه برای پاسخگویی به نیازهای گسترده این حوزه باشیم.
"
ایالات متحده آمریکا برای حفظ هژمونی خود در منطقه ی خاورمیانه و جنوب غربی آسیا، جمهوری اسلامی ایران را بزرگ ترین مانع بر سر راه خود تشخیص می داد. آمریکا با مدیریت سازمان جاسوسی و اطلاعاتی خود موسوم به CIA و به وسیله ی مخالفان ارتشی و طاغوتی در داخل ایران قصد داشت با کودتای نظامی نقاب، جمهوری اسلامی را سرنگون کند. این تحقیق با پاسخ به این پرسش که راهبرد و عملکرد سازمان سیا در کودتای نقاب چه بوده است؟ یافته هایی را به دست می آورد که حکایت می کند شکل گیری این کودتا، نشأت گرفته از حضور فعال سازمان سیا بوده و این سازمان با توّجه به تجربه ی کودتاهای گذشته در نقاط مختلف جهان، این طرح نظامی را علیه ایران مدیریت کرد و ابزارهای مختلفی را در جهت براندازی جمهوری اسلامی که دارای ایدئولوژی اسلامی و تمدن ساز است به کار گرفته و هنوز هم به کار می-گیرد.
هدف پژوهش، ارزیابی مجله رشد دانش آموز از نگاه کارشناسان، معلمان و دانش آموزان بود . این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی و جامعه آماری آن، شامل سه گروه کارشناسان آموزشی و مجلات رشد ، معلمان و دانش آموزان پایه ششم ابتدایی بود . از جامعه مورد نظر، 25 کارشناس، 38 معلم و 880 دانش آموز پایه ششم، با استفاد ه از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصاد فی چند مرحله ای از 6 استان اصفهان، آذربایجان شرقی، خراسان رضوی، خوزستان، مازن دران و تهران انتخاب شد ند . برای گرداوری داد ه ها، سه فرم مصاحبه نیمه ساختاریافته برای دانش آموزان، معلمان و کارشناسان طراحی شد . پایایی ابزار سنجش، با انجام پیش آزمون و محاسبه ضریب توافق کاپای کوهن 7/0 به د ست آمد . برای تحلیل اطلاعات به د ست آمد ه از آزمون t تک متغیری و آزمون Z استفاد ه شد . نتایج نشان داد 70 درصد دانش آموزان مورد بررسی معتقد بود ند که مطالب مجله<br /> رشد دانش آموز، بر میزان اطلاعات و یاد گیریشان تأثیر داشته است. از میان کارشناسان آموزشی 21/84 درصد بیان کرد ند که محتوای مجله به نحوی انگیزه یاد گیری و مطالعه را در دانش آموزان تقویت می کند . د وسوم کارشناسان مجله رشد دانش آموز را از جهت تناسب با نیازهای دانش آموزان پایه ششم و تأمین نیازهای علمی، مهارت های زند گی و ایجادانگیزه یاد گیری مناسب می دانند . دانش آموزان، معلمان و کارشناسان محتوای مجله را متناسب با نیازهای دانش آموزان و در جهت تأمین نیازهای آنها می دانند
با توجه به تحولات عظیمی که در عرصه تکنولوژی به وقوع پیوسته و انقلاب های مختلفی که در زمینه فن آوری اطلاعات و ارتباطات در طی چند سال اخیر شاهد آن بوده ایم و با توجه به کارکرد مثبت این فن آوری اما گاه دیده می شود که بعضی از افراد سودجو و فرصت طلب با فراگرفتن داشتن و مهارت لازم در پی سوء استفاده از کاربران و هم چنین ایجاد و بروز یک سری مشکلات هستند فضای سایبر، فرصت های تازه و بسیار پیشرفته ای را برای قانون شکنی در اختیار انسان می گذارد، هم چنین توان بالقوه ارتکاب گونه های مرسوم و کلاسیک جرایم را به شیوه های غیرمرسوم و بسیار جدید سوق می دهد تا مجرمان سایبری بتوانند در این کهکشان صفر و یک، هرآنچه می خواهند و در اندیشه دارند، به منصه ظهور برسانند و این سبب می شود که در جهت حمایت از کاربران و بازیگران این فضا یک قانون مدون تدوین گردد. پژوهش حاضر به بررسی جرم شناختی جرایم رایانه ای در بستر نطریات جرم شناسی، پرداخته است . این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی به این برآمد و نتایج رسیده است که قانون جرایم رایانه ای با تاسی از نظریات فشار و تقلید دست به جرم انگاری زده است .
