فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۳٬۳۴۶ مورد.
اصطلاحات و واژه های کشاورزی و باغداری در گویش قمشه (شهرضا)
حوزههای تخصصی:
تأثیر تغییر تقسیمات کشوری یک منطقه بر بافت جمعیتی آن (استان اصفهان در10 سال اخیر)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف تغییر رسیدن به پیشرفت درزندگی است. تغییرتقسیمات کشوری نیز برای برطرف نمودن نیاز های مردم از طرف سیاستگذاران، باجوانب گوناگون صورت می پذیرد. پژوهش حاضربامطالعه تحول تقسیمات کشوری مناطق استان اصفهان در10سال اخیروبررسی اثرات این تحولات برترکیب جمعیتی آنها انجام گرفته است. متغیر وابسته (تغییر تقسیمات کشوری یک منطقه) از نظر مفهومی بررسی و باتأکیدبرنظریات جامعه شناسی، چارچوب نظری وفرضیه ها تدوین گردید. متغیرهای ترکیب جنسی، وضعیت اشتغال، مسکن وتحصیل (اجزای بافت جمعیت) وتأثیرپذیرازتغییر موقعیت کشوری منطقه مطرح شد. اینها، عوامل مهم طرح ریزی برنامه های اقتصادی بوده و بخصوص برای کشورهای درحال توسعه که جمعیت وتوزیع آن تحول سریعی دارند، اهمیت دارد. بااستفاده از روش اسنادی وبا اطلاعات موجود دراستانداری، مقایسه قبل وبعدازتغییرات صورت گرفت. آزمون روابط متغیرهاباتبدیل داده های خام به درصد، تحلیل شدو باتفسیر علوم مختلف عمده ترین یافته هابه صورت زیر به دست آمد: 1-بین تغییرموقعیت هشت منطقه (تودشک، کمشچه، برزک، سفیدشهر، مشکات، جوزدان، بافرانونصرآباد) وترکیب جنسی مردم آن رابطه وجود دارد. 2-بین تغییرموقعیت و وضعیت اشتغال مردم هفت منطقه (تودشک، گلشهر، نصرآباد، زیباشهر، چادگان، برزک، دهاقان) رابطه وجوددارد. به طورخلاصه، راهکارهای توسعه درتغییر مناطق که اغلب با تبدیل روستا به شهر نمایان است کاملاً و به صورت یکسان در همه مکان ها عملی نمی شود.
هویت ایرانی در تاریخ نگاری بیهقی و جوینی
حوزههای تخصصی:
باز تولید عناصری برای یک نظریه نظام آموزشی
حوزههای تخصصی:
باز تولید در اصل تفسیری جامعه شناختی بر کتاب وارثان است که در سال 1964 در فرانسه منتشر شد. وارثان، خود پژوهشی بود از همین مولفین درباره آگاهی و رفتار دانشجویان رشته های ادبیات و علوم انسانی بر پایه طبقه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن ها ...
نامکان ها
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۷ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
عوامل موثر بر پیوستگی و گسستگی قوم گرایی سیاسی دکتر محمدرضا شادرو* حسین محمدزاده**(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چند دهه اخیر قوم گرایی عامل بی ثباتی، درگیری و بحران در مناطق گوناگون جهان بوده است. در تاریخ معاصر ایران نیز هر از گاهی شاهد بروز و ظهور قوم گرایی و مشکلات ناشی از آن در میان اقوام ایرانی و از جمله کردها بوده ایم. هدف از پژوهشی که برای نوشتن این مقاله به انجام رسیده تعیین عوامل مرتبط با قوم گرایی سیاسی در میان کرد های ایران بوده است. چارچوب نظری تحقیق تلفیقی بوده که مجموعه متغیرهای تفکیک،تبعیض و تفهیم مرتبط با قوم گرایی را در بر می گیرد. روش پژوهش از نوع پیمایش و ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامه بوده است. جمعیت آماری پژوهش کلیه مردان 18 تا 65 سال ساکن استان های کردستان، آذربایجان غربی، کرمانشاه و ایلام را شامل می شود که نمونه ای با حجم 800 نفر به شیوه احتمالی از آن انتخاب شده است. نتایج ناشی از آزمون پژوهش نشان داد که میان عواملی چون نوع گویش های زبان کردی (اورامی، کلهری، سورانی و کرمانجی)، نوع مذهب (سنی،شیعه،یارسان) رسانه مصرفی (تلویزیون) و احساس تبعیض (سیاسی، فرهنگی و اجتماعی اقتصادی) با قوم گرایی سیاسی مردم مناطق یاد شده رابطه معناداری وجود دارد. اما محل پرورش فرد (شهر، روستا) با میزان قوم گرایی سیاسی او رابطه معناداری ندارد. اجرای عدالت و رفع نابرابری های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی - اجتماعی، بازبینی فرایند گردش نخبگان قومی و مشارکت دادن بیشتر آنان در مدیریت کشور، می تواند آسیب های ناشی از قوم گرایی سیاسی را کاهش دهد.
