هویت قومی سطحی از هویت جمعی است که می تواند گروهی از افراد را که با یکدیگر اشتراکات جغرافیایی، زبانی، تاریخی، نژادی و مذهبی دارند ، را با هم همبسته و منسجم کند. مقاله حاضر با هدف بررسی تطبیقی هویت قومی در ایران و لبنان در میان دانشجویان دانشگاه های تهران و دانشگاه آمریکایی بیروت انجام شد. متغیر وابسته که به عنوان مسأله اصلی تحقیق در نظر گرفته شده است “ هویت قومی” دانشجویان است که با متغیرهای مستقلی همچون هویت ملی، جهانی شدن، فرهنگ تساهل و تسامح، جنس، سن، ... در ارتباط و مقایسه گذاشته شده است. چارچوب نظری استفاده شده در این تحقیق، تلفیقی از نظریات مید، اسمیت، فینی و گیدنز است. حجم نمونه آماری شامل 800 نفر دانشجویان دانشگاه تهران و بیروت است که نمونه هر کشور400 نفر از میان چهار قومیت عمده ایران (فارس، ترک، کرد و لر) و لبنان (شیعه، سنی، مسیحی مارونی و دروزی) به روش سهمیه ای انتخاب شدند. روش تحقیق حاضر از نوع پیمایشی است و گردآوری داده ها به وسیله پرسشنامه انجام شده است. در این بررسی برای تعیین روایی از اعتبار صوری و برای تعیین پایایی سؤال ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. نتایج آزمون های آماری نشان می دهد بین میزان هویت قومی دانشجویان ایرانی و لبنانی تفاوت وجود دارد: میزان هویت قومی دانشجویان لبنانی از دانشجویان ایرانی بیشتر است. در بین دانشجویان ایرانی میزان هویت قومی دانشجویان کرد از دانشجویان سایر اقوام بالاتر است. همچنین، در بین دانشجویان لبنانی هویت قومی دانشجویان شیعه و دروزی بالاتر از دانشجویان سایر اقوام است. متغیرهای جهانی شدن و فرهنگ تساهل و تسامح دانشجویان ایرانی بر هویت قومی آنها تأثیر معناداری دارد. هرچه جهانی شدن و تساهل و رواداری در بین دانشجویان ایرانی قوی تر باشد، میزان هویت قومی شان قوی تر است. همچنین، هرچه میزان هویت ملی، جهانی شدن و فرهنگ تساهل و تسامح در بین دانشجویان لبنانی بیشتر باشد، میزان هویت قومی شان بیشتر خواهد بود.
مقاله ی حاضر به مطالعه ی اعتماد بین قومی و سنجش عوامل اجتماعی موثر بر آن می پردازد. اعتماد به عنوان یکی از مولفه های کانونی سرمایه ی اجتماعی و از موضوعات اصلی مورد توجه علمای اجتماعی در جهان معاصر است. در ایران نیز با توجه به شرایط زیست چند قومی بحث درباره عوامل و موانع اعتماد بین اقوام و اقلیت ها از یک طرف و اقوام و دولت مرکزی از طرف دیگر همواره از دغدغه های دولتمردان و محققان بوده است. درمقاله حاضر بعد از مرور دیدگاه ها و منابع تجربی موجود یک چارچوب نظری تنظیم گردید و در قالب آن فرضیه های اصلی مطرح شده است. پژوهش به روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه در مورد 400 نفر نمونه از دانشجویان آذری، فارس، کرد و لر دانشگاه خوارزمی (تربیت معلم سابق) تهران انجام شد. یافته ها نشان می دهد میانگین فرهنگ اعتماد بین قومی دانشجویان آذری، فارس و لر نسبت به یکدیگر بالاتر از حد متوسط است اما میانگین فرهنگ اعتماد بین قومی کردها نسبت به اقوام دیگر پایین تر از حد متوسط است و میانگین اعتماد همه اقوام نیز به استثنای آذری ها نسبت به کردها پایین تر از حد متوسط است. نتیجه تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که ضریب همبستگی چندگانه فرهنگ اعتماد بین قومی 55/0 می باشد و در مجموع به ترتیب متغیر های تصورات قالبی، اعتماد درون قومی، قوم مداری، اعتماد عام و اعتماد سیاسی 28 درصد تغییرات فرهنگ اعتماد بین قومی را تبیین می کنند.
یکی از شیوه های پیش گیری از جرم، پیش گیری از تکرار جرم است که به وسیله اجرای برنامه های مختلف در زندان های کشور انجام می گیرد. در این برنامه ها تلاش می شود زندانیان در کنار تحمل حبس به منزله مجازات، تحت آموزش هایی قرار گیرند که گرایش آنان به تکرار جرم را کاهش دهد. از سوی دیگر، از مهم ترین شاخص های اثربخشی سیاست های کیفری، میزان تکرار جرم است. این پژوهش در پی پاسخ گفتن به این سؤال است که آیا برنامه های مرتبط با پیش گیری از تکرار جرم، که در زندان مرکزی سنندج اجرا می شود، اثربخش است؟ برای پاسخ به این سؤال، دو گروه 100 نفری آزمایش و کنترل (جمعاً 200 نفر) از زندانیان به روش تصادفی نظام مند انتخاب شدند. برنامه آموزشی پیش گیری از جرم در طی دو ماه برای افراد گروه آزمایش به اجرا درآمد و نهایتاً پرسش نامه گرایش به تکرار جرم در میان هردو گروه تکمیل شد و نتایج با هم مقایسه شد. بر اساس نتیجه آزمون تفاوت میانگین، گرایش به تکرار جرم در دو گروه آزمایش و کنترل با احتمال خطای کمتر از 1 درصد معنی دار است؛ بنابراین، فرضیه پژوهش تأیید می شود. به عبارت دیگر، اجرای برنامه آموزشی پیش گیرانه در زندان مرکزی سنندج اثر بخش بوده است.
جنگ جهانی دوم در سال 1324 ش / 1945 م به پایان رسید. پیروزی متفقین ظاهرا دنیایی آزاد و دموکرات را به ملل گیتی نوید می داد. مردم ایران که کشورشان از سال 1320 ش توسط نیروهای متفقین اشغال شده بود، امیدوار شدند که به زودی سربازان آنان خاک ایران را ترک خواهند کرد. از سوی دیگر فضای باز سیاسی حاصل از سقوط سلطنت دیکتاتوری رضا شاه و اجرای قانون اساسی مشروطه، مملکتی آزاد و مردمی را به ایرانیان بشارت می داد. از این رو جنب و جوش و هیجان های اجتماعی در جامعه ایران به خصوص شهرهای بزرگ ایجاد گردید. زنان نیز با توجه به جریانات روز و افزایش آگاهی و معلومات اجتماعی، به اهمیت نقش خود در جوامع واقف گردیده و برای احقاق حقوق اجتماعی پایمال شده خود به فعالیت پرداختند و با عضویت در احزاب و تشکیل کانون ها و انجمن ها و انتشار روزنامه و مجله و جلسات سخنرانی به طرح و بررسی مسایل زنان ایران همت گماشتند. این مقاله بر آن است تا با استناد به اسناد آن دوران شمه ای از فعالیت زنان را در سال های 1324-1325 ش / 1945- 1946 م که مصادف پایان جنگ دوم جهانی و بحران آذربایجان است، مورد بررسی قرار دهد.