میان دو پارادایم از مخاطبان تلویزیونی تمایزی آشکار وجود دارد .در پارادایم نخست به بینندگان به مثابه عموم یا گروهی از شهروندان نگریسته یم شود حال آن که درپارادایم دوم مخاطب به مثابه بازار یا گروهی از مصرف کنندگان در نظر گرفته می شود . به عقیده ین انگ ، هر کدام از این دو ترکیب جایگزین شونده ، با یکی از دو تشکیلات عمده و نهادین تلویزیونی یعنی پخش تجاری و پخش عمومی ارتباطی تنگاتنگ پیدا می کند نگارنده در این فصل به بررسی این نکته می پردازد که دو مفهوم فوق الذکر از مخاطب افزون بر آن چه انگ گفته است پارادایم های بنیادین خط مشی برنامه سازی و بالطبع اساس گفتمان مشروعیت بخشی به سیاستگذاری برنامه ای را تشکیل می دهند .در انی مقاله چگونگی روند تغییرات به وجود آمده در گفتمان سیاست گذاری برنامه ای همپای تحولات اخیر در دنیای تلویزیون چند شبکه ای مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. در اروپای غربی مقررات و ضوابط پخش به طور سنتی بر ارزش های کلی همچون جهان شمولی تنوع عقاید ودامنه وسیعی از برنامههای قابل ارائه تاکید دارد. همین ارزش های اساسی هستند که در جهت مشروعیت بخشی به جایگاه ممتاز موسسات و نهادهای ملی پخش عمومی به خدمت گرفته می شوند.
این مقاله به بررسی تحقیقات ونظریات موجود درباره نقش رسانه ها به مثابه علت جرم می پردازد .آیا رسانه ها از علل تشدید جرایم در جامعه اند ؟ 43 درصد مردم آمریکا احساس می کنند که پوشش خبری حرایم تلویزیون بیش از سایر رسانه هامورد توجه اذهان عمومی قرار دارد چرا که از سه پیش شرط نمایش مستمر و زیاد خشونت ، منحصر به فرد بودن در نمایش خشونت و زیاد بودن مخاطبان برنامه های خشونت آمیز برخوردار است. مولف در ادامه ابتدا شواهد و دیدگاه هایی را در مورد تاثیر رسانه ها بر پرخاشگری ارائه داده و یافته های تحقیقات پیشین را متذکر می شود و سپس عوامل موثر بر تاثیر گذاری تصاویر خشن رسانه ها بر پرخاشگر اجتماعی را به اختصار بیان می دارد . در بخش دیگری از مقاله شواهد مربوط به تاثیرات رسانه ها بر جرم جرم تقلیدی ماهیت و واقعیت آن و ارتباط جرم تقلیدی با تروریسم مورد بحث قرار می گیرد. مولف در پایان چنین نتیجه گیری می کند که : رسانه ها بر میزان جرایم تاثیر می گذارند اما اکثر کسانی که در معرض رسانه های زیان آور قرار دارند تحت تاثیرات منفی این رسانه هاقرار نمی گیرند . نکته مهم این است که تاثیرات رسانه ها به تعامل و وساطت برخی عوامل بدیگر نیز بستگی دارد. کودکان مستعد خشونت و افرادی که اختلالات روانی دارند بیش تر در معرض خطر تقلید از خشونت رسانه هاهستند . رسانه ها عوامل اجتماعی نیرومند و در عین حال پیچیده ای هستند که تاثیرات آنها الزاما منفی نیست .
امروزه رسانههای گروهی نقش اساسی و مهمی را در شکل دادن به حیات ملتها ایفا میکنند و ازجمله عوامل موثر در توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع و مخصوصا کشورهای درحال توسعه بهشمار میآیند.
اما به رغم کارکردهای مثبت رسانهها، متاسفانه امروزه کشورهای سلطهجو با نفوذ در عرصههای گوناگون نظام ارتباطی و رسانهای، تمایلات و خواستههای نامشروع خود را به مخاطبان جهان سوم تحمیل میکنند.