اندیشه حقوق بشر و میراث ما
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۲ شماره ۷۷
بررسی دیوارنوشته های شهر تهران از دیدگاه جامعه شناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیوارنویسی پدیده ای اجتماعی با پیشینه ای بس طولانی است. اما دیوارنوشته ها در دوران تمدن مدرن، در نقش یک رسانه مطرح بوده اند. در این مقاله کوشیدیم که دیوارنوشته ها را از دیدگاه زبان شناختی بررسی کنیم. در این پژوهش ویژگی های کامل 2929 دیوارنوشته از محله های گوناگون شمال، جنوب، شرق، غرب، و مرکز تهران ثبت و سپس استخراج و بررسی شده اند. پس از بررسی دیوارنوشته ها مشخص شد: نوشته های زبانی 76/92 درصد و نوشته های تصویری 23/7 درصد کل دیوارنوشته های شهر تهران را دربرمی گیرد. از کل دیوارنوشته های زبانی شهر تهران،72/9 درصد برآمده از گفتمان رسمی و 27/90 درصد برآمده از گفتمان غیررسمی است. پس از بررسی موضوع نوشته های رسمی و غیررسمی، نوشته های رسمی بیشتر محتواهای تربیتی، سیاسی و مذهبی داشتند. درحالی که در نوشته های غیررسمی، اسامی افراد با 08/25 درصد بیشترین موضوع را داشتند. در خصوص اسامی به کار رفته، اسامی مذکر بسیار بیشتر از اسامی مؤنث بودند. در مقایسه نظام نوشتاری (خط)، خط فارسی با 16/79 درصد و خط انگلیسی با 83/20 درصد کل دیوارنوشته های زبانی شهر تهران را شامل می شوند. موضوع دیوارنوشته های انگلیسی بیشتر به خودابرازی (اسامی، علایق و نفرت ها) گرایش دارند. موضوع های اجتماعی مانند تبلیغات اقتصادی، اطلاع رسانی، تربیتی و مذهبی سهم اندکی در نوشته های به خط انگلیسی دارند. درواقع دیوارنویس ها، خط انگلیسی را در نقش رمزگان ابراز خود استفاده می کنند. در مقابل، خط فارسی برای پیام رسانی اجتماعی به کار رفته است.
رویکردی میان رشته ای به سبک زندگی؛ با نگاهی به جامعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم سبک زندگی به رغم اهمیت کارکردگرایانه و وجه انضمامی آن، یکی از مهم ترین چهارچوب های تبیینی در مباحث جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی در دهه های اخیر بوده است. این درحالی است که خاستگاه این مفهوم، فرد، تفاوت های فردی، عادت ها ،ذائقه ها، رجحان ها و به طور کلی تمایزیافتگی افراد و همچنین تفاوت رفتار افراد در فضای کنش با دیگران است که اصولاً امری روان شناختی محسوب می شود. در این میان، سبک زندگی مفهومی وابسته به زمینه تلقی می شود و با طیفی از متغیرهای فردی، فرهنگی، دینی و اجتماعی گره خورده است که در توصیف و تحلیل نیازمند رویکردی میان رشته ای می باشد. به عبارت دیگر تفاوت ها و تمایزهای فردی و روان شناختی به ویژه در موضوعی مانند، سبک زندگی بر خلاف نظریه های کلاسیک روان شناختی، امری صرفاً فردگرایانه و شخصیتی محسوب نمی شود، بلکه به شدت با ساختار و متن اجتماعی و بافت و سرمایه فرهنگی در تعامل هستند. در این مقاله، ضمن توجه به این عوامل و عناصر، ابعادی از تأثیر رسانه های جمعی و الکترونیکی و نیز مدرسه و دانشگاه به عنوان شواهدی از تأثیر زمینه و متن برسبک زندگی طرف توجه قرار می گیرد. در پایان با اتخاذ رویکردی میان رشته ای به توصیف و تحلیل مواردی از کاربرد سبک زندگی در جامعه ایران پرداخته می شود و تلاش می شود با افزوده هایی از آرای دانشمندان اسلامی، دیدگاه هایی برای عرصه سیاست گذاری ارائه شود.