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه میان فناوری های نوین ارتباطی (اینترنت) و سبک زندگی کارکنان سازمان فضایی ایران است. این پژوهش با یک فرضیه اصلی و چهار فرضیة فرعی و نیز یک سؤال اصلی و چهار سؤال فرعی، از دو بُعد، به بررسی رابطه بین میزان و نوع استفاده افراد از اینترنت و سبک زندگی آنها و اوقات فراغت می پردازد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی و جامعه آماری آن را 400 نفر از کارکنان سازمان فضایی ایران تشکیل می دهد که به یاری فرمول کوکران حجم نمونه 196 نفر تعیین شده است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه ای شامل بر 22 سؤال بسته است. در این پژوهش به منظور بیان توصیفی داده ها و تجزیه و تحلیل پرسشنامه از نرم افزار SPSS و روش آمار توصیفی شامل فراوانی ، درصد فراوانی نسبی و فراوانی تجمعی استفاده شده است. در آمار استنباطی این پژوهش، برای تعیین بررسی رابطه میان اینترنت و سبک زندگی از آزمون آماری T برای آزمون رگرسیون از آزمون آماری R برای آزمون رابطه آماری از پیرسون استفاده شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که از 5 فرضیه این تحقیق سه فرضیه تأیید و دو فرضیه رد شده است که براساس آن، ارتباط معناداری بین میزان استفاده از اینترنت وسبک زندگی مدرن وجود دارد. به این معنی که به همان نسبت که افراد از اینترنت استفاده بیشتری بکنند، از اوقات فراغت و سلیقه مدرن تری برخوردار خواهند بود. در بین محتواهای مورد استفاده، عضویت در شبکه های اجتماعی، چت و گفت وگو، دانلود آهنگ ها و فیلم ها بر سلایق افراد در میل به نوع مدرن آن و مورد ”جست وجوی مطالب علمی“ بر اوقات فراغت افراد در میل به نوع مدرن آن ارتباط معناداری را از خود نشان دادند
نیازهای منابع انسانی، در دهه آینده، برای شرکتهای رسانهای پابهپای سایر حرفهها پیش خواهند رفت. جمعیتشناسی درحال تغییر کارکنان، ازجمله ظهور زنان و رنگین پوستان در مدیریت، نه تنها در چهره کار تاثیر میگذارد، بلکه مفاهیم کار را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.
گرچه رقابت و سودهمچنان استفاده از شیوههای تصمیم محوری را ایجاب میکند، انتخابهای مدیران تحت تاثیر تاریخ و تجارب کاری آنها قرار خواهد گرفت.
شیوههای رهبری را کسانی شکل خواهند داد که مسئولیت پذیرند. شیوههای مرجعمدار، کنترل کننده و ازبالا به پایین احتمالا به کلی نابود نخواهند شد، اما به موازی آن شیوههای نوینی شکل خواهند گرفت. درآینده افراد روشناندیشی که آماده رویارویی با بحران باشند و بتوانند محیطهای کاری مطلوب را برای ارضای نیازهای حرفههای متعهد و تحصیل کرده فراهم آورند مورد نیاز خواهد بود. رهبرانی که بتوانند تواناترین و باهوشترین ها را به عرصه بکشانند، به هنگام کمبود نیروی کار بسیار باارزشاند. همچنان که مدیرانی که این کارکنان جدید را به شرکت کنندگانی عالی بدل میکنند، مورد نیازند.