از یک سو شبکههای وسیع خبررسانی که عمدتا در اختیار مجموعههای سیاسی و اقتصادی غرب قرار دارند با ارسال اخبار و اطلاعات تحریف شده و مغرضانه، افکار عمومی جهان سوم را گمراه میکننند و ازسوی دیگر، با برنامههای تلویزیونی و سینمایی جذاب، به القاء اطلاعات و باورهای نادرست درباره مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به مخاطبان جهان سوم میپردازند.
در مقاله حاضر تلاش شده است جنبههای مختلف این جریان و علل آن بررسی شود.
خبر محصول با ارزش و جوشان رسانه وعامل معنابخشی به پدیدهها و رخدادها است. این فعالیت رسانهای از چنان اهمیتی برخوردار است که آن را طبیعیترین کارکرد رسانه دانستهاند و بخش عمدهای از توان فکری، منابع مالی و امکانات هررسانهای اعم از دیداری، شنیداری و مکتوب به آن اختصاص مییابد. پیشرفت علم و فناوری و رشد سریع ارتباطات و تعاملات بشری نیز نه تنها از اهمیت آن نکاسته است بلکه نیاز به سرعت، جذابیت و جامعیت در خبر، هرروز بیشتر از بیش احساس میشود.
نخستین جشنواره خبر صداوسیما، در آبان ماه امسال برگزار شد تا به بررسی و ارزیابی فالیت خبررسانی در رسانه بپردازد و با بهرهگیری از نظریات مختصصان به سؤالهای مطرح در این زمینه پاسخ دهد. جشنواره خبر که به همت معاونت سیاسی سازمان صداوسیما با اشعار ارتباط بین صاحبنظران کشور با بخش تولید خبر سازمان قدمهای موثری در این راه برداشته شود.
از میان سی مقاله رسیده به بخش علمی، پنج مقاله در جشنواره ارائه شد که در این ویژهنامه به چاپ رسیده است. برای همین، از اهتمام و حسن توجه همکاران محترم برگزاری جشنواره خبر در معاونت سیاسی صداوسیما تقدیر و تشکر میشود.
پژوهش و سنجش در این ویژهنامه به دنبال بررسی ابعاد مختلف خبر است. پژوهشگران، کارشناسان و استادان ارتباطات، هریک از دیدگاهی موضوع را بررسی کردهاند. این بررسیها، در مجموع پیوستاری میسازد که خبر را از شکل گزارش عینی از رویدادها و فراوردهای وفادار به عینیت تا کالایی صنعتی و نیز محصولی صنعتی از نظام رسانهها و دولتها تا بازتاب تخیل و دنیای ذهنی ارتباط گران اقتصادی و سیاسی مورد توجه قرار میدهد. دراین بررسیها، خبر روی طیفی از واقعیت عینی تا اثری جادویی و نیز طرح و نقشهای دستور گزارانه از برنامههای در دست اجرای حال و آینده دولتها که ریشه در منافع و مصالح قدرتهای ملی و جهانی دارد، درنوسان است؛ خبر، ممکن است از خدمت محض به قدرتهای مسلط جهانی و حفظ و تثبیت و تداوم سلطه آنان تا تمایل به خدمت محض به منافع عمومی؛ و نیز ترکیبهای متنوعی از این وجه تغییر کند.
دراین ویژهنامه، علاوه بر مسائل راهبردی و چشماندازهای ساختاری و نیز موارد محتوایی و موضوعی و اهداف خبری، به ارزشها، کارکردها، نقشها، روشها و همچنین نارساییهایی مربوط به فرم، تکنیک و فناوریهای خبری نیز پرداخته شده است، ضمن آنکه تلاش شده در این زمینهها پیشنهادها و توصیههایی نیز ارائه شود.