بررسی مضامین در آواها و ترانه های مشاغل زنانه
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات فولکلور و عامیانه
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی انسان شناسی انسان شناسی فرهنگی انسان شناسی کاربردی انسانشناسی شهری فرهنگ مردمی
- حوزههای تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات شفاهی
- حوزههای تخصصی ادبیات قالب های شعر معاصر تصنیف و ترانه
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی کار و شغل
در سرآغاز دوگانه انگاری، مزداگرایی ایرانی
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث بسیار رایجی که از یونان باستان تا دوره اسلامی و حتی تا امروز درباره دین ایران باستان، مزداگرایی، وجود داشته است، بحث درباره وجود یا عدم وجود نوعی دوگانه انگاری میان خدای نیکی و خدای شر در این دین به مثابه محور اساسی آن بوده است. در این مقاله نویسنده ابتدا از قرن هجدهم و نظرات اسقف آنگلیکان آکسفورد، تامس هاید، بحث خود را آغاز می کند. هاید تلاش کرد با آنچه توانسته بود درباره دین زرتشت با اتکا به متون پراکنده و روایت های موجود در ابتدای شرق شناسی به دست بیاورد به این نتیجه برسد که دوگانه انگاری زرتشتی نه ماهیتی دینی بلکه ماهیتی فلسفی داشته است. بعدها آنکتیل دوپرون در سال 1762 دست نوشته هایی را به کتابخانه سلطنتی فرانسه تقدیم کرد که در حقیقت نه بخش هایی از اوستا بلکه تکه هایی از سنت های شفاهی مزدایی بودند. متونی که در آنها مساله دوگانه انگاری به صورت نابرابری به چشم می خورد. در حدود سالهای 1860 لغت شناس آلمانی مارتین هوگ به این نتیجه رسید که زرتشت شخصیتی تاریخی بوده است که طرفدارانش عامل ""تخریب"" دین او به یک دوگانه انگاری و یا یک چندخداگرایی سلسله مراتبی بوده اند. بر خلاف هوگ، جیمز دارمستتر که نخستین بار اوستا را به زبان فرانسه ترجمه کرد، بر آن بود که مزداگرایی یک دین اساسا دوگانه انگار است که خود از یک دین باستانی تر و یک سنت اسطوره ای هندوایرانی چندخداپرستانه ریشه گرفته است. در این مقاله نویسنده ضمن بررسی این استدلالها بر پایه متون اوستایی، موضوع را در قرن بیستم دنبال کرده و از جمله به نظرات اندیشمندانی چون هننینگ، گرشویچ، نیولی و ... درباره این موضوع می پردازد و سرانجام بحث خود را با تاملی طولانی و تطبیقی بر مفهوم هزاره ها در دین زرتشت (که به عقیده او کمتر به آن توجه شده است) بر پایه متون مزدایی و یونانی و رابطه عمیق این مفهوم با دوگانه انگاری در این دین، به نتیجه می رساند.