و سرانجام، محتوای فرهنگی برای رهبری مهمتر و مهمتر میشود. نمادها، زبان و فضای کار منعکس کننده تحولات جمعیت شناختی، رقابتی، وفناوری خواهند بود. رهبران آینده نیاز دارند که مفاهیم جدید را درک کنند آنها را از نو تعریف و در محیط کار تدوین کنند.
از آن جایی که در عصر حاضر فیلم های سینمایی نقشی بسیار فراتر از سرگرمی ایفا کرده و جایگاه مهمی در فرهنگ سازی، هدایت افکار عمومی و دیپلماسی عمومی دارند، دولت ها با توجه به ساختار حقوقی و هنجارهای موجود در جامعه خود انواع مختلفی از نظارت را بر این گونه تولیدات اعمال می کنند. این موضوع در نظام حقوقی ایران، از آن جهت بیشتر حائز اهمیت است که برای تولید یک اثر سینمایی، در تمامی مراحل از نگارش فیلمنامه که مرحله اول است تا ورود به شبکه نمایش خانگی که مرحله آخر است، دولت نقشی بسیار پررنگ ایفا می کند. نقشی که با عنوان نظارت شناخته می شود و نظارتی مختلط از نوع نظارت پیشینی و پسینی است که در تمامی مراحل تولید و عرضه یک فیلم اعمال می شود. هدف دولت از اعمال چنین نظارتی حفظ هنجارهای اجتماعی، امنیت ملی و ارتقاء سطح فرهنگ عمومی است. لیکن فعالین این حوزه در موارد زیادی چنین نظارتی را برخلاف آزادی بیان، آزادی هنر و هنرمند و مخالف منافع اقتصادی صنعت سینما می دانند. به عقیده اینان قوانین و مقررات موجود در امر نظارت دارای ایرادات فراوانی بوده و مشکلات زیادی را به وجود می آورد. این نوشتار به دنبال تعیین و تجزیه و تحلیل نظارت دولت بر تولیدات سینمایی از جنبه منافع اقتصادی دست اندرکاران این حوزه است و به این نتیجه دست می یابد که مقررات فعلی ناکارآمد و در موارد متعددی با سلیقه شخصی مجریان آمیخته است، به نحوی که امنیت سرمایه گذاری را مختل می کند.
این پژوهش، با هدف بررسی راهکارهای نقش آفرینی شبکه استانی سبلان در توسعه اقتصادی استان اردبیل صورت گرفت. این پژوهش به روش کیفی با ابزار مصاحبه عمیق به جمع آوری داده ها پرداخته است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه کارشناسان اقتصادی، توسعه ای، رسانه ای در استان اردبیل بودند که با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و بعد از 18 مصاحبه محقق به اشباع داده رسید و با کدگذاری داده های به دست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. راهکارهای نقش آفرینی رسانه مورد نظر در توسعه استان اردبیل در مقولات به دست آمده مورد بررسی و تحلیل واقع گردید. مقولات مربوط به راهکارها و اقدامات عملی شبکه سبلان از منظر پاسخگویان عبارت بودند از؛ بازشناسی و بازتعریف دوباره از رسانه و کارکردهای آن، جذب و تقویت بدنه کارشناسی برنامه سازی، استفاده از تجارب موفق سایر شبکه ها، نگاه علمی استراتژیک به برنامه سازی، طرح عمیق مشکلات استان در برنامه سازی ها، اطلاع رسانی و خبررسانی اقتصاد محور، جلوگیری از نفوذ نهادها و صاحبان نفوذ، گفتمان سازی نقد عملکرد مدیران، استقلال مالی از بدنه حاکمیت، راه اندازی اتاق فکر اقتصادی در رسانه، طرح دغدغه های متولیان توسعه، برنامه سازی توسعه محور، مخاطب سنجی درست، شناخت پتانسیل ها و ظرفیت های اقتصادی استان اردبیل، استفاده از قالب های متنوع برنامه سازی، گفتمان سازی توسعه.