انتشار ویژهنامه خبرگامی است در جهت شناخت بیشتر این فراورده رسانهای، اما به نوبه خود پرسشهای جدیدی را نیز مطرح میسازد که باید در اندیشه پاسخ آنها بود که طرح این پرسشها ضرورت هماندیشی بیشتر و طرح بحثهای دقیقتری را ایجاب میکند و این همه حاکی از اهمیت و جایگاه خبر و نقش و مسئولیت سنگینی است که رسانهها بویژه رسانه فراگیر و ملی صداوسیما دراین زمینه به عهده دارند.
نظارت بر رسانه، علاوه بر طراحی فرایندها، شاخصها و معیارهای مناسب، نیازمند پیشبینی و ایجاد ساختارهای کارامد سازمانی نیز هست. این ضرورت موجب شده است که در اکثر کشورهای جهان، نهادهایی جهت اعمال نظارت و ارزیابی عملکرد شبکهها و گروههای برنامهساز تأسیس شود. شناخت این نهادها میتواند برای علاقمندان به مباحث مدیریت رسانه سودمند و برای دستاندرکاران نظارت کیفی بر تولیدات رسانه راهگشا باشد. این مقاله، مرحله اول از طرح تحقیقاتی است که در معاونت سیاسی سازمان صدا و سیما با هدف شناخت ارگانهای ناظر بر عملکرد رادیو و تلویزیونهای جهان در حال اجراست. در این مقاله، ساختار، وظایف و فرایند تصمیمگیری در شورای عالی رادیو ـ تلویزیون فرانسه به طور مختصر و مفید معرفی شده است.
دراین مقاله نویسنده پس از اشاره به تعاریف و مفاهیم واژه و بررسی آنها، به وجه اشتراک همه آنها یعنی انواع همگرایی در حوزههای جغرافیایی، اقتصادی،ارتباطی - فرهنگی، سیاسی- اجتماعی و نهایتا همگرایی اساسی یا حکومت جهانی میپردازد.
از دیدگاه همگرایی جغرافیایی فرایند جهانی شدن‚ دنیا را کوچکتر و مردم دنیا را به هم نزدیکتر میکند و تحت تاثیر رویدادهای مختلف جهانی قرار میدهد. طرفداران این دیدگاه، جهانیشدن را حرکتی طبیعی، اجتنابناپذیر و بدون دخالت قدرتی جهانی میدانند، اما نویسنده این تعریف را جامع قلمداد نمیکند و بعید میداند که ساکنان مناطق گوناگون کره زمین در بهرهمندی از مواهب طبیعی اختلافی نداشته باشد.
از دیدگاه همگرایی اقتصادی، نویسنده نقش قدرتهای اقتصادی را درجانی شدن تعیین کننده و ادعای ازبین رفتن فقر از کشورهای جهان سوم را ناممکن میداند.
بحث بعدی همگرایی ارتباطی و فرهنگی مبتنی بر توسعه ابزارهای ارتباطی و فناوری ارتباطات است. نویسنده به بررسی اصطلاح دهکده جهانی و یکسانسازی فرهنگها توجه میکند و در ارزیابی این دیدگاه در عین تاکید بروجود نقص در مفهوم و تعریف، اشعار میدارد که جهانیشدن، نابرابری در استفاده از ابزارهای ارتباطی را از بین نبرده بلکه بر شکاف قدرت ارتباطی مردم دنیا افزوده و زمینهساز سلطه صهیونیزم بینالملل و امپریالیسم امریکا بررسانههای خبری شده است.
آنتونی گیدنز، مدیر دانشکده اقتصاد لندن، است و پیشتر با عنوان پروفسور جامعهشناسی در دانشگاه کمبریج مشغول خدمت بوده است.