اصل مقاله به صورت متن کامل انگلیسی در بخش انگلیسی قابل رویت است
قوم گیاه شناسی گیاهان غیر علوفه ای منطقه دلی کما (دره ای کوهستانی در زاگرس مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانش بومی بخشی از فرهنگ منحصر به فرد هر سرزمین است که در جهت سازگاری با شرایط محیطی خاص زیست بوم از طریق تجربه حاصل شده است و به مرور به بخشی از فرهنگ اجتماعی و تولیدی آن جامعه تبدیل شده است. اتنوبوتانی نزدیکترین روش ممکن برای مطالعه دانش مردم از کاربردهای متعدد گیاهانی است که آنها بکار می برند. این مطالعه بخشی از تحقیق گسترده ای است که در زمینه دانش بومی گیاه شناسی در میان ایل طیبی و در منطقه دلی کما (دره ای کوهستانی از ییلاقات شهرستان دهدشت) در استان کهگیلویه و بویراحمد انجام شده است. در این مطالعه که یک پژوهش کیفی در مقوله گیاه قوم شناسی است، از تکنیک های کیفی گردآوری اطلاعات مانند مصاحبه بدون ساختار و مشاهده مشارکتی استفاده شده است. در مجموع 189 گونه شناسایی شد که از این میان 68 گونه گیاهانی بودند که استفاده غیرعلوفه ای داشتند. از گیاهان شاخص منطقه می توان به آویشن دنایی، کاکوتی، بلوط و انواع گون ها اشاره کرد. موارد مورد استفاده این گیاهان شامل استفاده های دارویی، غذایی، تهیه ابزار، ساختمان سازی و استخراج شیره ها و عصاره های صنعتی بود. مردم بومی دانش کافی در مورد زمان رویش، فصل برداشت، روش چیدن، خشک کردن و ساخت انواع ابزار، استخراج انواع شیره ها و کاربردهای متفاوت دارویی هر گیاه داشتند. متاسفانه به دلیل از بین رفتن سنتها، حجم زیادی از دانش بومی در حال از بین رفتن است. محققان گیاه شناسی قومی می توانند نقش مهمی در ثبت و ماندگار کردن این فولکلور غنی نانوشته پیش از این که در میان شتاب اخیر تمدن از بین رود، بازی کنند.
بازنمایی عناصر هویتبخش شهری در سفرنامه ها:( مطالعه مقایسه ای تهران و شهرستانهای استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله عناصر هویت بخش شهری استان تهران در سفرنامه ها مورد مطالعه قرار می گیرد و محوریت بر نمادهای شهرسازی و معماری خواهد بود. از سویی، بازنمایی نمادین شهر اهمیت زیادی در هویت بخشی شهر دارد و از سوی دیگر، استان ها و شهرهای خاص مثل استان تهران و شهر تهران جایگاه نمادینی برای هویت کشور و انعکاس ایران معاصر داشته و در نقطه ای نزدیک تر به ایران امروز قرار دارد. با این نگاه بازنمایی ایران در سفرنامه ها به نوعی منعکس کننده امیدها و ناامیدهای هویت شهری است که از این منظر هم موضوع مطالعات فرهنگی شهر است و هم به نوعی، عرصه بازنمایی فرهنگ و هویت شهر را تصویر می کند. سفرنامه ها از سویی، مروری است بر وضعیت راه ها و جاده ها، شهرسازی و معماری، میادین و مبلمان شهری و از سوی دیگر نگاه نویسنده را نسبت به مردم، روابط اجتماعی، گفتگوها، ضرب المثل ها و فرهنگ عامیانه بیان می کند. نگاه ما در این مقاله، تمرکز بر عناصر هویت شهری است که در سفرنامه ها توصیف شده است. بر این اساس، در این مقاله با مطالعه 24 سفرنامه که توسط سفرنامه نویسان داخلی و خارجی نوشته شده، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، مطالعه بازنمایی عناصر و نمادهای هویتبخش استان تهران انجام شده است. مقولات عناصر و نمادهای هویت بخش شامل بناهای محوری، شهرسازی و سیاست های مربوطه، نمادهای فرهنگی، رسانه های شهری و مبلمان شهری است. یافته های این مطالعه نشان می دهد که بازنمایی استان تهران در سفرنامهها، با دوئیتهای شرق در برابر غرب، مناطق بالای جامعه در برابر مناطق پایین و یا شهر تهران در برابر شهرهای دیگر استان، کشور یا حتی جهان صورت گرفته است.