وی در مقاله حاضر، تلاش میکند تا جهانی شدن را به مثابه نیرویی غیرقابل مقاومت به خواننده معرفی کند و اورا برای رویارویی با این تغییر آماده سازد، تغییری که در بطن شرایط محیطی زندگی بشر درحال رخ دادن است و گریزی از آن نیست. وی این پدیدهرا بیش از هرچیز تحت تاثیر پیشرفت نظام ارتباطات میداند. به زعم او جهانیشدن منحصر به پدیدههای برون فردی از جمله اقتصاد و سیاست نخواهد شد، بلکه پدیدههای «درون فردی» از جمله ارزشهای خانوادگی، حقوق زنان و... نیز از آن متاثر خواهند شد.
دیدگاه مکاتب اصلی روابط بینالملل درخصوص جهانی شدن رسانهها چیست؟ نگارنده این مقاله برای پاسخگویی بهاین سئوال، نوعی از طبقهبندی نظریههای روابط بینالملل را مبنای کار خود قرار داده که به موجب آن، این نظریهها در چهارمکتب واقعگرایی، وابستگی متقابل، وابستگی و جهانگرایی دستهبندی میشوند. وی سپس ضمن ذکر نقاط تمرکز اصلی اندیشمندان هریک از این مکاتب، آراء آنها را در باب جهانیشدن به طور کلی و جهانی شدن رسانهها به طور خاص به بحث و نقد و تحلیل گذاشته است.
مجموعهای از فرایندهای پیچیده در دنیای معاصر پدیدار شدهاند که دولتهای ملی را به نحو فزایندهای به یکدیگر مرتبط و وابسته کردهاند. از این فرایندهای پیچیده با عنوان «جهانی شدن» یاد میشود. در واقع، جهانی شدن ادامه مرحله رشد و گسترش نظام سرمایهداری است و امروزه به ابعاد سیاسی، فرهنگی و اجتماعی توسعه سرمایهداری اطلاق میشود.اجزای اصلی فرایند جهانی شدن عبارتاند از: گسترش ارتباطات جهانی از راه پیشرفتهای فناورانه، افزایش اهمیت نهادهای سیاسی، اقتصادی و تجارتی بینالمللی، پیدایش سازمانهای صنعتی و مالی چند ملیتی و افزایش قدرت بازارهای ارزی. آنچه دراین مقاله مطرح میشود تاثیر «گسترش ارتباطات جمعی»(به منزله یکی از اجزای اصلی فرایند جهانی شدن) در «ارتباطات بینالملل»،یا به تعبیر قدیمیتر «روابط بینالملل» به منزله یکی از حوزههای اصلی علوم سیاسی است. در مقاله حاضر، از دیپلماسی عمومی دولتها به مثابه رکن اصلی ارتباطات بینالملل، باسوی گیری منافع ملی یاد میشود و به استفاده برنامهریزی شده دولتها از وسایل ارتباطی نوین برای دیپلماسی عمومی و تاثیر در افکار عمومی جهانی اشاره میشود.
نگارنده در مقاله حاضر، نخست به تعریف جهانیشدن و علل آن پرداخته است. سپس با معرفی دو وجه غالب جهانیشدن یعنی وجه اقتصادی و فرهنگی، دیدگاه مخالفان این پدیده را با استناد به نظرات طیفهای گوناگون فکری تحلیل و بررسی کرده است. در زمینه فرهنگی مولف معتقد است که هرچند پدیده جهانی شدن و توسعه فناوری ارتباطات سبب شبیهسازی افراد و به ویژه نسل جوان با یکدیگر شده، اما میتوان با برنامهریزی آگاهانه از آن به نفع تحولات مثبت سود برد و به نوعی همزیستی سالم جهانی دست یافت. به اعتقاد وی، ملتها میتوانند با خارج ساختن بازار تولید و عرضه کالاهای فرهنگی از انحصار، منفعل نبودن در فضای سیبرنتیکی ارتباطات و تلاش برای مشارکت، انتخاب، تولید و نشر فعالانه دادهها و معلومات، از تاثیرات زیانبار پدیده جهانیشدن احتراز کنند.